نوشته است.[1]]
آقا میر سیّد علی مقدّس
آقا میر سیّد علی مقدس فرزند آقا سیّد ابراهیم حسینی، از علماء و ائمه جماعت [در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان حاج آقا نوراللّه نجفی مسجدشاهی] در ذیحجه سال 1361ق وفات یافته و در تکیه درکوشکی (بروجردی) در تخت فولاد مدفون شد.[2]
[مادّه تاریخ وفاتش را شاعر توانای معاصر سیّد علی نوربخش (آزاد) چنین سروده است:
خامه «آزاد» زد، به سال فوتش رقم: «مقدّس آرمگه جست بر قدسیان»[3]]
حاج علی موسیقار
حاج علی بن میرزا ابراهیم. شاعر اصفهانی معروف به «موسیقار» پدرش مؤلّف «تحفه الحسینیّه» و غیره می باشد.
میرزا علی بروجردی
میرزا علی واعظ بروجردی فرزند میرزا ابوتراب، از وعاظ معروف و محدّثین محترم اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] و از شاگردان حاج آقا نوراللّه نجفی مسجدشاهی بود. او واعظی بلیغ و گوینده ای راست گفتار و مورد اعتماد بود. در بیان فضایل و مناقب و تفسیر و حدیث و تاریخ معصومین علیهم السلام اقوالش عموما مستند و خود در نزد عموم طبقات محترم بود.
[1]فهرست صدربازار، ج1، ص149.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص155؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص87.
[3]بوستان فضیلت، صص 168 و 169.
[به علت احاطه بر احادیث به محدّث معروف بود و همچون پدر در مسجد محلّه شمس آباد اقامه جماعت می کرد.]
او در 25 ربیع الاوّل 1358ق وفات یافته و در صحن تکیه درکوشکی (بروجردی) در تخت فولاد مدفون شد.[1]
دکتر سیّد علی قاضی نور
دکتر سیّد علی قاضی نور فرزند ابوتراب بن میرزا محمّدسعید نائینی، از اطبّاء معاصر است. طب را از دکتر احتشام الحکماء اردستانی فراگرفته و در اصفهان طبابت می نموده است.[2]
حاج ملاّ علی ماربینی
حاج ملاّ علی ماربینی فرزند مولی ابوتراب، واعظ صالح معمر معاصر. فوت دوشنبه ربیع الثانی 1402ق مدفون در داخل بقعه آقا سیّد محمّد مقدس در تخت فولاد اصفهان.[3]
[وی در سال 1269ش در روستای ماربین اردستان متولّد شد و جهت تحصیل به اصفهان مهاجرت نموده و از حضرات آیات: میرزا احمد مدرس، آقا سیّد ابوالقاسم دهکردی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی، میر سیّد علی بهبهانی، آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی، شیخ محمّدحسین اَشَنی قودجانی، آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی و شیخ احمد مجتهد بیدآبادی بهره گرفت. همچنین از برخی اساتید همچون فشارکی و نجفی اجازه دریافت نمود.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص142؛ بوستان فضیلت، صص 191 و 192؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص21.
[2]تاریخ نائین، ج4، ص94.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص200.
او عمر خود را صرف ترویج دین و بیان احکام شرعی و ذکر مناقب و مصائب ائمه معصومین علیهم السلام نمود.
وی سال ها در مدرسه درکوشک اصفهان به تدریس برخی کتاب های درسی چون «مغنی»، «معالم»، «شرح تجرید»، «شرح لمعه» و «کفایه الاصول» مشغول بود. برخی از شاگردان او عبارتند از: حاج آقا رضا مظاهری، حاج شیخ مهدی مظاهری، شیخ محمّدرضا ناطق اصفهانی و میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا)
وی سرانجام در روز جمعه 10 ربیع الثّانی 1402ق برابر با 16 بهمن 1360ش (مطابق سنگ نوشته قبر وی) وفات یافت.
شاعر توانا استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
بیتی از بهر سال فوتش گفت طبع «برنا» اگر مکدّر بود
«حاج ملاّ علی ماربینی عالم دوستان حیدر بود»
1402
«حاج ملاّ علی ماربینی یکی از شیعیان جعفر بود»[1]
1360
میرزا علی فخرالواعظین چهارسوقی
میرزا علی فخرالواعظین فرزند میرزا ابوطالب چهارسوقی از وعاظ اهل منبر اصفهان. [در قرن چهاردهم هجری.] متوفی 1353ق و مدفون در تکیه صاحب روضات در تخت فولاد. [مادّه تاریخ وفاتش را آقا محمّدکاظم غمگین ضمن قطعه ای چنین گفته است:
[1]گلزار مقدس، صص 309-318.
