بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 412

دریافت نمود. او پس از مراجعت به ایران، به زادگاه خود رفته و به ترویج دین و ارشاد مردم مشغول شده و ظاهرا قبل از سال 1300ق وفات یافته و در همانجا در مسجدی که در آن اقامه جماعت می نمود مدفون شد.

او پدر دو عالم بزرگوار شیخ مرتضی و شیخ ابوالفضل ریزی است.[1]

شیخ عبدالوهاب زاهدی

شیخ عبدالوهاب زاهدی، عالم فاضل ادیب. از فضلاء معاصرین و از سلسله مشایخ بیدآباد.

سال ها در دبیرستان عَلیّه (از مدارس جدید) ادبیات فارسی و عربی و فقه تدریس می نمود و در مسجد سیّد نیز جمعی در خدمت او به تحصیل اشتغال داشتند.[2]

عبدالوهاب سالک اصفهانی

عبدالوهاب سالک اصفهانی، از شعرای قرن سیزدهم هجری است. مدّتی در عداد غلامان و پیشخدمتان هلاگو میرزا قاجار بوده و او را مدح می نموده و هلاگو میرزا در «تذکره خرابات» از او یاد کرده است.[3]

میرزا عبدالوهاب قطره چهارمحالی

میرزا عبدالوهاب سامانی چهارمحالی متخلّص به «قطره» شاعر ادیب [از شاعران قرن سیزدهم هجری. در چهارمحال متولّد شده و علم و ادب آموخت و خصوصا در انشاء و

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص175؛ بیان المفاخر، ج1، ص347.

[2]بیان المفاخر، ج2، ص97.

[3]حدیقه الشعراء (تعلیقات دکتر نوائی) ، ج1، ص729؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج1، ص497.


صفحه 413

حساب و امور دیوانی مهارت یافته و چندی نایب الحکومه چهارمحال شد. سفرهایی به شهرهای مختلف کرده و در نهاوند به خدمت شاهزاده محمود میرزا قاجار درآمده و او را مدح کرد. سپس به طهران رفته و به دربار فتحعلی شاه قاجار راه یافت و اشعارش مورد توجّه و قبول شاه قرار گرفته و قصایدی در مدح شاه انشاء نمود. بعد از فوت او به اصفهان آمده و به مدح حاکم اصفهان منوچهرخان معتمدالدّوله پرداخت. او گاه در اصفهان و گاه در چهارمحال بوده و با شعرا و ادبای معاصر خویش مراوده و معاشرت داشته است. سال فوتش به دست نیامد. «هرمان اته» می نویسد تا سال 1284ق در قید حیات بوده است. فرزندان و نوادگان و احفاد او اغلب از شعراء و ادبای عصر خویش بوده اند که از همه معروف تر نوراللّه خان سامانی است.[1]

کتب زیر از آثار اوست:

1. «دیوان اشعار» که نسخه ای از آن در کتابخانه موزه بریتانیا موجود است.[2]2. «شمس التواریخ» در تاریخ عمومی ایران و جهان که به نام محمّدشاه قاجار در یک مقدمه 40باب و یک خاتمه تألیف کرده و نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 3428 موجود است.[3]3. «غزوات حضرت نبی مختار و حیدر کرار» منظوم4. «فتحنامه» در فتوحات مختار ثقفی، منظوم

از اوست:

[1]تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره سفینه المحمود، ص443؛ تذکره دلگشا، صص 614-616؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 886-888؛ تذکره نگارستان دارا، ج1، ص244؛ الذریعه، ج9، ص886؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص1434.

[2]تاریخ و ادبیات فارسی (اته) ، ص202.

[3]فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، ص633؛ فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج1، ص 2433.


صفحه 414

نه سنگ جور دلداری، نه بند زلف دلبندی فضای بوستان خرسند کی سازد دل ما را]

میرزا عبدالوهاب کُجانی اردستانی*

میرزا عبدالوهاب کُجانی، ادیب شاعر و خوشنویس ماهر در قرن سیزدهم هجری. در روستای «کُجان» اردستان متولّد شد و در اردستان سکونت گزیده است. مدّتی نزد حاجی محمّدعلی خان عرب عامری از حکام آن نواحی به امور دیوانی مشغول بود و چون نتوانست از این راه مخارج خود را تأمین کند به اصفهان آمده و به خدمت مجتهد و مرجع بزرگ آن عهد حاج سیّد محمّدباقر حجّه الاسلام شفتی درآمد و او را مدح گفت.

