علی سمنجانی
ابوالحسن علی بن عبدالرّحمان بن محمّد سمنجانی [از دانشمندان و زهّاد قرن ششم هجری] «عالم فاضل، حسن السیره، کثیر العباده، دائم التلاوه» [ساکن اصفهان بوده و] به سال 552ق در اصفهان وفات یافت.[1]
در بخارا از ابوعلی سهل ابیوردی فقه آموخته است و ابوالصّفا ثامر بن سعد بن ثامر بن علی کرجی بلدی از او استماع حدیث کرده است. سمنجانی یکی از فقهای شافعیّه بوده است.[2]
علی اصفهانی
ابوطالب علی بن عبدالرّزاق بن محمّد صغیر اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری] از: ابوطاهر محمّد بن احمد بن محمّد بن عبدالرّحیم کاتب استماع حدیث کرده و در سال 508ق جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است. فوت او در روز یکشنبه 20 جمادی الاولی سال 515ق [واقع شد.[3]]
دکتر علی عبدالرسولی
دکتر علی عبدالرسولی متخلّص به «ثابت» فرزند ملاّ عبدالرسول فیروزکوهی مازندرانی، ادیب دانشمند و محقّق. در حدود 1298ق متولّد و نزد اساتید معروف تحصیل کرده بود. از دانشمندان و ادباء و شعراء مشهور است. وی علاوه بر تسلط در
[1]معجم البلدان، ج3، ص252.
[2]التّحبیر، ج1، ص151.
[3]التّحبیر، ج1، ص572.
علوم عقلی و نقلی خطوط ثلث و شکسته و نسخ را در کمال خوبی و استادی می نوشته و شعر نیکو می گفته است. او در شب جمعه 4 شعبان سال 1362ق در ضمن مسافرت به اصفهان وفات یافته در تکیه سیّد العراقین مدفون گردید.
کتب زیر از اوست:
1. تصحیح «دیوان ادیب نیشابوری»2. تصحیح «دیوان خاقانی»3. تصحیح «دیوان فرّخی»4. «ترجمه رساله شطرنجیه» [از آثار پدرش، مطبوع]5. «دیوان اشعار» و غیره.[1]
[علی عبدالرسولی علاوه بر پدر، از معلومات اساتیدی چون حاج شیخ مسیح طالقانی، سیّد عبدالکریم لاهیجی، میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا عبداللّه ریاضی و سیّد احمد پیشاوری (ادیب پیشاوری) (که حدود 34 سال ملازم و مصاحب او بود) بهره گرفت و خط را نزد سیّد محمّد بقاء اصفهانی (شرف المعالی) مشق کرد و در صرف و نحو، لغت، معانی و بیان و عروض و قافیه، مهارت فراوانی یافت. او در سال 1314ش رساله ای در باب عرفان و تصوف نگاشت و از دانشگاه تهران به اخذ دکترا و مقام استادی نائل گردید. شعر را در کمال استادی می سرود. در غزل پیرو سبک سعدی و در قصیده متمایل به سبک فرّخی سیستانی بود. از نمونه خطوط زیبای وی خطوط «شرح زیارت عاشورا» تألیف پدرش است که به خط او در تهران به چاپ رسیده است. او بسیاری از دیوان های شعرای متقدّم همچون: منوچهری، عنصری، سروش اصفهانی، میرزا ابوالحسن جلوه، ملک شعراء صبای کاشانی، ارزقی هروی و حکیم قطران تبریزی را تصحیح نمود. همچنین مثنوی رزمی حماسی «قیصرنامه» ادیب پیشاوری را به خط زیبای خود کتابت کرده که میکروفیلم آن در کتابخانه مجلس شورای ملّی به شماره 145 موجود است.
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص133؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص687؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص109.