شد ز جنّت یکی برون و بگفت: «فخر بنهاد رو بسوی حسین»[1]]
سیّد علی مسرور بلداجی
سیّد علی علوی متخلّص به «مسرور» فرزند سیّد ابوطالب، از علماء و ادبای قرن چهاردهم هجری. در روز [18 ذیحجه] عید غدیر سال 1313ق در قریه «بُلداجی» از دهات ناحیه گندمان چهارمحال متولّد گردیده و چود در کودکی یتیم شد، حاج محمّدتقی خان بختیاری از اولاد سهراب خان بختیاری که از خوانین و محترمین آن حدود بود و به سادات و علماء اعتقاد داشت او را تحت کفالت و حمایت و تربیت خویش قرار داد. او چندی در مکاتب قدیم درس خواند. بعدا مجالست دانشمندان و فضلاء را اختیار نمود [پس از آن] به شغل مکتب داری (تا قبل از تأسیس مدارس جدید) اشتغال جسته و [در زادگاه خود] صاحب محراب و منبر بود. از سن 9 سالگی لب به شعر گفتن گشود. از اوست:
گو به صرّاف سخندان بیابان جنون که در این راه تمامست عیار من و دل[2]
سیّد علی بختیاری
سیّد علی بن ابی القاسم حسینی بختیاری، از علماء و فضلاء معدود بوده [و در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری] می زیسته و در سال 1312ق در اصفهان وفات یافته است. وی از شاگردان حاج شیخ محمّدباقر (نجفی) مسجدشاهی بوده و کتب زیر از اوست:
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص162؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص82؛ بزم معرفت، صص 282-284.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 446 و 447.
1. «تفسیر سوره آل عمران» 2. «تفسیر سوره انبیاء»3. «تفسیر سوره یوسف»[1]
دکتر علی خان پرتو اعظم
دکتر علی خان پرتو اعظم فرزند حاج ابوالقاسم اصفهانی [از رجال سیاستمدار و اطباء اواخر دوره قاجاریه] پدرش منشی حاج محمّدحسن امین الضّرب بود. امین الضّرب حاج علی خان را برای تحصیل طب به پاریس فرستاد. او در آنجا به خوبی طب را آموخت و در آنجا با حاج علیقلی خان سردار اسعد رابطه کاملی پیدا کرد. پس از فتح طهران به دست مشروطه خواهان، او به عنوان نماینده به دوره سوم مجلس شورای ملّی راه یافت. پس از تعطیل مجلس در 1329ق به ریاست معارف و اوقاف ایران و همچنین ریاست مجلس حفظ الصحّه منصوب شد.[2]
سال وفاتش معلوم نشد.
سیّد علی ثابت ورزنه ای
سیّد علی ورزنه ای متخلّص به «ثابت» فرزند سیّد ابوالقاسم، از شعرای اواخر دوره قاجاریه است. دیوان اشعارش در سال 1328ق در 346 صفحه به طبع رسیده است.
علی اصفهانی*
علی بن ابی حفص بن فقیه محمود اصفهانی، از ادباء و فضلای اصفهان است. ظاهرا در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری می زیسته و در علوم زمان خود خصوصا
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص546؛ الذریعه، ج4، ص334.
[2]رجال عصر مشروطیت، ص78؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص52.
ادبیات فارسی و عربی و فقه و حدیث مهارت داشته است. وی کتاب «تحفه الملوک» را در پند و اندرز و آداب و اخلاق به فارسی تألیف نموده که در سال 1382ش با تصحیح آقای علی اکبر احمدی دارانی چاپ شده و در مقدمه نسخه های خطی این کتاب معرفی شده است.
کمال الدّین علی سمیرمی
کمال الدّین ابوطالب علی بن احمد بن حرب سمیرمی از وزرای سلطان محمود بن محمّد بن ملکشاه سلجوقی است.