او غزل و قصیده را نیکو می گفته و خطوط نسخ و شکسته و نستعلیق را نیکو می نوشته و در فن سیاق مهارت داشته است. او اشعاری در مدح سیّد حجه الاسلام دارد.[1]

میر عبدالوهاب معموری*

میر عبدالوهاب معموری متخلّص به «عنایت»، از شعرای اوایل قرن یازدهم هجری. از سادات معموری اصفهان است. در هند ساکن بوده و داخل امراء دربار جهانگیر پادشاه به خدمت مشغول بوده است. مدتی هم در دکن در دیوان شاهزاده سلطان پرویز خدمت می کرد. در اغلب علوم خصوصا سیاق و حساب مهارت و در شعر طبعی روان داشت و اشعار بسیار گفته بود. دیوان غزلیاتش پنج هزار بیت است. دفتری در قصیده دارد و یک مثنوی در بحر فرهاد و شیرین سروده است.

[1]تذکره مآثر الباقریه، ص107.


صفحه 415

این شعر از اوست:

درین چمن منم از بلبلان زار یکی ولی به زاری من نیست از هزار یکی

هزار عاشق جانباز سربلندی یافت در آن میانه سزاوار شد به دار یکی[1]

عبدالوهاب موسوی

عبدالوهاب موسوی [از خوشنویسان خط نستعلیق در قرن یازدهم هجری.] در رجب 1078ق در محلّه عباس آباد اصفهان کتاب «عیون اخبار الرضا» را به خط نستعلیق نوشته است. نسخه در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[2]

عبدالوهاب واعظ ملکی اصفهانی

عبدالوهاب واعظ ملکی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری.] در سال 1027ق کتاب «تنبیه الغافلین» در ترجمه نهج البلاغه تألیف: ملاّ فتح اللّه کاشانی را به خط نستعلیق نوشته و کتاب به شماره 756 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار در طهران موجود است.[3]

شیخ عبدالهادی اصفهانی

شیخ عبدالهادی اصفهانی، از علمای قرن چهاردهم هجری و از مدرسین شهر کربلا است. از جمله شاگردان او شیخ علی حبشی قطیفی است.[4]

[1]تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2563-2567؛ تذکره روز روشن، ص574.

[2]فهرست رضوی، ج5، ص131.

[3]فهرست سپهسالار، ج2، ص17.

[4]نقباء البشر، ج4، ص1379.


صفحه 416

عبدالهادی صوفی اصفهانی

ابوالخیر عبدالهادی بن علی بن محمّد بن احمد بن خانبان بن حسن بن علی بن جعفر مؤدّب صوفی اصفهانی [از عرفاء و زُهّاد و محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری.]

از مردان اهل خیر و صلاح و علم بود. نیکو وعظ می کرد و به خوبی با مردم سلوک می نمود. در اصفهان به زهد و وعظ معروف بود.

در همدان از ابوبکر عبداللّه بن حسین بن محمّد بن جعفر رودزاوری، حافظ ابوشجاع شیرویه بن شهردار دیلمی، ابوالعلاء محمّد بن محمّد بن احمد حافظ و ابومحمّد عبدالرّحمان بن محمّد بن حسن دونی صوفی و در اصفهان از ابوعلی حداد استماع حدیث کرده است.

تولدش در ماه صفر 419 و فوت در عصر پنج شنبه 16 جمادی الاولی 554ق [بود.[ و روز جمعه در مسجد خود مدفون گردید.[1]

حاج عبدالهادی اصفهانی

حاج عبدالهادی اصفهانی فرزند مهدی معروف به «جراح» [از کاتبان خط نسخ در قرن سیزدهم هجری] چندین کتاب را به خط نسخ نوشته که از آن جمله است:

1. «الثمره» للبطلمیوس2. «القضایا فی النجوم» در 14 شعبان 1257ق3. «مدخل» منظوم4. «اختیارات مسیر قمر» در ربیع الثانی 1257ق5. «الصعیحه» شیخ بهائی در 18 رمضان 1268ق

این کتاب ها ضمن مجموعه شماره 4345 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران

[1]التّحبیر، ج1، ص504.


