بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 392

ابوعبداللّه بن خفیف رفیق و مصاحب بود. ابوغریب اصفهانی صاحب کرامات بوده و به علّت این که در عشق به عین جمع رسیده بوده و او را «حُلولی» می گفتند] عاقبت به طرطوس رفته و آنجا وفات یافت.[1]

میر عبدالواسع خاتون آبادی*

میر عبدالواسع بن میر محمّدصالح بن میر محمّداسماعیل (شاهمراد) حسینی خاتون آبادی اصفهانی، عالم فاضل زاهد متقّی، از علمای قرن یازدهم هجری.

در اصفهان به تحصیل پرداخته و عمر خویش را صرف تهذیب نفس و عبادت نموده و سرانجام در ماه مبارک رمضان سال 1098ق وفات یافته است. مرحوم معلم حبیب آبادی وفات او را در ماه رمضان 1109ق نوشته و اضافه کرده است که جنازه به نجف اشرف حمل شده و در مرقد مطهر علی علیه السلام مدفون شده است.[2]

میرزا عبدالواسع صفا زواره ای*

میرزا عبدالواسع متخلّص به «صفا» فرزند میرزا محمّدعلی طباطبائی زواره ای (وفا) ، شاعر و ادیب و خوشنویس ماهر در قرن سیزدهم هجری.

در سال 1228ق متولّد شد و در علم و ادب مهارت یافته و خط شکسته را نیز نیکو می نوشت. در اصفهان به خدمت حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی درآمد و کاتب ویژه او شد. پس از وفات مرحوم حجه الاسلام مدّتی در اصفهان و مدّتی در زواره بود تا اینکه در سال 1284ق در زواره وفات یافت و همانجا مدفون شد. غزل و قصیده را نیکو

[1]شرح شطحیات، ص581؛ نامه دانشوران ناصری، ج4، ص411؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص169.

[2]الروضه النضره، ص361؛ وقایع السنین و الاعوام، ص542؛ مکارم الآثار، ج2، ص325.


صفحه 393

می سرود. ابتدا «مشرب» تخلّص داشت و سپس آن را به «صفا» تغییر داد. در انشاء و تَرَسُّل نیز مقام استادی داشت. او اشعاری در مدح سیّد حجه الاسلام و میرزا آقاخان نوری (صدراعظم ناصرالدّین شاه) دارد.

این آثار از اوست:

1. «دیوان اشعار»2. «انجمن روشن»3. «تحفه الشّعراء»

این چند بیت از قصیده در مدح سیّد حجه الاسلام از اوست:

خدایگان جهان صاحب خجسته خصال ظهیر ملّت و دین، مقتدای اهل کمال

خدایگانی کاندر به عهد دولت او کسی نیافت نشانی و نامی از آمال

سخن ز قدرش اگر، گریه ها که از گردون سرود قهرش اگر، لرزه ها در آجال[1]

ملاّ عبدالواسع دامی همدانی

ملاّ عبدالواسع دامی همدانی فرزند ملاّ کلب علی. [شاعر و ادیب فاضل. در سال 1164ق متولّد و در 1173ق وفات یافت. قبرش در مقابل تکیه میرزا ابوالمعالی نرسیده به قبر ملاّ علی اکبر اژه ای [است.]

مادّه تاریخ وفاتش این است:

[1]تذکره مآثر الباقریه، صص 196 و 358-361؛ تاریخ تذکره های فارسی، صص 69 و 70؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص361.


صفحه 394

رقم زد این چنین «کلک رفیق» از بهر تاریخش «بنومیدی ز دنیا رفت عبدالواسع دامی»[1]

[در اصفهان متولّد شده و در این شهر علوم متداول زمان خود خصوصا فقه و حدیث و ادبیات و حکمت و ریاضیات را فرا گرفت و به تدریس مشغول شد. طبعش به سرودن شعر مایل بوده امّا به واسطه بی پروایی در برخی امور و میل به تَجرُّع مورد اتهام واقع می شد. عاقبت در عنفوان جوانی پس از نفرین یکی از اساتید خود وفات یافت. و نزدیک مزار ملاّ اسماعیل خواجوئی در تخت فولاد به خاک رفت. دیوان اشعارش حدود دو هزار بیت شعر داشته است که اکنون در زمان ما نسخه ای از آن شناخته نیست.

بر روی سنگ مرمر او علاوه بر مرثیه 11 بیتی رفیق اصفهانی از «دامی» با این القاب یاد شده است:

«... العالم العامل المحقّق و المهندس الکامل المدقّق افصح الشّعراء بل افضلتهم و اشعر الفضلاء و اکملهم...»[2]]

این بیت از اوست:

حاج هیچ آشنا نمی پرسی یا همین حال ما نمی پرسی؟

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 596 و 823؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص53؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص66.

