به سبزوار رفته و در مدرسه جدیده سبزوار ساکن شده و از درس حاج ملاّ هادی سبزواری بهره گرفته است.
وی کتاب «شرح غرر الفوائد» تألیف: حاج ملاّ هادی سبزواری را در سال 1273ق به خط نستعلیق در سبزوار کتابت کرده که به شماره 7851 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است. کاتب کتاب را به مُهر بیضوی خود به سجع «یا وهاب» ممهور ساخته است.[1]
سیّد عبدالوهاب اصفهانی دولت آبادی
سیّد عبدالوهاب اصفهانی [دولت آبادی] فرزند سیّد احمد، عالم فاضل جلیل [در قرن چهاردهم هجری.] پدرش از اهل علم و صلاح بوده و برادرش سیّد محمّدصادق در قریه دولت آباد ساکن و به ترویج دین مشغول بوده و در سال 1345ق وفات یافت.
پس از آن صاحب عنوان به تقاضای اهل محل بدانجا رفته و به ارشاد و هدایت مردم پرداخته در سال 1374ق وفات یافته و در مقبره امامزاده نرمی در قریه زمان آباد بُرخوار مدفون گردید. او تألیفاتی داشت.[2]
سیّد عبدالوهاب شهشهانی
سیّد عبدالوهاب بن سیّد محمّدامین حسینی شهشهانی اصفهانی، فاضل ادیب [در قرن سیزدهم هجری] مؤلف کتاب «بحرالجواهر» در سیاق که مکرّر به چاپ رسیده [و
[1]فهرست مرعشی، ج20، صص 195 و 196؛ تراجم الرجال، ج1، ص341؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخر، ص187.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص799؛ نقباء البشر، ج4، ص1245؛ مزارات اصفهان، ص74.
نسخه های خطی آن نیز فراوان است] و مؤلف آن تا سال 1253ق زنده بوده است.[1]
شیخ عبدالوهاب نصرآبادی
شیخ عبدالوهاب نصرآبادی [فرزند شیخ محمّدجواد]، عالم فاضل زاهد [از فضلای اواخر دوره قاجاریه و از اهالی قریه نصرآباد از توابع ماربین، در حومه اصفهان] در اصفهان نزد جمعی از فضلاء و اعاظم فقهاء و حکماء همچون سیّد محمّدباقر درچه ای، جهانگیرخان قشقائی و حاج سیّد مهدی نحوی تلمّذ نمود. وی در 10 رجب 1338ق وفات یافته و جنب استاد خود جهانگیرخان در تکیه آقا سیّد محمّد ترک واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]
میرزا عبدالوهاب خوشنویس
میرزا عبدالوهاب خوشنویس فرزند محمّدحسن بن محمّدرحیم بن آقا غلامعلی اوّل بن محمّدرحیم خوشنویس اصفهانی [از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری.] از پیشقدمان تأسیس مدارس جدیده در اصفهان بود. خط نستعلیق را خوش می نوشت و در این فن شاگرد استاد بزرگ نستعلیق نویسان اصفهان میرزا عبدالرحیم افسر بود. وی شایسته ترین و نامدارترین اعقاب آقا غلامعلی خوشنویس است.[3]
[خط نستعلیق را نزد فتح اللّه جلالی فرزند افسر تکمیل کرد. وی برخلاف پدرانش که
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص799؛ فهرست مسجد اعظم قم، ص41؛ نسخه های خطی، ج4، ص44؛ فهرست مرعشی، ج6، ص284؛ الذریعه، ج3، ص32.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص798.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص850.
در خط نسخ مهارت داشتند، خط نستعلیق را مشق کرد.[1]او مؤسس مدرسه اتحادیه در اصفهان است.[2]]
عبدالوهاب اصفهانی
عبدالوهاب بن محمّدحسین اصفهانی [خوشنویس خط نستعلیق و شکسته در قرن سیزدهم هجری] در 5 شعبان 1257ق «دیوان حکیم سوزنی سمرقندی» را به خط شکسته نستعلیق نوشته و کتاب ضمن مجموعه شماره 4099 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[3]
[در تذکره ممیز، نسخه شماره 904 کتابخانه مجلس شورای اسلامی می نویسد: «اشعر: نامش میرزا عبدالوهاب، اصلش اصفهانی. همه عمر را به کتابت مشغول بود سنه 1258 در تبریز با او ملاقات شد. قریب به سی و پنج از عمرش گذشته مردی درویش...»[4]
احتمالاً این عبدالوهاب اشعر همان عبدالوهاب اصفهانی فوق الذّکر بوده است. واللّه اعلم]
میرزا عبدالوهاب گلشن ایران پور
میرزا عبدالوهاب ایران پور متخلّص به «گلشن» فرزند حاج محمّدحسین بن حاج محمّدعلی اردکانی. شاعر و ادیب نویسنده در قرن چهاردهم هجری در ماه رجب 1296ق در اردکان یزد متولّد شده و در 8 سالگی به اصفهان منتقل شده و نزد فضلای آن
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 89، 90 و 108.
