بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 516

او جهت تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف مهاجرت نموده و در طی 7 سال اقامت در آن ارض اقدس از درس آیات عظام: آقا ضیاءالدّین عراقی، آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، شیخ محمّدحسین غروی اصفهانی (کمپانی) و سیّد محسن حکیم بهره گرفت و به اجتهاد نائل آمد و از برخی اساتید خود موفّق به اخذ اجازه گردید.

او پس از مراجعت به اصفهان در مسجد قدسیه به اقامه جماعت و در مدرسه صدر بازار و مدرسه چهارباغ به تدریس فقه و اصول مشغول شد و در اواخر هفته در خمینی شهر به اقامه جماعت و ارشاد مردم و حل مشکلات شرعی آنان پرداخت.]

از آثار او مدرسه علمیه مشکوتیّه در سِدِه می باشد که به امر و اجازه مرحوم آیت اللّه بروجردی بنا فرموده است.

وی در روز سه شنبه 18 ذیقعده الحرام سال 1410ق [مطابق با 22 خرداد 1369ش[ وفات یافته و در تکیه شهداء اصفهان جنب مزار داماد خود سیّد ابوالحسن شمس آبادی (شهید اصفهانی) مدفون گردید.

[از آثار ایشان تقریرات درس آیات عظام اصفهانی و عراقی و حائری یزدی به جای مانده است.[1]]

شیخ رضی الدّین علی لالا

شیخ رضی الدّین علی بن سعید بن عبدالجلیل غزنوی جوینی، از بزرگان عرفا [در قرن هفتم هجری] است. گویند: از 164 شیخ خرقه گرفته و در هند صحبت ابوالرّضا بابا رتن جوکی را دریافته، از مریدان شیخ نجم الدّین کبری است در نسب او گویند: عموزاده و یا نوه عموی حکیم سنائی بوده و در سال 643ق وفات یافته [است.]

[1]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 327 و 328؛ خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت، صص 196-198؛ هفته نامه نوید اصفهان، شماره 93، مورّخ 30 تیر 1369.


صفحه 517

برخی مدفن او را در حوالی اصفهان دانسته و گویند قبرش به گنبد لالا مشهور بوده است. در ریحانه الادب گوید: مابین روضه سلطان محمود غزنوی به خاک رفته است.[1]]

شاردن در سفرنامه خود راجع به اراضی جنوبی رودخانه (تخت فولاد) پس از ذکر تکیه بابا لکات و تکیه و خانقاه میرمعز صوفی و میل شاطران و غیره گوید: در سمت چپ همین برج و میل، مقبره عظیمی زیر گنبد گردی واقع شده است که گنبد لاله خوانده می شود. سپس لاله را به معنی و مفهوم بلند تفسیر می کند و دانشمند محترم جناب آقای محمّد عباسی در پاورقی پس از بیانی گوید: شاید هم که لله باشد.

مرحوم انصاری فوت او را به سال 642 و قبرش را در حوالی اصفهان می نویسد. در ریاض العارفین نیز قبر او را در حوالی اصفهان و مشهور به گنبد لالا می داند. در تذکره غنی گوید: در اصفهان فوت کرد و همانجا مدفون شد. بنابراین گنبدی که شاردن می نویسد مربوط به شیخ رضی الدّین لالا غزنوی و گنبد لالا می باشد نه گنبد لاله یا لَلِه. این شعر از اوست:

هم جان به هزار دل گرفتار تو است هم دل به هزار جان خریدار تو است

اندر طلبت نه خواب دارد نه قرار هرکس که در آرزوی دیدار تو است

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص213؛ ریاض العارفین، ص117؛ ریحانه الادب، ج2، ص317؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص644؛ ریاض السیّاحه، صص 505 و 506؛ تذکره الشعراء دولتشاه، ص166؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص 183 و 184؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص818؛ تذکره عرفات العاشقین، ج3، ص1402؛ تاریخ نظم و نثر، ص746؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج2، صص 1013-1016؛ الذریعه، ج9، ص374؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «رضی»، ص501؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص358؛ منتخب اللطایف، ص286.


صفحه 518

دکتر سیّد علی میرلوحی*

استاد دکتر سیّد علی میرلوحی فلاورجانی فرزند سیّد سلیمان بن سیّد رضا بن سیّد علی بن سیّد محمّدرضا میرلوحی از علماء، محقّقان و اساتید دانشگاه، در 15 رمضان 1360ق (مطابق با 10 مهر 1320ش) در فلاورجان متولّد شد.

تحصیلات ابتدائی را در دبستان مینوی فلاورجان به پایان رساند. سپس به اصفهان آمد و چندی در مدرسه ناصریه و مدرسه جدّه به تحصیلات حوزوی مشغول شد و از درس علمای عالیقدر آقا سیّد احمد مقدّس، ملاّ محمّدعلی عالم حبیب آبادی، حاج شیخ محمّدحسین فقیه، حاج آقا سیّد حسن امامی، حاج شیخ عباسعلی ادیب، حاج شیخ احمد فیاض، حاج شیخ علی سدهی و حاج شیخ هبت اللّه شریعت هرندی بهره گرفت. چندین سال نیز در قم نزد حضرات آیات ستوده و سبحانی و همچنین حاج شیخ مصطفی اعتمادی ادامه تحصیل داد.

