علی (صاحب عنوان) است.[1]
سیّد علی چهارسوقی
سیّد علی بن سیّد محمّد چهارسوقی بن سیّد زین العابدین موسوی اصفهانی خوانساری، عالم فاضل متّقی [از علمای قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری] در سال 1247ق متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی تحصیل کرد. وی در سال 1326ق وفات یافته و جنازه به نجف اشرف حمل و در مقبره حاج میرزا هاشم چهارسوقی در قبرستان وادی السّلام مدفون گردید. مشار الیه را حاشیه ای است بر «احکام الایمان» که نزد علاّمه مفضال حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.[2]
علی ثقفی کوفی
ابوالحسن علی بن محمّد بن سعید بن هلال ثقفی کوفی [از محدّثین شیعه در قرن سوم هجری] از: احمد بن یونس بن مسیّب ضَبّی کوفی، مِنجاب و علی بن حکیم روایت می کند و ابوجعفر احمد بن جعفر بن مَعبد سمسار و ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن محمّد بن فورک از او نقل حدیث می کنند.
او به اصفهان آمده و در این شهر سکونت گزیده و در سال 282ق در این شهر وفات
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 874 و 875؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص182؛ مزارات اصفهان، ص318.
[2]نقباء البشر، ج4، ص1522؛ مکارم الآثار، ج4، ص1299؛ مناهج المعارف: مقدمه، ص230؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص357؛ دانشمندان خوانسار، ص230.
یافته است.[1]او [برادر محدّث عالیقدر «ابراهیم بن محمّد بن سعید ثقفی» مؤلف کتاب «الغارات» است.]
علی اُسواری اصفهانی
علی بن محمّد بن علی اُسواری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان است.] از علی بن احمد بن عبدالرّحمان غزّال اصفهانی روایت می کند و فرزندش ابوبکر محمّد از او نقل حدیث کرده است.[2]
سیّد علی مدرس هاشمی*
آقا میر سیّد علی مدرّس هاشمی فرزند میر سیّد محمّد بن میر سیّد علی بن میر سیّد حسن مدرس محله نویی (میر محمّد صادقی) ، عالم فاضل جلیل معاصر.
در شب سه شنبه 8 رمضان المبارک 1320ق متولّد شد و تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار آغاز کرد و نزد حضرات آیات: حاج آخوند زفره ای، شیخ علی مدرس یزدی، سیّد محمّدکاظم مرتضوی، میرزا حسن داورپناه، سیّد مرتضی خراسانی (جارچی) و میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی ادامه تحصیل داد.
او سال ها در مسجد رحیم خان به اقامه جماعت و وعظ و ارشاد مردم مشغول بود. او عالمی خوش خلق، عابد و متقی و دوستدار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بود و سرانجام در روز چهارشنبه 28 جمادی الثّانی 1400ق (مطابق با 14 اردیبهشت 1359ش) وفات یافته و در مزار اجداد گرامی خود در مسجد رحیم خان اصفهان مدفون شد.
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص7.
[2]معجم البلدان، ج1، ص191.
استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ زیر را جهت فوت ایشان سروده است:
خامه «برنا» به هر دو سال هجری این چنین کرد در بیتی رقم تاریخ فوتش را جلا
«باد از لطف علی جای مدرس هاشمی مینوی جاوید و عدن و وادی ملک علا»
«باد با حبّ علی جای مدرس هاشمی منزل مینوی جاوید عدن بقا[1]
ه . ق 1400=918+482
ه . ش 1359=555+804
علی جاری مدینی
ابوالقاسم علی بن محمّد بن علی بن مهران جاری اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از محدّثین اصفهان استماع حدیث کرده و لفتوانی از او روایت می نماید.[2]
علی ولدانی اصفهانی
علی بن محمّد بن حاجی مقیم ولدان [از کاتبان قرن دهم هجری] در وقت نماز ظهر 24 جمادی الثّانی 902ق «رساله تعریف اراده و قدرت و حیات و حکمت» تألیف:
[1]نگاهی به احوال و آراء حکیم مدرس اصفهانی، صص 21 و 22.
[2]معجم البلدان، ج2، ص93.
ابن سینا را به خط نسخ نوشته است. کتاب به شماره 142 ضمن کتب اهدایی آقای مشکوه به دانشگاه طهران موجود است.[1]
«ولدان» از قراء ماربین اصفهان است.
جلال الدّین علی اصفهانی
جلال الدّین علی بن جمال الدّین محمّد بن منصور اصفهانی، از بزرگان و دانشمندان اواخر قرن ششم و اواخر قرن هفتم هجری بوده و «ابن اثیر» مؤلف «نهایه اللّغه» در غریب حدیث به موصل آمده نیابت وزیر جلال الدّین اصفهانی را قبول نموده است.
