اصفهان بوده است. مشارالیه در روز دوشنبه غرّه شهر رمضان المبارک سال 1161ق در اصفهان وفات یافته و در تخت فولاد [پای دیوار بقعه آقا محمّد بیدآبادی] مدفون شد.[1]
میر عبدالغنی تفرشی
میر عبدالغنی تفرشی، [از شعراء و ادبای قرن دوازدهم هجری] از احفاد میر عبدالغنی تفرشی (اوّل) [به قول میرزا محمّدعلی حزین که معاصر اوست] «فقیر به شعرفهمی و سخن شناسی او کسی ندیده ام. در ذکاء و استقامت سلیقه بی نظیر و تحصیل متداولات علوم نموده، در جوانی وداع دیر ناسوتی نموده، داغ جدایی بر دل مستمند گذاشت. اگر فرصت می یافت یکی از افاضل اعلام می شد. طبع مشکل پسندش به گفتن شعر کم تر التفات می نمود.»[2]
[جدّش میر عبدالغنی تفرشی (اوّل) در شیراز نزد میر ابوالقاسم کازرونی تحصیل کرد. از مریدان ملاّ محمّد صوفی بود. و در عصر شاه عباس اوّل وفات نمود.[3]
میر عبدالغنی تفرشی اوّل «شرح البدایه و الهدایه» از شهید ثانی را به خط نستعلیق کتابت کرده که به شماره 4426 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[4]]
این شعر از او [عبدالغنی تفرشی دوّم] است.
[1]رجال اصفهان، ص219؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص783؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص46؛ وقایع السنین و الاعوام، ص551؛ دومین دوگفتار، ص75.
[2]تذکره المعاصرین حزین، صص 187 و 188؛ صحف ابراهیم، ص201؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص782.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص375؛ سُلّم السموات، ص321؛ منتخب اللطایف، ص485.
[4]فهرست مختصر مجلس، ص474.
عمری به ره وفا نشستیم عبث دل جز تو به دیگری نبستیم عبث
در کوی تو قرب هر سگی بیش از ماست ما این همه استخوان شکستیم عبث
سیّد عبدالغنی (غنی)
حاج سیّد عبدالغنی [اصفهانی] متخلّص به «غنی» از شعرای قرن چهاردهم هجری. از اعضای قدیمی و محتوم انجمن ادبی شیدا بود و اشعارش در مجلّه دانشکده به طبع می رسید. غزل را به سبک قدما نیکو می ساخت. از اشعار اوست:
کسی به جز دلدار از حال دلم آگاه نیست زانکه در این خانه غیر از او کس را راه نیست
از در میخانه گر زاهد عنان تابد چه باک چون که هر بیگانه ای محرم در این اسرار نیست[1]
سیّد عبدالغنی نوحی چادگانی
سیّد عبدالغنی نوحی متخلّص به «نوح» فرزند سیّد فتح اللّه از شعرای معاصر. در سال 1272ش در چادگان متولّد گردید و تحصیلات قدیمه و جدیده خویش را در اصفهان انجام داده و از سال 1302ش به خدمت دولت وارد گردید. مدّتی در فریدن و زمانی در دادگستری اصفهان و اخیرا در طهران در بانک ملّی ایران انجام وظیفه می نمود. در حدود سه هزار بیت شعر از غزل و قصیده و رباعی سروده و برخی از آنها را در جراید
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 339 و 340.
طهران به طبع رسانیده است.
از اشعار اوست:
دل داده ام ز دست و ندانم به دست کیست دانم که جز تو دلبری اندر زمانه نیست
از پیچ و تاب زلف گره گیرت ای صنم پیداست مرغ گمشده من به دام کیست[1]
عبدالغنی یزدی
عبدالغنی یزدی [از دانشمندان قرن یازدهم هجری] در 24 محرم 1043ق در اصفهان کتاب «تحریر اقلیدس» را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 9866 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]
سیّد عبدالفتاح خلیفه سلطانی
سیّد عبدالفتاح خلیفه سلطانی بن ضیاءالدّین محمّد بن میر محمّدصادق بن میر محمّدطاهر بن سیّد علی نواب بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان، عالم فاضل محقّق در قرن سیزدهم هجری. مؤلف کتاب های:
1. «التبر المذاب» 2. «جهان نما»، در جغرافیای اصفهان3. «خلد برین» در مواعظ4. «خلوتخانه» به فارسی در ردّ صوفیه5. «رازنشان» در ردّ جمیع فرق صوفیه6. «تذییل تذکره الشعراء»7. «جوشن داود» در ادعیه [8. «الحسبیّه» در فقه9. «حواشی
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 517 و 518.
