بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 584

را آموخت. استاد تجویدی آهنگسازی خبره و چیره دست بود و ویلن و سه تار را استادانه می نواخت.

همکاری با واحد موسیقی رادیو، همکاری با برنامه گلها و اجرای ده ها اثر ماندگار، آهنگسازی برای بسیاری از خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی همچون: استان بنان، استاد قوامی، خواجه امیری، افتخاری و دیگران، تدریس در هنرستان عالی موسیقی دانشگاه هنر و کلاس های خصوصی و نگارش کتاب 10 جلدی: «ردیف و آواز موسیقی سنتی ایران» که 3 جلد آن به چاپ رسیده است، از مهم ترین فعالیت های استاد تجویدی است.

او هنرمندی متواضع و مردمی و خوش مشرب بود و سرانجام در اسفند 1386ش در تهران دیده از جهان فروبست ودر قطعه هنرمندان گورستان بهشت زهرای تهران در خاک آرام گرفت.[1]

علی شیرانی (صحّت)*

علی شیرانی بیدآبادی متخلّص به «صحّت» فرزند هاشم بن کربلائی آقا، از شعرای توانای معاصر اصفهان در روز اوّل بهمن 1325ش در محلّه بیدآباد متولّد شد. تحصیلات ابتدائی را در دبستان صدیق اعلم و متوسطه را تا سیکل اوّل در دبیرستان حافظ ابونعیم و تا دیپلم را در دبیرستان کازرونی گذراند. سپس به سربازی رفت. پس از آن به استخدام بانک تجارت درآمد تا اینکه در سال 1377ش بازنشسته شد.

او از حدود 13 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد و تحت تربیت دائی خود عیسی قلی

[1]تاریخ موسیقی ایران، صص 599 و 600؛ نام نامه موسیقی ایران، ج3، صص 129-131؛ چهره افروختگان خطه زنده رود، صص 155 و 156؛ فرهنگ هنرمندان ایرانی، ص125؛ فرهنگ اعلام سخن، ج1، ص464؛ برگی از باغ، ص191؛ مجله ادبستان، سال اوّل، شماره 2: بهمن 1368، صص 49 و 50؛ مجلّه هنر موسیقی: سال ششم، شماره 45: تیر 1382، صص 6-10.


صفحه 585

شیرانی (متخلّص به «سالم») قرار گرفت. سپس به انجمن ادبی سعدی راه یافت و از راهنمایی استاد طلایی مدیر انجمن برخوردار شد. او در اغلب انجمن های ادبی اصفهان مانند سعدی، صائب، بیدل، دکتر سیاسی، مشتاق، فردوسی، حافظ و حکیم نظامی شرکت نموده و اکنون از اعضای فعّال انجمن ادبی صائب است. در شعر خود را پیرو سبک هندی (اصفهانی) می داند و به شعر صائب و شعرای این سبک اشتیاق فراوان دارد. دیوان اشعار او حدود چهل هزار بیت است ولی به چاپ نرسیده است ولی منتخبی از غزلیات او با عنوان «زلال زمزمه ها» به چاپ رسیده است.

او اوقات فراغت خود را به مطالعه خصوصا کتاب های ادبی و دیوان شعرای دوره صفویه می گذراند و در خط نستعلیق مشق می کند. وی حدود سه ماه نزد استاد فضائلی در خوشنویسی تعلیم دیده است.

این غزل از اوست:

ز موج گریه شد دامان ما گلپوش نیلوفر لبالب بود اینجا برکه ها از جوش نیلوفر

پر از عطر سکوتم با بهار ناله رنگین گل شیپوریش بین و لب خاموش نیلوفر

ز بس پیچیده دود آهم اشکم مانده ناپیدا مرا دریاست پنهان در ته سرپوش نیلوفر

فراتر سبز فکران راست فیض از گنبد نیلی میان آب جز آئینه کو بر دوش نیلوفر

زُلالان سحر سِیرند مست بزم سرسبزان به جز شبنم نغلطد صبح در آغوش نیلوفر


صفحه 586

بهاری می کند دل را به پای جان دویدن ها تلاشی سبز دارد جوشش پرکوش نیلوفر

ز عشق است آنچنان در وادی ما عالم آبی که چون ما نیست رود نیل هم فرنوش نیلوفر

به چنگ ناز بگرفتست زلفت گردن دل را که شوخ است و دلآرا شاخ بازیگوش نیلوفر

زَ سُکر آبیش دادند دل را سبزی مینا که در پیمانه ما نیست جز سرجوش نیلوفر

به یاد زلف پرپیج و خَمَت در خویش می پیچد به غیر از حلقه شوق تو کو در گوش نیلوفر

خط سبز تو شد سطر سخن مستانه «صحّت» را کسی چون او نشد در این چمن مدهوش نیلوفر[1]

علی اصفهانی

علی بن یحیی بن جعفر اصفهانی [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری] از سلیمان بن احمد طبرانی و ابوالحسن احمد بن قاسم بن ریان (در بصره) روایت نموده و ابوبکر احمد بن علی خطیب بغدادی و محمّد بن قیس اسدی از او نقل حدیث کرده اند.[2]

[1]مصاحبه با آقای علی شیرانی (صحت) در 10 مردادماه 1389ش؛ زنده رود تا حیدربابا، ص136؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص488.

