بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 317

محمّد بن جعفر و ابوبکر محمّد بن احمد بن یعقوب از او نقل حدیث کرده اند.

وی در سال 294ق وفات یافت.[1]

عبداللّه اصفهانی

عبداللّه بن جعفر اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از یونس بن حبیب روایت نموده و ابن فورک (محمّد بن حسن بن فورک) از او نقل حدیث کرده است.[2]

عبداللّه اصفهانی

عبداللّه بن محمّدجعفر اصفهانی، از نسخ نویسان قرن یازدهم هجری است. از آثارش کتابت نسخه ای از «زبده الاصول» شیخ بهائی [است که] در کتابخانه دانشکده حقوق موجود است.[3]

عبداللّه اصفهانی

ابونعیم عبداللّه بن ابوعلی حسن حداد بن احمد اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] مؤلف «اطراف الصّحیحین» عابد زاهد فوت 517ق.[4]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص60؛ طبقات المحدّثین، ج3، ص144، المشتبه، ج2، ص577.

[2]احقاق الحق، ج10، ص536.

[3]فهرست حقوق، ص361.

[4]مرآت الجنان، ج3، ص221؛ مجمل فصیحی، ج2، ص224.


صفحه 318

میرزا عبداللّه وثوق الحکماء خوراسکانی

میرزا عبداللّه وثوق الحکماء فرزند محمّدحسن خوراسکانی اصفهانی، عالم فاضل و ادیب شاعر [از دانشمندان اواخر دوره قاجاریه] مشهور به «ملک النُّحاه» ساکن مدرسه عبداللّه خان در طهران بوده و از فضلای معروف زمان خود به شمار می رفته و مجلس او مجمع فضلاء و دانشمندان بوده است.[1]

کتب زیر از اوست:

1. «عقاید المؤمنین» در اصول دین، مطبوع در سال 1324ق 2. «منظومه العقاید» که به ضمیمه «عقاید المؤمنین» به طبع رسیده است.[2]3. «قطرات العلوم» در شرح «نصاب الصبیان» که در سال 1324ق به چاپ رسیده است. مؤلف مادّه تاریخ آن را چنین سروده است:

یکی آمد فزون و کرد رقم: «قطرات وثوق» تاریخش[3]

1324=1+1323

[4. «شرح معما» که به شماره 7/898 در کتابخانه مرکزی مطالعات و تحقیقات اسلامی در قم موجود است.5. «رساله در صرف» به فارسی که در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی به شماره 8/898 موجود است.6. «علم المیزان» به فارسی، در شرح «حاشیه تهذیب المنطق» به خط مؤلف در 13 جمادی الاوّل 1312ق

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص792؛ خورشید جی، ص300؛ تاریخ شهر خوراسکان و روستای راران، صص 169-172.

[2]الذریعه، ج15، ص285.

[3]الذریعه، ج17، ص157؛ فرهنگنامه های عربی به فارسی، صص 119 و 286؛ مواد التّواریخ، ص516؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص952.


صفحه 319

که به شماره 893 در کتابخانه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی موجود است.[1]]

سیّد عبداللّه بکاء

سیّد عبداللّه بکاء فرزند سیّد حسین بحرانی نجفی. [از علمای اوایل قرن چهاردهم هجری.] اصل او از بحرین است. اسلافش به اصفهان مهاجرت نموده و در این شهر ساکن بوده اند.

مشارٌالیه از علمای اجلاء و اهل فضل و صلاح بوده و در جسر کوفه ساکن و وکیل حاج میرزا حسین خلیلی بود. در سال 1327ق وفات یافت. جنازه سردست به نجف منتقل و دفن شد.

