بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 40

تیغ ابروی تو را هر که ببیند داند خون صاحب نظران چشم تو چون می ریزد

عباس قمشه ای

عباس بن اسماعیل قمشه ای، از کاتبان و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری است. در طهران ساکن بوده و در تاریخ دهم ربیع الاوّل سال 1261ق در مدرسه فخریه طهران، نسخه ای از کتاب «منهاج الهدایه» حاجی کلباسی را به خط نسخ نوشته است. نسخه به شماره 7376 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

عباس اصفهانی

عباس بن جعفر اصفهانی، [از فضلاء و ادبای اصفهان]، در کتاب «الوزراء و الکُتّاب» گوید که: دیدم به خط ابی علی احمد بن اسماعیل که نقل کرده بود از عباس بن جعفر اصفهانی که گفت عبدالحمید بن یحیی کاتب را می خواسته و با ابن مقفع رفیق بود و هر دو در یک خانه بودند. موقعی که مأمورین جهت گرفتن او به آن خانه وارد شدند گفتند: عبدالحمید کدامید؟ هر دو گفتند: من. از آن جهت که شما را به رفیق او ضرری نرسد» الخ.[2]

عباس فریدنی

عباس بن جمال فریدنی، از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری بوده و در سال 1300ق نسخه ای از کتاب «ارشاد القاری» تألیف: مصطفی بن ابراهیم تبریزی را به خط

[1]فهرست مرعشی، ج19، ص180.

[2]الوزراء و الکُتّاب، ص54.


صفحه 41

نستعلیق نوشته [است.] کتاب به شماره 3046 در کتابخانه مجلس شورای ملی ایران موجود است.[1]

عباس کرباسیون*

عباس کرباسیون فرزند حسن فرزند عباس، هنرمند توانای طرّاحی فرش و کاشی اصفهان در سال 1301ش در محلّه چهارسو علیقلی آقای اصفهان متولّد شد. پدرانش از معماران و بنّایان اصفهان بودند.

او تا ششم ابتدایی تحصیل کرد سپس به هنر طراحی روی آورد و مدّتی شاگرد حاج حسین مصورالملکی بود. آنگاه نزد استاد احمد ارچنگ طراحی فرش را فرا گرفت و از سن 18 سالگی به طور مستقل به طراحی فرش و کاشی مشغول شد. او در طراحی از سبک های هنری کاشیکاری و فرش از طرح های سنّتی ایرانی پیروی می کرد و خصوصا در طراحی اسلیمی و خطائی زبردست بود.

طرح های کاشیکاری او در ده ها ابنیه مذهبی و اداری و تاریخی وجود دارد که می توان به برخی از آنها اشاره کرد:

1. مرقد مطهر حضرت زینب (سلام اللّه علیها) در سوریه 2. صحن حضرت ابوالفضل العباس در کربلا3. حرم حضرت امام حسین علیه السلام4. حرم مطهر امام رضا علیه السلام و صحن قدس5. گنبد و محراب مسجد طباطبائی در قم6. قسمتی از میدان نقش جهان7. مسجد گوهرشاد مشهد8. حسینیّه طوقچی اصفهان9. حسینیّه عمادزاده اصفهان10. مسجد الهادی اصفهان 11. حسینیّه رضوی اصفهان 12. مسجد سیّد اصفهان 13. مسجد رحیم خان اصفهان 14. سردر وزارت خارجه در تهران.[2]

[1]فهرست مجلس، ج10، بخش سوم، ص1266.

[2]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با مرحوم استاد کرباسیون در 26 اردیبهشت 1370ش؛ طراحان بزرگ فرش ایران، ص265.


صفحه 42

تعدادی از طراحان فرش و کاشی اصفهان از شاگردان و دست پروردگان او هستند. استاد عباس کرباسیون در 9 خرداد 1371ش از دنیا رفت و در قطعه 10 قبرستان باغ رضوان به خاک سپرده شد.

شیخ عباس مصباح دستگردی

حاج شیخ عباس مصباح دستگردی فرزند ملاّ حسین درویش بن محمّدعلی «آرستم»، عالم فاضل، واعظ خبیر و مفسر جلیل، از علمای [معاصر] اصفهان. در حدود سال 1328ق در قریه دستگرد برخوار اصفهان متولد شد و با تشویق آخوند ملاّ عبدالکریم گزی و حاج میرزا محمّدرضا کلباسی به علوم دینی روی آورد.

مقدمات را نزد حاج میرزا رضا کلباسی فرا گرفت. سپس به اصفهان آمده و نزد [علمای عالیقدر] حاج آقا جمال الدّین خوانساری، سیّد آقاجان نوربخش، آقا شیخ محمّدرضا محمودآبادی، حاج شیخ محمود مفید و آقا سیّد محمّدرضا خراسانی، مقدمات سطوح را به همراه دروس منطق و حکمت فرا گرفت و آنگاه در درس خارج ففه و اصول [حضرات آیات] آقا سیّد عبداللّه ثقه الاسلام، حاج میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی، آقا سیّد مهدی درچه ای، حاج میر سیّد علی بهبهانی و حاج آقا حسین خادمی حاضر شد.