ابتدا عامل سمیرم بوده و سپس مشرف دیوان سلطان محمّد شده [و کمی بعد] به وزارت رسید. به غایت صاحب تمکین و باهمّت بوده، لکن ظلم به افراط می کرد.[1]او سلطان مسعود بن محمود سلجوقی را بر آن داشت که طغرایی را بکشد و طغرایی را به الحاد و زندقه متهم کرد و طغرایی را در سال 513ق کشتند. سه سال بعد [در سلخ صفر[ سال 516ق یکی از غلامان طغرایی، سمیرمی را در چهاربازار بغداد (جلو مدرسه نظامیه) کارد زد و او را غفلتا کشت.[2]
علی غزّال اصفهانی
علی بن احمد بن عبدالرّحمان غَزّال اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] علی بن محمّد بن علی اُسواری [اصفهانی] در بصره از او اخذ حدیث و روایت کرده است.[3]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص810؛ دستور الوزراء، صص 206 و 207؛ نسائم الاسحار، صص 72 و 73؛ آثار الوزراء، ص257.
[2]الاعلام، ج5، ص60؛ راهنمای دانشوران، ج2، ص114؛ الکامل فی التّاریخ، ج10، صص 601 و 602.
[3]معجم البلدان، ج1، ص191؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص21.
علی اُسواری اصفهانی
ابوالحسن علی بن احمد بن عبداللّه اُسواری اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری] از مشایخ شیخ صدوق است. شیخ صدوق در کتاب «اکمال الدین» و کتاب «توحید» از او حدیث نقل کرده است. [شیخ آقابزرگ درجایی او را «علی بن احمد بن عبداللّه» و در جایی دیگر «علی بن عبداللّه بن احمد» ضبط نموده است.[1]]
شیخ علی منشار
شیخ علی مُنشار فرزند احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن هلال کرکی عاملی، فقیه محقّق و محدّث مدقّق [از دانشمندان قرن دهم هجری] از شاگردان شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) است. پدرش معروف به احمد منشار بوده است. بنابراین گفتن و نوشتن شیخ علی بن هلال [که در برخی کتب او را بدین نام و نسب آورده اند] از باب نسبت به جدّ است که در بین مؤلّفین و مصنّفین متداول است.
نزد شاه طهماسب صفوی مقرّب بوده و صاحب فتوا و حکم در آن عهد است. بدین خاطر از طرف پادشاه مذکور شیخ الاسلام اصفهان شده و در دوشنبه 13 ربیع الاوّل 984ق در اصفهان وفات یافته و در امامزاده زین العابدین علی (درب امام) مدفون شده و سپس به نجف حمل و در دارالسیاده مبارکه حرم رضوی در مشهد مقدّس مدفون شد.
از صاحب عنوان ظاهرا فقط دختری به جای مانده که اهل علم و فضل بوده و به زوجیّت شیخ بهاءالدّین محمّد عاملی (شیخ بهائی) درآمده است.
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1]نوابغ الرّواه، صص 171 و 189؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص230.
1. «الدّر الفرید» 2. «رساله در مسائل فقهیه عام البلوی» 3. کتاب در «طهارت»[1]
همچنین او در چهارشنبه 12 جمادی الاولی 923ق کتابت نسخه ای از «ارشاد الاذهان» علاّمه حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده و محقّق کرکی در شعبان 934ق در مشهد مقدس غروی [نجف اشرف] جهت او اجازه مرقوم داشته است. نسخه به شماره 3400 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]
علی خُرجانی اصفهانی
ابوالحسن علی بن احمد بن محمّد بن حسین خُرجانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] پدرش از محدّثین است. خودش از احمد بن محمود خُرناد روایت نموده و ابوالحسن احمد بن محمّد بن معلّم صوفی از او نقل حدیث کرده است.[3]
علی جاری اصفهانی
ابوالحسن علی بن احمد بن محمّد بن علی بن عیسی بن مرده جاری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از ابوبکر قبّاب [معروف به «ابن فورک»: عبداللّه بن محمّد بن محمّد] روایت می کند و علی بن سعد بقّال از او حدیث نوشته
[1]زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص280؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص32؛ مزارات اصفهان، ص209؛ مکارم الآثار، ج3، ص822؛ خلد برین: ایران در روزگار صفویان، ص430؛ تکمله الأخبار، ص28؛ فوائد الرضویّه، صص 306 و 330؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ1377ش) ، ج1، ص244؛ احیاء الدّاثر، صص 163 و 164؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج1، ص355.
[2]فهرست مرعشی، ج9، ص184.
[3]معجم البلدان، ج2، ص356.