او هنرمندی وارسته و متواضع و صاحب خلق نیکو است و هنر را وسیله ای برای تعالی و رسیدن به قرب خدا می داند.
سیّد علی موحد ابطحی*
سیّد علی موحّد ابطحی فرزند سیّد مرتضی، عالم فاضل جلیل، معاصر در سال 1359ق (مطابق با 1319ش) در اصفهان متولّد شد. مقدّمات علوم تا پایان شرح لمعه را نزد پدر، شرایع را نزد میرزا محمّد طبیب زاده، رسائل را نزد حاج شیخ محمّدحسن نجف آبادی و هیأت را نزد مرحوم مجدالعلماء فراگرفت. همچنین طب قدیم را نیز از پدرش فراگرفت.
در سال 1379ق (1339ش) جهت تحصیل به قم مشرف شده و جلد اوّل کفایه را نزد شیخ محمّد مجاهدی و جلد دوم آن را نزد حاج سیّد محمّدباقر سلطانی و منظومه را نزد شیخ عبداللّه جوادی آملی، حاج آقا مصطفی خمینی و اسفار را از علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبائی آموخت. مکاسب را نزد حاج سیّد محمّدباقر موحد ابطحی (برادرش) فراگرفت.
پس از آن در درس خارج اصول امام خمینی و آیت اللّه حاج شیخ محمّدعلی اراکی و خارج فقه را نزد حضرات آیات: گلپایگانی (حدود 15 سال) و شریعتمداری (حدود 8 سال) سیّد محمّد داماد (حدود 8 سال) و برادرش حاج سیّد محمّدباقر موحّد ابطحی آموخت. سپس برای تکمیل تحصیلات خود، در حدود 1382ق (1342ش) به نجف اشرف مشرف شده و نزد آیات عظام: حاج سیّد محمود شاهرودی، حاج سیّد ابوالقاسم خوئی، شیخ حسین حلّی و میرزا باقر زنجانی کسب فیض نمود.
وی در ایّام تحصیل در قم، در ایّام تابستان به اصفهان می آمد و از درس حضرات آیات خراسانی، خادمی و بهبهانی استفاده می نمود.
کتب زیر از ایشان به چاپ رسیده است:
1. «آیه التطهیر فی احادیث الفریقین» 4 جلد2. «الإمام الحسین علیه السلام فی احادیث الفریقین» در 6 جلد که 4 جلد آن به طبع رسیده است.3. «حضرت اباالفضل مظهر کمالات و کرامات» در 4 جلد4. «الشیعه فی احادیث الفریقین» 2 جلد5. «غدیر و چشمه های جوشان ولایت»6. «از زلال زمزم غدیر»7. «جلوه های تشیع در مازندران»8. «حدیث کساء و آثار شگفت»9. «زیارت عاشورا و آثار شگفت»10. «خورشید خرابه شام حضرت رقیه» 11. «حدیث کساء گوهر پنهان»
همچنین کتاب های: 1. «شفاء الصّدور فی شرح زیارت العاشورا» تألیف: میرزا ابوالفضل ثقفی طهرانی در 2 جلد2. «مفردات مخزن الادویه» تألیف: میرزا محمّد حسین خان عقلی علوی»، در 4 جلد3. «قانونچه» را تصحیح و منتشر کرده است.
علی محزون اصفهانی
علی بیرژندی متخلّص به «محزون» فرزند مرتضی، از شعرای معاصر. در عید نوروز سال 1316ش متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در مدرسه قدسیّه به پایان رسانید. گاهی شعر می سرود و در انجمن ادبی کمال شرکت می کرد. از اوست:
هر شب از هجران رویت ای صنم اختر شمارم اخگر سوزان و اشک بی حساب از دیده بارم[1]
سیّد علی مهری عرب
سیّد علی بن سیّد مساعد جبل عاملی اصفهانی، معروف به «مهری عرب» و متخلّص به «سیّد» و «مهری». در اواخر عهد صفویّه به اتفاق پدر به اصفهان آمده و در محلّه
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 417 و 418.
عباس آباد سکونت نموده و کمی فارسی آموخته [است.] شعر می گفته و در آن کلمات فارسی را به سبک و اسلوب عربی استعمال می نمود. و این طرز شعر مورد پسند بسیار واقع شد. پدر و پسر در این شهر وفات یافته اند.[1]
کتب زیر از اوست:
1. «دیوان اشعار» که نزدیک به 5600 بیت داشته است به ضمیمه یک «ساقی نامه» عربی فارسی که نام بسیاری از جاهای شهر اصفهان در آن مذکور است به شماره 3217 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]2. «مثنوی مجمع الشعراء» که در ضمن «دیوان» او در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3]3. «مثنوی سراپا» یا «آئینه بدن نما» که نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است. نسخه ای دیگر نیز درضمن جُنگی در کتابخانه آستان قدس رضوی که تاریخ کتابت آن بین سال های 1116 تا 1129ق است و نسخه ای هم در کتابخانه ملّی ملک ضمن جُنگی که در سال 1192ق کتابت شده موجود است.[4]4. «ملمعات»
از اوست:
به روی تازه جوانان به مذهب «سیّد» نگاه، واجب عینی و بوسه تخییری است
علی اصفهانی بغدادی
ابوالحسن علی بن مظفر اصفهانی بغدادی [از محدّثین عامّه اصفهان] از ابی بکر شافعی
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص568؛ تذکره روز روشن، ص784؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص76؛ ریحانه الادب، ج6، ص41؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص390؛ منتخب اللطایف، ص627؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، ص2187.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج11، ص2175.