او عالمی عادل و پرهیزگار بود. نماز جماعت را در مسجد پناهی و مسجد امیرالمؤمنین در خیابان فروغی اصفهان اقامه می کرد و به خواندن دعای کمیل نیز اهتمام داشت. گاهی نیز در دستگرد نماز جماعت را اقامه می نمود. سرانجام در چهارشنبه 22 جمادی الاولی سال 1408ق در اصفهان وفات یافت و جنازه وی به زادگاهش منتقل و


صفحه 43

در رواق غربی امامزاده ادهم دستگرد مدفون گردید.

او چندین کتاب و رساله تألیف نموده و به چاپ رسانده که از آن جمله است:

1. «اربعین» یا «نورالیقین» 2. «تعلیمات دینی»، وظیفه همگانی: برای عموم مکلفین به ویژه نوباوگان3. «تعلیمات دینی» به اختصار و به زبان ساده4. «جلوه حقیقت» در موضوع اصول عقاید5. «جواهر العرفان» در تفسیر قرآن که 7 جلد آن به چاپ رسیده و یک جلد آن آماده چاپ بوده است.[1]

میرزا عباس خان ذوالفنون*

میرزا عباس خان ذوالفنون، سومین فرزند (دومین پسر) میرزا حسین خان بن آقانصراللّه خان بن میرزا محمّدخان، هنرمند و عتیقه شناس کم نظیر معاصر در سال 1262ش متولّد شد.

پدر و نیایش از مالکین و ساکنین «اسفرجان» و پدرِ نیایش از همراهان عالم مجاهد حاج ملاّ محمّدشفیع خوئی به اصفهان بوده که با فرزند رضاقلی بیگ بن محب علی خان (از حفاد فتحعلی خان اعتمادالدّوله داغستانی) ازدواج کرده است و همسر میرزا عباس خان، دخترزاده آقامیرزا محمّدجعفر محلّه نویی (حفید ملاّ محمّدشفیع) و داماد میرزا شکراللّه خان بن رضاقلی خان بن محمّدقلی بیگ بود.

میرزا عباس خان و دو برادرش میرزا نصراللّه خان و حاج میرزا اسداللّه خان از عتیقه شناسان و هنرآگاهان کشور بودند.[2]میرزا عباس خان در اصفهان هنرکده ای تأسیس کرد که انواع صنایع دستی در آن تعلیم داده می شد که بعدا هرکدام از هنرآموزان آن از قبیل حاج میرزا آقا امامی، حاج میرزا محمّدعلی خان نقاش و حسین خوشنویس زاده

[1]ارشاد الناس در شرح حال شیخ عباس مصباح دستگردی: مخطوط؛ مزارات اصفهان، ص216.

[2]یادداشت های استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) .


صفحه 44

از استادان نامی گردیدند. میرزا عباس خان جزو بزرگ ترین هنرمندان سوخت مُعَرَّق بود و برای ساختن آلیاژها و مایه خمیرهای مجسمه سازی آزمایش هایی انجام داد. همچنین وی در زمینه علم شیمی اطلاعاتی به دست آورد و برای رنگ سازی آزمایش هایی انجام داد.

او در سال 1309ش برای یک نمایشگاه بزرگ در انگلستان سردربی به سبک سردرب مسجد امام اصفهان بر روی پوست و کاغذ مخصوص کاشی کاری و نقاشی دوره صفویّه به صورت سوخت و معرّق تهیه و در محلّ ورودیّه نمایشگاه نصب نمود که تحسین و اعجاب هنرمندان و مقامات داخلی و خارجی را برانگیخت و در ایران به اخذ مدال درجه یک علمی نائل شد.

استاد ذوالفنون در روز شنبه اوّل بهمن 1328ش وفات یافت و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

این آثار هنری بازمانده از پنجه های زبردست و قریحه خلاّق اوست:

1. «قندیل» جهت آرامگاه فردوسی که در سال های 1313 تا 1317ش و براساس اشعار فردوسی در شاهنامه ساخته شد و مجسمه های فراوان از شکارگاه ها و سواران و در وسط آن مجسمه فردوسی دیده می شود. روی این مجسمه با مینیاتورکاری زینت یافته است.

2. تابلویی با سوخت معرق که به مناسبت جشن های هزاره حکیم ابوالقاسم فردوسی تهیه شد و در کاخ موزه سلطنتی سابق در تهران موجود است.[1]

[1]بوستان فضیلت، صص 339-342.


