بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 277

می نموده و گاهی در حواشی مطالبی می نوشته است. از جمله «حاشیه الایماضات» که حواشی اوست بر کتاب «ایماضات» استادش میرداماد و در کتابخانه مرحوم مجدالعلماء نجفی در اصفهان موجود بوده است. او همچنین «حاشیه التقدیسات» و «معلّقات علی السّبع الشّداد» (که به شماره 1868 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است) هر دو از تألیفات میرداماد را کتابت کرده است.[1]]

از دیگر تألیفات ملاّ عبدالغفار «حاشیه علی حاشیه خفریه علی شرح جدید تجرید» است که میرزا عبداللّه افندی (صاحب «ریاض العلماء») آن را نزد احفادش در رشت دیده بوده است.[2]

آقا عبدالغفار شیرازی*

آقا عبدالغفار شیرازی، از خوشنویسان خط نسخ در قرن سیزدهم هجری. اصلش از شیراز و توطّن او در محلّه لنبان اصفهان و شغلش کتابت قرآن و از معاشران و مصاحبان آقا محمّدکاظم واله بوده است.

میرزا فضل اللّه خاوری شیرازی در سفری که به سال 1222ق (عهد فتحعلی شاه) به اصفهان آمده و مهمان واله بوده است از وی نام می برد و می گوید: «آقا عبدالغفار شیرازی در منزل رجبعلی خان لنبانی مشغول کتابت قرآن است.»[3]

ملاّ عبدالغفار لوائی کرمانی

ملاّ عبدالغفار کرمانی متخلّص به «لوائی» از فضلاء و ادبای قرن سیزدهم هجری

[1]حکیم استرآباد میرداماد، صص 121، 161 و 171.

[2]الذریعه، ج6، ص66.

[3]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص164.


صفحه 278

است. در علوم زمانه خود مهارت داشته و در اصفهان به تدریس می پرداخته است. شعر بسیار گفته که اغلب در مدایح و مراثی معصومین علیهم السلام است. تا سال 1270ق در قید حیات بوده است.[1]

حاج عبدالغفور عالی قزوینی

حاج عبدالغفور قزوینی اصفهانی متخلّص به «عالی» فرزند حاج محمّدباقر، شاعر ادیب در قرن سیزدهم هجری. جدّش حاج عبدالغفور از تجار معروف و اصلاً از قزوین بوده و سلسله او در اصفهان به حاج غفوری شهرت داشته اند. میرزا عبدالغفور در اصفهان متولّد شده و جهت تحصیل به عتبات عالیات رفت و پس از مدتی تحصیل به اصفهان مراجعت کرد. گاهی به اقتضای حال شعر می گفت و در سال هزار و دویست و هشتاد و اندی وفات یافت.

از اوست:

دوش آشفته دل از زلف تو سودا می کرد تا سحر خون به دل عنبرسا می کرد[2]

میرزا عبدالغفور شمس القُرّاء

میرزا عبدالغفور [شمس الشرق فرزند علی محمّد، معروف به] شمس القُرّاء از اساتید فن قرائت و تجوید در اصفهان [بود] و در این اواخر استاد مسلّم و وحید به شمار می رفت. تجوید و قرائت را از شیخ محمّد بن محمّدباقر عاصم کاشانی و سیّد علی

[1]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1495.

[2]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، صص 1161-1163؛ تذکره مدایح معتمدیه: خطی.


صفحه 279

زنجیره فروش فرا گرفت و در مسجد آقانور جلسه قرائت منعقد نموده و در برخی منازل و مساجد دیگر نیز جلساتی داشت و عموم قرّاء کنونی اصفهان از شاگردان او می باشند.

[دارای صدایی بسیار خوب و جذاب و غرّاء بود و در تیمچه ملک در بازار اصفهان، منشی حاج عبدالعلی فیض بود و در خیابان ابن سینا سکونت داشت. او در اواخر عمر بینایی خود را از دست داد و] در شب سه شنبه 18 شوال 1383ق [مطابق با 18 اسفند 1342ش] به سن قریب به 90 سالگی وفات یافته و در تخت فولاد [صحن تکیه سیّد العراقین] مدفون گردید.

او کتاب استادش محمّدعاصم کاشانی: «وجیزه التّجوید» را کتابت و تصحیح کرده که در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[1]

ملاّ عبدالغفور رویدشتی*

ملاّ عبدالغفور بن عنایت اللّه رویدشتی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و به احتمال قوی فرزند ملاّ عنایت اللّه قهپائی رویدشتی (صاحب مجمع الرّجال) است. در اصفهان به تحصیل علم مشغول بوده و ظاهرا نزد میر محمّداسماعیل خاتون آبادی کسب فیض می نموده است.

