تا بیابم پرتوی از نور تو رو به سوی طور چون موسا کنم
همچو مجنون در بیابان وفا این دعا دیوانه را رسوا کنم
هر شب و روز از فراق روی دوست ناله ها در دامن صحرا کنم[1]
عزت اللّه ابوطالبی چادگانی*
عزت اللّه ابوطالبی فرزند فیض اللّه، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1322ش در چادگان متولّد شده و تحصیل در مقطع ابتدایی را در زادگاه خود و متوسطه را در اصفهان گذرانده و پس ادامه تحصیل فوق دیپلم گرفته و به استخدام کارخانه ذوب آهن اصفهان درآمده و بخش تحقیقات آزمایشگاه مرکزی آنجا به کار مشغول شد و در سال 1377ش بازنشسته شد. این شعر از اوست:
خداوندا کریمی مهربانی صفابخش زمین و آسمانی
گناهان مرا نادیده پندار گناه کرده را ناکرده انگار
به روز واپسین یعنی که محشر ز هرچه بد نمودم جمله بگذر
گناهانم ببخش و هرچه دیدی «ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی»[2]
عزیز اصفهانی
ابوالقاسم عزیز بن احمد بن محمّد مصری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان است و[ از ابوسعید نقاش روایت می کند.[3]
[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای جعفرپور (گویا) در 10 شهریور 1389؛ بزم ادب، ص333؛ تذکره شعرای استان اصفهان، ص680.
[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص332.
[3]میزان الاعتدال، ج2، ص195.
عزیز اصفهانی
عزیز بن زین العابدین اصفهانی [خطاط نستعلیق نویس در قرن سیزدهم هجری] در 13 جمادی الاولی سال 1240ق کتاب «ابواب الجنان» مولی رفیع قزوینی را به خط نستعلیق نوشته و به شماره 3017 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[1]
محمّد عزیز*
میرزا محمّد عزیز فرزند میرزا محمّدرحیم (وزیر توپخانه) از خوشنویسان خط نستعلیق در اواخر قرن یازدهم هجری است. محمّدصالح اصفهانی که معاصر اوست در تذکره خوشنویسان خود گوید:
«قطع نظر از فضیلت و صفای طینت، در هر فنّی از فنون خطّ نستعلیق، نهایت قدرت و تسلّط داشت و پاکیزه و به مزّه می نوشت و خوشنویس بود».[2]
حاج عزیزاللّه عطریان*
استاد حاج عزیزاللّه عطریان فرزند محمّدابراهیم. از هنرمندان معاصر در سال 1311ش در محلّه طوقچی اصفهان متولّد شد. پدر و عموها و اجداد او از هنرمندان هنر قلمکاری پارچه بوده اند. در کودکی به مکتب خانه رفت و چندی بعد نزد پدر به فراگیری هنر قلمکاری مشغول شد. چند سال بعد نزد استاد عبدالخالق پورصناعی که در هنر قلمکاری و صنعت رنگ سازی سنّتی مهارت داشت و استاد حاج میرزا آقا امامی
[1]فهرست مجلس، ج10، بخش یکم، ص465.
[2]احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص786.
استاد هنر مینیاتور و سوخت به تکمیل معلومات خود پرداخت.
او یکی از احیاءگران هنر قلمکاری در عصر حاضر است که در کارهایش از طرح هایی چون نقوش تخت جمشید، شکارگاه، گل و بوته، بتّه جقّه، گل ختائی و سرو استفاده می کرد و تعدادی از علاقمندان این هنر نزد او به فراگیری هنر قلمکاری مشغول بودند. آثار هنری او به بسیاری از کشورها صادر شده و در نمایشگاه دُبی در امارات متحده عربی در سال 1370ش و نمایشگاه جدّه عربستان در سال 1369ش به نمایش درآمد. همچنین در جشن های تخت جمشید و نقش جهان از دست ساخته های ایشان در فرم دهی و پوشش مردان و زنان استفاده شد. استاد عطریان از مؤسسان تعاونی صنف قلمکاران اصفهان و اتحادیه صادرکنندگان صنایع دستی اصفهان بود و در سال 1376ش از اداره تعاون استان اصفهان به عنوان قلمکار نمونه لوح تقدیر دریافت نمود.
وی پس از ابتلاء به بیماری قلبی در شب جمعه 14 دی 1385ش (مطابق 23 شعبان 1417ق) از دنیا رفت و در قطعه نام آوران در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.[1]
ملاّ عزیزاللّه مجلسی
ملاّ عزیزاللّه بن میرزا محمّدتقی الماسی بن میرزا محمّدکاظم بن مولی عزیزاللّه بن علاّمه مولی محمّدتقی مجلسی اوّل، عالم فاضل و ادیب محقّق.
