او دعوت کرد و او در جواب نوشت: «متجاوز از هزار محصل مشغول تحصیل هستند که چهارصد نفر از آنها (بلکه بیشتر) شایسته حضور درس این دعاگو هستند و در حوزه درس دعاگو حاضر می شوند. چنان چه به تهران بیایم، این حوزه از هم می پاشد.» شاه مجدّدا از او خواست یکی از بهترین شاگردان خود را برای تدریس در این مدرسه انتخاب کند و او ملاّ عبداللّه زنوری را انتخاب کرد و فرستاد.]
او حکیمی خوش ذوق بوده و گاهی غزل و رباعی می سروده و «نور» تخلّص می نموده است.
وی در [روز 22] رجب 1246ق به سن شیوخیت وفات یافته و سیّد حجه الاسلام بر او نماز خواند و جنازه جهت دفن به نجف اشرف نقل و در عتبه مقدّسه رواق مطهر [حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در باب شیخ طوسی]، مدفون گردید.
این شعر از اوست:
از آفتاب نکوتر فروغ طلعت اوست به حیرتم که در ایام حسن او جمهور
مثل به خوبی خورشید می زند این است یکی ز جمله غلط های در جهان مشهور
* * *
حقّا که علی ولیّ مطلق باشد حقیقت او چو حقّ مطلق باشد
هرکس که کند حقّ علی را انکار از حق مگذر که منکر حق باشد[1]
[1]بیان المفاخر، ج1، صص 82-84؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 79 و 80؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 501 و 502؛ قصص العلماء، (چاپ 1380ش) ، صص 73-75، 140 و 148 و 160؛ فوائد الرضویه، ج1، ص339؛ روضات الجنّات، ج4، ص391؛ تذکره اختر، صص 211-216؛ مجمع الفصحاء، ج6، ص1033؛ شمس التّواریخ، ص31؛ طرائق الحقائق، ج3، صص 223، 224 و 506؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج3، ص1938؛ ریاض العارفین، (چاپ 1305ق) ، صص 329 و 330؛ انوار جَلیّه: مقدّمه، ص34؛ ریحانه الادب، ج6، ص262؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «نوری»، ص879؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفای متأخّر، صص 143-160؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، ص263؛ مکارم الآثار، ج4، صص 1264-1267؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، صص 596 و 597؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 590 و 591؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 358-360؛ شرح حال رجال ایران، ج6، ص154؛ معجم المؤلفین، ج7، ص54؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، صص 346 و 347.
از ملاّ علی نوری دو فرزند دانشمند به نام حاج میرزا علینقی و میرزا محمّدحسن به جای ماند.
کتب زیر از تألیفات او است:
1. «اجوبه المسائل» و آن 34 سؤال است که میرزای قمی از او نموده و او بدان ها پاسخ داده است. نسخه ضمن مجموعه شماره 1212 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد مقدّس موجود است.[1][نسخه دیگری از آن که در سال 1277ق به وسیله محمّدخلیل بن محمّدحسین قائنی کتابت شده به شماره 1/899 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.[2]] 2. «جواب سؤالات ابوالحسن بن محمّدکاظم» جاجرمی خراسانی اصفهانی، در موضوع عصمت که در یکی از کتابخانه های بروجرد موجود است.[3]4. «تفسیر سوره اخلاص»5. «جواب سؤالات آقا محمّدخان قاجار»6. «جواب المسائل العرفانیّه» که در حاشیه «کشف الفوائد» در سال 1305ق به طبع رسیده است.7. «حاشیه بر اسفار»8. «حاشیه شرح فوائد» حاج شیخ احمد احسائی9. «حاشیه بر شواهد الرّبوبیه» که در هامش «شواهد الربوبیه» به طبع رسیده است.10. «حاشیه بر مشاعر» 11. «حواشی بر اسرار الآیات» 12. حاشیه بر «شرح الاصول»
[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص247.
[2]فهرست وزیری، ج2، ص743.
[3]الذریعه، ج12، ص246.
