هجری] بوده. و عده ای کثیر مرید داشته [است.] قبرش در تخت فولاد در کنار جاده و به فاصله قریب به پنجاه متر خارج از بقعه آقا محمّد بیدآبادی قرار داشت و قبری بلند بسته بود که آن را جهت تعریض جاده خراب کردند و استخوان های او را در صحن تکیه بیدآبادی دفن کردند.[1]
[از مریدان او مولانا شمس الدّین محمّد خلف فاضل مجتهد مولانا محمّدسعید گیلانی است که «بعد از تحصیل بسیاری از فنون علمیّه ذوق سلوک و ریاضات بر و غالب شد و طرفه شوری و استغراقی وی را فرو گرفت. ترک علوم ظاهریه نموده، به حاجی عبدالقادر عاشق آبادی اصفهانی که خود را از مشایخ زمان می دانست و مریدان داشت نسبت ارادت درست کرد». حاج عبدالقادر فرزندی به نام محمّدتقی داشته که در عداد خوشنویسان خط نسخ بوده و بسیار زیبا می نوشته و قرآنی به خط او در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است. «عاشق آباد»، از دهات غرب اصفهان در مسیر جاده اصفهان - تهران (جاده انوشیروان) بوده است.[2]]
عبدالقادر محزون بسطامی
عبدالقادر بسطامی اصفهانی متخلّص به «محزون» شاعر و ادیب فاضل در قرن یازدهم هجری.
وی در اصفهان ساکن بوده و در مدرسه سلطان حسین و مدرسه مرتضویه به تحصیل علوم دینی می پرداخته است. او در سال 1114ق جُنگی نزدیک به پانصد بیت و بندهایی به نثر از منشآت و جزآن از آثار خود و دیگران ترتیب داده است. این جُنگ به
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص703؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص196.
[2]تاریخ و سفرنامه حزین، ص161؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
شماره 3326 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[1][همچنین منظومه «گلشن خیال» از آثار صاحب عنوان است.[2]]
عبدالقادر نائینی
مولانا عبدالقادر نائینی اصفهانی، از ادباء و شعرای قرن هفتم و از اقران سعدی است. مردی تارک دنیا بود و همواره به قناعت روزگار می گذرانید.
از اشعار اوست:
با خیال چشم تو رضوان که چشم جنّت است حور در چشمش نیامد چشمه کوثر ندید[3]
میر عبدالکاظم خاتون آبادی
میر عبدالکاظم (محمّدکاظم) بن میر محمّدصادق بن میر عبدالحسین خاتون آبادی، عالم فاضل نسابه [در 27 ذیحجه 1094ق متولّد و] در 21 شعبان 1151ق وفات یافته و در صحن نجف اشرف مدفون گردید. وی مؤلف شجره نامه ای است که در آن سادات خاتون آبادی را تا سال 1139ق نام برده است.[4]
[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج11، ص2312.
[2]تذکره شاعران فارسی سرا، ص203.
[3]تذکره الشعراء دولتشاه، ص120؛ تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2333 و 2334؛ تذکره ریاض الشعراء، ج3، ص1366.
[4]وقایع السنین و الاعوام، ص537؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص192؛ الذریعه، ج8، ص221.
شیخ عبدالکبیر جعفری*
حاج شیخ عبدالکبیر جعفری فرزند شیخ عبدالواحد بن شیخ محمّدجعفر وردنجانی چهارمحالی، عالم فاضل صالح معاصر در سال 1316ش متولّد شد. مقدّمات و لمعتین را نزد پدر آموخت سپس به نجف آباد رفته و نزد علمای عالیقدر شیخ نصراللّه قضاوی معروف به «امام» و شیخ غلامحسین منصور ادامه تحصیل داد. آنگاه به قم رفته و نزد حضرات آیات: مشکینی، منتظری و سبحانی به کسب فیض پرداخت. امّا به عللی نتوانست تحصیلات خود را ادامه دهد و به ناچار در اصفهان ساکن شد و نزد حضرات آیات: میر سیّد علی بهبهانی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج سیّد مصطفی مهدوی و سیّد ابوتراب مرتضوی به تکمیل معلومات خود پرداخت.
ایشان اکنون علاوه بر تدریس فقه و تفسیر و «نهج البلاغه» در مدرسه نیم آورد، به وعظ و خطابه و ارشاد مردم می پردازد و نماز جماعت را در مسجد میرزا باقر (در محلّه بیدآباد) اقامه می نماید و مورد وثوق قاطبه مؤمنین و متدیّنین اصفهان است.
