که پا بر روی پل بنهاد و گفتا: «پلی زیبا ز عزم آهنین ساخت»[1]
سیّد علی شیوای سدهی
سیّد علی طاهری سِدِهی متخلّص به «شیوا» فرزند سیّد محمّدرحیم، عالم فاضل و ادیب شاعر [در قرن چهاردهم هجری] از اعقاب سیّد صالح قصیر است. در حدود سال 1320ق در سِدِه ماربین [خمینی شهر فعلی] متولّد شده و در اصفهان نزد علمای اصفهان [و احتمالاً آقا سیّد محمّدباقر درچه ای و آخوند ملاّ عبدالکریم گزی] به تحصیل پرداخت. او سپس برای تکمیل تحصیلات خود به عتبات عالیات مشرّف شده و در مدرسه حسن خان کربلا و مدرسه شیخ جعفر در نجف سکونت گزیده و به تحصیل ادامه داد. پس از آن به سیاحت پرداخته و در جنوب و شمال کشور به ترویج دین و تبلیغ شریعت مشغول بود و در کنار آن به تکمیل معلومات ادبی خود پرداخت و از جمله در مشهد مقدس در خدمت ادیب نیشابوری کسب فیض نمود.
او عاقبت در طهران سکونت گزیده و در همان شهر وفات یافت. اشعارش بالغ بر بیست هزار بیت و موضوع آن اغلب در پند و حکمت و انتقاد از اوضاع اجتماعی است. مقداری از اشعار او [با عنوان «دیوان غزلیات و قصاید سیّد علی طاهری سدهی متخلّص به شیوا»] در سال 1333ش در طهران به طبع رسیده است.
از اوست:
گردش چشمان یار، آفت جان و تن است سرو قد آن نگار، روح و روان من است
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 362-364؛ تاریخ ریز (زرین شهر) ، صص 161-166.
طُرّه طرّار او، دامِ ره اهل دل نرگس جادوی او، آهوی شیرافکن است[1]
علی طهرانی اصفهانی
ابوالحسن علی بن رستم بن مطیار طهرانی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری] از محمّد بن سلیمان اصفهانی ملقب به «لوین»، ابوجعفر احمد بن معاویه بن هذیل جَبَّر، عبداللّه بن عمر اخو رُسته، ابوصالح عقیل بن صالح بن اسود طهرانی اصفهانی و دیگران روایت نموده است.
در مسجد جامع اصفهان حدیث می گفته و جمعی از حفّاظ حدیث نزد او حاضر می شده اند. او در سال 303ق در اصفهان وفات یافت.[2]
[«طهران» معروف به «تیران و آهنگران» از دهات حومه شمال اصفهان بوده و در عصر حاضر به شهر پیوسته و از محلّه های اصفهان شمرده می شود.]
میرزا علی هسته ای
حاج میرزا علی هسته ای فرزند محمّدرضا، عالم فاضل و واعظ کامل. [از وعاظ و علمای عالیقدر قرن چهاردهم هجری] از اعقاب شیخ زین الدین بن عین علی خوانساری. [در حدود سال 1295ق در اصفهان متولّد شد و پس از طی دروس مقدمات و سطح نزد حضرات آیات: آقا سیّد محمّدباقر درچه ای و جهانگیرخان قشقائی تحصیل کرد آنگاه به نجف اشرف رفت و از محضر آیات عظام: ملاّ محمّدکاظم خراسانی، سیّد محمّدکاظم
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 486 و 487؛ دیوان شیوای سدهی: مقدمه.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص10؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص232؛ معجم البلدان، ج3، ص52؛ مقالات ادبی (همایی) ، ص74.
طباطبائی یزدی و شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی بهره گرفت] و در حدود سال 1325ق به اصفهان مراجعت کرده و سال ها در این شهر امامت و تدریس نمود. سپس به طهران مسافرت کرده و در دستگاه مرحوم حاج شیخ فضل اللّه نوری وارد شده و از خواص آن عالم جلیل القدر واقع شد. پس از واقعه شهادت او به اصفهان آمده و تا آخر عمر گاهی در اصفهان و زمانی در طهران ساکن و به وعظ و خطابه و ارشاد مردم از راه مواعظ می پرداخت و الحق واعظی شیرین زبان و گوینده ای طلیق اللسان بود. [در عصر مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی زیاد در قم مانده و منبر می رفت و عموم مراجع و علماء برای استفاده از بیاناتش شرکت می کردند.]
سرانجام در 16 ربیع الثّانی 1387ق در طهران وفات یافته و در [قبرستان شیخان[ قم مدفون گردید.