فرزندش سیّد احمد نیز عالم جلیل و ساکن کوفه بوده و در مسجد پدر امامت می نموده و در روز سه شنبه 30 ربیع الاوّل 1383ق وفات یافت و جنازه به نجف منتقل شده و در آنجا دفن گردید.[2]

میرزا عبداللّه خان امین الدّوله

میرزا عبداللّه خان امین الدّوله فرزند ارشد میرزا محمّدحسین خان صدراعظم اصفهانی، از سیاستمداران و مردمان نیکوکار قرن سیزدهم هجری. در سال 1193ق متولّد شده و پس از تحصیل در کنار پدر به مشاغل اداری و دیوانی روی آورد. [ابتدا بیگلر بیگی اصفهان بود. سپس مستوفی الممالک دولت قاجاریه شد. کمی بعد به لقب «امین الدّوله» ملّقب شد و در سال 1239ق به صدارت عظمای فتحعلی شاه منصوب شد اما یک سال

[1]فهرست مرکز مطالعات اسلامی، ج2، صص 157 و 162.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص793؛ نقباء البشر، ج4، ص1199.


صفحه 320

بعد به خاطر شرارت های برادر همسرش یعنی هاشم خان لُر در اصفهان از صدارت عزل شد. او برای بار دوم در سال 1243ق به صدارت منصوب شد.]

پس از مرگ فتحعلی شاه ابتدا به حمایت از حسینعلی میرزا فرمانفرمای فارس و سپس به حمایت از علی شاه ظل السّلطان که مدعی سلطنت بود پرداخت. ظل السلطان 90 روز حکومت را به دست گرفت امّا قاجاریه به حمایت از محمّد میرزا ولیعهد پرداخته و ظل السّلطان را برکنار کردند و محمّد میرزا به عنوان محمّد شاه به تخت نشست. به این خاطر عبداللّه خان در اصفهان به حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی پناه برد و چندی بعد به کمک «مک نیل» وزیر مختار انگلیس، از محمّد شاه تأمین گرفته و از راه بختیاری راهی عتبات عالیات شد و در پنج شنبه 25 شعبان 1263ق وفات یافته و در مقبره خانوادگی در مدرسه صدر نجف مدفون گردید.

تاریخ وفات او این بیت است:

ثم با قصر العز تاریخه جنه عدن ازلفت بالامین

در کتاب «صدر التّواریخ» درباره او می نویسد: «مروج شریعت سیّد المرسلین که مرحوم شیخ جعفر نجفی و شیخ موسی و حاج سیّد باقر رشتی (اعلی اللّه مقامهم) او را علی بن یقطین خطاب می کردند. در زهد و ورع بی عدیل و در جلالت قدر بی بدیل».

امین الدّوله از مردان خیّر و خدمتگزار و متدیّن [بود] و حقا وی را باید خیرالظّلمه نامید. آثار زیر از او در نجف اشرف به جای مانده است:

1. ترسیم قناتی در نجف2. اتمام دیوار و باروی شهر نجف که پدرش شروع به ساختمان آن کرده بود.3. ساختن دو باب حمام بزرگ در نجف4. ایجاد چند باب دکان و وقف کردن آن در نجف5. ایجاد کاروانسرائی در نجف و وقف آن بر مدرسه صدر و


صفحه 321

غیره.[1]

ملاّ عبداللّه شوشتری

عزّالدین عبداللّه بن حسین شوشتری، عالم فاضل محقّق مدقّق مجتهد بارع، عابد زاهد، از اکابر علماء و مجتهدین قرن یازدهم هجری.

ظاهرا در اواسط قرن دهم هجری در شوشتر متولّد گردیده و جهت تکمیل تحصیلات به عراق عرب مهاجرت نموده و مدت 30 سال در نجف و کربلا اقامت داشته و در خدمت اساتید آن سامان به مقامات عالیه علم و ایقان رسیده و از اساتید خود اجازه دریافت نموده است. از اساتید و مشایخ اجازه او در کتب فقط چهار نفر را نام می برند از این قرار: مولی احمد مقدس اردبیلی، شیخ جمال الدّین احمد بن نعمت اللّه معروف به «ابن خاتون عاملی» و پدرش شیخ نعمت اللّه بن علی بن احمد بن محمّد بن خاتون و شیخ ابوالبرکات واعظ اصفهانی.