میر سیّد علی طباطبائی نائینی
میر سیّد علی طباطبائی نائینی فرزند رفیع الدّین محمّد بن محمّدمهدی بن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیع الدّین محمّد (میرزا رفیعا) نائینی اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری.]
مرحوم معلّم حبیب آبادی در «مکارم الاثار» شرح حال او را مرقوم داشته و پس از شرح حال نسبتا مفصّلی که درباره اجداد او می نویسد گوید: از علماء و فقهاء عصر خود بوده و در نجوم و طب و ریاضیات تسلّط داشته و شعر هم می گفته و در نزد پدر خود درس خوانده و چندین کتاب تألیف کرده است:
1. «حاشیه بر تفسیر بیضاوی»2. «رساله در اثبات این که رجعت از ضروریات مذهب شیعه است»3. «رساله در حرمت ریش تراشیدن»4. «رساله در وجوب عینی نماز جمعه» و غیره
[1]فهرست اهدایی مشکوه، ج3، ص204.
صاحب عنوان در روز عاشورای سال 1195ق در اصفهان وفات یافته، در قبرستان ستی فاطمه ضلع شمالی کوچه مدفون گردید و قبر او تا این تاریخ موجود و زیارتگاه مؤمنین و مقدّسین می باشد. نویسنده آن را مکرّر زیارت کرده است.[1]
میرزا علی خان صفاء السّلطنه
میرزا علی خان منشی نائینی ملقّب به «صفاء السّلطنه» فرزند ملاّ میرزا محمّد بن میرزا محمّدهادی راثی نائینی ادیب و شاعر و منشی متخلّص به «مشتاقی» است. دیوان اشعارش به چاپ رسیده است. او متوفی سال 1328ق در کربلا و مدفون در ایوان صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام[2][است.]
[در سال 1246ق در نائین متولّد شد و در نوجوانی به اصفهان رفت و نزد آخوند ملاّ حسن نائینی (آرندی) به تحصیل پرداخت. سپس به اتفاق دایی خود میرزا عبدالحسین خان به تهران و سپس رشت رفت. چندی بعد به همراه دایی دیگر خود میرزا علینقی مشیر لشکر نائینی عازم قزوین شد و در آنجا منشی و نایب وزارت خسروخان گرجی (والی قزوین) شد.
او پس از بازگشت به تهران نزد میرزا اسداللّه نائینی که از اساتید خط بود به مشق خط و فراگیری علم و ادب مشغول شد. همچنین دست ارادت به استاد حاج غلامرضا شیشه گر شیرازی ساروی (مشتاق علی شاه) داده و از او لقب «صفاعلی» گرفته و تخلّص خود را از «نایب» به «مشتاقی» تغییر داد. او در خدمت میرزا عبدالجواد عنقای اصفهانی، خوشنویس، شاعر و دانشمند مقیم تهران حاضر شد و خوشنویسی را نزد او تکمیل کرد.
[1]مزارات اصفهان، ص252؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص184؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص650؛ مکارم الآثار، ج1، ص29؛ آتشکده اردستان، ج2، ص285؛ تاریخ نائین، ص123.
[2]بیان المفاخر، ج1، ص380.
در تهران چندی نیابت وزارت انطباعات را به عهده داشت و با روزنامه های: ملّت سنیّه ایران، ملّتی، ایران، اطلاّع، علمی و مرآت السّفر همکاری کرد و ظاهرا خطوط برخی از این روزنامه ها از اوست. پس از آن نزد میرزا عباس خان معاون الملک (قوام الدّوله) و سپس عباس میرزا ملک آرا به منشی گری پرداخت.
هنگامی که میرزا حسین خان مشیرالدّوله (سپهسالار) فرمانروای خراسان بود، او به همراه دایی خود حاج میرزا علینقی مشیر لشکر که وزیر خراسان شده بود به خراسان رفت و به منشیگری مشغول شد. او پس از اینکه به تهران بازگشت، مدتی در وزارت داخله به فعالیت پرداخت، آنگاه به وزارت خارجه وارد شد و در سال 1314ق از طرف ناصرالدّین شاه به لقب «صفاء السلطّنه» ملقب شد و دو سال بعد به نیابت وزارت خارجه منصوب شد.او سرانجام در سال 1318 به عنوان کارپردازی ایران در کربلا به همراه پسرش میرزا عباس خان به کربلا رفت و در 23 ذیقعده 1318ق در کربلا وفات یافته و در ایوان حرم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام به خاک سپرده شد.