از آثار قلمی و حواشی بر «اعتقادات» علاّمه مجلسی [در سال 1339ق] به طبع رسیده است.[1][وی در سال 1331ق در معیّت سیّد محمّد طباطبائی فرزند آیت اللّه سیّد محمّدکاظم طباطبائی یزدی به سفر حج مشرّف شده و سفرنامه ای را در 23 شوال 1332ق نوشته و از خود به عنوان «میرزا علی اصفهانی» یاد کرده است. این سفرنامه با عنوان «سفرنامه مکّه» به تصحیح و تحقیق محقّق و دانشمند پرتلاش دکتر شیخ رسول جعفریان در کتاب «پنجاه سفرنامه حج قاجاری» (ج7، صص 673-738) به چاپ رسیده است.]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 555 و 556؛ گنجینه دانشمندان، ج2، ص426؛ معجم رجال الفکر و الادب فی النجّف، ج1، ص144؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، ص442؛ فرزانگان خوانسار، ص61؛ تربت پاکان قم، صص 529-531.
علی ایروانی
علی بن کربلائی رضاقلی ایروانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در مدرسه جدّه کوچک ساکن بوده و به تحصیل علم می پرداخته است. او در پنج شنبه 16 رجب 1239ق کتاب «حاشیه زبده الاصول» تألیف: شیخ بهائی را در مدرسه جدّه کوچک اصفهان کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه علاّمه محقّق حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.[1]
شیخ علی صغیر
شیخ علی (معروف به «صغیر») فرزند شیخ زین الدّین بن شیخ محمّد بن شیخ حسن بن شیخ زین الدّین عاملی جزینی (شهید ثانی) از علمای اواخر عهد صفویّه و ساکن اصفهان که بعد از سال 1104ق وفات یافته است. وی را تألیفاتی است.[2]
[از شاگردان عمویش شیخ علی بن محمّد بن حسن صاحب «الدُّر المنثور» بوده و در سال 1085ق از او اجازه گرفته است.[3]
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «حاشیه روضه البهیّه» که نسخه ای از آن به شماره 117 در کتابخانه مؤسسّه امام صادق علیه السلام قم و نسخه ای از آن به شماره 12986 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[4]2. «حاشیه بر کافی» که نسخه ای از آن به شماره 73 در کتابخانه فاضل
[1]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص285.
[2]مزارات اصفهان، ص315؛ ریحانه الادب، ج2، ص428.
[3]مصفی المقال، ص325.
[4]فهرست مؤسسه امام صادق علیه السلام ، ص89؛ فهرست مرعشی، ج32، ص946.
خوانساری در خوانسار و نسخه عکسی آن در کتابخانه مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[1]4. «تعلیقات بر رجال کبیر»]
علی اصفهانی
علی بن زین العابدین بن حاج محمّدجعفر اصفهانی عابد [از فضلای قرن سیزدهم هجری] در دهه دوم رمضان سال 1225ق جُنگی ترتیب داده است این مجموعه به شماره 4216 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
[وی فرزند زین العابدین عابد اصفهانی شاعر دوره قاجاریه است که شرح حالش در جلد دوم این کتاب آمده است.]
دکتر میرزا علی خان ناصرالحکماء
دکتر میرزا علی خان بن زین العابدین بن عبدالجلیل اصفهانی طهرانی، از اطباء معروف اواخر دوره قاجاریه. به «اعلم الممالک» و «ناصر الحکماء» شهرت داشته و در طهران سرتیپ اوّل معلم کلّ علوم طب و جراحی و کحالی و حکمت طبیعی است. در سال 1284ق متولّد شده و سال فوت او معلوم نیست. کتاب های «تشریح» به فارسی و «حفظ الصّحه» (در سال 1315ق) به چاپ رسیده است.[3]
ملاّ علی اعلا کوساری اصفهانی
ملاّ علی اعلاء فرزند زین العابدین بنّای کوساری اصفهانی، شاعر ادیب و خوشنویس
[1]فهرست عکسی احیاء، ج2، ص165.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج13، ص3192.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص761؛ اطلاعات متفرقه.
و موسیقیدان هنرمند [در قرن دوازدهم هجری] از اهالی قریه «کوسار» در یک فرسنگی اصفهان بوده و همه خطوط را خوش می نوشته و علاوه بر حُسن صوت، به علم موسیقی آشنا بوده و از علوم متداول بهره مند و شعر فراوان از بر داشته و به علم قرائت مسلط بوده است.
او از کودکی تا پایان عمر رفیق و معاشر و مصاحب حزین لاهیجی بود. [ظاهرا در فتنه افاغنه در حدود سال 1135ق به همدان پناه برده] و در حمله قوای دولت عثمانی به همدان در سال 1136ق به شهادت رسیده است.