[2]فهرست رضوی، ج8، ص60.
المجدی» در انساب
شعر نیز می سروده و «نبوی» تخلّص می کرده است.[1]]
عبدالقادر اصفهانی*
عبدالقادر اصفهانی، از معماران چیره دست قرن نهم هجری است. او در سال 848ق مسجد دباغ خانه را در آنقره (آنکارا) در سرزمین عثمانی (ترکیه امروزی) ساخته است.[2]
خواجه عبدالقادر بسینانی اصفهانی*
خواجه عبدالقادر بسینانی اصفهانی، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. از اهالی قریه «بسینان» از توابع اصفهان بوده و پدرانش همه از بزرگان و رؤسای آنجا بوده اند. خودش مردی کریم الطبع و سخی بوده و محفل او محلّ اجتماع فضلاء و ادباء و اهل حال بود. چندی به سودای کیمیا سرمایه خویش را هزینه کرد. عاقبت به هند سفر کرده و در سال 1025ق در سن 90 سالگی وفات یافت. این بیت از اوست:
نکردم جان نثار قاصد و شرمنده ام از وی که در اوّل سخن بیهوش کرد از ذوق پیغامم[3]
[1]الذریعه، ج3، ص312؛ ج4، ص37 و ج5، صص 286 و 300؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 783 و 784؛ مزارات اصفهان، ص252.
[2]معماران ایران، ص163.
[3]تذکره عرفات العاشقین، ج4، ص4573؛ تذکره روز روشن، ص526؛ کاروان هند، ج2، صص 864 و 865؛ منتخب اللّطایف، ص455.
عبدالقادر معلّم اصفهانی
ابوالغنائم عبدالقادر بن محمّد بن شجاع بن محمّد بن علی بن ابراهیم معلّم اصفهانی ] از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری] پدرش از اهالی «لفتوان» اصفهان است. خود او از: عبدالواحد بن محمّد بن احمد بن هیثم و شتج، ابی الحسین علی بن هاشم بن طاهر بن علی طباطبائی، ابوعبداللّه هیثم بن محمّد بن هفیم سلمی و غیره استماع حدیث کرده و در سال 531ق ابوسعد سمعانی از او در خدمت پدرش استماع حدیث کرده است.[1]
میرزا عبدالقادر تونی
میرزا عبدالقادر تونی خراسانی اصفهانی، از شعراء و ادبای قرن یازدهم هجری. از بزرگان ناحیه «تون» خراسان بوده و مدّتی وزیر آنجا بود. در حدود سال 1078ق به اصفهان آمده و چون پسرش را به داشتن آلات و ادوات سحر متهم نموده و کور کردند، او هم از غصه و اندوه در اصفهان وفات یافت.
مثنوی «فتح نامه قندهار» که جهت شاه عباس دوم سروده و «دیوان اشعار» از آثار اوست.[2]
حاج عبدالقادر عاشق آبادی
حاج عبدالقادر عاشق آبادی، عارف کامل، از مشایخ صوفیه [در قرن دوازدهم
[1]التّحبیر، ج1، ص471.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 150-153؛ الذریعه، ج9، ص691 و ج16، ص109 و ج19، ص219.
هجری] بوده. و عده ای کثیر مرید داشته [است.] قبرش در تخت فولاد در کنار جاده و به فاصله قریب به پنجاه متر خارج از بقعه آقا محمّد بیدآبادی قرار داشت و قبری بلند بسته بود که آن را جهت تعریض جاده خراب کردند و استخوان های او را در صحن تکیه بیدآبادی دفن کردند.[1]
[از مریدان او مولانا شمس الدّین محمّد خلف فاضل مجتهد مولانا محمّدسعید گیلانی است که «بعد از تحصیل بسیاری از فنون علمیّه ذوق سلوک و ریاضات بر و غالب شد و طرفه شوری و استغراقی وی را فرو گرفت. ترک علوم ظاهریه نموده، به حاجی عبدالقادر عاشق آبادی اصفهانی که خود را از مشایخ زمان می دانست و مریدان داشت نسبت ارادت درست کرد». حاج عبدالقادر فرزندی به نام محمّدتقی داشته که در عداد خوشنویسان خط نسخ بوده و بسیار زیبا می نوشته و قرآنی به خط او در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است. «عاشق آباد»، از دهات غرب اصفهان در مسیر جاده اصفهان - تهران (جاده انوشیروان) بوده است.[2]]
عبدالقادر محزون بسطامی
عبدالقادر بسطامی اصفهانی متخلّص به «محزون» شاعر و ادیب فاضل در قرن یازدهم هجری.
