(برنا) ضمن مرثیه ای که برای او سروده، مادّه تاریخ وفات او را چنین گفته است:
رقم کرد «برنا» به شمسی وفاتش: «مظاهر ادیب نکوطبع ما کو»]
1387
از اوست:
ما پرتو جمال تو در خواب دیده ایم مهتاب را در آینه آب دیده ایم
با سایه دو زلف چلیپا بر ابرویت نقش صلیب در دل محراب دیده ایم
با زلف و روی خنده دندان نمای تو شاخ شکوفه در شب مهتاب دیده ایم[1]]
میرزا علی خان مستوفی خزانه
میرزا علی خان مستوفی خزانه فرزند عبدالباقی نواب اصفهانی از میرزاهای چهارسو شیرازی ها [در اصفهان.] فاضل و ادیب بوده و در دستگاه ظل السّلطان اهمّیتی داشته و در شب 17 جمادی الثّانیه سال 1309ق به شرحی که مرحوم انصاری در تاریخ اصفهان و ری در وقایع سال مزبور می نویسد مسموما فوت شده است. در شب فوت او «میرزا حبیب اللّه مشیر انصاری، حاج میرزا حسن شیخ الاسلام و میرزا محمّدخان امین الدّوله نیز مسموما وفات یافتند.[2]
از آثار او: 1. «احسن التواریخ» در ترجمه تاریخ سلاطین آل عثمان تألیف: محمّد فریدبیک که در 1332ق در طهران به طبع رسیده است.[3]2. «هدیه رمضان» ترجمه از کتابی از: امین ارسلان مصری در سال 1307ق در طهران به طبع رسیده است.[4]
[1]تذکره شعرای استان اصفهان، صص 722 و 723؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 454-456؛ این لحظه ها: مقدمه؛ بزم ادب، ص342؛ گلشن نام آوران، صص 236-242.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص814.
[3]تذکره الاطیاب، ص10.
[4]الذریعه، ج25، ص209.
مشارٌ الیه جدّ دانشمند شاعر و طبیب فاضل دکتر عبدالباقی نواب فرزند میرزا محمّدرضا بن میرزا عبدالباقی نواب (مستوفی خزانه) است.
سیّد علی بدیع زادگان (هور)
میر سیّد علی بدیع زادگان متخلّص به «هور» فرزند حاج میرزا عبدالحسین، شاعر و ادیب معاصر. او نواده دختری عالم جلیل حاج میرزا بدیع درب امامی است. در 5 مرداد 1291ش (برابر با رمضان 1330ق) در اصفهان متولّد گردیده و تا سال 1309ش در مدارس جدید تحصیل کرد و بعدا به جهت تأمین معاش به کارخانه وطن رفته و مکانیسین ماشین آلات بافندگی شد و سپس در کارخانه زاینده رود به کار خود ادامه داد. او در ضمن کار روزانه، به تکمیل تحصیلات خویش همت گماشته و سه زبان عربی، فرانسه و آلمانی را فراگرفت. دارای طبع شعر بوده و در کلیه فنون شعر قادر است. مادّه تاریخ را به خوبی می سروده و 28 قصیده تاریخیّه ساخته که تمام مصرع های آن دارای مادّه تاریخ است. وی سرانجام در 5 شوال 1387ق وفات یافته و در ایوان بقعه تویسرکانی در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ فوتش این مصرع است:
«هور منزل نمود در مینو»
از آثارش جزوه کوچکی به نام «تحفه المسلمین» به طبع رسیده است. [دیوان اشعار او با عنوان «فراتر از شعر» به کوشش دکتر محمّد تویسرکانی در سال 1358ش به چاپ رسیده است.[1]]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص540؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص352؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99.
علی سمنجانی
ابوالحسن علی بن عبدالرّحمان بن محمّد سمنجانی [از دانشمندان و زهّاد قرن ششم هجری] «عالم فاضل، حسن السیره، کثیر العباده، دائم التلاوه» [ساکن اصفهان بوده و] به سال 552ق در اصفهان وفات یافت.[1]
در بخارا از ابوعلی سهل ابیوردی فقه آموخته است و ابوالصّفا ثامر بن سعد بن ثامر بن علی کرجی بلدی از او استماع حدیث کرده است. سمنجانی یکی از فقهای شافعیّه بوده است.[2]
علی اصفهانی
ابوطالب علی بن عبدالرّزاق بن محمّد صغیر اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] از: ابوطاهر محمّد بن احمد بن محمّد بن عبدالرّحیم کاتب استماع حدیث کرده و در سال 508ق جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است. فوت او در روز یکشنبه 20 جمادی الاولی سال 515ق [واقع شد.[3]]
دکتر علی عبدالرسولی
دکتر علی عبدالرسولی متخلّص به «ثابت» فرزند ملاّ عبدالرسول فیروزکوهی مازندرانی، ادیب دانشمند و محقّق. در حدود 1298ق متولّد و نزد اساتید معروف تحصیل کرده بود. از دانشمندان و ادباء و شعراء مشهور است. وی علاوه بر تسلط در
[1]معجم البلدان، ج3، ص252.
