خواجه ابوالحسن فسائی2. میرزا ابوالقاسم انجوی شیرازی3. میرزا ابوالقاسم خواجوئی (میرزا کوچک) 4. میرزا محمّدباقر سروش اصفهانی5. شیخ رحیم مایل اصفهانی6. آقا محمّدرضا شکسته نویس اصفهانی (آقا رضای کر) 7. میرزا عبدالوهاب کلانتر (حاکم اصفهان) و8. فضعلی بیگ دنبلی خوئی بوده اند.
از آثار گرانبهای او جز قطعات و مرقعات متعدّد، نسخه ای از «گلستان سعدی» است که در کتابخانه سلطنتی سابق موجود بوده است.]
در شعر، در اوایل «خموش» تخلّص می کرد. شخصی در حضور او عمدا یا سهوا «خموش» را «چموش» خواند، مرحوم درویش از آن پس تخلّص خود را تغییر داده و نام خود را تخلّص قرار داد. کم شعر می گفت و استادانه می سرود. از اعضاء انجمن مشتاق بود. دیوانش قریب به دو هزار بیت می باشد [که با مقدمه استاد احمد سهیلی خوانساری به چاپ رسیده است.] نسخه ای از دیوان اشعارش در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.
مرحوم انصاری در «بدایع و نوادر» گوید: غالبا به مالاریا مبتلا بوده و در [چهارشنبه 15 محرم الحرام] سال 1185ق وفات یافته است. آذر بیگدلی ماده تاریخ وفاتش را گوید:
زد رقم از پی تاریخ وفاتش «آذر»: «شده ایوان جنان، منزل درویش مجید»
و در کتاب «دویست سخنور» تألیف شاعر گرانمایه تبریزی آقای علی نظمی این مادّه تاریخ از ایشان به چاپ رسیده است:
درویش مجید طالقانی آن فاضل خوشدل و وفاکیش
آن قدوه اهل دل که در خط آوازه او ز «میر» شد بیش
روزی که گسست دل ز عالم و آسوده از این تلاش و تشویش
تاریخ وفات او عیان شد خواندند، چون «رحمتی به درویش»
درویش عبدالمجید را پس از وفات در قبرستان مقابل تکیه میر فندرسکی [در تخت فولاد اصفهان] دفن کردند و اینک مزارش معلوم و معیّن است.
از اشعار اوست:
نه آدمی است کسی کو تو را پری داند پری کی این همه شوخی و دلبری داند
تو ای متاع محبّت چگونه کالائی که قیمت تو نه بایع، نه مشتری داند
نه من به بندگی خواجه دگر راضی نه خواجه ام روش بنده پروری داند[1]
میرزا عبدالمجید سرشار قهفرخی
میرزا عبدالمجید شریعت زاده فرزند آخوند ملاّ عبدالوهاب خرّم [بن حاج مجید[ قهفرخی چهارمحالی، از شعرای معاصر در سال 1284ش. در «قهفرخ» [فرّخ شهر کنونی[ متولّد شد[2][و مقدمات علوم را در زادگاه خود نزد پدر فرا گرفت. سپس به اصفهان رفته
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 105 و 106 و 110؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 600 و 601؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 192 و 193؛ تجربه الاحرار، ج1، صص 439-452؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، صص 634-636؛ تذکره انجمن خاقان، صص 612-614؛ تذکره سفینه المحمود، ص301؛ تذکره نگارستان دارا، ج1، صص 250 و 251؛ تذکره روز روشن، ص259؛ تذکره محمّد شاهی: مخطوط؛ تذکره نتایج الافکار، ص669؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 931 و 932؛ آثار عجم، ص545؛ تذکره خوشنویسان، ص132؛ پیدایش خط و خطاطان، ص179؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص414 و ج4، صص 1262-1264؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 131-135؛ اطلس خط، ص618؛ ریحانه الادب، ج2، صص 218 و 219؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «درویش»، ص522؛ الذریعه، ج9، صص 304 و 698؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، ص13؛ مجله کلک: شماره 76-79؛ تابستان 1375، صص 510-515؛ طرائق الحقائق، ج3، ص165؛ دویست سخنور، صص 365-366؛ کارنامه بزرگان ایران، صص 276 و 277؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 410 و 411؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص320؛ فرهنگ اعلام سخن، ج1، ص704؛ خوشنویسی در ایران، صص 80-83؛ خط و خطاطان (رفیعی) ، ص156.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص241.