وی در اصفهان ساکن بوده و در مدرسه سلطان حسین و مدرسه مرتضویه به تحصیل علوم دینی می پرداخته است. او در سال 1114ق جُنگی نزدیک به پانصد بیت و بندهایی به نثر از منشآت و جزآن از آثار خود و دیگران ترتیب داده است. این جُنگ به
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص703؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص196.
[2]تاریخ و سفرنامه حزین، ص161؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
شماره 3326 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[1][همچنین منظومه «گلشن خیال» از آثار صاحب عنوان است.[2]]
عبدالقادر نائینی
مولانا عبدالقادر نائینی اصفهانی، از ادباء و شعرای قرن هفتم و از اقران سعدی است. مردی تارک دنیا بود و همواره به قناعت روزگار می گذرانید.
از اشعار اوست:
با خیال چشم تو رضوان که چشم جنّت است حور در چشمش نیامد چشمه کوثر ندید[3]
میر عبدالکاظم خاتون آبادی
میر عبدالکاظم (محمّدکاظم) بن میر محمّدصادق بن میر عبدالحسین خاتون آبادی، عالم فاضل نسابه [در 27 ذیحجه 1094ق متولّد و] در 21 شعبان 1151ق وفات یافته و در صحن نجف اشرف مدفون گردید. وی مؤلف شجره نامه ای است که در آن سادات خاتون آبادی را تا سال 1139ق نام برده است.[4]
[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج11، ص2312.
[2]تذکره شاعران فارسی سرا، ص203.
[3]تذکره الشعراء دولتشاه، ص120؛ تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2333 و 2334؛ تذکره ریاض الشعراء، ج3، ص1366.
[4]وقایع السنین و الاعوام، ص537؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص192؛ الذریعه، ج8، ص221.
شیخ عبدالکبیر جعفری*
حاج شیخ عبدالکبیر جعفری فرزند شیخ عبدالواحد بن شیخ محمّدجعفر وردنجانی چهارمحالی، عالم فاضل صالح معاصر در سال 1316ش متولّد شد. مقدّمات و لمعتین را نزد پدر آموخت سپس به نجف آباد رفته و نزد علمای عالیقدر شیخ نصراللّه قضاوی معروف به «امام» و شیخ غلامحسین منصور ادامه تحصیل داد. آنگاه به قم رفته و نزد حضرات آیات: مشکینی، منتظری و سبحانی به کسب فیض پرداخت. امّا به عللی نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد و به ناچار در اصفهان ساکن شد و نزد حضرات آیات: میر سیّد علی بهبهانی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج سیّد مصطفی مهدوی و سیّد ابوتراب مرتضوی به تکمیل معلومات خود پرداخت.
ایشان اکنون علاوه بر تدریس فقه و تفسیر و «نهج البلاغه» در مدرسه نیم آورد، به وعظ و خطابه و ارشاد مردم می پردازد و نماز جماعت را در مسجد میرزا باقر (در محلّه بیدآباد) اقامه می نماید و مورد وثوق قاطبه مؤمنین و متدیّنین اصفهان است.
پدرش شیخ عبدالواحد نیز از فقهاء ناحیه چهارمحال بوده و پس از مدتی تحصیل نزد پدر به نجف اشرف مشرّف گردیده و از درس حضرات آیات: میرزای نائینی، سیّد محمّدکاظم یزدی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی بهره گرفته و بعد از مراجعت به موطن خویش به ترویج دین و بیان مسائل شرعی پرداخته است. او در حکمت از شاگردان عارف الهی شیخ مرتضی طالقانی بوده و از تربیت معنوی او کامیاب گشته است. شیخ محمّدجعفر از علماء و فضلای دوره قاجاریه بوده و از موطن خود قریه «وردنجان» از توابع چهارمحال به اصفهان مهاجرت نموده و در مدرسه الماسیه (در چهارسو مقصود) ساکن شده و نزد علمای اصفهان خصوصا شیخ محمّدتقی آقانجفی به تحصیل پرداخته است. او پس از تحصیل به چهارمحال مراجعت کرده و مرجع مسائل شرعی مردم آن