[2]التّحبیر، ج1، ص151.
[3]التّحبیر، ج1، ص572.
علوم عقلی و نقلی خطوط ثلث و شکسته و نسخ را در کمال خوبی و استادی می نوشته و شعر نیکو می گفته است. او در شب جمعه 4 شعبان سال 1362ق در ضمن مسافرت به اصفهان وفات یافته در تکیه سیّد العراقین مدفون گردید.
کتب زیر از اوست:
1. تصحیح «دیوان ادیب نیشابوری»2. تصحیح «دیوان خاقانی»3. تصحیح «دیوان فرّخی»4. «ترجمه رساله شطرنجیه» [از آثار پدرش، مطبوع]5. «دیوان اشعار» و غیره.[1]
[علی عبدالرسولی علاوه بر پدر، از معلومات اساتیدی چون حاج شیخ مسیح طالقانی، سیّد عبدالکریم لاهیجی، میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا عبداللّه ریاضی و سیّد احمد پیشاوری (ادیب پیشاوری) (که حدود 34 سال ملازم و مصاحب او بود) بهره گرفت و خط را نزد سیّد محمّد بقاء اصفهانی (شرف المعالی) مشق کرد و در صرف و نحو، لغت، معانی و بیان و عروض و قافیه، مهارت فراوانی یافت. او در سال 1314ش رساله ای در باب عرفان و تصوف نگاشت و از دانشگاه تهران به اخذ دکترا و مقام استادی نائل گردید. شعر را در کمال استادی می سرود. در غزل پیرو سبک سعدی و در قصیده متمایل به سبک فرّخی سیستانی بود. از نمونه خطوط زیبای وی خطوط «شرح زیارت عاشورا» تألیف پدرش است که به خط او در تهران به چاپ رسیده است. او بسیاری از دیوان های شعرای متقدّم همچون: منوچهری، عنصری، سروش اصفهانی، میرزا ابوالحسن جلوه، ملک شعراء صبای کاشانی، ارزقی هروی و حکیم قطران تبریزی را تصحیح نمود. همچنین مثنوی رزمی حماسی «قیصرنامه» ادیب پیشاوری را به خط زیبای خود کتابت کرده که میکروفیلم آن در کتابخانه مجلس شورای ملّی به شماره 145 موجود است.
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص133؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص687؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص109.
از اوست:
آن شب که بی تو باشم شامم سحر ندارد بویی ز صبح وصلت بر من گذر ندارد
از سوز ناله ام تن، چون موی شد به زاری دردا که ناله من در تو اثر ندارد[1]]
حاج میر سیّد علی بروجردی
حاج میر سیّد علی بن سیّد عبدالکریم بروجردی بن سیّد علی بن سیّد محمّد بن سیّد عبدالکریم بن سیّد مراد طباطبائی اصفهانی، عالم فاضل کامل [از علمای اواخر دوره قاجاریه] در اصفهان متولّد گردیده و هم در این شهر و نجف تحصیل نمود. مرجع امورات شرعیّه و پشت و پناه مردم بود و در مسجد درب کوشک اقامه جماعت می نمود. از شاگردان حاج ملاّ اسداللّه بروجردی و حاج محمّدجعفر آباده ای و آقا محمّدمهدی کلباسی و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی بوده و در شب شنبه 10 ربیع الاوّل سال 1306ق وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفاتش این است:
رحمت حق از پی تاریخ گفت: «انّ لدنیا لعلی عظیم»
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «اصول فقه» 2. «شرح هدایه» شیخ حر عاملی که هنوز به طبع نرسیده است.[2]
[1]شرح مجموعه گل، صص 440-457 و بنگرید به: آینه دار طلعت یار، صص 578 و 579؛ گلزار معانی، صص 205-215؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج2، صص 953-958؛ شرح حال رجال ایران، ج3، ص163؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج4، ص308.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص90؛ تاریخچه شهر سامرا، ص115؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص815؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص111؛ بیان المفاخر، ج2، ص264؛ الذریعه، ج2، ص207؛ اعیان الشیعه، ج41، ص310؛ الکرام البرره، ج2، ص823؛ نقباء البشر، ج4، ص1470؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص141؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص167.