سپس به ایران مهاجرت نموده و چندین سال در مشهد مقدس مجاورت اختیار کرد و چون صیت علم و دانش او به گوش شاه عباس رسید، شاه از او تقاضا کرد که در اصفهان ساکن شود. در حدود 1006ق به اصفهان آمده و تا آخر عمر خود، در این شهر به نشر معارف اسلامی اشتغال داشت و در برخی از مسافرت های شاه عباس به مشهد همراه بوده و در تعمیرات بقعه منوّره رضویّه نظارت و سرپرستی کرده است.

قبل از ورود ملاّ عبداللّه شوشتری در اصفهان تعداد طلبه این شهر در داخل و خارج به

[1]بیان المفاخر، ج1، صص 176-179، 182-183 و 227؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص389؛ ماضی النّجف و حاضرها، ج2، ص 485؛ شرح حال رجال ایران، ج2، صص 278-281؛ صدرالتّواریخ، صص 104 و 105؛ تاریخ عضدی، صص 268 و 269؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص43؛ صدراعظم های سلسله قاجاریه، صص 73-84.


صفحه 322

پنجاه نفر نمی رسید لکن پس از مهاجرت او به این شهر و توجّه نمودنش به امور طلاّب و تدریس آن، طالبان علم و دانش از اطراف و اکناف به دور شمع وجود او پروانه وار جمع شده و در هنگام مرگ متجاوز از هزار نفر طالب علم در این شهر وجود داشته است.

شاه عباس جهت او مدرسه ای عالی در اوّل بازار [بزرگ اصفهان] بنا نمود که عالم مزبور در آنجا به تدریس علوم اسلامی مشغول بوده و در شبستان آن اقامه جماعت نماید. مرحوم شوشتری در طول 14 سال که در اصفهان تدریس می فرمود، عدّه ای کثیر در نزد او تلمّذ کرده و به مقامات عالیه علم رسیده اند که از آن جمله است: ملاّ محمّدتقی مجلسی، ملاّ حسنعلی (فرزندش) ، قاضی عبدالمؤمن، ملاّ لطف اللّه میسی عاملی، ملاّ شریف الدّین محمّد رویدشتی اصفهانی، میرزا رفیع الدّین محمّد نائینی، شیخ محمود جزائری، سیّد مصطفی تفریشی

درباره او نقل شده است که هیچ یک از نوافل او ترک نمی شد و مقیّد به اداء نماز در اوّل وقت بوده و بیشتر روزها را روزه داشته و لباس و خوراکش درنهایت سادگی و اختصار بوده است. به طوری که در بیشتر مواقع خوراک او غیر از غذاهای گوشتی بوده است.

جناب ملاّ عبداللّه در 24 محرم 1021ق مریض شده و در بستر خوابید و در شب جمعه 26 محرم (نزدیک به صبح) وفات یافت. جنازه او را به مسجد جامع عتیق برده و با آب چاه غسل دادند و میر محمّدباقر داماد بر او نماز خواند سپس جنازه را به امامزاده اسماعیل برده و امانت دفن کردند و پس از یک سال جنازه را که هیچ تغییری نکرده بود به کربلا نقل نموده و در آن ارض اقدس دفن نمودند. ملاّ محمود جزائری از شاگردان او این عبارت عربی را برای ماده تاریخ او گفته است: «مات مجتهد الزّمن» همچنین


صفحه 323

شخص دیگری گفته است: «حیف از مقتدای ایران حیف»[1]

کتب زیر از تألیفات صاحب عنوان است:

[1. «اربعون حدیثا» که نسخه ای از آن به شماره 5/140 در مدرسه جعفریه زهان قائن» موجود است.[2]] 2. «تعلیقه بر استبصار» 3. «جامع الفوائد» در تکمیل «شرح القواعد» تألیف نورالدّین علی محقّق کرکی که آن را در شرح «قواعد» علاّمه حلّی نوشته است. [این کتاب در 7 جلد تنظیم شده و مؤلف در اوائل ذیحجه 1004ق از نوشتن آن فراغت یافته است. نسخه های متعددی از این کتاب در کتابخانه ها وجود دارد از جمله نسخه ای به خط کرمعلی بن محمّدتقی اصفهانی در سال 1085ق که در کتابخانه شیخ مشکور نجفی در نجف موجود بوده است.[3]نسخه ای به خط محمّدیوسف در سال 1014ق به شماره 13418 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است.[4]نسخه دیگری از «جامع الفوائد» به شماره 2968 در کتابخانه ملّی ملک در تهران وجود دارد.[5]] 4. «حاشیه شرح ارشاد علاّمه» [که مؤلّف ریاض العلماء در اوایل قرن دوازدهم هجری نسخه ای از آن را دیده بود که شامل کتاب الاجاره تا آخر حدود

[1]مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، صص 37-53؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 919 و 920؛ مزارات اصفهان، ص105؛ امل الآمل، ج2، ص160؛ روضات الجنّات، ج4، صص 234-243؛ ریاض العلماء، ج3، صص 195-205؛ روضه النّضره، صص 343-346؛ لباب الالقاب، ص89؛ فوائد الرضویه، صص 245-249؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ1377ش) ، ج2، صص 1417 و 1418؛ تذکره الشّعراء امامت کاشانی، ص29؛ معجم المؤلفین، ج6، صص 44 و 45؛ هدایه العارفین، ج1، ص474؛ ایضاح المکنون، ج1، ص356؛ دایره المعارف تشیع، ج4، صص 249 و 250؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 318-321؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 3-8؛ تذکره العلماء، ص117؛ وفیات العلماء، صص 76-79؛ ریحانه الادب، ج1، ص334؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص119؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص299.

[2]فهرست مدرسه جعفریه، ص109.

[3]الذریعه، ج5، ص65 و ج14 و ص20.

[4]فهرست الفبائی رضوی، ص161.

[5]فهرست ملک، ج1، ص195.


صفحه 324

بوده است.[1]] 5. «حاشیه بر الفیه» شهید [که نسخه های متعددی از آن در دست است از جمله: نسخه ای که در سال 1007ق در کربلا کتابت شده و به شماره 2/2694 در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم وجود دارد.[2]نسخه دیگری به خط جان محمّد که در سال 1008ق کتابت شده، به شماره 2375 در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد.[3]همچنین نسخه ای به خط ابوالبرکات بن عنایه اللّه حسینی به شماره 1/4968 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم وجود دارد.[4]] 6. «حاشیه بر شرح مختصر عضدی» [7. «حاشیه بر رجال ابن داود» که نسخه ای از آن در کتابخانه شیخ محمّدعلی قمی در کربلا وجود دارد.[5]] 8. «رساله در وجوب عینی نماز جمعه» به فارسی [که یکی از شاگردان ملاّ عبداللّه شوشتری به نام مولی عمادالدّین بن یونس در رساله اش مطالبی از آن را آورده و معرّب ساخته است. نسخه ای به خط میرزا بیگ که در سال 1093ق کتابت شده است، به شماره 7055 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[6][ 9. «شرح بر الفیه شهید» که غیر از «حاشیه بر الفیه» است. [و نسخه ای از آن نزد میرزا عبدالرّزاق واعظ همدانی موجود بوده است.[7]]10. «شرح تهذیب» شیخ طوسی [که شیخ نعمت اللّه جزایری شوشتری در «شرح تهذیب» خود، مطالبی از آن نقل کرده است.[8]11. «مقاله فی اصول الدّین» به فارسی، که در آن به بیان اصول عقاید و فروع دین پرداخته و حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» را شرح کرده است. نسخه ای از آن به خط شیخ عبدالوحید بن نعمت اللّه دیلمی که در سال 1025ق کتابت شده است، در

[1]الذریعه، ج13، ص79.

[2]فهرست احیاء میراث، ج7، ص173.

[3]فهرست الفبائی رضوی، ص184.

[4]فهرست مرعشی، ج13، ص165.

[5]الذریعه، ج6، ص87.

[6]فهرست الفبائی رضوی، ص599.

[7]الذریعه، ج13، ص112.

[8]الذریعه، ج13، ص157.