[2]تاریخ فرهنگ اصفهان، ص168.
[3]فهرست مجلس، ج11، ص96.
[4]تذکره مُمَیّز: مخطوط، ص97.
زمان آقا سیّد آقاجان، سیّد یحیی اردکانی و آقا سیّد علی مهریزی یزدی تحصیل کرد و در خط نزد میرزا عبدالرحیم افسر مشق کرده و استفاده نمود و به وسیله او به انجمن شعراء راه یافت و با دهقان و عمان سامانی و دیگر شعراء آشنا شد. دهقان که از استعداد و طبع خوش او مطلع شد تربیت او را برعهده گرفت. در این زمان او به کتابت دواوین شعراء مشغول بود و پدرش که قریحه شاعری او را دید از او خواست تا کتاب «انوار سهیلی» را منظوم سازد. پس از فوت پدرش در خدمت ظل السلطان، به منشی گری [نزد حاجی عبداللّه خان آغاباشی] پرداخت، [امّا آزادگی و استغناء او باعث شد نتواند استبداد و خودرأیی ظل السّلطان را تحمل کند و از آن شغل کناره گرفت و به صف آزادیخواهان هوادار مشروطه پیوست. در مبارزات جنبش مشروطیت حضوری فعال داشت و از جمله در مبارزه با استبداد محمّدعلی شاه و حمله بختیاری ها برای فتح تهران همراه دیگر مشروطه خواهان شرکت نمود. امّا حوادث بعد از آن، او را از مشروطیت دلسرد کرد.] گلشن ایرانپور 8 سال در اداره اوقاف اصفهان به خدمت پرداخت و در اواخر عمر کارمند اداره ثبت اسناد بود و [در کنار آن به نگارش مقالات ادبی و سیاسی در نشریات اصفهان مانند: «پروانه»، «انجمن اصفهان»، «مفتش ایران»، «کاشف اسرار»، «زاینده رود»، «حقیقت»، «عرفان» و «اخگر» مشغول شد.]
او در سال 1298ش روزنامه «اختر مسعود» را منتشر کرد که فعالیت آن تا سال 1313ش ادامه داشت.
وی عمر خود را در تهیدستی و فقر سپری کرد و قناعت و صبر را پیشه خود ساخت. در اواخر عمر به بیماری های مختلفی گرفتار شد تا اینکه پس از یک عمر ناکامی و مشقّت در 27 رجب 1356ق مطابق 14 مرداد 1316ش در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) در تخت فولاد مدفون شد.
او از شاعران زبردست و دارای قدرت طبع و از اساتید مسلم شعر و ادب بود و در
انجمن ادبی شیدا شرکت می کرد.
کتب و رسایل زیر از اوست:
1. «آلمان نامه»2. «بهرام نامه»3. «جنگ بین الملل»4. «دلکش و پریوش»5. «دیوان اشعار» قریب به شش هزار بیت6. «سفر پنج روزه»7. «عقل و جنون» که در سال 1325ق به طبع رسیده است.8. «مناظره الکل و تریاک»9. «مناظره مرگ و زندگانی»10. «منتخبات اشعار» که در بمبئی به طبع رسیده است. 11. «مشروطه نامه» 12. «نخجیرنامه» 13. «انوار سهیلی» منظوم [14. «بزرگ زاده» 15. «چمنستان» 16. «یادداشت وقایع بیست ساله مشروطیت ایران» 17. «گلشن آرا» در نظم «کلیله و دمنه»]
این شعر از اوست:
خسرو حسنی و شکر لب و شیرین دهنی لاله رخسار و سمن پیکر و گلگون بدنی
نیست پیدا دهنت هیچ و در این حیرانم که تو با هیچ سخن گوئی و شیرین دهنی[1]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص100؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 799 و 800؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 402-404؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج1، صص 66-71؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص80؛ گل های سعادت، ص43؛ نامه سخنوران، ص131؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج5، صص 3064 و 3065؛ تاریخ یزد یا آتشکده یزدان، ص326؛ تذکره شعرای یزد، (ویرایش دوم) ، صص 212 و 213؛ دیوان طرب، صص 249 و 250؛ مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص150-167؛ نگرشی بر مشروطیت اصفهان، صص 201-204.
میرزا عبدالوهاب کلانتر
میرزا عبدالوهاب کلانتر بن میرزا محمّدرحیم حکیم باشی [از ادباء و بزرگان اصفهان در قرن دوازدهم هجری] برادر کهتر میرزا عبدالباقی طبیب اصفهانی است. او از سلسله سادات حکیم سلمانی اصفهان است و پدر و اجدادش در دربار صفویه به طبابت می پرداخته اند. او پس از استعفای برادر کلانتر اصفهان شد و سپس به حکومت اصفهان رسید. مردی ادب دوست و هنرپرور بوده و در منزل خود انجمن شعراء تشکیل می داد و شاعرانی چون درویش عبدالمجید طالقانی، میر سیّد علی مشتاق، آقا محمّد عاشق، لطفعلی بیگ آذر بیگدلی، ملاّ حسین رفیق و دیگران در آن انجمن شرکت می کرده اند.