او نسخه ای از «تلخیص المقال» را در سه شنبه 8 شعبان 1072ق کتابت نموده و سپس با دقّت آن را مقابله کرده است.[2]او در 20 محرم الحرام 1085ق نسخه ای از «کافی» تألیف: شیخ کلینی را کتابت نموده که به شماره 4160 در کتابخانه وزیری یزد وجود دارد.[3]همچنین کتاب «تهذیب الاحکام» شیخ طوسی را در پنج شنبه غرّه ربیع الاوّل سال 1088ق کتابت نموده که در کتابخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی کاشان وجود

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص753؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ فهرست گلپایگانی، ج2، ص192؛ شرح مجموعه گل، صص 398 و 399؛ اساتید و قاریان قرآن اصفهان، صص 55 و 56.

[2]تراجم الرجال، ج1، ص311.

[3]فهرست وزیری، ج1، ص275.


صفحه 280

دارد.[1]

میر عبدالغنی اصفهانی

میر عبدالغنی اصفهانی، عالم فاضل، فقیه محدّث و محقّق مدقّق از علمای قرن دوازدهم هجری. در کام فیروز فارس ساکن بود. شیخ محمّدعلی حزین در سفر خود به فارس، او را دیده و مدتی معاشر او بوده است. حزین می نویسد: «رساله ای در مواریث نوشته بود، به نظر فقیر رسانید و به غایت منقّح نوشته بود.»[2]

[مرحوم شیخ علی دوانی نام او را «میر عبدالنّبی اصفهانی» ضبط کرده، ولی در «تاریخ حزین» چاپ اصفهان، نام او «میر عبدالغنی» ضبط شده است.]

سیّد عبدالغنی حسینی دهدشتی

سیّد عبدالغنی بن عبدالغفار حسین دهدشتی [از فضلاء قرن دوازدهم هجری] در پنجم رجب 1122ق در اصفهان کتابت مجموعه ای از سه کتاب را به خط نستعلیق به پایان رسانیده و کتاب به شماره 525 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]

میر عبدالغنی خاتون آبادی

میر عبدالغنی بن میرمعصوم بن میرعبدالحسین خاتون آبادی، عالم فاضل. در 23 رجب 1100ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرده و شیخ الاسلام

[1]فهرست ارشاد کاشان، ص26.

[2]تاریخ حزین، (چاپ اصفهان) ، ص42؛ الذریعه، ج1، ص445؛ الکواکب المنتشره، ص441؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص235.

[3]فهرست مرعشی، ج2، ص131.


صفحه 281

اصفهان بوده است. مشارالیه در روز دوشنبه غرّه شهر رمضان المبارک سال 1161ق در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد [پای دیوار بقعه آقا محمّد بیدآبادی] مدفون شد.[1]

میر عبدالغنی تفرشی

میر عبدالغنی تفرشی، [از شعراء و ادبای قرن دوازدهم هجری] از احفاد میر عبدالغنی تفرشی (اوّل) [به قول میرزا محمّدعلی حزین که معاصر اوست] «فقیر به شعرفهمی و سخن شناسی او کسی ندیده ام. در ذکاء و استقامت سلیقه بی نظیر و تحصیل متداولات علوم نموده، در جوانی وداع دیر ناسوتی نموده، داغ جدایی بر دل مستمند گذاشت. اگر فرصت می یافت یکی از افاضل اعلام می شد. طبع مشکل پسندش به گفتن شعر کم تر التفات می نمود.»[2]

[جدّش میر عبدالغنی تفرشی (اوّل) در شیراز نزد میر ابوالقاسم کازرونی تحصیل کرد. از مریدان ملاّ محمّد صوفی بود. و در عصر شاه عباس اوّل وفات نمود.[3]

میر عبدالغنی تفرشی اوّل «شرح البدایه و الهدایه» از شهید ثانی را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 4426 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[4]]

این شعر از او [عبدالغنی تفرشی دوّم] است.

[1]رجال اصفهان، ص219؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص783؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص46؛ وقایع السنین و الاعوام، ص551؛ دومین دوگفتار، ص75.

[2]تذکره المعاصرین حزین، صص 187 و 188؛ صحف ابراهیم، ص201؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص782.

[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص375؛ سُلّم السموات، ص321؛ منتخب اللطایف، ص485.