سال ها در هند اقامت داشته و گاهی شعر می سروده و سرانجام در سال 1163ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه مجلسی (جنب مسجد جامع اصفهان) مدفون شده است. از تألیفات او: «هدایه العاملین» در اصول دین است که برای مؤتمن الملک شجاع الدّین
[1]گلشن نام آوران، صص 209-213.
محمّدخان اسعد جنگ، در مقصودآباد از شهرهای بنگاله در سال 1142ق تألیف شده است. وی همچنین نسخه ای از «حدیقه المتّقّین» جدّش مجلسی اوّل را به خط نستعلیق در سوم صفر 1144 در بندر سورت کتابت نموده که به شماره 2963 در کتابخانه عمومی اصفهان (کتابخانه فرهنگ اصفهان) موجود است. زوجه مشارٌ الیه دختر مولی صالح ثانی مازندرانی معروف به آقابزرگ فرزند مولی عبدالباقی بن علاّمه مولی صالح بوده است.[1]
میرزا عزیزاللّه مجلسی
میرزا عزیزاللّه بن ملاّ محمّدتقی مجلسی، عالم فاضل و محدّث محقّق. از علماء معروف و محقّقین بوده و در سال 1025ق متولّد و در سال 1074 وفات یافته است.
در «الفیض القدسی» درباره او می نویسد: «حاوی کمالات کثیره و در قدس و تقوی و حسن خلق، به حدّ اعلای مراتب رسیده و مستجاب الدّعوه بوده و در تموّل و ثروت نیز از عموم علماء زمان مقدّم بوده»[2].
نزد پدر و دیگران تلمّذ نموده [است.] کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «انشای وقایع الرّوم»[3]2. «ترتیب خلاصه الاقوال»، در فهرست کتابخانه رضویّه گوید: «نسخه اصل آن به شماره 8181 در کتابخانه موجود است که در محرم 1071ق نوشته شده و مصحّح و معلّق به حواشی است و در آن اسامی را با رعایت دو حرف اوّل از اسم مرتّب ساخته و در اسامی مشترکه ترتیب حرفی میان اسم دوم (نام پدر) را نیز
[1]زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، صص 340 و 341؛ الذریعه، ج25، ص184؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص421؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص89 و 145.
[2]الفیض القدسی (چاپ کمپانی) ، ص23.
[3]الذریعه، ج2، ص393.
رعایت نموده است.[1]3. «حاشیه بر تهذیب الاحکام» 4. «حاشیه بر مدارک الاحکام» 5. «حاشیه بر من لا یحضره الفقیه»[2]6. «فوائد متفرقه»
در کتابخانه آستان قدس رضوی نسخه ای از «وجیزه» شیخ بهائی موجود است که ملاّ عزیزاللّه در صدر نسخه یک صفحه فوائد اقتباس از «رجال ابن داود» و در آخر نسخه ده برگ فوائد متفرقه از کتاب «منتقی الجمان» را در تاریخ ظاهرا 1071ق نوشته است.[3]
شیخ عزیزاللّه بیدآبادی
شیخ عزیزاللّه بیدآبادی فرزند شیخ محمّدحسین بن آقا محمّد بیدآبادی، عالم فاضل و فقیه عارف (از علمای قرن سیزدهم هجری) .
در علم رمل و جفر و اعداد استاد بوده و علاوه بر آنها فقیهی عالیقدر به شمار می رفته، در اواخر قرن سیزدهم وفات یافته است.[4]
نواده اش آقا شیخ عزیزاللّه بن شیخ محمّدحسین بن شیخ عزیزاللّه هم از فضلاء اوایل قرن چهاردهم هجری بوده و در مسجد سیّد اصفهان مکتب خانه داشته است.[5]
[1]فهرست رضوی، ج6، ص601.
[2]الذریعه، ج6، صص 52 و 194 و 223.
[3]فهرست رضوی، ج6، ص630؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص366؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص421؛ فوائد الرضویّه، ج1، ص263؛ الروضه النّضره، ص366؛ مصفی المقال، صص260 و 261؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص41.
[4]بیان المفاخر، ج2، ص231؛ جغرافیای اصفهان (تحویلدار) ، ص83؛ آثار ملّی اصفهان، ص193.
[5]بیان المفاخر، ج2، ص99.