این تألیفات از آثار اوست:
1. «تحفه الفقرا» که گزارش سفر او از مشهد تا تهران و از راه رباطات به نائین و از آنجا به تهران در سال 1300ق است. نسخه های خطی متعددی از این کتاب در دست است که آقای محمّد گلبن براساس برخی از آنها، کتاب را تصحیح و به عنوان «گزارش کویر» به چاپ رسانیده است.2. «کنز المعجزات ناصری» که جهت عالم جلیل حاجی سیّد تقی قزوینی تألیف کرده است. این منظومه در سال 1314ق چاپ سنگی شده است.3. «دیوان مشتاقی» که به خط فرزندش میرزا عباس خان صفاءالسلطنه کتابت شده و در سال 1322ق چاپ سنگی شده است.4. «تحفه الزائرین» به فارسی، در ادعیه و مناقب معصومین علیهم السلام به فارسی که آن را در سال 1298ق به خط نستعلیق نوشته و در کتابخانه آستان قدس رضوی به شماره 3118 موجود است.
این کتاب ها به خط نستعلیق او در کتابخانه ها و مجموعه های شخصی موجود است:
1. «تاریخ طبرستان» به خط نستعلیق خوش در شنبه 11 شعبان 1290ق موجود در کتابخانه سلطنتی سابق2. «ترجمه تاریخ قیاصره» به خط نستعلیق خوش یکشنبه 21 ربیع الاولی 1296ق موجود در کتابخانه سلطنتی سابق3. «صد کلمه» مترجم به خط نستعلیق متوسط در رجب 1274ق موجود در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار تهران4. «قطعه شعری در مدح مظفرالدّین شاه» به خط نستعلیق متوسط در سال 1315ق موجود در کتابخانه آقای سلطان القرائی در تهران5. «حدائق السحر» که به چاپ سنگی رسیده است.6. «رساله فیضیه» که چاپ سنگی شده است.7. «کلیات سعدی»8. «دیوان حافظ»9. «دعای صباح»10. «ترجمان الحق» تألیف: میرزا محمّد مجتهد (پدرش) 11. «مقامات حریری» و «مقامات حمیدی» 12. «نصایح الملوک» 13. «گلشن راز» 14. «شرح دعای صباح» 15. «منظومه «فرخ و گلرخ رومی» 16. دیباچه «یوسف و زلیخا» منسوب به فردوسی 17. «دیوان ناصر خسرو» و چند اثر دیگر.
این دو بیت از اشعار اوست:
به گرد خوان لئیمان مرا حواله نکرد رهین منّت دونان نخواست یار مرا
ز آب دیده کنار ار کنم چو رود رواست که عنقریب کشد خاک در کنار مرا[1]]
[1]سفرنامه کویر: مقدمه، صص نه سیزده و 18-22؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 488-490؛ تذکره سخنوران نائین، ص125؛ نائین بلده طیبه، صص 104-109؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص476؛ فرهنگ اعلام سخن، ج3، صص 1935 و 1936؛ الذریعه، ج3، ص439؛ فهرست مختصر مجلس، ص141؛ فهرست الفبائی رضوی، صص 113 و 473؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، ص71 و ج3، ص1745؛ حدیقه الشعراء، ج3، ص1645؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 399 و 400.
علی اُسواری اصفهانی
ابوالحسن علی بن محمّد بن هیثم اُسواری اصفهانی، زاهد صوفی [از محدّثین و عرفای قرن پنجم هجری.] کثیر الحدیث بوده و از ابوبکر احمد نهردیری و دیگران نقل حدیث کرده و عبدالرّحمان بن محمّد و اسحاق بن عبدالوهاب بن منده از او روایت می کنند.
وی در سال 437ق وفات یافته است.[1]
علی برزگر دستگردی
علی وحید دستگردی متخلّص به «برزگر» فرزند محمّد. متولّد 1316ش در دستگرد خیار از توابع اصفهان. عضو انجمن ادبی سرای سخنوران [و انجمن های ادبی: صائب، سعدی، حکیم نظامی، حافظ، خانه هنرمندان. از نوجوانی به سرودن شعر و حضور در مراسم تعزیه پرداخته و از راه کشاورزی امرار معاش کرده است.] از آثار او مجموعه شعر: 1. «خوشه ای از خرمن» در سال 1354ش [2. «بهارستان برزگر» در سال 1378ش] به چاپ رسیده است. [«بهار آزادی» و «خوشه دیگر بهارستان» هم از کتاب های اوست.]
از اوست:
هر دل که شود ز نور ایمان زنده شک نیست که چون مهر شود تابنده
[1]معجم البلدان، ج1، ص291.