پدرش شیخ عبدالواحد نیز از فقهاء ناحیه چهارمحال بوده و پس از مدتی تحصیل نزد پدر به نجف اشرف مشرّف گردیده و از درس حضرات آیات: میرزای نائینی، سیّد محمّدکاظم یزدی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی بهره گرفته و بعد از مراجعت به موطن خویش به ترویج دین و بیان مسائل شرعی پرداخته است. او در حکمت از شاگردان عارف الهی شیخ مرتضی طالقانی بوده و از تربیت معنوی او کامیاب گشته است. شیخ محمّدجعفر از علماء و فضلای دوره قاجاریه بوده و از موطن خود قریه «وردنجان» از توابع چهارمحال به اصفهان مهاجرت نموده و در مدرسه الماسیه (در چهارسو مقصود) ساکن شده و نزد علمای اصفهان خصوصا شیخ محمّدتقی آقانجفی به تحصیل پرداخته است. او پس از تحصیل به چهارمحال مراجعت کرده و مرجع مسائل شرعی مردم آن
حدود و مورد وثوق علماء و اهالی آنجا بوده تا اینکه وفات یافته است.[1]
ملاّ عبدالکریم اشراق بیرجندی
ملاّ عبدالکریم بیرجندی متخلّص به «اشراق»، شاعر ادیب، عالم فاضل و حکیم عارف [از دانشمندان قرن دوازدهم هجری.]
سال ها در اصفهان سکونت داشته و از درس آقا محمّد بیدآبادی و سایر علمای اصفهان بهره برده و سپس به وطن خود مراجعت نموده است.
وی چندی به مسافرت در کابل و کشمیر و هند پرداخته و عاقبت در سال 1229ق وفات یافته و در زادگاه خود بیرجند مدفون گردید.
دیوان اشعار او به ضمیمه منشآت و مراسلات او (از جمله مراسلات او با ملاّ حمزه گیلانی و آقا محمّد بیدآبادی و شعر در مدح بیدآبادی) نزد مرحوم شیخ محمّدحسین آیتی بیرجندی موجود بوده است. همچنین یک مجموعه «ادعیه» به خط او که در سال 1193ق کتابت نموده بود در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.
از اوست:
رشک خورشید و قمر چهره زیبایی هست نور انجم ز رُخ آینه سیمایی هست
چهره لاله عذاران جهان بین و بگوی گل رخسار بتان را چمن آرائی هست[2]
[1]نقل از دست نوشته جناب آقای حاج شیخ عبدالکبیر جعفری (سلّمه اللّه تعالی) با تلخیص و تغییر در عبارات.
[2]بهارستان، صص 111 و 262-268؛ سه رساله در علم رجال، ص23؛ فهرست رضوی، ج15، ص 19؛ آشنای حق، صص 43 و 44.
میر عبدالکریم اصفهانی*
میر عبدالکریم اصفهانی، از شعرای قرن دهم هجری و برادر میر عبدالباقی متخلّص به «مقبول» است. در کسب کمال زحمت کشیده و در علم رمل وقوفی کامل داشته است.
از اوست:
مه من شیوه یاری و دلداری نمی داند طریق مهر و آیین وفاداری نمی داند[1]
عبدالکریم خوراسکانی
عبدالکریم بن ابوالحسن خوراسکانی، از علمای قرن سیزدهم هجری است و دارای خطی نیکو بوده است. در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران آثاری به خط او و مورّخ به سال 1214ق موجود است. که عبارت است از:
مجموعه ای در ادعیه (مانند «مصباح الشریعه» منسوب به حضرت صادق علیه السلام ، «قاطعه الّلجاج» محقّق کرکی و «من لا یحضره التقویم» فیض کاشانی) که به شماره 903 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
[او همچنین نسخه ای از «زاد المعاد» را به خط نسخ در سال 1220ق کتابت نموده که به شماره 12463 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.[3]]
[1]تذکره تحفه سامی، ص73.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج5، صص 1537 و 1967؛ فهرست اهدایی مشکوه، ج1، ص196 و ج5، ص1967؛ خورشید جی، صص 299 و 300.
[3]فهرست الفبائی رضوی، ص294؛ تاریخ شهر خوراسکان و روستای داران، ص151.
