بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 405

هجری] در ربیع الاوّل سال 1235ق رساله «بیست فصل» میرزا نصیر اصفهانی، در تقویم و نجوم را در اصفهان به خط شکسته و نستعلیق کتابت نموده است. او در سال 1236ق رساله «هیئت» تألیف: محمّدباقر نجم ثانی را کتابت نموده [که جزو همین مجموعه است.]

مجموعه به شماره 1177 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[1]

میرزا عبدالوهاب منجم باشی

میرزا عبدالوهاب منجم باشی فرزند میرزا علی محمّد محلّه نوئی اصفهانی، ریاضیدان و منجم دانشمند در قرن سیزدهم هجری. در 10 ربیع الاوّل 1250ق متولّد گردیده و نزد پدر و دیگران تحصیل نموده و به استخراج تقویم مشغول شد. سال ها منجم باشی مهدعلیا بود و در مدرسه دارالفنون تدریس می نمود. سرانجام در روز 15 ربیع الثّانی 1289ق وفات یافت.

از آثارش: 1. «ترجمه کشف الآیات» از لاتین به فارسی 2. «نجوم القرآن فی اطراف الفرقان» به طبع رسیده است.[2]

سیّد عبدالوهاب بدری

آقا سیّد عبدالوهاب بدری بن سیّد محمّدعلی حسینی سینی، واعظ صالح، از فضلاء اهل منبر [در قرن چهاردهم هجری.] متوفی در روز 9 رجب 1377ق. مدفون جنب

[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص306.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص781؛ الکرام البرره، ج2، ص808؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج2، ص791؛ مکارم الآثار، ج4، ص1366.


صفحه 406

برادرش سیّد مهدی در تکیه گلزار (واقع در تخت فولاد) .[1]

ملاّ عبدالوهاب همدانی*

ملاّ عبدالوهاب فرزند ملاّ کلب علی همدانی اصفهانی، از فضلاء قرن دوازدهم هجری. او و برادرش عبدالواسع (متخلّص به «دامی») در اصفهان به تحصیل ادبیات فارسی و عرب، منطق، حکمت، ریاضی و فقه مشغول بوده اند. عبدالواسع در سال 1173 در جوانی وفات یافت ولی عبدالوهاب تا 1185ق زنده بوده و در اصفهان به تحصیل علم و کتابت مشغول بوده است.

او «رساله در معرفت اسطرلاب شمالی و جنوبی را به خط نستعلیق در 11 صفر 1185ق در اصفهان و «رساله در عمل اسطرلاب» را در همان سال کتابت کرده که به شماره 1025 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[2]

سیّد عبدالوهاب معین الاطباء اردستانی

سیّد عبدالوهاب شفیعی اردستانی معروف به «حکیم» و «معین الاطباء» فرزند حاج میرزا محمّد شیخ العلماء بن حاج سیّد باقر بن میر محمّدشفیع اردستانی، طبیب حاذق. از پزشکان نیمه نخست قرن چهاردهم هجری است و نسب او به جناب حسن مُثَنّی فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام می رسد. او در سال 1274ق در محلّه رامیان اردستان متولّد شده و علوم زمان خود خصوصا طب را در اردستان و اصفهان آموخته و سال ها در مدرسه نیم آورد اصفهان به طبابت پرداخت.[3]تا اینکه در سال 1355ق وفات یافته و نزدیک

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص876؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص182.

[2]فهرست الهیات مشهد، ج2، صص 184 و 185.

[3]آتشکده اردستان، ج3، ص607.


صفحه 407

مزار فاضلان در تخت فولاد مدفون شد.[1]

عبدالوهاب کاتب

عبدالوهاب بن محمّد بن حسن بن عبداللّه کاتب [از کاتبان نسخ نویس قرن سیزدهم هجری.] در روز پنج شنبه چهارم شعبان 1275ق چندین برگ در آخر مجموعه (شماره 3047 کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم) به خط نسخ نوشته است.[2]

میرزا عبدالوهاب شکوه اصفهانی

میرزا عبدالوهاب منجم باشی متخلّص به «شکوه» فرزند میرزا محمّد [بن میرزا محمّدحسین بن میرزا بدیع الزمان منجم حسینی گنابادی اصفهانی، شاعر ادیب و منشی، [در قرن چهاردهم هجری. او همشیره زاده تاج الشّعراء شهاب اصفهانی بوده و از او فنون شعر و ادب را فراگرفته است.] او از کارگزاران دستگاه ظل السلطان بوده [و به منشی گری در دیوان خانه دولتی مشغول بوده است. شعر را نیکو می سروده و قصایدی در مدایح و مراثی معصومین علیهم السلام دارد.] وی در 4 ربیع الثّانی 1330ق وفات یافته و در [یکی از اطاق های] تکیه تویسرکانی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

مادّه تاریخ وفاتش این است:

میر ادیب، منی نثر، اوستاد نظم عبدالوهاب کز همه خوبان نشان گرفت

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص798؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص220.