وی در کنار تحصیلات حوزوی، در مدارس جدید ادامه تحصیل داده و دیپلم گرفت و در دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران به تحصیل در رشته زبان و ادبیات عرب پرداخت و در سال 1353ش به اخذ درجه دکترا نائل شد. او از سال 1353 تا 1357 در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد به تدریس مشغول بود. پس از آن به دانشگاه اصفهان منتقل شده و در دانشکده زبان های خارجی در گروه زبان و ادبیات عرب تدریس نمود و در سال 1375ش به درجه استادی رسید. او از مؤسسان و رؤسای دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان است. همچنین چندین سال رئیس گروه زبان و ادبیات عرب و مدّتی رئیس دانشکده زبان های خارجی دانشگاه اصفهان بوده و به خاطر فعالیّت های علمی، در سال 1381ش به عنوان استاد نمونه کشور معرفی شده است.


صفحه 519

وی علاوه بر تدریس در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا به عنوان استاد راهنما و مشاور دوره کارشناسی ارشد و دکترا به فعالیّت پرداخته است.

آثار و کتاب های زیر از آثار اوست که به چاپ رسیده است.

1. «مختارات من روائع الادب العربی (العصر الاسلامی) 2. تصحیح و تحقیق: «الذریعه الی مکارم الشریعه» راغب اصفهانی3. تصحیح و تحقیق: «الجمان فی تشبیهات القرآن» ابن ناقیا5. ترجمه: «بدیع القرآن» ابن ابی الاصبع6. «صدر شهادت» در ترجمه: «ذکری استشهاد الامام الصدّر»7. «اعراب نهج البلاغه»[1]

علی بن سهل

ابوالحسن علی بن سهل بن محمّد بن ازهر اصفهانی [از عرفاء و متصوفه قرن سوم هجری] عالم عارف زاهد از قدمای مشایخ اصفهان. در عموم تذکره ها نامش به عظمت برده شده است.

از اصحاب صوفی مشهور شیخ محمّد بن یوسف بنّااست و به مرتبه ای رسیده که با جنید بن محمّد بغدادی و اقران او مکاتبه می کرد. از یونس به حبیب بن عبدالقاهر در مدینه اصفهان (شهرستان) و احمد بن مهدی حدیث نقل کرده است.

جماعتی کثیر از علماء و عرفاء در حدیث و عرفان نزد او تلمُّذ نموده اند که از آن جمله است: سلیمان بن احمد طبرانی، قشیری، ممشاد دینوری، ابوبکر محمّد بن عبداللّه طبرانی

او در سال 280ق (و بنا به قول مؤلف «ذکر اخبار اصفهان» سال 307ق) وفات یافته و در قبرستان طوقچی مدفون گردید و از حین فوت تاکنون قبرش مورد توجّه عُبّاد و

[1]دست نوشته آقای دکتر میرلوحی (بهار 1370ش) موجود نزد غلامرضا نصراللهی؛ گنجینه های علمی دانشگاه اصفهان، صص 245-250.


صفحه 520

زُهّاد بوده، در رحله ابن بطوطه و کشکول شیخ بهائی راجع به مزار او مطالبی است، طالبین مراجعه نمایند.

مرحوم رفیعی مهرآبادی از قول ابونعیم اصفهانی نقل می کند که «یوان» قریه ای بود از دهات اصفهان. بر دروازه اصفهان و قبر علی بن سهل صوفی آنجاست. نویسنده گوید: در کتاب ذکر اخبار اصفهان، در این محل و جای دیگر ذکری از محل قبر علی بن سهل که در قریه یوان قرار دارد، نشده است.

مقبره او در قدیم دارای دستگاه بوده و فعلاً از آن اطاقی بیش نمانده [است.] در سال های اخیر یکی از مشایخ خاکساریه آنجا را خانقاه خود ساخته و بساط ارشاد گسترده است.

فرزندش سهل و برادرزاده اش ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بن سهل از عرفاء و محدّثین قرن چهارم هجری هستند که محتمل است در بقعه علی بن سهل دفن شده باشند.[1]

میر سیّد علی خاتون آبادی*

آقا میر سیّد علی بن میر محمّدصادق بن میر محمّدرضا بن میرزا ابوالقاسم مدرس خاتون آبادی، عالم فاضل ادیب در اواخر دوره قاجاریّه در ماه ذیحجه الحرام 1244ق در اصفهان متولّد شد. در اصفهان نزد جمعی از علماء اعلام از جمله ملاّ حسینعلی تویسرکانی به تحصیل پرداخت. سپس به نجف اشرف رفت و از محضر درس مراجع و

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 812-814؛ مزارات اصفهان، صص 322-325؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص14؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 139 و 140؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، صص 259-265؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، صص 394 و 395؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 203-205؛ سفرنامه ابن بطوطه، صص 212-215.