و نزد علمای عالیقدر آنجا تحصیل کرد و به زادگاه خود بازگشت و به خدمات فرهنگی مشغول شد و چند سال بعد به تهران رفت و در اداره راه استخدام شد. این چند بیت از اوست:
سروی از باد مهرگان ریزد رنگ از روی گلستان ریزد
بلبل از هجر گل به روی چمن بال پژمرده ز آشیان ریزد[1]]
عبدالمجید یکتای اصفهانی
عبدالمجید اوحدی متخلّص به «یکتا» فرزند محمّدکریم بن عباس بن اسماعیل اصفهانی، شاعر و ادیب توانا، از شعرای معاصر اصفهان در روز یکشنبه 28 صفر 1330ق در اصفهان متولّد شد و در مدارس ابتدایی و متوسطه به تحصیل پرداخت. از ابتدای شباب به سرودن شعر پرداخته و در خدمت عموی بزرگوار خویش حاج محمّدکاظم غمگین قواعد شعر و فنون ادب را آموخت. زبان فرانسه و انگلیسی را نیز فراگرفت. در علم حساب و دفترداری نیز معلوماتی داشت. انواع خطوط را خوب می نوشت و در موسیقی نیز اطلاعات کافی داشت. او شاعری شیرین بیان و ادیبی نکته دان بود و در انجمن های ادبی شیدا، ادیب فرهمند، کمال و صائب شرکت می کرد. ابتدا «فردی» تخلّص داشت و سپس آن را به «یکتا» تبدیل کرد. برخی از اشعارش در مجلات (از جمله مجلّه یغما) و مجموعه ها و تذکره ها به چاپ رسیده است.
او در 26 شعبان 1395ق در اصفهان وفات یافته [و در شمال مقبره ملاّ اسماعیل خواجوئی واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.]
مادّه تاریخ وفاتش را استاد جلال الدّین همایی (سنا) گوید:
[1]شناخت سرزمین چهارمحال، صص 351 و 352.
لاجرم از بهر تاریخش نوشت: «دُرّ یکتای سخن ای اوحدی»
[و استاد منوچهری قدسی نیز گوید:
سال تاریخ تو را «قدسی» سرود «آه رفتی نازنین» یکتای من]
کتب چندی تألیف نموده است که از آن جمله است:
1. «دیوان اشعار» که قسمتی از آن در سال 1319ش به طبع رسیده است.2. ترجمه «تاریخ سلجوقی» تألیف: ادوارد براون3. «تذکره شعرای ایران» از اوایل قرن 14 به بعد4. «رساله در موسیقی»5. «تاریخچه انجمن های ادبی اصفهان» که در چندین شماره از مجله وحید به چاپ رسیده است. مرحوم یکتا دیوان عموی خود غمگین را تصحیح و تحشیه نموده و بر آن مقدمه نوشته و به چاپ رسانده است.[1]
از اوست:
عمری پی مهرویان، رفت این دل سودائی تا نقد نکونامی، شد صرف به رسوائی
رفتند نکورویان چون عمر عزیز از کف من ماندم و رسوائی، دل مانده و شیدائی
میرزا عبدالمجید فریدنی*
میرزا عبدالمجید فریدنی، عالم فاضل، مفسر و ادیب، از علمای اصفهان در اواخر دوره قاجاریه.