ملاّ علی گرگابی (ذرّه)
ملاّ علی خان گُرگابی فرزند عبدالکریم، از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در سال 1296ق در قریه «گُرگاب» از بلوک بُرخوار اصفهان متولّد شده و در مولد خویش و اصفهان مدّت زمانی به کسب علوم و فضایل اشتغال جسته، سپس به مولد خویش مراجعت نمود. او تا آخر عمر گاهی در ده و گاهی در شهر بود. بالاخره در سال 1372ق در اصفهان وفات یافته، در قبرستان تخت فولاد مدفون گردید. گاهی شعر می سرود و در آن اشعار «ذرّه» تخلّص می نمود.
از اوست:
ای طُرّه روی تو یکی روم و یکی زنگ چشمت ز میان تیر کشیده ز پی جنگ
روی تو به صلح است ولی چشم سیاهت جلاد صفت بسته پی قتل، میان تنگ[1]
علی ابهری اصفهانی
ابوالحسن علی بن عبداللّه بن احمد بن جابر ابهری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از محمّد بن محمّد بن یونس ابهری حدیث نقل می کند و احمد
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص201.
بن فضل مقری از او استماع حدیث کرده است.[1]
علی خطیبی اصفهانی
علی بن عبداللّه خطیبی اصفهانی فقیه [از فقهاء و محدّثین عامّه اصفهان است.] در کتاب «فوائد البهیه» در تراجم حنفیه در ضمن شرح حال عبدالجبّار بن عبدالکریم خوارزمی رازی گوید: در خدمت علی بن عبداللّه در اصفهان تحصیل فقه کرده است.[2]
استاد علی منشئی*
استاد علی مُنشِئی فرزند استاد عبدالمجید، از معماران چیره دست معاصر اصفهان. در سال 1287ش در اصفهان متولّد شد. در نوجوانی نزد پدر و عموهایش فنون بنّایی و معماری سنتی اصفهان را فراگرفت و از سال 1309ش به همکاری با اداره عتیقه جات کشور پرداخت. او در طراحی، اجراء، مهاربندی، شبکه کاری و گره چینی مهارتی به سزا داشت. و سرانجام در سال 1349ش در اصفهان درگذشت. دو پسرش استاد رضا منشئی و مهندس محمود منشئی نزد پدر به یادگیری این هنر پرداخته و در مرمت ابنیه تاریخی کشور منشاء خدماتی شده اند.
استاد علی منشئی آثار ارزنده ای از مرمت و احیاء آثار تاریخی از خود به جای گذاشت از جمله: مرمّت سردر ورودی مسجد جامع، کتیبه گریو گنبد مسجد امام، صفه شاگرد در مسجد جامع، سقف و ستون های عالی قاپو، مهاربندی و استحکام بخشی تالار تیموری، عمارت هشت بهشت همگی در اصفهان و گنبد اصلی مجموعه برسیان (در براآن اصفهان) و قلعه مخصوص چادگان. همچنین در زمینه شبکه کاری، پنجره های مشبک زیادی را طراحی و در حرم امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس نصب نمود.[3]
[1]معجم البلدان، ج1، ص84.
[2]فوائد البهیه، ص15.
[3]معماران و مرمت گران سنتی اصفهان، صص 173-176.
میرزا علی رجاء اصفهانی
میرزا علی خلیلیان متخلّص به «رجاء» فرزند عبدالمحمود شاعر ادیب معاصر در سال 1317ق در اصفهان متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل به بافندگی مشغول شد. از جوانی لب به گفتن شعر گشوده و در انجمن های ادبی اصفهان مانند شیدا، ادیب فرهمند، پروانه و کمال شرکت می کرده است.
او شاعری خوش ذوق و باقریحه و متدیّن و عارف بوده و عاقبت در ذیقعده 1411ق (برابر با اردیبهشت 1370ش) وفات یافته و در قطعه نام آوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
[مادّه تاریخ فوتش را «محور اصفهانی» ضمن مرثیه ای گوید:
عارفی خواست وفاتش چو به شمسی گفتم: «بود در جمع از اخلاص و وفا یار ادب»
1370شمسی
این کتاب ها مجموعه اشعار چاپ شده اوست:
1. «اندرزنامه»2. «دیوان رجاء»3. «مناقب الائمه». همچنین قسمتی از اشعار رجاء به ضمیمه «دیوان گلزار» به چاپ رسیده است.
این شعر از اوست:
یوسفا خوارتر از این به عزیزان منگر که تو در اوج جلالی و من اندر چاهم
نرسد دست تمنّا به تو ای نخل بلند سر فرود آر و بده بوسه که من کوتاهم[1]]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 204 و 205؛ مزارات اصفهان، ص131؛ بزم ادب، ص332؛ دیوان محور اصفهانی، ص365.