چون مرغ خسته دل، به کناری گرفته جای کز دست دوست طعمه بر او دانه آرزوست[1]]
آقا علی میناکار*
آقا علی فرزند آقا باقر نقاش، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در فن میناکاری از اساتید طراز اوّل عهد خود بوده و اوایل سلطنت محمّدشاه قاجار را نیز درک کرده است.[2]
ملاّ علی بیگ حشمتی خوانساری*
ملاّ علی بیگ حشمتی بن پرویز علوی خوانساری، از شعرا و خوشنویسان قرن یازدهم هجری. پس از تحصیل از خوانسار به اصفهان آمده و معلّم حوابیگم از شاهزادگان صفویه شد. در قریه نصرآباد ماربین اصفهان نیز بسیاری خواندن و نوشتن و خط را از او آموختند. در پیری در نصرآباد ساکن شده و در سن نود سالگی وفات یافته و نعش او در کربلا مدفون شد. مردی در کمال زهد و صلاح بوده و هفت قلم را خوش می نوشت و به کتابت کلام اللّه مجید امرار معاش می کرد. دیوان اشعارش حدود پنج هزار بیت بوده است.[3]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 198 و 199؛ مزارات اصفهان، ص130؛ گلشن راز: مقدمه؛ الذریعه، ج9، ص335؛ تذکره شاعران نانوا، صص 135 و 136.
[2]جغرافیای اصفهان (تحویلدار) ، ص112؛ هنر نگارگری ایران، ص93؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص319.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص455؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 440 و 441؛ الذریعه، ج9، ص256؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 43-45؛ تذکره عرفات العاشقین، ج2، ص1166؛ تذکره شعرای خوانسار، صص 43-45؛ فرزانگان خوانسار، صص 27 و 28؛ دانشمندان خوانسار، صص 537 و 538؛ سفینه خوشگو، ص202؛ تذکره ریاض الشعراء، ج1، ص631.
از آثار او کتابت «تفسیر» به فارسی است که در سال 1077ق کتابت کرده و در مدرسه سلیمان خان مشهد موجود بوده است.[1]
این رباعی از اوست:
رخسار تو باغی است که بی سعی بهار غیرت برد از رونق آن صد گلزار
قدّ تو نهالی است که طولی کردار هر میوه که آرزو کنی آرد بار
علی اصفهانی
علی بن محمّدتقی اصفهانی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] در چهارشنبه 7 شعبان 1296ق نسخه ای از «حاشیه فرائد الاصول» آخوند خراسانی را به خط نستعلیق کتابت نموده است. نسخه به شماره 7788 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]
ملاّ علی اصفهانی
ملاّ علی بن ملاّ تقی اصفهانی [از کاتبان اوایل قرن چهاردهم هجری] در تاریخ 16 محرم 1315ق کتابت رساله «ثمره الفؤاد» تألیف: میرزا زین العابدین بن محمّدعلی سبزواری را به خط نسخ زیبا به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 2404 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]
سیّد علی نوربخش (آزاد)
سیّد علی خان نوربخش متخلّص به «آزاد» فرزند میرزا محمّدتقی مستوفی لنجان،
[1]فهرست چهار کتابخانه مشهد، ص3.
[2]فهرست مرعشی، ج20، ص148.
[3]فهرست مرعشی، ج7، ص6.
شاعر ادیب [و روزنامه نگار معاصر] در سال 1268ش در اصفهان متولّد شده و تحصیلات قدیمه و جدیده خویش را در این شهر به پایان رسانید و خصوصا در ادبیات فارسی و عربی زحمت زیاد کشید. او پس از تکمیل تحصیلات خود چندین سال دبیر ادبیات و ناظم دبیرستان سعدی اصفهان بوده است. از شعرای خوش قریحه و توانا بوده و در انجمن های ادبی شرکت می کرده و اشعارش در روزنامه های اصفهان از جمله: مجله دانشکده به طبع می رسید. [در سال 1324ش به تهران رفته] در دبیرستان های تهران به تدریس پرداخت. از اعضاء انجمن حکیم نظامی به شمار می رفت و از اشعار ایشان در مجموعه های «جوان سلحشور» و «منتخبات آزاد» به طبع رسیده است.
[او از سال 1325ش مجله هفتگی نوربخش را به مدت یک سال انتشار داده و از سال 1327ش به عنوان عضو اصلی فرهنگستان منصوب شده است. وی سرانجام در سال 1402ق در تهران وفات یافت.]
از اوست:
ای گلفروش دلبر زیباتر از گُلَم دادی گلم نشان و ربودی ز کف دلم
آری ز نرگس و سمن و یاس و ارغوان خوش بسته ای تو دسته گلی در مقابلم[1]
در این شعر از او ایهام لطیفی است.
* * *
در دوره پهلوی به تحقیق روی همه دزدها سیاهست
حتی سر زلف یار کان هم دزد است اگرچه در پناهست
هر دزد که بود شد گرفتار دزد نگرفته پادشاه است
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 15-18؛ چهره مطبوعات معاصر، ص45؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، ص437؛ فرهنگ شاعران زبان فارسی، ص15؛ گل های ادب، ص13؛ نامه سخنوران، ص12؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج1، صص 100 و 101.