در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله آخوند ملاّ عبدالجواد خراسانی و حاج شیخ محمّدباقر نجفی تحصیل نمود و به اجتهاد رسید. در فقه، ادبیات، تفسیر و تجوید مهارت
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 546-549؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، ص3982؛ نامه سخنوران سپاهان، ج3، ص 99-115؛ دولت دیدار، صص 37 و 279؛ بزم معرفت، صص 288-301.
داشت و در اصفهان فقه، تجوید و تفسیر تدریس می کرد. عالمی وارسته و قانع و زاهد بود و از راه زراعت امرار معاش می نمود. سرانجام در سال 1313ق پس از مراجعت از سفر حج، در بین راه وفات یافت.[1]
میرزا عبدالمحمّد ایرانی (چهره نما)
حاج میرزا عبدالمحمّد مؤدب السلطان ایرانی (چهره نما) فرزند علیزاده، ادیب فاضل و شاعر نویسنده و موّرخ [در قرن چهاردهم هجری.]
در حدود 1291ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر مقدّمات علوم را آموخته [و به بوشهر و شیراز و عتبات عالیات سفر کرد و پس از مراجعت، از طرف شرکت اسلامیه در اصفهان به مأموریت بادکوبه رفت و سرانجام] به مصر مهاجرت نموده و تا آخر عمر در آنجا ساکن بوده و از محترمین ایرانیان ساکن مصر بوده و روزنامه «چهره نما» را در آنجا می نوشته. مدّت 32 سال مرتبا انتشار داده است. او در اوّل شعبان 1354ق در قاهره وفات یافته و هم در آنجا مدفون گردید. کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «احقاق الحق» 2. «امان التّواریخ»3. «پیدایش خط و خطاطان»4. «زردشت باستانی و فلسفه او»5. «فؤاد التّواریخ»[2]
عبدالمحمود محزون اصفهانی
حاج عبدالمحمود اصفهانی متخلّص به «محزون» فرزند حیدرعلی، شاعر ادیب، از
[1]الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص415.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 468 و 469؛ تاریخ جراید و مجلاّت ایران، ج2، صص 194-199؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، ص 316؛ الذریعه، ج3، ص200؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، ص564؛ فرهنگ نویسندگان و شاعران معاصر سخن، صص 77 و 78.
شعرای معاصر اصفهان در 26 ذیحجه 1301ق در اصفهان متولّد شده و در نوجوانی و جوانی مدّتی علوم ادب و دین را تحصیل نمود و از آن به بعد در بازار به کسب و کار مشغول شد. او عمر خود را صرف مطالعه کتب شعراء نمود. او شاعری قابل بوده و در انجمن های ادبی اصفهان خصوصا انجمن شیدا شرکت می نمود. [او سرانجام در روز جمعه 5 محرم الحرام 1377ق وفات یافته و در صحن تکیه خلیلیان (یا تکیه دردشتی) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «بدایع البیان» در توصیف اصفهان2. «جنگل» که دیوان اشعار اوست.3. «عروج النبی» در معراج حضرت رسول علیه السلام منظوم4. «فضائح الافعال و قبائح الاعمال» که در سال 1344ق به طبع رسیده است.5. «کنز المثال» به نثر6. «گنج العیش» که غزلیات اوست.7. «فصائح الزّمان» منظوم
از اوست:
باز عشق دلبری یکباره ام دیوانه کرد از غم هجران مرا مخمول در کاشانه کرد
آفتاب روی خود را کرد مخفی در سحاب هم زمانم منتظر بر وصل از افسانه کرد[1]
حاج عبدالمحمود سرخوش اصفهانی
حاج عبدالمحمود ناظری متخلّص به «سرخوش» بن حاج محمّدصادق ناظر، از شعرای قرن چهاردهم هجری. در شوال 1282ق متولّد شده و در اصفهان در علم و ادب
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 415 و 416؛ علوم و عقاید، صص 45-49؛ الذریعه، ج9، ص975؛ ج15، ص253 و ج16، ص248؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
آموخته است. غزل را به طرز قدما نیکو می گفت و در اغلب مسابقه های ادبی طهران و اصفهان شرکت می جست. او از اعضای قدیمی انجمن ادبی شیدا بود.