[2]بزم معرفت، صص 251-254؛ سفینه المحمود، ج1، صص 191-193؛ تذکره اختر، ج1، صص 77-79؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص290؛ تذکره روز روشن، ص254؛ گلشن مراد، ص406؛ تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص495؛ الذریعه، ج9، ص315؛ بزرگان و سخن سرایان همدان، ج1، صص 271 و 272؛ تخت فولاد یادگار تاریخ، خطّی.


صفحه 395

میر عبدالواسع خاتون آبادی

میر عبدالواسع بن میر محمّدمهدی خاتون آبادی، عالم فاضل، در سال 1151ق وفات نموده و در قبرستان آب بخشان [اصفهان] و مجاور قبر شیخ احمد بن ابوتراب گیلانی مدفون شده است.[1][این قبرستان و قبور فوق، پس از احداث چهارباغ پایین و فلکه پهلوی (میدان شهدای کنونی) از بین رفته اند.]

عبدالوهاب اصفهانی*

عبدالوهاب اصفهانی، از فضلای قرن یازدهم هجری است. او شاگرد میرزا محمّد دیلماج اصفهانی بوده و کتاب «من لا یحضره الفقیه» را در سال 1086ق در اصفهان با او مقابله کرده و نزدش فرا گرفته است.[2]

عبدالوهاب اصفهانی

عبدالوهاب اصفهانی، از فضلاء و ادباء بوده و بر اشعار مشکله «دیوان خاقانی» حواشی و تعلیقات نوشته است.[3]

شیخ عبدالوهاب اصفهانی*

شیخ عبدالوهاب اصفهانی، از فضلاء و حکمای قرن سیزدهم هجری است. از اصفهان

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص798؛ مزارات اصفهان، ص28.

[2]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص281؛ الروضه النّضره، ص517.

[3]اعیان الشیعه، ج6، ص738.


صفحه 396

به سبزوار رفته و در مدرسه جدیده سبزوار ساکن شده و از درس حاج ملاّ هادی سبزواری بهره گرفته است.

وی کتاب «شرح غرر الفوائد» تألیف: حاج ملاّ هادی سبزواری را در سال 1273ق به خط نستعلیق در سبزوار کتابت کرده که به شماره 7851 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. کاتب کتاب را به مُهر بیضوی خود به سجع «یا وهاب» ممهور ساخته است.[1]

سیّد عبدالوهاب اصفهانی دولت آبادی

سیّد عبدالوهاب اصفهانی [دولت آبادی] فرزند سیّد احمد، عالم فاضل جلیل [در قرن چهاردهم هجری.] پدرش از اهل علم و صلاح بوده و برادرش سیّد محمّدصادق در قریه دولت آباد ساکن و به ترویج دین مشغول بوده و در سال 1345ق وفات یافت.

پس از آن صاحب عنوان به تقاضای اهل محل بدانجا رفته و به ارشاد و هدایت مردم پرداخته در سال 1374ق وفات یافته و در مقبره امامزاده نرمی در قریه زمان آباد بُرخوار مدفون گردید. او تألیفاتی داشت.[2]

سیّد عبدالوهاب شهشهانی

سیّد عبدالوهاب بن سیّد محمّدامین حسینی شهشهانی اصفهانی، فاضل ادیب [در قرن سیزدهم هجری] مؤلف کتاب «بحرالجواهر» در سیاق که مکرّر به چاپ رسیده [و

[1]فهرست مرعشی، ج20، صص 195 و 196؛ تراجم الرجال، ج1، ص341؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخر، ص187.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص799؛ نقباء البشر، ج4، ص1245؛ مزارات اصفهان، ص74.


صفحه 397

نسخه های خطی آن نیز فراوان است] و مؤلف آن تا سال 1253ق زنده بوده است.[1]

شیخ عبدالوهاب نصرآبادی

شیخ عبدالوهاب نصرآبادی [فرزند شیخ محمّدجواد]، عالم فاضل زاهد [از فضلای اواخر دوره قاجاریه و از اهالی قریه نصرآباد از توابع ماربین، در حومه اصفهان] در اصفهان نزد جمعی از فضلاء و اعاظم فقهاء و حکماء همچون سیّد محمّدباقر درچه ای، جهانگیرخان قشقائی و حاج سیّد مهدی نحوی تلمّذ نمود. وی در 10 رجب 1338ق وفات یافته و جنب استاد خود جهانگیرخان در تکیه آقا سیّد محمّد ترک واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]

میرزا عبدالوهاب خوشنویس

میرزا عبدالوهاب خوشنویس فرزند محمّدحسن بن محمّدرحیم بن آقا غلامعلی اوّل بن محمّدرحیم خوشنویس اصفهانی [از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری.] از پیشقدمان تأسیس مدارس جدیده در اصفهان بود. خط نستعلیق را خوش می نوشت و در این فن شاگرد استاد بزرگ نستعلیق نویسان اصفهان میرزا عبدالرحیم افسر بود. وی شایسته ترین و نامدارترین اعقاب آقا غلامعلی خوشنویس است.[3]

[خط نستعلیق را نزد فتح اللّه جلالی فرزند افسر تکمیل کرد. وی برخلاف پدرانش که

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص799؛ فهرست مسجد اعظم قم، ص41؛ نسخه های خطی، ج4، ص44؛ فهرست مرعشی، ج6، ص284؛ الذریعه، ج3، ص32.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص798.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص850.