[2]فهرست مرعشی، ج8، ص263.


صفحه 408

چون رفت از این سرای برون، عقل دور بین از سال فوت او خبر از این و آن گرفت

بیرون یکی شد از پی تاریخ فوت و گفت «عبدالوهاب جای بقصر جنان گرفت»[1]

عبدالوهاب بُزانی اصفهانی

ابوالفرج عبدالوهاب بن محمّد بن عبداللّه اصفهانی بُزانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن حسن بن بندار مدینی حدیث شنیده و حافظ ابوبکر خطیب از او روایت می کند.[2]

شیخ عبدالوهاب بیدآبادی

شیخ عبدالوهاب بن شیخ محمّد بیدآبادی اصفهانی معروف به «رجالی» [از علمای اواخر دوره قاجاریّه] ادیب شاعر از سلسله مشایخ بیدآباد. متوفی قبل از سال 1320ق وی «الفیه ای در نحو» تألیف نموده است. سیّد ابوالقاسم اصفهانی از شاگردان اوست.[3]

شیخ عبدالوهاب قاضی

شیخ عبدالوهاب قاضی فرزند شیخ محمّد، عالم فاضل محقّق [از علمای قرن سیزدهم هجری] از سلسله مشایخ بیدآباد بوده و در ماه شعبان 1269ق در اصفهان

[1]تذکره حدیقه الشعراء، ج2، صص 864 و 865؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص802؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2992-2994؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.

[2]الاکمال، ج1، ص207؛ اللباب، ج1، ص146؛ معجم البلدان، ج1، ص409.

[3]نقباء البشر، ج3، ص1249؛ الذریعه، ج1، ص503.


صفحه 409

وفات یافته و جنب قبر آقا محمّد بیدآبادی در تخت فولاد مدفون شده است.[1]

میرزا عبدالوهاب معین العلماء

میرزا عبدالوهاب ملقب به «معین العلماء» فرزند سیّد مهدی نحوی بن سیّد محمّدحسن مجتهد اصفهانی بن سیّد محمّدتقی مستجاب الدّعوه بن سیّد محمّد سعید بن سیّد محمّدصادق بن سیّد ابوالقاسم بن سیّد محمّدباقر بن میر محمّدصادق موسوی اصفهانی [از روزنامه نگاران فاضل و دانشمند و] از آزادیخواهان صدر مشروطیت.

در سال 1284ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرد. [در اصفهان از دوستان سیّد جمال الدّین واعظ بود و تحت تأثیر افکار آزادیخواهانه او قرار داشت. در سال 1320ق به تهران رفت. در سال 1322ق انجمن مخفی به نام «مجمع آزادیخواهان» را در تهران تشکیل داد. به هنگام تحصّن علماء در امامزاده عبدالعظیم شهرری، او در ایجاد ارتباط مردم و علماء و روشنگری در اهداف نهضت نقش مهمی داشت. پس از پیروزی نهضت و صدور فرمان مشروطیت و برگزاری انتخابات مجلس شورای ملّی، در انتخابات اصفهان مشکلاتی به وجود آمد که معین العلماء به اصفهان آمده و آن مشکلات را رفع نمود. او در سال 1325ق در تهران روزنامه «نیّر اعظم» را منتشر ساخت که هفته ای دو شماره منتشر می شد و در آن مقالات بسیاری در دفاع از مشروطیّت و مخالفت با استبداد و دخالت بیگانگان در ایران درج می گردید.

او پس از اینکه مقاله ای در انتقاد به قرارداد 1907م بین روسیه و انگلستان در «نیّر اعظم» به چاپ رساند و شاه را به حمایت از روس ها متهم کرد، روزنامه اش توقیف و خود به یک سال حبس محکوم شد. اما با پادرمیانی بزرگان به عتبات عالیات تبعید شد.

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص120؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص220؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص196؛ بیان المفاخر، ج2، ص235؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.


صفحه 410

امّا پس از مدّت کوتاهی به ایران بازگشت. پس از آنکه محمّدعلی شاه مجلس را به توپ بست و به تعقیب و دستگیری و قتل آزادیخواهان اقدام کرد، معین العلماء به سفارت عثمانی پناه برد و نامه هایی به علمای اصفهان نوشت و آنان را به حمایت از مشروطه خواهان فراخواند. پس از آنکه محمّدعلی شاه شکست خورد و مشروطه خواهان تهران را فتح کردند، او دستگیر و زندانی شد و کمی بعد آزاد شده و عتبات عالیات رفت ولی بعد از بازگشت به ایران فعالیّت های سیاسی را رها کرد.[1]]