شیخ نورالدّین علی میسی*
شیخ نورالدّین علی میسی عاملی معروف به «مفتی» فرزند جعفر بن لطف اللّه بن عبدالکریم بن ابراهیم بن علی بن عبدالعالی بن احمد بن مفلح میسی عاملی جعفری حاتمی، از فضلاء قرن یازدهم هجری و از نوادگان شیخ لطف اللّه است که مسجد شیخ لطف اللّه اصفهان به او منسوب است.
شیخ نورالدّین علی در سال 1044ق در خانه خود که متصل به مسجد جامع جدید عباسی است مجموعه ای فقهی را در سال 1044ق کتابت کرده است و مطالبی فقهی و حدیثی را در آنجا آورده است که به مقام عمل و فضل او گواهی می دهد.[1]
علی مُلحَمی اصفهانی
علی بن جعفر مُلحَمی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از اهالی عراق حدیث بسیار نوشته و ثقه بوده و تصانیف او نیکوست. دو برادرش، ابوحامد و محمّد هم از محدّثین بوده اند. خودش از محمّد بن ولید عباسی نقل حدیث کرده و سلیمان بن احمد از او استماع حدیث کرده است.[2]
ملاّ علی نوری
آخوند ملاّ علی بن جمشید نوری مازندرانی، فیلسوف فقیه و حکیم ادیب و شاعر. از متدیّنین حکمای اسلام و متشرعین فلاسفه است.
[1]تراجم الرّجال، ج1، ص359.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، صص 13 و 31؛ احقاق الحق، ج4، ص321.
[در شهر «نور» مازندران متولّد شده و] مقدمات علوم را در مازندران و قزوین نزد آقا سیّد حسن قزوینی به خوبی فرا گرفته، سپس جهت تکمیل علوم خویش به اصفهان مهاجرت نموده و در این شهر نزد مرحوم آقا محمّد بیدآبادی و آقا میرزا ابوالقاسم مدرس خاتون آبادی [و ملاّ محمّدابراهیم جدلی] ادامه داد و ضمنا در خدمت درویش عبدالمجید طالقانی خط شکسته را مشق کرد. [همچنین در کنار تحصیل به عبادت و تزکیه نفس مشغول بود.]
بالجمله مرحوم نوری پس از وصول به مقامات عالیه علم و حکمت به تدریس و تصنیف پرداخت [و حدود 70 سال به تدریس کتب فلسفی خصوصا «شوارق»، «مشاعر«: «اسفار» و «شواهد الرّبوبیه» مشغول بود] و در آن [علم] شهرت و عنوانی یافت، به طوری که تدریس فلسفه و حکمت [خصوصا آثار ملاّ صدرا] در زمان او در تمام ایران به او منحصر گردید و عدّه زیادی شاگرد تربیت کرد که هرکدام حکیمی بزرگوار و فیلسوفی نامبردار شدند. مرحوم معلم حبیب آبادی در «مکارم الآثار» نام 8 نفر از شاگردان او را ذکر نموده و نویسنده در جزوه ای مخصوص به نام سی و سه نفر از آنان اشاره نموده ام [که از مشاهیر آنان می توان به: ملاّ محمّداسماعیل واحدالعین، ملاّ عبداللّه زنوری، حاج ملاّ محمّدجعفر لنگرودی، حاج ملاّ هادی سبزواری و فرزند دانشمندش ملاّ محمّدحسن نوری و سیّد رضی لاریجانی اشاره کرد.]
صاحب عنوان با میرزای قمی کمال صداقت و ارادت را داشته و در اصفهان به حاجی کلباسی و حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام ارادت می رزیده و در مسجد میرزا باقر بیدآباد به نماز جماعت سیّد حجه الاسلام اقتدا می نموده است. وی صوفیه را تکفیر می نموده و بیش از سایر فقهاء به این امر اهتمام داشته است.
[هنگامی که محمّدحسین خان مروی، مدرسه مروی را در تهران ساخت، از فتحعلی شاه تقاضا کرد ملاّ علی نوری را برای تدریس معقول در این مدرسه، دعوت کند. شاه از
او دعوت کرد و او در جواب نوشت: «متجاوز از هزار محصل مشغول تحصیل هستند که چهارصد نفر از آنها (بلکه بیشتر) شایسته حضور درس این دعاگو هستند و در حوزه درس دعاگو حاضر می شوند. چنان چه به تهران بیایم، این حوزه از هم می پاشد.» شاه مجدّدا از او خواست یکی از بهترین شاگردان خود را برای تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملاّ عبداللّه زنوری را انتخاب کرد و فرستاد.]
او حکیمی خوش ذوق بوده و گاهی غزل و رباعی می سروده و «نور» تخلّص می نموده است.