صفحه 398

در خط نسخ مهارت داشتند، خط نستعلیق را مشق کرد.[1]او مؤسس مدرسه اتحادیه در اصفهان است.[2]]

عبدالوهاب اصفهانی

عبدالوهاب بن محمّدحسین اصفهانی [خوشنویس خط نستعلیق و شکسته در قرن سیزدهم هجری] در 5 شعبان 1257ق «دیوان حکیم سوزنی سمرقندی» را به خط شکسته نستعلیق نوشته و کتاب ضمن مجموعه شماره 4099 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[3]

[در تذکره ممیز، نسخه شماره 904 کتابخانه مجلس شورای اسلامی می نویسد: «اشعر: نامش میرزا عبدالوهاب، اصلش اصفهانی. همه عمر را به کتابت مشغول بود سنه 1258 در تبریز با او ملاقات شد. قریب به سی و پنج از عمرش گذشته مردی درویش...»[4]

احتمالاً این عبدالوهاب اشعر همان عبدالوهاب اصفهانی فوق الذّکر بوده است. واللّه اعلم]

میرزا عبدالوهاب گلشن ایران پور

میرزا عبدالوهاب ایران پور متخلّص به «گلشن» فرزند حاج محمّدحسین بن حاج محمّدعلی اردکانی. شاعر و ادیب نویسنده در قرن چهاردهم هجری در ماه رجب 1296ق در اردکان یزد متولّد شده و در 8 سالگی به اصفهان منتقل شده و نزد فضلای آن

[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 89، 90 و 108.

[2]تاریخ فرهنگ اصفهان، ص168.

[3]فهرست مجلس، ج11، ص96.

[4]تذکره مُمَیّز: مخطوط، ص97.


صفحه 399

زمان آقا سیّد آقاجان، سیّد یحیی اردکانی و آقا سیّد علی مهریزی یزدی تحصیل کرد و در خط نزد میرزا عبدالرحیم افسر مشق کرده و استفاده نمود و به وسیله او به انجمن شعراء راه یافت و با دهقان و عمان سامانی و دیگر شعراء آشنا شد. دهقان که از استعداد و طبع خوش او مطلع شد تربیت او را برعهده گرفت. در این زمان او به کتابت دواوین شعراء مشغول بود و پدرش که قریحه شاعری او را دید از او خواست تا کتاب «انوار سهیلی» را منظوم سازد. پس از فوت پدرش در خدمت ظل السلطان، به منشی گری [نزد حاجی عبداللّه خان آغاباشی] پرداخت، [امّا آزادگی و استغناء او باعث شد نتواند استبداد و خودرأیی ظل السّلطان را تحمل کند و از آن شغل کناره گرفت و به صف آزادیخواهان هوادار مشروطه پیوست. در مبارزات جنبش مشروطیت حضوری فعال داشت و از جمله در مبارزه با استبداد محمّدعلی شاه و حمله بختیاری ها برای فتح تهران همراه دیگر مشروطه خواهان شرکت نمود. امّا حوادث بعد از آن، او را از مشروطیت دلسرد کرد.] گلشن ایرانپور 8 سال در اداره اوقاف اصفهان به خدمت پرداخت و در اواخر عمر کارمند اداره ثبت اسناد بود و [در کنار آن به نگارش مقالات ادبی و سیاسی در نشریات اصفهان مانند: «پروانه»، «انجمن اصفهان»، «مفتش ایران»، «کاشف اسرار»، «زاینده رود»، «حقیقت»، «عرفان» و «اخگر» مشغول شد.]

او در سال 1298ش روزنامه «اختر مسعود» را منتشر کرد که فعالیت آن تا سال 1313ش ادامه داشت.

وی عمر خود را در تهیدستی و فقر سپری کرد و قناعت و صبر را پیشه خود ساخت. در اواخر عمر به بیماری های مختلفی گرفتار شد تا اینکه پس از یک عمر ناکامی و مشقّت در 27 رجب 1356ق مطابق 14 مرداد 1316ش در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) در تخت فولاد مدفون شد.

او از شاعران زبردست و دارای قدرت طبع و از اساتید مسلم شعر و ادب بود و در