صفحه 521

مجتهدین عالیقدر شیخ مرتضی انصاری و شیخ محمّدحسین قزوینی بهره گرفت تا عالمی مبرّز و مجتهدی مُسَلَّم گردید. آنگاه به اصفهان مراجعت نموده و به تبلیغ دین و حلّ مشکلات مردم مشغول شد.[1]

وی سرانجام در شب 16 جمادی الاولی 1309ق وفات یافت.[2]

«ترجمه تنبیهات علیه» از تألیفات اوست.

این بیت هم از اوست:

اگر آن شوخ بازاری نبودی کسی را با کسی کاری نبودی[3]

علی صفار*

علی بن صدرالدّین صفّار، از اساتید هنر کاشی کاری در قرن نهم هجری است. وی کاشی کاری مسجد جامع ورزنه را در سال 884ق انجام داده است.[4]

میر سیّد علی شوشتری*

میر سیّد علی بن محمّدطاهر بن محمّدشاه تستری (شوشتری) ، عالم فاضل و عابد صالح. از علمای قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد جمعی از علماء خصوصا حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی تحصیل کرده بود.

او حدود سال 1299ق وفات یافته و در تخت فولاد مدفون شد. برای او کراماتی ذکر کرده اند.[5]

[1]مکارم الآثار، ج4، ص1210.

[2]تراجم الرّجال، ج1، ص386.

[3]تذکره شاعران فارسی سرا، ص205.

[4]اصفهان در دوره جانشینان تیمور، ص18.

[5]الکرام البرره: مخطوط.


صفحه 522

دکتر علی پزشکی نجف آبادی*

دکتر علی پزشکی فرزند عباس (معروف به «ملاّ عباس حکیم») از شعراء و اطبّاء معاصر. در سال 1288ش در نجف آباد متولّد شد. پدرش از اطبّاء قدیمی آنجا بود. خود او تحصیلاتش را تا اخذ دکترای پزشکی ادامه داد و در زادگاه خود به طبابت پرداخت. مدّتی رئیس بهداری نجف آباد و زمانی رئیس درمانگاه امین اصفهان بود. گاهی به اقتضای حال شعر می سرود. این دو بیت از اوست:

عمری اندر طلب راحت مردم بودیم رنج بردیم و نمودیم علاج دل ریش

خدمت خلق چو کردی تو پزشکی همه عمر در دل خاک نداری به دل خود تشویش[1]

علی قیام اصفهانی

علی غفورزاده ورنوسفادرانی متخلّص به «قیام» فرزند حاج عباس، شاعر و ادیب معاصر در [آذرماه] 1306ش در محلّه «زاغ آباد» ورنوسفادران سِدِه [خمینی شهر فعلی[ ماربین متولّد شده، تحصیلات ابتدائی را در [دبستان اسلامی] سده [و دوره متوسطه را در آموزشگاه های شبانه اصفهان] به پایان رسانیده و بعدا در کارخانجات اصفهان وارد کار شد. [در کودکی لب به سرودن شعر گشوده و] در انجمن های ادبی پروانه و کمال [و سعدی و صائب] شرکت می کرده است. او شاعری عارف مسلک بوده و برخی از اشعارش در مجلات و روزنامه های اصفهان به چاپ می رسید. [قیام در آذرماه 1372ش در اصفهان وفات یافته و در صحن امامزاده سیّد محمّد خمینی شهر مدفون

[1]دیباچه دیار نون، ص159؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص137.


صفحه 523

شد. برادرش حاج احمد غفورزاده (طلائی) جهت او مرثیه ای سروده و مادّه تاریخ آن چنین است:

چو شد آزاد از بند قفس روح قیام ما «طلائی» خواست با شمسی کند تاریخ او انشا

«قیام» آورد سر در جمع و خود تاریخ خود گفتا: «قیام آسوده شد از دست این دنیا و مافیها»

1372=100+1272

و استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) نیز سروده است:

«قیام کرد اجل ناگهان بمرگ قیام که بود ادیب و محب علی بنام علی»]

1372

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «صبح امید قیام» مطبوع2. «نوروز و جمشید» مطبوع3. «قیام علی»4. «قیام حسین» مطبوع5. «سرود کوهستان» (دو بیتی به لهجه محلّی) مطبوع6. «دیوان اشعار» متجاوز از سه هزار بیت7. «درس زندگی و ترانه های دل» یا «غوغای عشق»8. «کلمات قصار و منشات»9. «باشکوه ترین روز تاریخ» به نظم و نثر10. «آسمان و زمین» مثنوی، مطبوع 11. «شاهکار قیام»[1]

از اوست:

[دلبرا در آتش عشق تو می سوزم هنوز شمع شد خاموش و من شمع شب افروزم هنوز

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 382 و 383؛ صبح امید، صص 129 و 130؛ هفته نامه نوید اصفهان، شماره 276 به تاریخ 17 آذر 1372، ص3.