صفحه 417

محفوظ است.[1]

شیخ عبدالهادی قاضی

شیخ عبدالهادی قاضی، عالم فاضل [در قرن سیزدهم هجری.] داماد علاّمه فقیه آقا سیّد صدرالدّین محمّد عاملی بوده و دختر او علویه فاطمه بیگم را به زوجیت داشته است. او ظاهرا شاگرد حاج محمّدابراهیم کلباسی و حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام است. در «گنج شایگان» گوید: وی پنجمین نبیره شیخ محمّدحسن قاضی (اوّلین شخص از این خاندان که در اصفهان به منصب قضاوت نائل شد) است و تا سال 1273ق حیات داشته است. و در مسجد علیقلی آقا اقامه جماعت می نموده است.[2]

عبدان خوزی

عبدان بن محمّد خوزی شاعر فصیح البیان از معاصرین ثعالبی مؤلّف: «یتیمه الدّهر» است. در حدود سال 400 هجری وفات یافته است. از اشعار اوست:

تَرکنا لِخَوفِ الخیل دَوَرنا وللّه صرف الدّهر کیف ترددا

دهالیزنا ضاقت لخوف نزولهم کانّا یهودٌ تدخل الباب سُجّدا

(اشاره به کوتاهی درب خانه های اهل جزیه: یهود)[3]

عبده اصفهانی

عبده بن صالح اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن دوّم هجری] از داود بن سلیمان

[1]فهرست مجلس، ج12، ص56.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص120؛ بیان المفاخر، ج2، ص235؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص 275 و 277.

[3]آثار ملّی اصفهان، ص226؛ دائره المعارف تشیع، ج11، ص107.


صفحه 418

از اصحاب حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام روایت می کند.[1]

عبیداللّه ابهری اصفهانی

ابوالعبّاس عبیداللّه بن احمد بن حامد ابهری مؤدب اصفهانی [از محدّثین قرن پنجم هجری] از محمّد بن محمّد بن یونس ابهری و ابومسلم عبدالواحد بن محمّد بن احمد ابهری نقل حدیث می کند و ابوطاهر احمد بن محمود ثقفی و ابونصر ابراهیم بن محمّد کسائی و محمّد بن احمد بن محمّد آمِدی از او روایت کرده اند.[2]

عبیداللّه مؤدّب اصفهانی

ابومسلم عبیداللّه بن احمد بن محمّد بن ماهان مؤدّب [از محدّثین عامّه در قرن چهارم هجری] در اصفهان و جز آن از محدّثین استماع حدیث نموده و از سهل بن موسی روایت می کند.[3]

«مؤدب» به وزن «محدّث» یعنی ادب آموز

عبیداللّه اصفهانی

ابوعمرو عبیداللّه بن احمد بن عُقبه بن مَضرِّ (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری] مستجاب الدّعوه بوده و در شوّال 313ق وفات یافته است.[4]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص145.

[2]معجم البلدان، ج1، ص84.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص105.

[4]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص102.


صفحه 419

عبیداللّه اصفهانی

ابومحمّد عبیداللّه معدّل اصفهانی بن حسن بن محمّد بن عبداللّه بن حسن بن حفص [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از بزّاز و محدّثین هم طبقه او روایت می کند.[1]

عبیداللّه حداد اصفهانی

حافظ ابونعیم عبیداللّه حدّاد اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] تولدش سال 463 و فوت او جمادی الاولی سال 517ق [بوده است.]

ابوعبیداللّه دقاق درباره او گوید:

«جمع ما لم یجمعه من اقرانه من الکتب الکثیره و السّماعات. صدوقا فی جمعه و کتبه. امینٌ فی قراءته.»

او از عفیفه فارفانی اجازه داشته و از محمّد بن احمد بن محمّد بن عبداللّه ترکه اصفهانی و ابوابراهیم اسعد بن مسعود عتبی نیشابوری نقل حدیث نموده و قاضی ابواسحاق ابراهیم بن علی بن حسین از او روایت می کند.[2]

عبیداللّه خیاط اصفهانی

ابوبکر عبیداللّه خیّاط اصفهانی، نحوی ادیب. وی را دو کتاب در نحو می باشد. یکی بزرگ و دیگری کوچک. در زمانش چنان کتابی بدان جزات نوشته نشده است. اباالفضل

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص102.

[2]تبیین کذب المفتری، ص124؛ التّحبیر، ج2، صص 77 و 103.