ملاّ صدرا 13. «حجه الاسلام» در رد کتاب «میزان الحق» [تألیف: هنری مارتین، معروف به] پادری نصرانی [که نسخه ای در ربیع الثانی 1232ق (در زمان حیات مؤلف) به وسیله محمّد بن محمّدجعفر حسنی کتابت شده و به شماره 76 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[1]نسخه ای دیگر هم که در سال 1233ق کتابت شده به شماره 354د در کتابخانه دانشکده الهیات تهران موجود است.[2]در کتابخانه مرعشی هم نسخه ای به شماره 1062 نگهداری می شود.[3]] 14. «دیوان اشعار» 15. «رساله در بقای روح» که پاسخ چندین پرسش است و احتمالاً همان کتاب «اجوبه المسائل» است.[4]16. «الرّقیمه النوریّه» [درباره «وجود» که نسخه ای از آن به خط محمّد بن علینقی، در سال 1297ق در تهران کتابت شده و به شماره 1864ع در کتابخانه ملّی ایران موجود است.[5]] 17. «شرح حدیث زینب العطاره» منقول از حضرت صادق علیه السلام در «روضه کافی» [نسخه ای ناقص از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه به شماره 4/3092 و نسخه ای دیگر به شماره 1934 در کتابخانه مجلس شورای ملّی[6]و نسخه دیگری که در سال 1257ق کتابت شده، به شماره 1/2010 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[7]] 18. «شرح حدیث رأیت رجلاً» منقول از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام که ضمن مجموعه شماره 3840 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[8]
[1]فهرست رضوی، ج1، (چاپ دوم) ، ص114.
[2]فهرست الهیات تهران، ص46.
[3]فهرست مرعشی، ج3، ص249.
[4]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1715.
[5]فهرست ملّی، ج10، ص449.
[6]فهرست مجلس، ج9، ص643.
[7]فهرست مرعشی، ج6، ص13.
[8]فهرست مرعشی، ج10، ص224.
علی خُرجانی اصفهانی
ابوالحسن علی بن حامد خُرجانی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری] از حافظ ابی اسحاق ابراهیم بن محمّد بن حمزه بن عماره اصفهانی روایت می کند و ابوالعبّاس احمد بن عبدالغفار بن علی بن اشته اصفهانی از او نقل حدیث می نماید.[1]
«خُرجان» نام یکی از محلاّت اصفهان بوده است.
حاج سیّد علی علاّمه فانی
حاج سیّد علی علاّمه فانی فرزند آقا سیّد محمّدحسن فانی یزدی بن سیّد حسین بن سیّد اسماعیل بن سیّد مرتضی حسینی یزدی، از اکابر علماء و فقهاء و مجتهدین معاصر.
در زوال روز پنج شنبه 26 ربیع الاوّل سال 1333ق در اصفهان متولّد گردیده و نزد حاج میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی، شیخ محمّدحکیم خراسانی، حاج سیّد مرتضی خراسانی، آقا سیّد محمّد مدرس نجف آبادی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی به تحصیل اشتغال جسته و در سال 1362ق به نجف اشرف مهاجرت فرموده و ضمن تکمیل مراتب علمی به تدریس فقه و اصول و تفسیر مشغول گردید. او پس از 30 سال توقّف در نجف اشرف در سال 1393ق به ایران مراجعت نموده و در شهر قم سکونت اختیار نمود و به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و جمعی از افاضل طلاب و مشتغلین حوزه از محضر درس او مستفیض شدند. او همه ساله در ایام تابستان به اصفهان می آمده و در مدرسه جدّه تدریس و اقامه جماعت می نمود.
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص406.
وی در روز 23 شوال المکرم 1409ق [مطابق با 8 خرداد 1368ش] وفات یافته و پس از اقامه نماز بر پیکر ایشان از سوی آیت اللّه گلپایگانی در [یکی از حجرات صحن نوی] حرم مطهر حضرت معصومه (سلام اللّه علیها) در قم مدفون شد.
شیخ آقابزرگ طهرانی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی جهت او اجازه نوشته اند.