وی در [روز 22] رجب 1246ق به سن شیوخیت وفات یافته و سیّد حجه الاسلام بر او نماز خواند و جنازه جهت دفن به نجف اشرف نقل و در عتبه مقدّسه رواق مطهر [حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در باب شیخ طوسی]، مدفون گردید.
این شعر از اوست:
از آفتاب نکوتر فروغ طلعت اوست به حیرتم که در ایام حسن او جمهور
مثل به خوبی خورشید می زند این است یکی ز جمله غلط های در جهان مشهور
* * *
حقّا که علی ولیّ مطلق باشد حقیقت او چو حقّ مطلق باشد
هرکس که کند حقّ علی را انکار از حق مگذر که منکر حق باشد[1]
[1]بیان المفاخر، ج1، صص 82-84؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 79 و 80؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 501 و 502؛ قصص العلماء، (چاپ 1380ش) ، صص 73-75، 140 و 148 و 160؛ فوائد الرضویه، ج1، ص339؛ روضات الجنّات، ج4، ص391؛ تذکره اختر، صص 211-216؛ مجمع الفصحاء، ج6، ص1033؛ شمس التّواریخ، ص31؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 223، 224 و 506؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1938؛ ریاض العارفین، (چاپ 1305ق) ، صص 329 و 330؛ انوار جَلیّه: مقدّمه، ص34؛ ریحانه الادب، ج6، ص262؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «نوری»، ص879؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخّر، صص 143-160؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، ص263؛ مکارم الآثار، ج4، صص 1264-1267؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، صص 596 و 597؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 590 و 591؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 358-360؛ شرح حال رجال ایران، ج6، ص154؛ معجم المؤلفین، ج7، ص54؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، صص 346 و 347.
از ملاّ علی نوری دو فرزند دانشمند به نام حاج میرزا علینقی و میرزا محمّدحسن به جای ماند.
کتب زیر از تألیفات او است:
1. «اجوبه المسائل» و آن 34 سؤال است که میرزای قمی از او نموده و او بدان ها پاسخ داده است. نسخه ضمن مجموعه شماره 1212 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد مقدّس موجود است.[1][نسخه دیگری از آن که در سال 1277ق به وسیله محمّدخلیل بن محمّدحسین قائنی کتابت شده به شماره 1/899 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.[2]] 2. «جواب سؤالات ابوالحسن بن محمّدکاظم» جاجرمی خراسانی اصفهانی، در موضوع عصمت که در یکی از کتابخانه های بروجرد موجود است.[3]4. «تفسیر سوره اخلاص»5. «جواب سؤالات آقا محمّدخان قاجار»6. «جواب المسائل العرفانیّه» که در حاشیه «کشف الفوائد» در سال 1305ق به طبع رسیده است.7. «حاشیه بر اسفار»8. «حاشیه شرح فوائد» حاج شیخ احمد احسائی9. «حاشیه بر شواهد الرّبوبیه» که در هامش «شواهد الربوبیه» به طبع رسیده است.10. «حاشیه بر مشاعر» 11. «حواشی بر اسرار الآیات» 12. حاشیه بر «شرح الاصول»
[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص247.
[2]فهرست وزیری، ج2، ص743.
[3]الذریعه، ج12، ص246.
ملاّ صدرا 13. «حجه الاسلام» در رد کتاب «میزان الحق» [تألیف: هنری مارتین، معروف به] پادری نصرانی [که نسخه ای در ربیع الثانی 1232ق (در زمان حیات مؤلف) به وسیله محمّد بن محمّدجعفر حسنی کتابت شده و به شماره 76 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[1]نسخه ای دیگر هم که در سال 1233ق کتابت شده به شماره 354د در کتابخانه دانشکده الهیات تهران موجود است.[2]در کتابخانه مرعشی هم نسخه ای به شماره 1062 نگهداری می شود.[3]] 14. «دیوان اشعار» 15. «رساله در بقای روح» که پاسخ چندین پرسش است و احتمالاً همان کتاب «اجوبه المسائل» است.[4]16. «الرّقیمه النوریّه» [درباره «وجود» که نسخه ای از آن به خط محمّد بن علینقی، در سال 1297ق در تهران کتابت شده و به شماره 1864ع در کتابخانه ملّی ایران موجود است.[5]] 17. «شرح حدیث زینب العطاره» منقول از حضرت صادق علیه السلام در «روضه کافی» [نسخه ای ناقص از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه به شماره 4/3092 و نسخه ای دیگر به شماره 1934 در کتابخانه مجلس شورای ملّی[6]و نسخه دیگری که در سال 1257ق کتابت شده، به شماره 1/2010 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[7]] 18. «شرح حدیث رأیت رجلاً» منقول از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که ضمن مجموعه شماره 3840 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[8]
[1]فهرست رضوی، ج1، (چاپ دوم) ، ص114.
[2]فهرست الهیات تهران، ص46.
[3]فهرست مرعشی، ج3، ص249.
[4]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1715.
[5]فهرست ملّی، ج10، ص449.
[6]فهرست مجلس، ج9، ص643.
[7]فهرست مرعشی، ج6، ص13.
[8]فهرست مرعشی، ج10، ص224.