ابوالقاسم بن ابی بکر بن علی و ابوالرّبیع استرآبادی و احمد بن جعفر فقیه] از او روایت کرده اند.
او در عید فطر سال 406ق وفات یافت.[1]
عثمان صالحانی
ابوعمرو عثمان بن طلحه بن حسین بن ابوذر محمّد بن ابراهیم صالحانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابومطیع محمّد بن عبدالواحد اصفهانی حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی او را ملاقات کرده و در مسجد جامع جهت او اجازه نوشته است.[2]
دو برادرش ابوعبداللّه حسین و ابوالخیر سعید صالحانی نیز از محدّثین اصفهان و از اهالی محلّه صالحان بوده اند.
عثمان سنوی اصفهانی
ابوعمرو عثمان بن محمّد (احمد) بن عثمان سنوی (نسوی) اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابومحمّد رزق اللّه تمیمی حدیث شنوده و ابوسعد سمعانی احادیث کمی از او استماع کرده است.[3]
عثمان شهرآبادی یزدی
عثمان بن محمّد بن عثمان شهرآبادی یزدی [از فضلای قرن ششم هجری] در سال
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص361؛ معجم البلدان، ج1، ص373؛ احقاق الحق، ج16، ص205؛ اللباب، ج1، ص134؛ المشترک، ص42.
[2]التّحبیر، ج1، ص547.
[3]التّحبیر، ج1، ص552.
600ق کتاب «بیان الحق و معیار الصّدق» لوکری را در اصفهان جهت خود نوشته و نسخه به شماره 876 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران جزو کتب اهدائی مشکوه موجود است.[1]
عدنان بُرجی اصفهانی
ابوالحسن عدنان بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن شیبان مؤدّب بُرجی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از احمد بن محمّد بن موسی بن مردویه روایت نموده و ابوعلی حدّاد از او استماع حدیث کرده است.[2]
«بُرج» از دهات اصفهان است.
عرب اصفهانی*
عرب اصفهانی، از شعرای اصفهان است و ظاهرا در قرن دهم هجری می زیسته است. از اوست:
بوی جگر سوخته دارد دل من خاصیّت خاک کعبه دارد دل من
با این همه اسباب که از غم دارم عمری است که حل نمی شود مشکل من[3]
میرزا عَرَب ناصح تبریزی
میرزا عرب تبریزی متخلّص به «ناصح» شاعر ادیب از سخنوران قرن یازدهم هجری. وی مقداری در اصفهان تحصیل نموده و سپس به تجارت پرداخت. مردی صالح و
[1]فهرست مشکوه، ج3، ص165.
[2]معجم البلدان، ج1، ص373.
[3]تذکره عرفات العاشقین، ج4، ص2628.
پرهیزکار بود و طبعش در شعر خالی از لطف نبود وفاتش قبل از سال 1083ق (سال تألیف تذکره نصرآبادی) واقع شد.
این رباعی از اوست:
از عشق رسید کار هرکس به نظام بی آتش عشقت هوس ها همه خام
در دل عشقت به که بود در سر عقل در خانه چراغ به که مهتاب به بام[1]شد الازار، ص280؛ هزار مزار، ص323.
[2]
عرفان طهرانی*
میر عرفان طهرانی، شاعر ادیب، از سخنوران قرن یازدهم هجری. در اصفهان به کتابفروشی مشغول بود.
از اوست:
تا قیامت لب خمیازه گشاید چو کمان یک بغل هر که تو را تنگ در آغوش کشید2.
شیخ عزّالدّین اصفهانی
شیخ عزالدّین اصفهانی [از دانایان قرائت و تجوید و حافظان قرآن در قرن هفتم هجری] حافظ قرآن با تجوید خوب بوده و به خدمت مشایخ بزرگ رسیده و عدّه زیادی را درک نموده [است.] از آن پس در زاویه ای غنوده و به تعلیم اولاد حسین پرداخت. در اواخر عمر از چشم محروم شده، پس از مدّتی چشمش خوب شد و قرآنی نوشت و دو مرتبه کور شده و سنش از نود[90]گذشته و در سال 790 و اندی وفات یافته و در شیراز مدفون گردید.[3]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 180 و 181؛ دانشمندان آذربایجان، ص369؛ تذکره روز روشن، صص 790 و 791؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «ناصح تبریزی»، ص15
[2]2. تذکره نصرآبادی، ج1، ص585.