صفحه 45

مرشد عباس زریری*

مرشد عباس زریری فرزند حسین از مشاهیر نقّالان و شاهنامه خوانان معاصر اصفهان در سال 1327ق (مطابق 1288ش) در محلّه مستهلک اصفهان متولّد شد. در کودکی بر اثر قحطی پدر و مادر و بستگان خود را از دست داد و برای امرار معاش به شغل های مختلفی روی آورد. در جوانی به نقّالی در قهوه خانه های اصفهان پرداخت و کم کم شهرت و مهارت زیادی یافت، تا جایی که از شهرهای دیگر برای شاهنامه خوانی از او دعوت می شد. او روایات نقالان قدیم از شاهنامه و سایر کتاب های اساطیری ایران را که سینه به سینه به دوره او رسیده بود از حفظ داشت و با بیانی گیرا و جذّاب در جمع کثیر مستمعین حاضر در قهوه خانه ها با حرکات دست و پا و عصا روایت می کرد و صحنه های رزم و بزم را برای حاضرین مُجَسّم می ساخت. از داستان های زیبای شاهنامه رزم رستم و سهراب بود که در نقالی به سهراب کشان ختم می شد و پس از بیان آن، مرشد شاهنامه خوان به ماجرای عاشورا و شهادت جوان رعنای امام حسین علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام گریز می زد و مجلس را به گریه می آورد.

مرشد عباس طومارهایی از روایت نقّالان قدیم از داستان های شاهنامه گردآوری کرده بود که از میان آنها «داستان رستم و سهراب» با تصحیح و ویرایش دکتر جلیل دوستخواه، ادیب و شاهنامه پژوه معاصر، در سال 1369ش به چاپ رسید.

مرشد عباس در 30 تیر 1350ش در سن 62 سالگی در اصفهان درگذشت و در تکیه زرگرها در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. بر سر مزار او بقعه کوچکی بنا کردند.[1]

[1]داستان رستم و سهراب، روایت نقّالان: مقدمه، صص چهارده چهل و سه؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی.


صفحه 46

عباس مافَرّوخی

عباس بن حمدان بن عباس بن مافرّوخ (مافروخی) مدینی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از ابراهیم بن ناصح، احمد بن مهدی، احمد بن یونس، نضر بن هشام و یونس بن حبیب روایت نموده و حسین بن محمّد بن علی زعفرانی از او نقل حدیث کرده است.[1]

عباس حنفی اصفهانی

ابوالفضل عباس بن حمدان بن محمّد بن سلم حنفی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] او را از جمله راویان ثقه و از صلحاء عهد خویش دانسته اند.

قاضی ابواحمد محمّد بن احمد بن ابراهیم عسال، طبرانی و عبدالجبار بن علاء از او نقل حدیث کرده اند و خود او از حاتم بن بکر صیرفی، و محمّد بن خالد بن خداش و یوسف بن محمّد بن سابق روایت کرده است. کتاب «مسند» را تألیف کرده و در جمادی الآخر سال 294ق در اصفهان وفات یافته است.[2]

عباس قمی

عباس بن حیدر قمی اصفهانی از فضلای قرن یازدهم هجری است. از آثار او:

1. «شرح الفوائد الغیاثیه» در بلاغت به عربی که در سه دهه اوّل جمادی الثانی 1085ق از شرح کتاب فراغت یافته و به شماره 327 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص142؛ اللباب، ج3، ص150؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص882.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص141؛ طبقات المحدّثین، ج4، صص 236 و 237.

[3]فهرست مرعشی، ج2، ص31.


صفحه 47

[1]«دُرَرُ الأسرار فی تَعدُّد فرق اته النّبی المختار» در اعتقادات به عربی که در 6 شوال 1069ق آن را به پایان رسانده است و به شماره 721 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]

همچنین صاحب عنوان در 6 جمادی الاوّل 1063ق نسخه ای از کتاب «التبصره فی علم الهیئه» تألیف ابوبکر محمّد بن احمد بن ابی بشر مروزی را به خط نستعلیق نوشته و میکروفیلم آن ضمن مجموعه ای در دانشگاه طهران موجود است.[3]

عباس بهشتیان

عباس بهشتیان [فرزند حیدرعلی]، فاضل ارجمند، عضو انجمن آثار ملی، مؤلف «بخشی از [گنجینه] آثار ملی» و غیره. فوت 1408ق مدفون در تکیه میر در تخت فولاد.[4]

[وی در سال 1305ش در محلّه دومنار دردشت اصفهان به دنیا آمد. پدرش از اهالی ریز (زرین شهر کنونی) بود. بهشتیان در مدرسه قدسیه به تحصیل پرداخت. او برای امرار معاش به کشاورزی و باغداری مشغول شد و اغلب اوقات را به تحقیق و جستجوی آثار تاریخی اصفهان و نوشتن و مطالعه کتاب گذراند.

او عاشق اصفهان بود. کوچه ها و محله های شهر را قدم به قدم کاویده بود و برای آگاه کردن مردم و مدیران شهری و جلوگیری از تخریب و انهدام خانه ها، کاروانسراها، حمام ها، تیمچه ها، زورخانه ها، عصاری ها، زیارتگاه ها و... خون دل می خورد، نامه نگاری می کرد، اعتراض می کرد و تا رسیدن به مقصود و حفظ آن آثار از پای نمی ایستاد. شجاعت و جسارت او به قدری بود که از هیچ قدرتی پروا نداشت و برای

[1]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص669.

[2]فهرست مرعشی، ج2، ص315.

[3]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص669.

[4]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص211.