عبدالکریم آشفته بختیاری
عبدالکریم خان سالار ارفع بختیاری متخلّص به «آشفته» [فرزند اسفندیارخان سردار اسعد، از شعرای قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق متولّد شد. او اهل شعر و ادب بوده و با فضلاء و ادباء چهارمحال و بختیاری مصاحبت داشت و خود نیز نیکو شعر می سرود. او سرانجام در سال 1363ق [مطابق با 1323ش] وفات یافته و در آرامگاه خانوادگی خوانین بختیاری، در تکیه میر (تخت فولاد) اصفهان مدفون شد. این شعر از اوست:
مه جبین چهره پری وار نداری داری عالمی عاشق و بیمار نداری داری
حسن تو برده گرو از همه خوبان جهان شیوه دلبری ای یار نداری داری
وصل سهل است ولی ناز تو شد مشکل من سر آزار من زار نداری داری[1]
میرزا عبدالکریم طبیب پوده ای
میرزا کریم (عبدالکریم) طبیب [فرزند حاج اسماعیل از اطباء حاذق قرن چهاردهم هجری] اصلاً از مردم پوده سمیرم و در اصفهان ساکن [بوده] و خصوصا در امراض چشم مهارت داشت. کوچه ای در محله خواجو به نام میرزا کریم به او منسوب است.[2]
[1]شناخت سرزمین بختیاری، ص497؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص20؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[2]تاریخچه محلّه خواجو، ص28؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص55.
[وی در 27 جمادی الآخر 1363ق وفات یافته و در تکیه آغاباشی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد. شاعر مشهور استاد صغیر اصفهانی ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ او را چنین یافته است:
سالکی سر به جمع کرد و بگفت: «با کریمست جمله کار کریم»[1]]
ملاّ عبدالکریم گزی
ملاّ عبدالکریم بن محمّداسماعیل [گزی]، خطاط و نقاش و ادیب شاعر، از شاگردان حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی [از دانشمندان و ادبای قرن سیزدهم هجری و از اهالی قریه «گز» از بلوک «بُرخوار» اصفهان است. پدرش از دهقانان آن دیار بوده و خود او به اصفهان آمده و به تحصیل مشغول شده است. در اکثر علوم مهارت داشته و اغلب خطوط خصوصا ثلث و نسخ را استادانه می نوشته است. در نقاشی و تذهیب و جدول کشی نیز صاحب ذوق و هنر بوده و برخی از کتب استنساخ شده خود را با نقوش زیبا تذهیب و نقاشی می کرده است. در شعر نیز دستی داشته و در مدح استاد خود مرحوم سیّد حجه الاسلام قصایدی سروده است.[2]]
او چندین مجلد از «مطالع الانوار» تألیف: سیّد حجه الاسلام را به خط نسخ زیبای خود کتابت کرده است:
جلد اوّل «مطالع» را در پنج شنبه یکم ماه صفر 1254ق کتابت کرده که در کتابخانه فاضل ارجمند حاج سیّد مرتضی شهشهانی موجود بوده است. جلد دوم آن که در شنبه 16 جمادی الاوّل 1241ق کتابت شده در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران نگهداری
[1]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی.
[2]تذکره مآثر الباقریه، ص120؛ تراجم الرجال، ج1، ص320.
می شود.[1]
نسخه دیگری از «مطالع» شامل یک دوره 5 جلدی که دو مجلّد صحّافی شده به شماره 3281 و 3282 و جلد چهارم «مطالع» که در سال 1245ق کتابت شده به شماره 3304 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[2][نسخه دیگری از آن که در چهارشنبه 16 ذیقعده 1263ق کتابت شده که به خط همین عبدالکریم است.[3]]
این چند بیت در تقریظ کتاب «مطالع الانوار» و مدح مؤلّف آن، از اوست:
رمزی نهاده و عدم آورده در وجود نقشی کشیده و قلم صنع را نگار
عبدالکریم کاتب آن مخزن علوم بر پای این خزانه اسرار جان نثار
خطی در آن نوشته که یاقوت از آن خجل برده هم از طلای تجلّی در آن به کار
جلدی بر آن صحیفه زده چون در بهشت نقشی بر آن کشیده که مانی از آن فکار
رنجی کشیده زین همه صنعت به دست خویش گنجی ربوده زین همه همّت به روزگار[4]
سیّد عبدالکریم لاهیجی
سیّد عبدالکریم بن سیّد محمّدرضا حسینی لاهیجی، از فضلای قرن سیزدهم هجری
[1]بیان المفاخر، ج1، ص339.
[2]فهرست مرعشی، ج9، ص66.
[3]تراجم الرجال، ج1، ص320.
[4]بیان المفاخر، ج2، صص 116 و 117.