معین العلماء، پس از تأسیس عدلیّه، وارد خدمات دولتی شده و مدّت ها ریاست عدلیه مازندران، زنجان و گیلان و سپس قضاوت در محاکم عدلیه فارس و ریاست عدلیه آباده و گلپایگان را داشت. [او در آخرین سال عمر به عدلیه اصفهان منتقل شده و] در شب جمعه 6 رمضان المبارک 1358ق [مطابق 27 مهر 1318ش] در اصفهان وفات یافته و در تکیه سادات مهدوی در تخت فولاد جنب مزار پدران خود مدفون شد.[2]

سیّد عبدالوهاب مرشد اصفهانی

سیّد عبدالوهاب خان مستشار دفتر متخلّص به «مرشد» فرزند سیّد هاشم. از شعرای معروف و فضلای مشهور اصفهان در اوایل قرن چهاردهم هجری. [در سال 1286ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخت. او از اعضای دفتر انشاء و استیفای اصفهان بود و جزو جمع ها را می نوشت. مابین انواع شعر مخصوصا مادّه

[1]تاریخ جراید و مجلات ایران، ج4، صص 325-327؛ مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص 88-92؛ نگرشی بر مطبوعات اصفهان، صص 196-200.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص103؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص490؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص207.


صفحه 411

تاریخ گوئی طبعی آماده و توانا داشت. دیوان اشعارش حدود پنج هزار بیت شعر داشته که دختر سیّد عبدالوهاب خان آنها را به همراه اشعار سیّد مرتضی (فرزند سیّد عبدالوهاب) به سرهنگ دکتر ریاحی جهت چاپ سپرده بود ولی به چاپ نرسید.[ سرانجام در روز 17 صفر 1343ق وفات یافته و در یکی از اطاق های تکیه ملک [تکیه شهدای کنونی] در تخت فولاد مدفون شد.

مادّه تاریخ وفاتش این است:

سال تاریخ فوت پرسیدم از مقیمان روضه رضوان

باغبان سر برون نمود و بگفت مستشار آمده مقیم جنان

این شعر از اوست:

همه عشاق بگیرند اگر یار دگر جز تو ما دل نسپاریم به دلدار دگر

بار اوّل چو بدیدم رُخ او مات شدم دیده ای کاش که بیند رُخ او بار دگر

بار عشق تو مرا کشت دم از هجر مزن نیست حاجت که بر این بار نهی بار دگر[1]

شیخ عبدالوهاب ریزی

شیخ عبدالوهاب فرزند یارعلی ریزی لنجانی اصفهانی، عالم فاضل و مجتهد جامع [از علمای قرن سیزدهم هجری.]

از اهالی قصبه «ریز» از توابع لنجان بوده و در اصفهان نزد حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی تحصیل کرد. سپس به نجف اشرف رفته و از درس شیخ محمّدحسن نجفی (صاحب جواهر) بهره برد و ظاهرا از آن اساتید اجازه

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 51 و 52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص802؛ دیوان طرب: مقدمه، ص250؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، ص173؛ یادداشت های استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی.


صفحه 412

دریافت نمود. او پس از مراجعت به ایران، به زادگاه خود رفته و به ترویج دین و ارشاد مردم مشغول شده و ظاهرا قبل از سال 1300ق وفات یافته و در همانجا در مسجدی که در آن اقامه جماعت می نمود مدفون شد.

او پدر دو عالم بزرگوار شیخ مرتضی و شیخ ابوالفضل ریزی است.[1]

شیخ عبدالوهاب زاهدی

شیخ عبدالوهاب زاهدی، عالم فاضل ادیب. از فضلاء معاصرین و از سلسله مشایخ بیدآباد.

سال ها در دبیرستان عَلیّه (از مدارس جدید) ادبیات فارسی و عربی و فقه تدریس می نمود و در مسجد سیّد نیز جمعی در خدمت او به تحصیل اشتغال داشتند.[2]

عبدالوهاب سالک اصفهانی

عبدالوهاب سالک اصفهانی، از شعرای قرن سیزدهم هجری است. مدّتی در عداد غلامان و پیشخدمتان هلاگو میرزا قاجار بوده و او را مدح می نموده و هلاگو میرزا در «تذکره خرابات» از او یاد کرده است.[3]

میرزا عبدالوهاب قطره چهارمحالی

میرزا عبدالوهاب سامانی چهارمحالی متخلّص به «قطره» شاعر ادیب [از شاعران قرن سیزدهم هجری. در چهارمحال متولّد شده و علم و ادب آموخت و خصوصا در انشاء و

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص175؛ بیان المفاخر، ج1، ص347.

[2]بیان المفاخر، ج2، ص97.

[3]حدیقه الشعراء (تعلیقات دکتر نوائی) ، ج1، ص729؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج1، ص497.