علی مدینی
ابوالحسن علی بن محمود بن علی بن مالک بن اخطل مدینی اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] ثقه و کثیر الحدیث بوده و مؤلف «اصول» و کتاب های دیگر در حدیث است. عاقبت بعد از سال 360ق وفات یافت.
از محمّد بن ابراهیم بن عامر بن ابراهیم مؤذّن مدینی و ابومحمّد عبدالرّحمان بن حسن بن موسی ضرّاب روایت نموده و حافظ ابونعیم اصفهانی از وی نقل حدیث می نماید.[1]
علی باب الدّشتی اصفهانی
علی بن محمود بن حاجی محمّد معلم باب الدّشتی اصفهانی [از کاتبان قرن دهم هجری] در سوم صفر 959ق به خط نسخ نسخه ای از کتاب «المنتخب من مسائل الخلاف» یا «منتخب الخلاف» تألیف: شیخ ابوعلی فضل طبرسی را نوشته است. میکروفیلم این نسخه در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
ظهیرالدّین علی تفرشی*
ابوالفیض مولی ظهیرالدّین علی تفرشی اصفهانی فرزند ملاّ مراد بن علیخان تفرشی، عالم فاضل، فقیه متکلم، حکیم محقّق، فیلسوف مدقّق و ادیب شاعر، از دانشمندان عهد صفویه.
پدرش از مدرسین علوم دین و حکمت در اصفهان بوده و خود او نزد پدر و علمای اصفهان تحصیل کرد و از طرف شاه سلیمان به منصب وزارت و پیشنمازی ولایت
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص19.
[2]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص389.
گرجستان منصوب شد و به همراه شاه نظرخان والی کاخت راهی آنجا شد.[1]
در تفلیس با یکی از مبلغین مسیحیت با نام «پادری گبرائیل افرنجی» (که در اصفهان به تبلیغ مسیحیت مشغول بود و کتابی به فارسی در ردّ دین اسلام نوشته بود و برای بحث با ظهیرالدین به تفلیس آمده بود) مناظره کرد. سپس در تبریز کتابی به عربی به نام «نصره الحق» در ردّ عقاید «گبرائیل افرنجی» نوشت و چندی بعد به خواهش شاه سلیمان آن را به فارسی ترجمه کرد.[2]
وی پس از بازگشت از گرجستان، مدتی در تبریز بود. در سال 1086ق در قزوین و در سال 1096ق در مشهد مقدس بود.
میرزا محمّدعلی حزین لاهیجی که در کودکی (حوالی سال های 1106 تا 1109ق) به همراه پدر به منزل او می رفته است از او چنین یاد می کند: «... به ذکاء و حدّت فهم و استقامت طبع و جامعیّت فنون علمیّه خصوصا علم حساب و هندسه و هیأت موصوف و بین الافاضل به تبحّر معروف، طبعش محک ناقص و کامل و نقّاد رایج و کاسد، ردّ و قبول او را مسلّم می داشتند.»
حزین اشاره می کند که در اواخر عمر از مناصب دولتی و معاشرت با مردم کناره گرفته و فقط جمعی از خواصّ دوستان در منزلش با و ملاقات می کرده و از فیض سخن او کامیاب می شده اند.[3]
تاریخ دقیق تولّد و وفات او به دست نیامد. امّا ظاهرا تا سال 1110ق زنده بوده است. از فرزندان او تنها از دختری اطلاع داریم که مادر محمّد مؤمنا تفرشی بوده و شاه سلطان حسین طی فرمانی مقداری از نقد و جنس برای او و سایر نوادگان مقرری برقرار
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص244.
[2]نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران، صص 486 و 487.
[3]تذکره المعاصرین حزین، ص118.