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «آراء حول القرآن» مطبوع2. «آراء حول مبحث الاراده» مطبوع3. «البداء» مطبوع4. «ترجمه تقویم المحسنین» تألیف: فیض کاشانی، مطبوع5. «ترجمه نصایح الهدی» علاّمه شیخ محمّدجواد بلاغی مطبوع6. «تعلیقات بر عروه الوثقی» مطبوع7. «تفسیر سوره جمعه»8. «تفسیر سوره فاتحه»9. «تقریرات دوره کامل اصول فقه» [که دو جلد آن در مباحث الفاظ چاپ شده است.]10. «حاشیه بر صراط النّجاه» 11. «حواشی بر توضیح المسائل» به زبان های فارسی، عربی و اردو، مطبوع 12. «حواشی بر وسیله النّجاه» مرحوم آیت اللّه اصفهانی 13. «دستور حج و عمره» به عربی، مطبوع (غیر از کتاب «مناسک حج» اوست) 14. «دیوان اشعار» 15. «رساله در احکام خراج» 16. «رساله در امر به معروف و نهی از منکر» 17. «رساله در جوائز سلطان» 18. «رساله در ذباحه» 19. «رساله در علم امام» 20. «رساله در معاملات ربوی» 21. «رساله در معاصی کبیره» 22. «رسائل فقهی» در موضوعات: زکوه، خمس، صوم، اجاره، وصایا، اجرت بر عبادات، قرعه، منجزات مریض و مکاسب 23. «شرح شرایع در چندین مجلد»، [تقریرات فقه ایشان است و در بیش از ده جلد به طبع رسیده است.] 24. «غالیه البیان» در اثبات عدم تحریف قرآن 25. «فوائد رجالیه» در بیان اصحاب اجماع و جماعتی از رواه 26. «قبسات العقول» در شرح چهل حدیث (اربعین) مطبوع 27. «المعارف العلویّه» (المحمدیّه) در کلام مجموعه ای از چند رساله 28. «مقدّمات تفسیر» 29. «مناسک حج» به فارسی، عربی و اردو، هر سه مطبوع
30. «منظومه چهارده معصوم علیهم السلام » 31. «المختار فی الجبر و الإختیار» تقریر حضرت علاّمه فانی و تحریر عالم جلیل و مجتهد عالی مقام حاج سیّد محمّدعلی صادقی [ رحمه الله [ 32. «المرأه و الاسلام» یا «زن از دیدگاه شریعت اسلام» تقریر حضرت علاّمه فانی و تحریر بانو فاطمه حسینی، هر دو کتاب مطبوع.[1]
علی اصفهانی
علی بن حسن بن سلم اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری] از زیاد بن یحیی قسّام لُنبانی روایت می کند.[2]
میر سیّد علی مدرس
میر سیّد علی مدرس فرزند میر سیّد حسن مدرس [بزرگ] بن میر سیّد علی بن محمّدباقر، عالم فاضل صالح [از علمای اواخر دوره قاجاریه در اصفهان] در سال 1253ق متولّد شده و مقدمات علوم را در اصفهان نزد پدر آموخته و سپس به عتبات عالیات مهاجرت نمود و از درس شیخ مرتضی انصاری، [شیخ زین العابدین مازندرانی و فاضل اردکانی] بهره برد و پس از نیل به اجتهاد در سال 1291ق به اصفهان مراجعت نمود و به درس و بحث و اقامه جماعت در مسجد رحیم خان مشغول شد و در سال 1319ق وفات یافته و در بقعه خانوادگی خاندان مدرس در مسجد رحیم خان (جنب مزار پدر) مدفون شد.[3]
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 329-331؛ زندگی نامه خودنوشت آیه اللّه فانی، مخطوط؛ موسوعه أحادیث أهل البیت علیهم السلام ، ج12، صص 407-414.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص320.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص510؛ مزارات اصفهان، ص172.
