بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 465

شد ز جنّت یکی برون و بگفت: «فخر بنهاد رو بسوی حسین»[1]]

سیّد علی مسرور بلداجی

سیّد علی علوی متخلّص به «مسرور» فرزند سیّد ابوطالب، از علماء و ادبای قرن چهاردهم هجری. در روز [18 ذیحجه] عید غدیر سال 1313ق در قریه «بُلداجی» از دهات ناحیه گندمان چهارمحال متولّد گردیده و چود در کودکی یتیم شد، حاج محمّدتقی خان بختیاری از اولاد سهراب خان بختیاری که از خوانین و محترمین آن حدود بود و به سادات و علماء اعتقاد داشت او را تحت کفالت و حمایت و تربیت خویش قرار داد. او چندی در مکاتب قدیم درس خواند. بعدا مجالست دانشمندان و فضلاء را اختیار نمود [پس از آن] به شغل مکتب داری (تا قبل از تأسیس مدارس جدید) اشتغال جسته و [در زادگاه خود] صاحب محراب و منبر بود. از سن 9 سالگی لب به شعر گفتن گشود. از اوست:

گو به صرّاف سخندان بیابان جنون که در این راه تمامست عیار من و دل[2]

سیّد علی بختیاری

سیّد علی بن ابی القاسم حسینی بختیاری، از علماء و فضلاء معدود بوده [و در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری] می زیسته و در سال 1312ق در اصفهان وفات یافته است. وی از شاگردان حاج شیخ محمّدباقر (نجفی) مسجدشاهی بوده و کتب زیر از اوست:

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص162؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص82؛ بزم معرفت، صص 282-284.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 446 و 447.


صفحه 466

1. «تفسیر سوره آل عمران» 2. «تفسیر سوره انبیاء»3. «تفسیر سوره یوسف»[1]

دکتر علی خان پرتو اعظم

دکتر علی خان پرتو اعظم فرزند حاج ابوالقاسم اصفهانی [از رجال سیاستمدار و اطباء اواخر دوره قاجاریه] پدرش منشی حاج محمّدحسن امین الضّرب بود. امین الضّرب حاج علی خان را برای تحصیل طب به پاریس فرستاد. او در آنجا به خوبی طب را آموخت و در آنجا با حاج علیقلی خان سردار اسعد رابطه کاملی پیدا کرد. پس از فتح طهران به دست مشروطه خواهان، او به عنوان نماینده به دوره سوم مجلس شورای ملّی راه یافت. پس از تعطیل مجلس در 1329ق به ریاست معارف و اوقاف ایران و همچنین ریاست مجلس حفظ الصحّه منصوب شد.[2]

سال وفاتش معلوم نشد.

سیّد علی ثابت ورزنه ای

سیّد علی ورزنه ای متخلّص به «ثابت» فرزند سیّد ابوالقاسم، از شعرای اواخر دوره قاجاریه است. دیوان اشعارش در سال 1328ق در 346 صفحه به طبع رسیده است.

علی اصفهانی*

علی بن ابی حفص بن فقیه محمود اصفهانی، از ادباء و فضلای اصفهان است. ظاهرا در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری می زیسته و در علوم زمان خود خصوصا

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص546؛ الذریعه، ج4، ص334.

[2]رجال عصر مشروطیت، ص78؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص52.


صفحه 467

ادبیات فارسی و عربی و فقه و حدیث مهارت داشته است. وی کتاب «تحفه الملوک» را در پند و اندرز و آداب و اخلاق به فارسی تألیف نموده که در سال 1382ش با تصحیح آقای علی اکبر احمدی دارانی چاپ شده و در مقدمه نسخه های خطی این کتاب معرفی شده است.

کمال الدّین علی سمیرمی

کمال الدّین ابوطالب علی بن احمد بن حرب سمیرمی از وزرای سلطان محمود بن محمّد بن ملکشاه سلجوقی است.

ابتدا عامل سمیرم بوده و سپس مشرف دیوان سلطان محمّد شده [و کمی بعد] به وزارت رسید. به غایت صاحب تمکین و باهمّت بوده، لکن ظلم به افراط می کرد.[1]او سلطان مسعود بن محمود سلجوقی را بر آن داشت که طغرایی را بکشد و طغرایی را به الحاد و زندقه متهم کرد و طغرایی را در سال 513ق کشتند. سه سال بعد [در سلخ صفر[ سال 516ق یکی از غلامان طغرایی، سمیرمی را در چهاربازار بغداد (جلو مدرسه نظامیه) کارد زد و او را غفلتا کشت.[2]

علی غزّال اصفهانی

علی بن احمد بن عبدالرّحمان غَزّال اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] علی بن محمّد بن علی اُسواری [اصفهانی] در بصره از او اخذ حدیث و روایت کرده است.[3]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص810؛ دستور الوزراء، صص 206 و 207؛ نسائم الاسحار، صص 72 و 73؛ آثار الوزراء، ص257.