[3]شد الازار، ص280؛ هزار مزار، ص323.
عزّالدّین اصفهانی*
عزّالدّین بن تاج الدّین اصفهانی، از فلزکاران و قلمزنان سده هشتم هجری است. از آثار وی یک شمعدانی برنزی طلاکوب است که به نام امیرتیمور گروکانی ساخته شده و این اثر تاریخ رمضان 799ق دارد. در کتاب «احوال و آثار نقاشان قدیم ایران» این تاریخ 792ق آمده است.[1]
شیخ عزّالدّین نجفی
حاج شیخ عزّالدّین نجفی بن شیخ محمّدرضا بن شیخ محمّدحسین بن حاج شیخ محمّدباقر نجفی (مسجدشاهی) اصفهانی، از علمای معاصر اصفهان.
[در حدود سال 1330ق] در نجف اشرف متولّد شده و در کودکی به همراه پدر به اصفهان آمد. و نزد علمای این شهر خصوصا شیخ امان اللّه گینکانی [کوجانی] و ملاّ فرج اللّه درّی به تحصیل مشغول شد و پس از آن در درس پدر دانشمند خود و حاج آقا نوراللّه نجفی حاضر شد.
او پس از فراغت از تحصیل به امور اجتماعی و اداره و سرپرستی دفتر ثبت اسناد رسمی اشتغال جست و در محلّه بیدآباد کوچه شیخ ها ساکن شد. او فاضلی نیکونهاد و عالمی خوش اعتقاد، دائم الذکر، خلیق و مهربان و خوش معاشرت بود.
او سرانجام در روز جمعه اوّل شوّال 1399ق [مطابق به دوّم شهریور 1358ش] در سن حدود 69 سالگی وفات یافت. [پیکرش به قم حمل شده و در قبرستان باغ رضوان (جنب قبرستان وادی السّلام) مدفون شد.]
[1]دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص423.
مادرش صبیّه آقا سیّد محمّد امامی خاتون آبادی است. [و خودش صبیه شیخ محمّدعلی بن شیخ جلال الدّین نجفی را به همسری خود اختیار نموده بود.]
از او جزوات و رساله های مختصری به جای مانده است.[1]
عزّالدّین صنمار اصفهانی
عزّالدّین صنمار اصفهانی والی اصفهان در عهد سلطان ارسلان بن طغرل سلجوقی بوده و در «راحه الصّدور» و سایر کتب تواریخ سلجوقی از وی یاد شده است.[2]
عزت اللّه جعفرپور (گویا اصفهانی)*
عزت اللّه جعفرپور متخلّص به «گویا» فرزند غلامرضا بن نصراللّه. از شعرای معاصر اصفهان در ششم اسفندماه 1318ش متولّد شده و تحصیلات خود را به صورت متفرقه تا ششم ابتدایی به پایان رسانیده است. او به شغل حجاری مشغول بوده و به خوشنویسی نیز علاقمند است.
از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در اواخر عمر مرحوم استاد عباس خان شیدا محضر او را درک نموده و همچنین از محضر استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی بهره مند گردیده و تخلّص «گویا» را به پیشنهاد ایشان برگزیده است. در اکثر انجمن های ادبی اصفهانی خصوصا انجمن های صائب، حافظ، فردوسی و خانه هنرمندان حضور داشته است. دیوان اشعار او هنوز به چاپ نرسیده است. این چند بیت از اشعار اوست:
ای خدای رازدار بندگان در کدامین جا تو را پیدا کنم
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج2، صص 416 و 417؛ تربت پاکان قم، صص 1010-1012؛ قبیله عالمان دین، ص111.
[2]راحه الصّدور، صص 343، 388.