[او به خاطر اوج زهد و تقوا، پرهیز از حرام و موارد شبهه ناک به «سلمان الزمان» معروف و در وَرَع و زهد و اخلاق حسنه در اصفهان ضرب المثل بود. کتاب «مداین الفضایل و المعاجز فی احوال المعصومین علیهم السلام » از تألیفات اوست.[1]]
علاءالدّین علی رجائی اصفهانی*
علی بن حسن بن محمّد بن عبدالسّلام بن عبداللّطیف اصفهانی ملقّب به «علاءالدّین رجائی»، از فضلاء قرن نهم هجری است. وی کتاب «حساب» را به خط نسخ معرّب در جامع الازهر کتابت کرده که به شماره 43 در کتابخانه مؤسسه امام صادق علیهم السلام در قم موجود است.[2]
حاج میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی
حاج میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی فرزند سیّد حسن بن محمّد بن محمّد بن حسین بن عزیز بن عظیم بن میر محمّد مؤمن بن محمّدزمان تنکابنی، عالم فاضل جلیل، فقیه و ادیب اریب، مجتهد عالیقدر و مرجع تقلید بزرگوار، عابد زاهد متّقی از علمای بزرگ اصفهان در قرن چهاردهم هجری.
در حدود سال 1275ق در نجف آباد متولّد شده و پس از قدری تحصیل به کسب و کار پرداخت و از 20 سالگی به تحصیل علوم دینی و کسب مقدمات در زادگاه خود پرداخته و قبل از 1300ق به اصفهان آمد و در این شهر به تکمیل علوم زمان همچون صرف و نحو، فقه و اصول و حکمت پرداخت و از جمله در درس حاج میرزا بدیع درب
[1]نگاهی به احوال و آراء حکیم مدرس اصفهانی، ص17.
[2]فهرست کتابخانه امام صادق علیهم السلام قم، ص48.
امامی و حاج سیّد مهدی نحوی حاضر شد.
او در سال 1305ه.ق به عتبات عالیات مهاجرت نموده و از درس مراجع عالیقدر و حضرات آیات: حاج سیّد اسماعیل صدر (در کربلا) ، آقا شیخ زین العابدین مازندرانی (در کربلا) ، حاج ملاّ علی نهاوندی، حاج شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی، آقا میرزا محمّدتقی شیرازی، آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی، آقا سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی، آقا سیّد محمّد فشارکی اصفهانی، آقا شیخ هادی طهرانی و حاج آقا رضا همدانی همگی در نجف اشرف بهره گرفت و به اجتهاد نائل شد و در طهران هم در درس حکمت میرزا ابوالحسن جلوه حاضر شد.
او از سال 1320ق تا وفات، در مدارس جدّه بزرگ و صدر بازار، به تدریس فقه و اصول و حکمت و تفسیر مشغول بود و صدها تن از علماء و فضلاء در محضر درس او حاضر می شدند.
او از علمای آگاه و مسؤولیت شناس بوده و در قضایای مشروطیّت، به پیروی از اساتید خود آخوند خراسانی و شریعت اصفهانی به حمایت از جنبش مشروطیت پرداخته ست. در سال 1329ق که روس ها اصفهان را اشغال کردند، او را زندانی نمودند و او نذر کرد اگر از این مهلکه جان به سلامت ببرد به ذکر مصیبت حضرت سیّد الشهداء بپردازد و پس از آزادی به این نذر عمل می کند و در کنار تدریس و حل مشکلات مردم به منبر رفته و به موعظه و ذکر مصیبت و روضه خوانی می پردازد.
او عالمی زاهد و قانع بود. زندگی ساده ای داشت. از راه کسب و تجارت و زراعت امرار معاش می کرد و از مصرف وجوهات شرعی برای خود پرهیز می کرد. نسبت به رسیدگی به وضع نیازمندان اهتمام فراوان داشت و در برابر شداید و ناملایمات و خصوصا تهمت ها و غیبت های دیگران با صبوری و حلم و بزرگواری رفتار می کرد. او در زندگی معتقد به نظم و ملتزم به رعایت وقت و زمان بود و اوقات خود را اغلب صرف