[2]الاعلام، ج5، ص60؛ راهنمای دانشوران، ج2، ص114؛ الکامل فی التّاریخ، ج10، صص 601 و 602.

[3]معجم البلدان، ج1، ص191؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص21.


صفحه 468

علی اُسواری اصفهانی

ابوالحسن علی بن احمد بن عبداللّه اُسواری اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری] از مشایخ شیخ صدوق است. شیخ صدوق در کتاب «اکمال الدین» و کتاب «توحید» از او حدیث نقل کرده است. [شیخ آقابزرگ درجایی او را «علی بن احمد بن عبداللّه» و در جایی دیگر «علی بن عبداللّه بن احمد» ضبط نموده است.[1]]

شیخ علی منشار

شیخ علی مُنشار فرزند احمد بن محمّد بن احمد بن محمّد بن هلال کرکی عاملی، فقیه محقّق و محدّث مدقّق [از دانشمندان قرن دهم هجری] از شاگردان شیخ علی کرکی (محقّق ثانی) است. پدرش معروف به احمد منشار بوده است. بنابراین گفتن و نوشتن شیخ علی بن هلال [که در برخی کتب او را بدین نام و نسب آورده اند] از باب نسبت به جدّ است که در بین مؤلّفین و مصنّفین متداول است.

نزد شاه طهماسب صفوی مقرّب بوده و صاحب فتوا و حکم در آن عهد است. بدین خاطر از طرف پادشاه مذکور شیخ الاسلام اصفهان شده و در دوشنبه 13 ربیع الاوّل 984ق در اصفهان وفات یافته و در امامزاده زین العابدین علی (درب امام) مدفون شده و سپس به نجف حمل و در دارالسیاده مبارکه حرم رضوی در مشهد مقدّس مدفون شد.

از صاحب عنوان ظاهرا فقط دختری به جای مانده که اهل علم و فضل بوده و به زوجیّت شیخ بهاءالدّین محمّد عاملی (شیخ بهائی) درآمده است.

کتب زیر از تألیفات اوست:

[1]نوابغ الرّواه، صص 171 و 189؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص230.


صفحه 469

1. «الدّر الفرید» 2. «رساله در مسائل فقهیه عام البلوی» 3. کتاب در «طهارت»[1]

همچنین او در چهارشنبه 12 جمادی الاولی 923ق کتابت نسخه ای از «ارشاد الاذهان» علاّمه حلّی را به خط نسخ به پایان رسانیده و محقّق کرکی در شعبان 934ق در مشهد مقدس غروی [نجف اشرف] جهت او اجازه مرقوم داشته است. نسخه به شماره 3400 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[2]

علی خُرجانی اصفهانی

ابوالحسن علی بن احمد بن محمّد بن حسین خُرجانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] پدرش از محدّثین است. خودش از احمد بن محمود خُرناد روایت نموده و ابوالحسن احمد بن محمّد بن معلّم صوفی از او نقل حدیث کرده است.[3]

علی جاری اصفهانی

ابوالحسن علی بن احمد بن محمّد بن علی بن عیسی بن مرده جاری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از ابوبکر قبّاب [معروف به «ابن فورک»: عبداللّه بن محمّد بن محمّد] روایت می کند و علی بن سعد بقّال از او حدیث نوشته

[1]زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص280؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، ص32؛ مزارات اصفهان، ص209؛ مکارم الآثار، ج3، ص822؛ خلد برین: ایران در روزگار صفویان، ص430؛ تکمله الأخبار، ص28؛ فوائد الرضویّه، صص 306 و 330؛ تاریخ عالم آرای عباسی، (چ1377ش) ، ج1، ص244؛ احیاء الدّاثر، صص 163 و 164؛ مشاهیر مدفون در حرم رضوی، ج1، ص355.

[2]فهرست مرعشی، ج9، ص184.

[3]معجم البلدان، ج2، ص356.


صفحه 470

است.[1]

[«گار» که معرّب آن در کتب انساب و رجال «جار» و «کار» آمده، ار روستاهای معروف منطقه «براآن» در شرق اصفهان است و مناره تاریخی و زیبای آجری آن از عهد سلجوقی هنوز پابرجاست.]