[میرزا عبدالوهاب در سال 1184ق وفات یافت.[1]]
سیّد عبدالوهاب نشاط اصفهانی
سیّد عبدالوهاب موسوی اصفهانی متخلّص به «نشاط» فرزند میرزا محمّدرحیم کلانتر [بن میرزا عبدالباقی بن میرزا محمّدرحیم حکیم باشی] شاعر ادیب، حکیم عارف فاضل، در سال 1175ق در اصفهان متولّد [و در این شهر علم و ادب آموخته و در سال 1218ق به تهران رفت و مورد توجّه فتحعلی شاه واقع شد و جهت او مدایح و قصایدی گفته و به سمت ریاست دیوان رسایل دربار قاجار منصوب شد. نوشتن مراسلات و فرامین شاه و رتق و فتق امور اداری با او بود لذا شاه به او لقب «معتمدالدّوله» داد. نشاط نخستین وزیر خارجه در تاریخ ایران شمرده می شود.]
او دارای قریحه و استعداد سرشار، و در حکمت ریاضی و علوم ادبی عدیم المثال
[1]دیوان طبیب اصفهانی، ص78؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص134.
بوده [است.] شاعری نیک محضر و عارفی خوش مشرب و حکیمی نکته سنج بود. [در بخشندگی و سخاوت بی نظیر بود و بارها اموال خود را وقف نیازمندان و فضلاء و ادباء نمود.و به تربیت و پرورش صاحبان استعداد و اهل فضل اهتمام داشت و اشخاصی چون سیّد حسین مجمر زوّاره ای به واسطه او به دربار راه یافته و منظور نظر فتحعلی شاه واقع شدند.] وی در نهضت ادبی ایران [بازگشت ادبی] سهم به سزائی دارد. در نظم و نثر به شیوه قدماء استاد است و در قصیده و غزل توانا. و در نظم و نثر به عربی و فارسی [و ترکی] قادر بوده و اقسام خطوط را نیکو می نوشته و به خصوص در خط شکسته مقام استادی داشته است.
نشاط سرانجام در دوشنبه 5 ذی الحجه 1244ق در طهران به مرض سل وفات یافته و در نجف اشرف مدفون شد.
«مصنف قاجار» در تاریخ وفاتش گوید:
«از قلب جهان نشاط رفته»[1]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «دیوان اشعار» [که به چاپ رسیده و نسخه خطی آن در کتابخانه فاضل خوانساری در خوانسار و کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]] 2. «گنجینه» که مجموعه آثار نظم و نثر اوست و در پنج
[1]تذکره دلگشا، صص 491 و 492؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج6، صص 1054 و 1055؛ تذکره ریاض العارفین، ص529؛ مکارم الآثار، ج4، ص1208؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 274-276؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1871؛ تاریخ ادبیات (شفق) ، صص 379-381؛ تذکره سفینه المحمود، ص49؛ ریحانه الادب، ج6، صص 175 و 176؛ دیوان طبیب اصفهانی، ص81؛ الذریعه، ج9، ص1189؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 418 و 419؛ تاریخ ادبیات فارسی (اته) ، ص201؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 800 و 801.
[2]فهرست عکسی مرکز احیاء، ج1، ص405؛ فهرست خطی احیاء، ج5، ص57؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج16، ص18.
درج می باشد [که بارها چاپ شده است. نسخه خطی آن در کتابخانه دائره المعارف بزرگ اسلامی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی و برخی از کتابخانه ها موجود است.[1]]3. «ساقی نامه»4. «کتابی به سبک گلستان»5. «مراسلات و منشآت و مناجات» که به سبک نوشته های درباری است. قسمتی از آن به طبع رسیده و قسمتی در بایگانی وزارت خارجه برخی کشورها موجود است. [در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی نسخه ای از منشآت که مشتمل بر دُرج پنجم «گنجینه» و منشآتی از قائم مقام فراهانی است به شماره 1/11848 موجود است.[2]
از نشاط فرزندانی (از جمله عبدالباقی و عبدالکریم) به جای ماند که در تهران ساکن بوده اند.]
این شعر از اوست:
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
اختران فلکی را اثری در ما نیست حذر از گردش چشم سیهی باید کرد
شب که خورشید جهانتاب نهان از نظر است قطع این مرحله با نور مهی باید کرد
میرزا عبدالوهاب طبیب اصفهانی*
میرزا عبدالوهاب طبیب فرزند میرزا محمّدرفیع اصفهانی معروف به «میرزا کوچک» از
[1]مجلّه پیام بهارستان، شماره 30، آذرماه 1382، ص77؛ فهرست عکسی دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج1، ص333.
[2]فهرست مرعشی، ج30، ص104.