تا بیابم پرتوی از نور تو رو به سوی طور چون موسا کنم
همچو مجنون در بیابان وفا این دعا دیوانه را رسوا کنم
هر شب و روز از فراق روی دوست ناله ها در دامن صحرا کنم[1]
عزت اللّه ابوطالبی چادگانی*
عزت اللّه ابوطالبی فرزند فیض اللّه، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1322ش در چادگان متولّد شده و تحصیل در مقطع ابتدایی را در زادگاه خود و متوسطه را در اصفهان گذرانده و پس ادامه تحصیل فوق دیپلم گرفته و به استخدام کارخانه ذوب آهن اصفهان درآمده و بخش تحقیقات آزمایشگاه مرکزی آنجا به کار مشغول شد و در سال 1377ش بازنشسته شد. این شعر از اوست:
خداوندا کریمی مهربانی صفابخش زمین و آسمانی
گناهان مرا نادیده پندار گناه کرده را ناکرده انگار
به روز واپسین یعنی که محشر ز هرچه بد نمودم جمله بگذر
گناهانم ببخش و هرچه دیدی «ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی»[2]
عزیز اصفهانی
ابوالقاسم عزیز بن احمد بن محمّد مصری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان است و[ از ابوسعید نقاش روایت می کند.[3]
[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای جعفرپور (گویا) در 10 شهریور 1389؛ بزم ادب، ص333؛ تذکره شعرای استان اصفهان، ص680.
[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص332.
[3]میزان الاعتدال، ج2، ص195.
عزیز اصفهانی
عزیز بن زین العابدین اصفهانی [خطاط نستعلیق نویس در قرن سیزدهم هجری] در 13 جمادی الاولی سال 1240ق کتاب «ابواب الجنان» مولی رفیع قزوینی را به خط نستعلیق نوشته و به شماره 3017 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[1]
محمّد عزیز*
میرزا محمّد عزیز فرزند میرزا محمّدرحیم (وزیر توپخانه) از خوشنویسان خط نستعلیق در اواخر قرن یازدهم هجری است. محمّدصالح اصفهانی که معاصر اوست در تذکره خوشنویسان خود گوید:
«قطع نظر از فضیلت و صفای طینت، در هر فنّی از فنون خطّ نستعلیق، نهایت قدرت و تسلّط داشت و پاکیزه و به مزّه می نوشت و خوشنویس بود».[2]
حاج عزیزاللّه عطریان*
استاد حاج عزیزاللّه عطریان فرزند محمّدابراهیم. از هنرمندان معاصر در سال 1311ش در محلّه طوقچی اصفهان متولّد شد. پدر و عموها و اجداد او از هنرمندان هنر قلمکاری پارچه بوده اند. در کودکی به مکتب خانه رفت و چندی بعد نزد پدر به فراگیری هنر قلمکاری مشغول شد. چند سال بعد نزد استاد عبدالخالق پورصناعی که در هنر قلمکاری و صنعت رنگ سازی سنّتی مهارت داشت و استاد حاج میرزا آقا امامی
[1]فهرست مجلس، ج10، بخش یکم، ص465.
[2]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص786.
استاد هنر مینیاتور و سوخت به تکمیل معلومات خود پرداخت.
او یکی از احیاءگران هنر قلمکاری در عصر حاضر است که در کارهایش از طرح هایی چون نقوش تخت جمشید، شکارگاه، گل و بوته، بتّه جقّه، گل ختائی و سرو استفاده می کرد و تعدادی از علاقمندان این هنر نزد او به فراگیری هنر قلمکاری مشغول بودند. آثار هنری او به بسیاری از کشورها صادر شده و در نمایشگاه دُبی در امارات متحده عربی در سال 1370ش و نمایشگاه جدّه عربستان در سال 1369ش به نمایش درآمد. همچنین در جشن های تخت جمشید و نقش جهان از دست ساخته های ایشان در فرم دهی و پوشش مردان و زنان استفاده شد. استاد عطریان از مؤسسان تعاونی صنف قلمکاران اصفهان و اتحادیه صادرکنندگان صنایع دستی اصفهان بود و در سال 1376ش از اداره تعاون استان اصفهان به عنوان قلمکار نمونه لوح تقدیر دریافت نمود.
وی پس از ابتلاء به بیماری قلبی در شب جمعه 14 دی 1385ش (مطابق 23 شعبان 1417ق) از دنیا رفت و در قطعه نام آوران در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.[1]
ملاّ عزیزاللّه مجلسی
ملاّ عزیزاللّه بن میرزا محمّدتقی الماسی بن میرزا محمّدکاظم بن مولی عزیزاللّه بن علاّمه مولی محمّدتقی مجلسی اوّل، عالم فاضل و ادیب محقّق.
سال ها در هند اقامت داشته و گاهی شعر می سروده و سرانجام در سال 1163ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه مجلسی (جنب مسجد جامع اصفهان) مدفون شده است. از تألیفات او: «هدایه العاملین» در اصول دین است که برای مؤتمن الملک شجاع الدّین
[1]گلشن نام آوران، صص 209-213.