از اوست:
شمع با پروانه یار و گل به بلبل آشناست آن گل آتش طبیعت با تغافل آشناست[1]
شیخ علی مشکوه سِدِهی
حاج شیخ علی مشکوه سِدِهی فرزند حاج زین العابدین، عالم فاضل و فقیه عالی مقام معاصر در سال 1319ق در محلّه خوزان سِدِه ماربین [خمینی شهر] متولّد شده و در اصفهان [نزد میرزا ابوالقاسم (حاج آخوند) زفره ای و سیّد آقاجان نوربخش] دروس مقدماتی و ادبیات را تحصیل کرد و [سطوح را نزد حاج شیخ حسینعلی صدیقین و شیخ محمّدحکیم خراسانی آموخت.] همچنین از درس [آقا سیّد مهدی درچه ای، سیّد مرتضی خراسانی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، شیخ احمد حسین آبادی]، حاج میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی بهره برد. [سپس به قم رفته و در درس حضرات آیات: حائری یزدی، حجت دهکردی و خوانساری حاضر شد.
[1]تذکره المعاصرین حزین، صص 216-218؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، ص435؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج3، صص 1499-1502.
او جهت تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف مهاجرت نموده و در طی 7 سال اقامت در آن ارض اقدس از درس آیات عظام: آقا ضیاءالدّین عراقی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، شیخ محمّدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) و سیّد محسن حکیم بهره گرفت و به اجتهاد نائل آمد و از برخی اساتید خود موفّق به اخذ اجازه گردید.
او پس از مراجعت به اصفهان در مسجد قدسیه به اقامه جماعت و در مدرسه صدر بازار و مدرسه چهارباغ به تدریس فقه و اصول مشغول شد و در اواخر هفته در خمینی شهر به اقامه جماعت و ارشاد مردم و حل مشکلات شرعی آنان پرداخت.]
از آثار او مدرسه علمیه مشکوتیّه در سِدِه می باشد که به امر و اجازه مرحوم آیت اللّه بروجردی بنا فرموده است.
وی در روز سه شنبه 18 ذیقعده الحرام سال 1410ق [مطابق با 22 خرداد 1369ش[ وفات یافته و در تکیه شهداء اصفهان جنب مزار داماد خود سیّد ابوالحسن شمس آبادی (شهید اصفهانی) مدفون گردید.
[از آثار ایشان تقریرات درس آیات عظام اصفهانی و عراقی و حائری یزدی به جای مانده است.[1]]
شیخ رضی الدّین علی لالا
شیخ رضی الدّین علی بن سعید بن عبدالجلیل غزنوی جوینی، از بزرگان عرفا [در قرن هفتم هجری] است. گویند: از 164 شیخ خرقه گرفته و در هند صحبت ابوالرّضا بابا رتن جوکی را دریافته، از مریدان شیخ نجم الدّین کبری است در نسب او گویند: عموزاده و یا نوه عموی حکیم سنائی بوده و در سال 643ق وفات یافته [است.]
[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 327 و 328؛ خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت، صص 196-198؛ هفته نامه نوید اصفهان، شماره 93، مورّخ 30 تیر 1369.
برخی مدفن او را در حوالی اصفهان دانسته و گویند قبرش به گنبد لالا مشهور بوده است. در ریحانه الادب گوید: مابین روضه سلطان محمود غزنوی به خاک رفته است.[1]]
شاردن در سفرنامه خود راجع به اراضی جنوبی رودخانه (تخت فولاد) پس از ذکر تکیه بابا لکات و تکیه و خانقاه میرمعز صوفی و میل شاطران و غیره گوید: در سمت چپ همین برج و میل، مقبره عظیمی زیر گنبد گردی واقع شده است که گنبد لاله خوانده می شود. سپس لاله را به معنی و مفهوم بلند تفسیر می کند و دانشمند محترم جناب آقای محمّد عباسی در پاورقی پس از بیانی گوید: شاید هم که لله باشد.
مرحوم انصاری فوت او را به سال 642 و قبرش را در حوالی اصفهان می نویسد. در ریاض العارفین نیز قبر او را در حوالی اصفهان و مشهور به گنبد لالا می داند. در تذکره غنی گوید: در اصفهان فوت کرد و همانجا مدفون شد. بنابراین گنبدی که شاردن می نویسد مربوط به شیخ رضی الدّین لالا غزنوی و گنبد لالا می باشد نه گنبد لاله یا لَلِه. این شعر از اوست:
هم جان به هزار دل گرفتار تو است هم دل به هزار جان خریدار تو است
اندر طلبت نه خواب دارد نه قرار هرکس که در آرزوی دیدار تو است
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص213؛ ریاض العارفین، ص117؛ ریحانه الادب، ج2، ص317؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص644؛ ریاض السیّاحه، صص 505 و 506؛ تذکره الشعراء دولتشاه، ص166؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 183 و 184؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص818؛ تذکره عرفات العاشقین، ج3، ص1402؛ تاریخ نظم و نثر، ص746؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج2، صص 1013-1016؛ الذریعه، ج9، ص374؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «رضی»، ص501؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص358؛ منتخب اللطایف، ص286.