نموده است. این فرمان نزد امام جمعه تفرش موجود بوده است.[1]
مولی ظهیرالدین چندین کتاب را کتابت کرده است. از جمله کتاب «شفا» که در کتابخانه امام جمعه تفرش وجود دارد. همچنین نسخه ای از «تعلیقه السجادیه» را در سال 1093ق به خط نسخ کتابت نموده که به شاره 3953 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «اثبات الواجب» به عربی که مؤلف در تعقیب بحث های ملاّ میرزا شیروانی و آقا حسین خوانساری نوشته و از گفته های شیروانی خرده گیری می کند. نسخه ای از آن در ضمن مجموعه شماره 13/1309 کتابخانه آیت اللّه مرعشی وجود دارد که در ربیع الثّانی سال 1128ق به خط نسخ نوشته شده است.[3]در همان کتابخانه نسخه دیگری از «اثبات الواجب» در مجموعه ای به شماره 11/12997 موجود است که در سال 1279ق کتابت شده است.[4]2. «انوار القرآن و مصباح الایمان» در تفسیر قرآن که در سال 1083ق تألیف نموده و در آن از «صافی» فیض کاشانی مطالب زیادی نقل کرده است. نسخه ای از آن نزد میرزا عبداللّه افندی اصفهانی موجود بوده است.[5]3. «ترجمه نصره الحق» که آن را به درخواست شیخ محمّدباقر اصفهانی کربلائی از عربی به فارسی برگردانده است نسخه ای از آن به خط نستعلیق سیّد محمّدمهدی بن سیّد طالب علی که در 11 جمادی الاولی 1299ق کتابت شده است به شماره 10598 در کتابخانه مجلس
[1]سیری کوتاه در جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان، صص 203 و 204.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2952.
[3]فهرست مرعشی، ج4، صص 189-193.
[4]فهرست مرعشی، ج32، ص978.
[5]الذریعه، ج2، ص438.
شورای اسلامی موجود است.[1]4. «جواب الشّبهتین» که به عربی نوشته و در محرم 1104ق از آن فراغت یافته است. این نسخه به شماره 44د در کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران موجود است.[2]5. «چمن سخن» که مهدی حسینی در آخر ذیحجه 1092ق آنرا کتابت کرده است و به شماره 84/13443 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[3]6. «دیوان اشعار» که نسخه ای از آن در دست نیست ولی برخی از ابیات او در تذکره نصرآبادی و تذکره حزین نقل شده است.[4]7. «شبنم شاداب» یا «باغ و بهار» در تعریف عباس آباد جدید، به نثر که نسخه ای از آن به خط شکسته زیبای میرزا حسن کرمانی در کتابخانه ملّی ملک موجود است.[5]همچنین نسخه ای در کتابخانه ملّی و نسخه ای در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. نسخه اخیر را احتمالاً شخصی به نام «محمّد» در بهمن آباد به سال 1133ق به خط نستعلیق کتابت کرده است و در شماره 4118 در آن کتابخانه وجود دارد.[6]این کتاب در لکهنو هندوستان در سال های 1877 و 1899 و 1913ق به همراه «فرهنگ نایاب» چاپ سنگی شده است.[7]8. «فرهنگ نایاب» 9. «المحاسن» که در سال 1096ق در مشهد مقدس نوشته و به شماره 8947 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[8]10. «المطالع و المغارب» به فارسی که در روز 20 محرم 1114ق ضیاءالدّین بن محمّدمسیح حسینی خورزنی (شاید: خورزانی؟) کتابت شده و در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[9]11. «منشآت» که تعدادی از آنها در «مجمع الافکار»
[1]فهرست مختصر مجلس، ص169.
[2]فهرست ادبیات تهران، ج1، ص136.
[3]فهرست مجلس، ج36، ص388.
[4]الذریعه، ج9، ص658.
[5]فهرست ملک، ج7، ص19.
[6]فهرست مرکزی دانشگاه، ج13، ص3099.
[7]الذریعه، ج24، ص53.
[8]فهرست مرعشی، ج23 ، ص118.
[9]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج3، ص3282؛ الذریعه، ج21، ص171.