میرزا عزیزاللّه محتاج چادگانی
میرزا عزیزاللّه خان چادگانی متخلّص به «محتاج» فرزند محمّدحسن [از شعراء و فرهنگیان چادگان در قرن چهاردهم هجری.] در سال 1292ق در «چادگان» متولّد گردید. او دوران کودکی و نوجوانی را به سختی گذرانید و ضمن کار روزانه، شب ها در خدمت آخوند ملاّ علی میرزا (که از علماء و فضلای چادگان بود) درس می خواند. مدّتی نزد دانشمند و عارف و حکیم مشهور مرحوم آخوند ملاّ صالح بن ملاّ ابراهیم چادگانی درس خوانده و بعدا مدّتی در افواج فریدن به نویسندگی اشتغال داشت. از آن پس مدت چهل سال مکتب داری نمود و عدّه زیادی از اطفال محل را علم بیاموخت. [پس از آن که به دستور دولت رضاشاه، مکتب خانه ها برچیده شد و مدارس جدید جای آن را گرفت، او چندین سال خانه نشین بود تا اینکه با نامه نگاری به مقامات دولتی] به خدمت اداره فرهنگ وارد شد و به آموزگاری مشغول گردید. [او از پیشگامان و پیش کسوتان فرهنگ چادگان و از خادمان حقیقی علم و دانش است.]
وی از جوانی لب به گفتن اشعار گشوده و به فارسی و ترکی و لری شعر می گفت و دو دیوان به فارسی و لری داشت.[1]
[وی سرانجام در روز دهم مهرماه 1338ش (مطابق سال 1378ق) پس از تحملّ مصائب گوناگون و از جمله مرگ جوان برومند خود، از دنیا رفت و در قبرستان عمومی چادگان معروف به «سر قبر آقا» مدفون شد. متأسفانه در سال های اخیر این قبرستان به فضای سبز تبدیل شد و آثار قبر او را از بین بردند.
این شعر از اوست:
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص414.
نکوتر بتاب امشب ای نور ماه که روشن کنی روی این بزمگاه
ببین میگساران به خواب اندرند همه مات و مست رخ دلبرند
بود شمع خاموش و مجلس خراب شکسته دف و نای و چنگ و رباب
حریفان به یکدیگر آمیختند صراحی شکسته قدح ریختند
به موسی بگو خیز و بین بر ملا تجلّی نموده حق در کرب و بلا
مسیحا تا که بیند این رستخیز صلیب و چلیپا کند ریز ریز
محمّد سر از غرفه آرد برون ببیند جگرگوشه اش غرق خون[1]]
عزیزاللّه مخمور نجف آبادی*
عزیزاللّه مخمور فرزند حسینعلی، شاعر ادیب، از سخنوران معاصر. در سال 1300ش در نجف آباد متولّد شد. او از نوادگان بی بی جان متخلّص به «مخموره» از شعرای اواخر دوره قاجار است. به این خاطر نواده اش «مخمور» تخلّص دارد و از اشعارش دفتری به نام «راز وصال» در سال 1345ش چاپ شده است. از راه خیاطی امرار معاش می کرده و علاوه بر طبع شعر ویولُن را خوش و استادانه می نواخته است. این دو بیت از سروده های اوست:
چشم جادو ز تو و دیده خونبار ز من رخ زیبا ز تو و عشق شرربار ز من
رمز دل بردن از خلق جهانی از تو جستجو کردن و دانستن اسرار ز من2.
[1]یادداشت های محقّق ارجمند آقای حاج سیّد رضا نوحی چادگانی.2. دیباچه دیار نون، صص 220 و 221؛ بزم ادب، صص 205 و 206.
عزیزاللّه شکیبا
سرهنگ عزیزاللّه خان شکیبا فرزند میرزا محمودخان نهچیری، از شعرای معاصر اصفهان. در اصفهان متولّد شده و پس از انجام تحصیلات خود به خدمت ارتش درآمده و تا درجه سرهنگی ارتقاء یافت تا اینکه بازنشسته شد. در کلیه فنون شعر و ادب مهارت داشت و اشعارش در روزنامه ها و مجلات اصفهان و طهران به طبع می رسید. سرانجام در [24 ربیع الاوّل] 1390ق وفات یافته و در تکیه شیخ مرتضی ریزی در تخت فولاد مدفون شد.[1][استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) شاعر توانا مادّه تاریخ وفاتش را چنین گوید:
پی فوت او کلک «برنا» بشمسی رقم زد: «روان شد بجنت شکیبا»
1349 ه . ش
و در مادّه تاریخ دیگری گوید:
پی تاریخ فوتش گفت «برنا»: «شکیبای عزیز از دار دون رفت»
1390 ه . ق]
سیّد عزیزاللّه طباطبائی اردستانی
سیّد عزیزاللّه بن یوسف طباطبائی اردستانی [از فضلای قرن یازدهم هجری] در دوشنبه 13 رجب 1063ق نسخه ای از «عیون اخبار الرّضا علیه السلام » را در اصفهان به خط نسخ کتابت نموده است. در پایان نسخه سیّد محمّدسعید بن محمّدقاسم حسنی حسینی طباطبائی [قهپایه ای] می نویسد که در شب 26 صفر 1065ق مقابله کتاب را در قریه
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 276 و 277؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص126.