[4]فهرست مختصر مجلس، ص474.


صفحه 282

عمری به ره وفا نشستیم عبث دل جز تو به دیگری نبستیم عبث

در کوی تو قرب هر سگی بیش از ماست ما این همه استخوان شکستیم عبث

سیّد عبدالغنی (غنی)

حاج سیّد عبدالغنی [اصفهانی] متخلّص به «غنی» از شعرای قرن چهاردهم هجری. از اعضای قدیمی و محتوم انجمن ادبی شیدا بود و اشعارش در مجلّه دانشکده به طبع می رسید. غزل را به سبک قدما نیکو می ساخت. از اشعار اوست:

کسی به جز دلدار از حال دلم آگاه نیست زانکه در این خانه غیر از او کس را راه نیست

از در میخانه گر زاهد عنان تابد چه باک چون که هر بیگانه ای محرم در این اسرار نیست[1]

سیّد عبدالغنی نوحی چادگانی

سیّد عبدالغنی نوحی متخلّص به «نوح» فرزند سیّد فتح اللّه از شعرای معاصر. در سال 1272ش در چادگان متولّد گردید و تحصیلات قدیمه و جدیده خویش را در اصفهان انجام داده و از سال 1302ش به خدمت دولت وارد گردید. مدّتی در فریدن و زمانی در دادگستری اصفهان و اخیرا در طهران در بانک ملّی ایران انجام وظیفه می نمود. در حدود سه هزار بیت شعر از غزل و قصیده و رباعی سروده و برخی از آنها را در جراید

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 339 و 340.


صفحه 283

طهران به طبع رسانیده است.

از اشعار اوست:

دل داده ام ز دست و ندانم به دست کیست دانم که جز تو دلبری اندر زمانه نیست

از پیچ و تاب زلف گره گیرت ای صنم پیداست مرغ گمشده من به دام کیست[1]

عبدالغنی یزدی

عبدالغنی یزدی [از دانشمندان قرن یازدهم هجری] در 24 محرم 1043ق در اصفهان کتاب «تحریر اقلیدس» را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 9866 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]

سیّد عبدالفتاح خلیفه سلطانی

سیّد عبدالفتاح خلیفه سلطانی بن ضیاءالدّین محمّد بن میر محمّدصادق بن میر محمّدطاهر بن سیّد علی نواب بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان، عالم فاضل محقّق در قرن سیزدهم هجری. مؤلف کتاب های:

1. «التبر المذاب» 2. «جهان نما»، در جغرافیای اصفهان3. «خلد برین» در مواعظ4. «خلوتخانه» به فارسی در ردّ صوفیه5. «رازنشان» در ردّ جمیع فرق صوفیه6. «تذییل تذکره الشعراء»7. «جوشن داود» در ادعیه [8. «الحسبیّه» در فقه9. «حواشی

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 517 و 518.

[2]فهرست رضوی، ج8، ص60.


صفحه 284

المجدی» در انساب

شعر نیز می سروده و «نبوی» تخلّص می کرده است.[1]]

عبدالقادر اصفهانی*

عبدالقادر اصفهانی، از معماران چیره دست قرن نهم هجری است. او در سال 848ق مسجد دباغ خانه را در آنقره (آنکارا) در سرزمین عثمانی (ترکیه امروزی) ساخته است.[2]

خواجه عبدالقادر بسینانی اصفهانی*

خواجه عبدالقادر بسینانی اصفهانی، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. از اهالی قریه «بسینان» از توابع اصفهان بوده و پدرانش همه از بزرگان و رؤسای آنجا بوده اند. خودش مردی کریم الطبع و سخی بوده و محفل او محلّ اجتماع فضلاء و ادباء و اهل حال بود. چندی به سودای کیمیا سرمایه خویش را هزینه کرد. عاقبت به هند سفر کرده و در سال 1025ق در سن 90 سالگی وفات یافت. این بیت از اوست:

نکردم جان نثار قاصد و شرمنده ام از وی که در اوّل سخن بیهوش کرد از ذوق پیغامم[3]

[1]الذریعه، ج3، ص312؛ ج4، ص37 و ج5، صص 286 و 300؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 783 و 784؛ مزارات اصفهان، ص252.

[2]معماران ایران، ص163.

[3]تذکره عرفات العاشقین، ج4، ص4573؛ تذکره روز روشن، ص526؛ کاروان هند، ج2، صص 864 و 865؛ منتخب اللّطایف، ص455.