تألیف محمّدحکیم هندی نوشته شده و به شماره 210/14209 در کتابخانه مجلس موجود است.[1]12. «نصره الحق» که آن را در پاسخ به مبلغ مسیحی «گبرائیل افرنجی» به عربی نوشته است. نسخه ای از آن به شماره 54/244 در کتابخانه سالتیکف شچدرین در روسیه موجود است.[2]نسخه دیگری هم به شماره 258 در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد.[3]13. کتابی در «هیأت» 14. «حاشیه انوار التّنزیل» در کتابخانه علاّمه علی اکبر دهخدا به شماره 6/283 موجود است.[4]15. «دیباچه هفت بند» غیاث الدین محمّد علوی اصفهانی (خیال)[5]16. «جُنگ» مجموعه ای ارزنده که در یکی از بندهای آن تاریخ شنبه 3 رمضان 1096ق در مشهد مقدس دارد.[6]17. «ردّ بر رساله آصفیّه» ملاّ میرزا شیروانی (که احتمالاً همان «اثبات الواجب» است که آن را در هنگام بازگشت از زیارت مشهد مقدس رضوی در اوقات اقامت در قم نوشته و بعدا در ضمن «جُنگ» خود قرار داده و در کتابخانه حاج سیّد مهدی لاجوردی قمی قرار داشته است.[7]
این شعر از اوست:
عرفان به گفتگو نگشاید نقاب را مینا ز سرمه کنند این نقاب را
ناراست را ز مالش دوران گریز نیست از رشته پیچ و تاب برد پیچ و تاب را
گو میرد از خمار و نبیند کسی به چشم ابرو بلند کردن موج سراب را
میخانه را ز مدرسه نتوان شناختن از بس که رهن باده نمودم کتاب را[8]
[1]فهرست مجلس، ج38، ص303.
[2]نسخه های خطی، ج8، صص 107-109.
[3]فهرست الفبائی رضوی، ص583.
[4]نسخه های خطی، ج3، ص419.
[5]تذکره المعاصرین، ص152.
[6]آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص114.
[7]آشنایی با چند نسخه خطی، ج1، ص114.
[8]سایر منابع: صحف ابراهیم، صص 180 و 181؛ الکواکب المنتشره، ص405؛ تذکره غنی، ص85؛ ریحانه الادب، ج4، ص77؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص255؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، صص 611 و 612.
سیّد علی خلیفه سلطان
سیّد علی بن سیّد مرتضی بن نواب میرزا سیّد علی بن سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان حسینی، عالم فاضل [از علمای اوایل قرن دوازدهم هجری] مدفون در قبرستان ستّی فاطمه اصفهان.[1]
استاد سیّد علی ظهیر*
استاد میر سیّد علی ظهیر معروف به «ظهیرالاسلام» فرزند سیّد مرتضی ظهیرالاسلام بن حاج سیّد علی زنجیره فروش بن آقا سیّد محمّد موسوی اصفهانی، از خوشنویسان هنرمند معاصر اصفهان است. در سال 1321ش در محله شیش بیدآباد اصفهان متولّد شد. نیای مادری او میر سیّد محمّدمهدی خلیقی پور از اساتید مسلّم خوشنویسی اصفهان و پدرش از وعاظ مشهور اصفهان است. او با سفارش آنها به خوشنویسی روی آورد و پس از تحصیلات ابتدائی، هنگامی که در مقطع متوسطّه تحصیل می کرد. نزد استاد حبیب اللّه فضائلی به مشق خط پرداخت. او پس از اتمام تحصیلات خود، باتوجّه به ذوق هنری و مهارت در خطاطی، طراحی و نقاشی به استخدام آموزش و پرورش درآمده و به عنوان دبیر هنر به تدریس در مدارس و مراکز تربیت معلّم مشغول شد و برای این آموزشگاه ها نیز دوره های خوشنویسی را برگزار نمود. استاد ظهیر سال ها نزد استاد فضائلی خطوط نسخ، نستعلیق و کتابت نستعلیق را آموخت و دوره عالی را طی نموده و در سال 1364 موفق به اخذ ممتاز گردید. او سال ها در انجمن خوشنویسان اصفهان به آموزش خوشنویسی به علاقمندان مشغول است و صدها شاگرد هنرمند از او تعلیم دیده اند.[2]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص938؛ مزارات اصفهان، ص252.