[3]الذریعه، ج19، ص283.
[4]الذریعه، ج19، ص204.
روایت می کند و خطیب از وی روایت می نماید.[1]
میرزا علی کاتب خاتون آبادی
میرزا علی بن مظفر جعفری کاتب خاتون آبادی [از کاتبان و خوشنویسان اوایل قرن یازدهم هجری] در 25 شعبان سال 1009ق جلد سوم «حبیب السیّر» را به خط نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 4451 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
سیّد علی قانعی کاشانی*
میر سیّد علی حسینی کاشانی متخلّص به «قانعی» فرزند میرمعصوم، شاعر و ادیب در قرن یازدهم هجری.
در سال 1041ق متولّد شده و در اصفهان علم و ادب آموخت و با صبیه آقا مؤمن مصنّف ازدواج کرد. در اصفهان ساکن بود و در سال 1074ق وفات یافت. دیوان اشعار او حدود چهل هزار بیت است. این بیت از اوست:
از کدورت پاک کن تا می توانی سینه را خاک بر سر می کند آخر غبار آئینه را[3]
علی منجم اصفهانی*
علی بن معین منجم اصفهانی، از ادباء قرن نهم هجری است. او در 19 ذی الحجه 871ق نسخه ای از «کشف الحقایق» تألیف: عبدالعزیز نسفی را به خط نستعلیق کتابت نموده که به شماره 14924 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[4]
[1]میزان الاعتدال، ج2، ص239.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه، ج13، ص3407.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص578؛ قصص الخاقانی، ج2، ص87.
[4]فهرست مختصر مجلس، ص660.
علی اصفهانی
علی بن محمّد مفید اصفهانی، خطاط (در قرن سیزدهم هجری در سال 1272ق) از کتابت نسخه ای از «شمسیه» در طب (به فارسی) تألیف: شمس الدّین بن نعمت اللّه طبیب فراغت حاصل نموده است. نسخه این کتاب در کتابخانه عمومی معارف موجود بوده است.[1]
شیخ علی مفید
شیخ علی مفید فرزند شیخ مفید، عالم فاضل، حکیم زاهد محقّق، از مدرّسین مدرسه صدر. در جمادی الاولی سال 1345ق وفات یافته و در تخت فولاد پای دیوار بقعه آقا محمّد بیدآبادی مدفون گردید.[2]
سیّد علی جواهررقم تبریزی*
سیّد علی بن محمّد مقیم تبریزی، خوشنویس و شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. نواده میرشاهمیر از سادات حسینی تبریز و از اهالی محلّه عباس آباد اصفهان بود، پدرش از خوشنویسان خط نستعلیق بود. او و پدرش به هندوستان رفتند. سیّد علی به معلّمی عالمگیر گماشته شد و شاه جهان پادشاه گورکانی هند به او لقب «جواهررقم» داد و چندی بعد در دربار عالمگیر به لقب «خان» و عنوان «هزاری» و سپس «خدمت نویسی» مفتخر گردیده و کتابدار کتابخانه سلطنتی هند شد. او از کسانی بود که در سفر عالمگیر به کشمیر، دکن و سایر مناطق هند در رکاب پادشاه به سفر می رفت. وی سرانجام پس از
[1]فهرست معارف، ص166.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص931؛ بیان المفاخر، ج2، ص235؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص196؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 230 و 231.
یک بیماری در سال 1094ق در اورنگ آباد وفات یافت. جنازه او به شاه جهان آباد حمل و همانجا دفن شد.
در خط نستعلیق استادی توانا بوده و نزد پدر مشق خط کرده بود و شعر را نیکو می سرود و به نام خود (علی) تخلّص می کرد. از او ده ها قطعه خوشنویسی در کتابخانه سلطنتی تهران، موزه دولتی افغانستان در کابل، موزه باستان شناسی دهلی، کتابخانه آقای سلطان القرائی در تبریز، موزه آثار اسلامی ترک در استانبول، کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران و مجموعه مهدی بیانی در تهران موجود است. این بیت از اوست:
چه جلوه بود که در صحن باغ پیدا شد که شاخ گل قفس بلبلان شیدا شد[1]
علی خطیبی اصفهانی
ابوعلی علی بن منصور بن عبیداللّه خطیبی اصفهانی معروف به «اجل»، ادیب، نحوی، لغوی و فقیه شافعی در قرن ششم هجری. در سال 547ق در بغداد متولّد شده و در مدرسه نظامیه به تحصیل پرداخت. در زمان خود اعلم و افقه از او کسی نبود. خصوصا در لغت کسی را با وی حدّ برابری نبود و اکثر کتب لغت، اشعار و اخبار و کتب دیگر را حفظ بود. [در سال 622ق وفات یافت.]