علی بهبهانی

مولی شرف الدّین علی بن احمد بهبهانی [از کاتبان قرن یازدهم هجری] در اوّل جمادی الاولی 1058ق در اصفهان نسخه ای از «تذکره الواصلین» در شرح «نهج المسترشدین» تألیف: سیّد نظام الدّین عبدالحمید اعرجی (خواهرزاده علاّمه حلّی) را نوشته است.[2]

[نسخه ای که مرحوم شیخ آقابزرگ طهرانی از آن یاد کرده اند اکنون در کتابخانه فاضل خوانساری در شهر خوانسار نگهداری می شود و نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[3]]

علی سریجانی اصفهانی

علی بن احمد سریجانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان] از ابوالخیر سعد بن عبداللّه سرندینی روایت نموده است.[4]

[«سریجان» از محلّه های مدینه (شهرستان) جِی اصفهان بوده است.]

[1]معجم البلدان، ج2، ص93 و ج4، ص428؛ المشتبه، ج2، ص529.

[2]الذریعه، ج4، ص52.

[3]فهرست عکسی احیاء، ج1، ص128.

[4]معجم البلدان، ج3، ص216.


صفحه 471

سیّد علی مستوفی شهشهانی

سیّد علی بن میرزا احمد مستوفی شهشهانی، از ادباء و فضلاء [اواخر دوره قاجاریّه] از خاندان مستوفی های شهشهان، اعقاب شاه علاءالدّین محمّد شهشهانی و متوفی پنج شنبه 4 صفر سال 1311ق می باشد که در قبرستان سر قبر آقا مدفون گردیده است.

عدّه ای از سادات شهشهانی در دوره قاجاریه در اصفهان و غیره مستوفی و نویسنده دفاتر دولتی بوده اند و احتمالاً عدّه ای از آنها در صحن و بقعه شهشهان و جمعی نیز در صحن سر قبر آقا مدفون گردیده اند.[1]

سیّد علی طباطبائی*

سیّد علی بن احمد حسنی حسینی طباطبائی اصفهانی، فاضل و ادیب شاعر. از اعلام اوایل قرن دوازدهم هجری است. ساکن اصفهان بود و نسخه ای «التّحفه القوّامیّه» تألیف: سیّد قوام الدّین سیفی قزوینی را در اصفهان در 7 جمادی الثّانیه سال 1128ق کتابت کرد و به عربی شعری در تقریظ آن سرود.[2]

سیّد علی محتشم کاشانی

کمال الدّین سیّد علی بن خواجه میر احمد محتشم کاشانی [از مشاهیر شعرای قرن دهم هجری] در سال 913ق در کاشان متولّد شده. در سال 996 و یا 1000ق وفات یافته. قبرش در کاشان است. مادّه تاریخ وفات او «محتشم رود» می باشد. وی سراینده دوازده بند معروف در مرثیه حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام می باشد. «منظومه جلالیه» به

[1]مزارات اصفهان، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص495.

[2]تراجم الرّجال، ج1، ص356.


صفحه 472

ضمیمه دیوان اشعارش در بمبئی و تبریز به طبع رسیده است. محتشم این منظومه را در سال 970ق جهت یکی از رامشگران و مطربان به نام شاطر جلال سروده است. از آثار او 6 رباعی است در تاریخ جلوس شاه اسماعیل ثانی که از آن 1128 تاریخ استخراج می شود.

آثار او عبارت است از:

1. «جامع اللّطایف» نام دیوان اشعار اوست و به چاپ رسیده است. 2. «جلالیه» دیوان غزلیات3. «نقل عشاق» منثور که در 944ق تألیف نموده و در آن وقت سی و یک ساله بوده است.4. «دوازده بند»5. «صبابیّه» و «شبابیّه» مثنوی

دیوانش قریب به پانزده هزار بیت با دیباچه ای از: تقی الدّین محمّد حسینی کاشانی شاگرد او به شماره 2761 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[1]

[این شعر از اوست:

مرا خیال تو شب ها به خواب نگذارد چو تن به خواب دهم اضطراب نگذارد

ز ناز بسته لب امّا به غمزه فرموده که یک سؤال مرا بی جواب نگذارد[2]]

علی نباطی عاملی

علی بن احمد نباطی عاملی [از فضلاء و دانشمندان قرن یازدهم هجری] شاگرد شیخ

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1621.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 450 و 451؛ تذکره عرفات العاشقین، ج6، صص 3584 و 3585؛ خلاصه الاشعار (بخش کاشان) ، صص 15-18؛ تاریخ نظم و نثر، صص 443 و 444؛ تذکره تحفه سامی، ص373؛ ریحانه الادب، ج5، صص 225-231؛ مکتب وقوع در شعر فارسی، ص406؛ تذکره نتایج الافکار، ص621؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، صص 2058 و 2059؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص452؛ مشاهیر کاشان، صص 147 و 148؛ سفینه خوشگو، صص 625-628؛ تذکره شمع انجمن، ص645.