[2]زندگینامه دست نویس استاد ظهیر به قلم خودشان، تابستان 1387.
او هنرمندی وارسته و متواضع و صاحب خلق نیکو است و هنر را وسیله ای برای تعالی و رسیدن به قرب خدا می داند.
سیّد علی موحد ابطحی*
سیّد علی موحّد ابطحی فرزند سیّد مرتضی، عالم فاضل جلیل، معاصر در سال 1359ق (مطابق با 1319ش) در اصفهان متولّد شد. مقدّمات علوم تا پایان شرح لمعه را نزد پدر، شرایع را نزد میرزا محمّد طبیب زاده، رسائل را نزد حاج شیخ محمّدحسن نجف آبادی و هیأت را نزد مرحوم مجدالعلماء فراگرفت. همچنین طب قدیم را نیز از پدرش فراگرفت.
در سال 1379ق (1339ش) جهت تحصیل به قم مشرف شده و جلد اوّل کفایه را نزد شیخ محمّد مجاهدی و جلد دوم آن را نزد حاج سیّد محمّدباقر سلطانی و منظومه را نزد شیخ عبداللّه جوادی آملی، حاج آقا مصطفی خمینی و اسفار را از علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبائی آموخت. مکاسب را نزد حاج سیّد محمّدباقر موحد ابطحی (برادرش) فراگرفت.
پس از آن در درس خارج اصول امام خمینی و آیت اللّه حاج شیخ محمّدعلی اراکی و خارج فقه را نزد حضرات آیات: گلپایگانی (حدود 15 سال) و شریعتمداری (حدود 8 سال) سیّد محمّد داماد (حدود 8 سال) و برادرش حاج سیّد محمّدباقر موحّد ابطحی آموخت. سپس برای تکمیل تحصیلات خود، در حدود 1382ق (1342ش) به نجف اشرف مشرف شده و نزد آیات عظام: حاج سیّد محمود شاهرودی، حاج سیّد ابوالقاسم خوئی، شیخ حسین حلّی و میرزا باقر زنجانی کسب فیض نمود.
وی در ایّام تحصیل در قم، در ایّام تابستان به اصفهان می آمد و از درس حضرات آیات خراسانی، خادمی و بهبهانی استفاده می نمود.
کتب زیر از ایشان به چاپ رسیده است:
1. «آیه التطهیر فی احادیث الفریقین» 4 جلد2. «الإمام الحسین علیه السلام فی احادیث الفریقین» در 6 جلد که 4 جلد آن به طبع رسیده است.3. «حضرت اباالفضل مظهر کمالات و کرامات» در 4 جلد4. «الشیعه فی احادیث الفریقین» 2 جلد5. «غدیر و چشمه های جوشان ولایت»6. «از زلال زمزم غدیر»7. «جلوه های تشیع در مازندران»8. «حدیث کساء و آثار شگفت»9. «زیارت عاشورا و آثار شگفت»10. «خورشید خرابه شام حضرت رقیه» 11. «حدیث کساء گوهر پنهان»
همچنین کتاب های: 1. «شفاء الصّدور فی شرح زیارت العاشورا» تألیف: میرزا ابوالفضل ثقفی طهرانی در 2 جلد2. «مفردات مخزن الادویه» تألیف: میرزا محمّد حسین خان عقلی علوی»، در 4 جلد3. «قانونچه» را تصحیح و منتشر کرده است.
علی محزون اصفهانی
علی بیرژندی متخلّص به «محزون» فرزند مرتضی، از شعرای معاصر. در عید نوروز سال 1316ش متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در مدرسه قدسیّه به پایان رسانید. گاهی شعر می سرود و در انجمن ادبی کمال شرکت می کرد. از اوست:
هر شب از هجران رویت ای صنم اختر شمارم اخگر سوزان و اشک بی حساب از دیده بارم[1]
سیّد علی مهری عرب
سیّد علی بن سیّد مساعد جبل عاملی اصفهانی، معروف به «مهری عرب» و متخلّص به «سیّد» و «مهری». در اواخر عهد صفویّه به اتفاق پدر به اصفهان آمده و در محلّه
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 417 و 418.