از اشعار اوست:
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 298 و 299؛ احوال و آثار خوشنویسان، صص 447-449؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص1024؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 186 و 187؛ کلمات الشعراء، ص49؛ دانشمندان آذربایجان، ص182؛ تاریخ خط و خطاطان، صص 143-145؛ فرهنگ معین، ج5، ص435؛ کارنامه بزرگان ایران، ص255؛ الذریعه، ج9، ص753؛ ریحانه الادب، ج3، ص36؛ سخنوران آذربایجان، ص553؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص391؛ اطلس خط، صص 540 و 541.
لمن غزال یا علی رامه سخا فعاود القلب سکرٌ کان عنه صحا
مقسمٌ بین اضداد فطرته جنح و غرته فی الجنح ضَوء ضحا[1]
علی ثقفی
علی بن منصور ثقفی اصفهانی [از محدّثین عامّه اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری] ابواسحاق تقی الدّین ابراهیم بن محمّد بن ازهر بن احمد بن محمّد صریفینی عراقی (متوفی 641ق در دمشق) از او استماع حدیث کرده است.[2]
علی اصفهانی
علی بن ملاّ مهدی [اصفهانی]، کاتب نسخ نویس در قرن سیزدهم هجری] در ذیقعده 1215ق نسخه ای از «حاشیه تهذیب» مولی عبداللّه یزدی را در اصفهان به خط نسخ نوشته و کتاب به شماره 1707 در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد مشهد موجود است.[3]
میر سیّد علی امام جمعه سدهی
حاج میر سیّد علی امام جمعه سدهی متخلّص به «ضیائی» و معروف به «حاج آقابزرگ» فرزند سیّد محمّدمهدی بن سیّد اسماعیل بن سیّد حسین دیباجی سِدِهی اصفهانی، عالم فاضل و محقّق جلیل، ادیب شاعر جامع معقول و منقول.
در سال 1264ق در سِدِه ماربین [خمینی شهر کنونی] متولّد شده و پس از تحصیل
[1]معجم الادباء، ج15، ص82؛ مدارس نظامیه، ص197؛ ریحانه الادب، ج1، ص76؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «علی»، ص186؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص391.
[2]منتخب المختار ذیل تاریخ ابن نجّار، ص14.
[3]فهرست گوهرشاد، ص266.
علوم مقدّماتی به اصفهان آمده و در محضر علمای عالیقدر شیخ محمّدتقی آقانجفی، آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی و آخوند ملاّ محمّدحسین فشارکی تحصیل کرده [و از مرحومین آقانجفی و چهارسوقی اجازه دریافت نموده و مورد توجّه آقانجفی بوده و زمانی در محضر ایشان به مشورت در امور فقهی می پرداخته] است.
او در علوم مختلفه از فقه و اصول و حکمت و ریاضی و طب زحمت کشیده و خصوصا در علوم جفر و رمل و اعداد و طلسمات شهرتی داشت. او پس از وصول به مقامات عالیه علم و اجتهاد، به سِدِه مراجعت نموده و مرجع شرعی آن حدود گردیده و به اقامه جماعت مشغول بوده و باقی اوقات را صرف عبادت و تزکیه نفس و تألیف و تصنیف می نموده است.
[در سال 1307ق چند نفر از فرقه بابیّه با بعضی از متّهمین از اصفهان اخراج شدند و ناصرالدّین شاه فرمان عودت آنها را داده و مردم سده به ریاست حاجی آقای سدهی (حاج میر سیّد علی امام جمعه) از آنها جلوگیری و در نتیجه یک نفر بابی و شش نفر از متّهمین کشته شدند. او همچنین در قضایای مشروطه از طرفداران حاج آقا نوراللّه نجفی و از مروّجین فکر مشروطیّت بوده و در این راه تلاش بسیاری به خرج داده بود.] امام جمعه سدهی سرانجام در دوشنبه 10 صفر المظّفر 1358ق وفات یافته و در انتهای شبستان مسجد جامع فروشان سده مدفون شد.
فرزندش حاج سیّد حسن امام جمعه معروف به «حاج آقا امام سدهی» جهت او مرثیه ای سروده که بر سنگ مزارش نقر گردیده و دو بیت از آن چنین است:
پیچیده دست گلچین اجل در فصل فروردین بیفکنده قضا نخلی ز پا از جویبار دین
ز روح پنجمین جستم مدد گفتا به تاریخش: «علی آن سائل شرع نبی شد سوی علیین»