از اوست:
آن شب که بی تو باشم شامم سحر ندارد بویی ز صبح وصلت بر من گذر ندارد
از سوز ناله ام تن، چون موی شد به زاری دردا که ناله من در تو اثر ندارد[1]]
حاج میر سیّد علی بروجردی
حاج میر سیّد علی بن سیّد عبدالکریم بروجردی بن سیّد علی بن سیّد محمّد بن سیّد عبدالکریم بن سیّد مراد طباطبائی اصفهانی، عالم فاضل کامل [از علمای اواخر دوره قاجاریه] در اصفهان متولّد گردیده و هم در این شهر و نجف تحصیل نمود. مرجع امورات شرعیّه و پشت و پناه مردم بود و در مسجد درب کوشک اقامه جماعت می نمود. از شاگردان حاج ملاّ اسداللّه بروجردی و حاج محمّدجعفر آباده ای و آقا محمّدمهدی کلباسی و حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی بوده و در شب شنبه 10 ربیع الاوّل سال 1306ق وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفاتش این است:
رحمت حق از پی تاریخ گفت: «انّ لدنیا لعلی عظیم»
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «اصول فقه» 2. «شرح هدایه» شیخ حر عاملی که هنوز به طبع نرسیده است.[2]
[1]شرح مجموعه گل، صص 440-457 و بنگرید به: آینه دار طلعت یار، صص 578 و 579؛ گلزار معانی، صص 205-215؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج2، صص 953-958؛ شرح حال رجال ایران، ج3، ص163؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج4، ص308.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص90؛ تاریخچه شهر سامرا، ص115؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص815؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص111؛ بیان المفاخر، ج2، ص264؛ الذریعه، ج2، ص207؛ اعیان الشیعه، ج41، ص310؛ الکرام البرره، ج2، ص823؛ نقباء البشر، ج4، ص1470؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص141؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص167.
ملاّ علی گرگابی (ذرّه)
ملاّ علی خان گُرگابی فرزند عبدالکریم، از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در سال 1296ق در قریه «گُرگاب» از بلوک بُرخوار اصفهان متولّد شده و در مولد خویش و اصفهان مدّت زمانی به کسب علوم و فضایل اشتغال جسته، سپس به مولد خویش مراجعت نمود. او تا آخر عمر گاهی در ده و گاهی در شهر بود. بالاخره در سال 1372ق در اصفهان وفات یافته، در قبرستان تخت فولاد مدفون گردید. گاهی شعر می سرود و در آن اشعار «ذرّه» تخلّص می نمود.
از اوست:
ای طُرّه روی تو یکی روم و یکی زنگ چشمت ز میان تیر کشیده ز پی جنگ
روی تو به صلح است ولی چشم سیاهت جلاد صفت بسته پی قتل، میان تنگ[1]
علی ابهری اصفهانی
ابوالحسن علی بن عبداللّه بن احمد بن جابر ابهری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری] از محمّد بن محمّد بن یونس ابهری حدیث نقل می کند و احمد
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص201.
بن فضل مقری از او استماع حدیث کرده است.[1]
علی خطیبی اصفهانی
علی بن عبداللّه خطیبی اصفهانی فقیه [از فقهاء و محدّثین عامّه اصفهان است.] در کتاب «فوائد البهیه» در تراجم حنفیه در ضمن شرح حال عبدالجبّار بن عبدالکریم خوارزمی رازی گوید: در خدمت علی بن عبداللّه در اصفهان تحصیل فقه کرده است.[2]
استاد علی منشئی*
استاد علی مُنشِئی فرزند استاد عبدالمجید، از معماران چیره دست معاصر اصفهان. در سال 1287ش در اصفهان متولّد شد. در نوجوانی نزد پدر و عموهایش فنون بنّایی و معماری سنتی اصفهان را فراگرفت و از سال 1309ش به همکاری با اداره عتیقه جات کشور پرداخت. او در طراحی، اجراء، مهاربندی، شبکه کاری و گره چینی مهارتی به سزا داشت. و سرانجام در سال 1349ش در اصفهان درگذشت. دو پسرش استاد رضا منشئی و مهندس محمود منشئی نزد پدر به یادگیری این هنر پرداخته و در مرمت ابنیه تاریخی کشور منشاء خدماتی شده اند.
استاد علی منشئی آثار ارزنده ای از مرمت و احیاء آثار تاریخی از خود به جای گذاشت از جمله: مرمّت سردر ورودی مسجد جامع، کتیبه گریو گنبد مسجد امام، صفه شاگرد در مسجد جامع، سقف و ستون های عالی قاپو، مهاربندی و استحکام بخشی تالار تیموری، عمارت هشت بهشت همگی در اصفهان و گنبد اصلی مجموعه برسیان (در براآن اصفهان) و قلعه مخصوص چادگان. همچنین در زمینه شبکه کاری، پنجره های مشبک زیادی را طراحی و در حرم امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس نصب نمود.[3]
[1]معجم البلدان، ج1، ص84.
[2]فوائد البهیه، ص15.
[3]معماران و مرمت گران سنتی اصفهان، صص 173-176.
میرزا علی رجاء اصفهانی
میرزا علی خلیلیان متخلّص به «رجاء» فرزند عبدالمحمود شاعر ادیب معاصر در سال 1317ق در اصفهان متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل به بافندگی مشغول شد. از جوانی لب به گفتن شعر گشوده و در انجمن های ادبی اصفهان مانند شیدا، ادیب فرهمند، پروانه و کمال شرکت می کرده است.