از اوست:
نخست ای مه نامهربان چو با تو نشستم گرفتم از همه خوبان دل و به مهر تو بستم
ز توبه توبه نمودم به رغم زاهد و مفتی ببین درستی عهدم که توبه را نشکستم[1]
عبدالمطلّب اصفهانی*
عبدالمطلّب اصفهانی، رَسّام و نقّاش هنرمند دوره قاجاریه است. وی تعدادی از نقاشی های کتاب «کلیله و دمنه» را نقاشی کرده و رقم او «راقم عبدالمطلّب اصفهانی» است. این کتاب چاپ سنگی شده است.[2]
ملاّ عبدالمطلّب اصفهانی
ملاّ عبدالمطلّب بن حسن بن محمّد اصفهانی، عالم فاضل [از علمای اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری] مؤلف کتاب های ذیل:
1. «ترجمه مهج الدّعوات» که به نام شاه سلطان حسین صفوی نوشته و در کتابخانه فاضل ارجمند آقا سیّد مصطفی حسینی موجود [بوده] است. 2. «هبه الوصال فی ادعیه رویه الهلال» که نسخه ای از آن به شماره 3539 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران نگهداری می شود. 3. «هدیه الاجله فی ادعیه الاجلّه» که به نام شاه سلطان حسین نوشته و در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3][4. «نهج البر فی ادعیه السّر» به
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص239؛ مکارم الآثار، ج7، ص2447؛ نامه سخنوران، ص159.
[2]مجلّه «صنعت چاپ»، شماره 136، اردیبهشت 1373، ص57.
[3]فهرست مرکزی دانشگاه طهران، ج12، ص2559؛ الذریعه، ج25، ص204.
فارسی که در سال 1165ق در مشهد مقدس کتابت شده و در کتابخانه خورشید گردیزی در «مُلتان» پاکستان موجود است.[1]نسخه ای دیگر از این کتاب به همراه دو اثر دیگر مؤلف: «هدیه الاجله» و «ذریعه المآرب» به شماره 40 در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیه السلام در قم وجود دارد.5. «ذریعه المآرب» در فضیلت و آداب خواندن «دوازده امام» منسوب به خواجه نصیرالدّین طوسی، که ملاّ عبدالمطلّب آن را تصحیح نموده است.[2]]
حاج عبدالمطلّب عباس آبادی
حاج عبدالمطلّب بن محمّدحسین عباس آبادی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
او اصلاً اهل محلّه عباس آباد اصفهان است. در عتبات عالیات نزد شیخ احمد احسائی به تحصیل پرداخته و در کاظمین ساکن شده است. از علمای مهم شیخیه در آن عهد بوده و در کتاب های خود به مخالفین شیخیه طعن زیاد وارد می کند. وی تا سال 1277ق زنده بوده و فوتش بعد از این سال رخ داده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «الحجه البالغه»، مطبوع 2. «رساله در حجیّت مطنّه» (عنوان هفتم از کتاب «الحجه البالغه» است. 3. «حقائق التّمحید و التّمجید»4. «رساله در بداء» که در سال 1277ق تألیف شده است.5. «نجاه الدّارین فی الامر بین الامرین» که عنوان پنجم از کتاب «الحجه البالغه» است، مطبوع6. «اسرار اعتقادات»[3]
[1]فهرست خورشید گردیزی، ص31.
[2]فهرست مؤسسه امام صادق علیه السلام قم، صص 42-45.
[3]الکرام البرره، ج2، صص 794 و 795؛ الذریعه، ج3، صص 259 و 277؛ ج6، ص277؛ ج7، ص33 و ج24، ص58؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص797؛ فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، صص 342-344.