او شاعری خوش ذوق و باقریحه و متدیّن و عارف بوده و عاقبت در ذیقعده 1411ق (برابر با اردیبهشت 1370ش) وفات یافته و در قطعه نام آوران واقع در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.
[مادّه تاریخ فوتش را «محور اصفهانی» ضمن مرثیه ای گوید:
عارفی خواست وفاتش چو به شمسی گفتم: «بود در جمع از اخلاص و وفا یار ادب»
1370شمسی
این کتاب ها مجموعه اشعار چاپ شده اوست:
1. «اندرزنامه»2. «دیوان رجاء»3. «مناقب الائمه». همچنین قسمتی از اشعار رجاء به ضمیمه «دیوان گلزار» به چاپ رسیده است.
این شعر از اوست:
یوسفا خوارتر از این به عزیزان منگر که تو در اوج جلالی و من اندر چاهم
نرسد دست تمنّا به تو ای نخل بلند سر فرود آر و بده بوسه که من کوتاهم[1]]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 204 و 205؛ مزارات اصفهان، ص131؛ بزم ادب، ص332؛ دیوان محور اصفهانی، ص365.
سیّد علی جزائری
سیّد علی بن عزیزاللّه موسوی جزائری [از فضلاء عصر صفویّه] در تاریخ چهارشنبه 20 ربیع الثّانی 1101ق «شرح شواهد ابن ناظم» تألیف: سیّد محمّد بن علی عاملی را به خط نستعلیق در اصفهان نوشته است. این نسخه به شماره 7429 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]
عمادالدّین علی استرآبادی
عمادالدّین علی بن عمادالدّین علی بن نجم الدین محمود شریف استرآبادی [از دانایان به قرائت و تجوید در قرن دهم هجری و ساکن اصفهان بوده از عزالدّین حسین بن عبدالصمد عاملی حارثی (پدر شیخ بهائی و ملاّ عبداللّه شوشتری شهید روایت نموده است و خود او برای سالک الدین محمّد یزدی در سال 988ق در یزد اجازه نوشته است.[2]] کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «اصول قرائت ابن عامر» 2. «اصول قرائت کسائی» 3. «اصول قرائت حمزه» [تألیف در] دهه سوم ماه دهم سال 955ق4. «اصول قرائت ابن عمرو» [تألیف در[ جمعه 22 شعبان 954ق در اصفهان5. «اصول قرائت ابن کثیر» [تألیف در] 6 رمضان 954ق در اصفهان که با برخی مطالب دیگر که ظاهرا از اوست ضمن مجموعه ای نزد آقا حاج سیّد ابوالفضل سعید ریحان یزدی موجود است و میکروفیلم آن به شماره 2475 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران نگهداری می شود.[3]
[1]فهرست مرعشی، ج19، ص240.
[2]احیاء الداثر، ص145.
[3]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص700.
علی اصفهانی
علی بن علی اصفهانی [از کاتبان قرن دهم هجری] در دهه سوم صفر سال 995ق نسخه ای از «اربعین» شیخ بهائی را به خط نسخ درشت نوشته و شیخ بهائی با خط نستعلیق خویش در تاریخ 9 ربیع الاوّل 995ق در اصفهان نوشته است که برادرم کمال الدّین ابوتراب عبدالصّمد عاملی این «اربعین» را نزد من خوانده است. و سپس برای او اجازه روایت نوشته است. نسخه به شماره 686 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[1]
علی بن علی اصفهانی نسخه دیگری از «اربعین» شیخ بهائی را به خط نسخ نوشته که به شماره 4672 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[2]
غیاث الدّین علی امیران اصفهانی
غیاث الدّین علی بن علی امیران حسینی اصفهانی، از فضلای قرن نهم هجری است در بدخشان ساکن بوده[3][و در علوم زمان خود خصوصا ریاضیات، هندسه، نجوم و حکمت مهارتی به سزا داشته است. سال وفاتش به دست نیامد امّا ظاهرا تا آخرین سال های قرن نهم زنده بوده است.]
وی را کتب چندی است که از آن جمله است:
[4]«خلاصه التّنجیم و برهان التّقویم» که نسخه ای از آن ضمن مجموعه 1997 به
[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج5، ص1067.
[2]فهرست مجلس، ج13، ص55.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 814 و 815؛ سبک شناسی، ج3، ص221؛ تاریخ نظم و نثر، ص261؛ تاریخ تشیع اصفهان، ص338.
[4]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج5، ص1067.