[2]احقاق الحق، ج8، صص 505 و 485.


صفحه 587

علی طهرانی اصفهانی

علی بن یحیی طهرانی اصفهانی [از محدّثین اصفهان در قرن دوم و سوم هجری] از قتیبه بن مهران آزادانی روایت می کند. [او از اهالی قریه «طهران» اصفهان است که امروزه از محلّه های اصفهان است و به «تیران و آهنگران» معروف است.[1]]

علی بهرامی*

علی بهرامی متخلّص به «بهرام» از شعرای معاصر اصفهان در شرکت پالایش نفت اصفهان به خدمت مشغول است و گاهی شعر می سراید و در شعر از معلومات آقای هادوی فرد (شهیر) بهره برده است. این سه بیت از اوست:

ای غم تو برو ز خانه من آتش مزن آشیانه من

باز آمده ای که خوش نشینی بر سینه پرفسانه من

همراه منی به هر کجا تو ای همسفر شبانه من[2]

میرزا علی ثابت قهفرخی*

میرزا علی قهفرخی ملقّب به «ثابت» از عرفاء و متصّوفه قرن سیزدهم هجری و از اهالی قصبه «قهفرخ» در چهارمحال بوده و از مشایخ سلسله نعمت اللهی است. شعر می سروده و در چهارمحال به دستگیری و ارشاد طالبین سیر و سلوک مشغول بوده است.

[1]معجم البلدان، ج4، ص52؛ مقالات ادبی (استاد همایی) ، ص74.

[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص121.


صفحه 588

او کتابی موسوم به «تراجم» در بیان احوال سلسله تصوف در 87 بیت به نظم کشیده که در کتابخانه آستانه حضرت شاهچراغ در شیراز موجود بوده است.[1]

استاد علی چاقوساز*

استاد علی اصفهانی، از هنرمندان زبردست دوره قاجاریه است. در اصفهان به شغل چاقوسازی مشغول بوده و چاقوها و قیچی های ساخته او از نظر ظرافت و استحکام شهرت زیادی داشته است.[2]

سیّد علی حجازی دهاقانی*

حاج سیّد علی حجازی دهاقانی، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1301ش در دهاقان متولّد شده و پس از مدّتی تحصیل، چند سالی آموزگار بوده و در سال 1320ش ضمن تدریس، در کارخانه زاینده رود اصفهان سمت حسابداری کارخانه را به عهده داشت. مردی متدیّن و باتقوا بوده و گاهی شعر می سروده و مجموعه ای از ادعیه و اشعار خود را به خط نستعلیق متوسّط نوشته و به عنوان «بهار قرآن» در سال 1363ش به چاپ رسانده است. از اوست:

به چشمی که شب ها به یادت نخفت به گوشی که حرف تو را می شنفت

به حق زبانی که جز تو نگفت به آن کس که این دُر به یاد تو سفت

مرا در حریم خودت راه ده به دل شوق و بر سینه ام آه ده[3]

[1]فهرست شاهچراغ، ج3، ص18.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص366.

[3]بزم ادب، ص334؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص203.


صفحه 589

علی خان بیگ حسرت اصفهانی

علی خان بیگ اصفهانی متخلّص به «حسرت» شاعر ادیب [در قرن سیزدهم هجری[ در جوانی به تحصیل پرداخته و سپس به خدمت شاهزاده محمّدرضا میرزا افسر قاجار رسیده و وزارت او را در حکومت طالش و گیلان داشت. اما از آن مقام معزول و به شیراز رفت. امّا سرانجام از طرف دربار قاجار به طهران فراخوانده شده و راهی آنجا شد.

از اوست:

نزدیک تر از جانی و دوری ز بر ما از مایی و از ما به تو بسیار منازل

یکتایی و از توست ظهور همه اشیاء یک شمعی و از پرتو تو نور مشاعل[1]

سیّد شمس الدّین علی حسینی خلخالی

سیّد امیر شمس الدّین علی حسینی خلخالی [از دانشمندان و فضلای قرن یازدهم هجری و ساکن اصفهان] شاگرد شیخ بهائی، مؤلف: «شرح خلاصه الحساب»[2][نسخه ای از این کتاب به شماره 13704 در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدّس موجود است.[3]]

سیّد علی رامشه ای جرقویه ای*

سیّد علی رامشه ای (رامشنی) جرقویه ای معروف به «سَعَری» خوشنویس هنرمند قرن

[1]تذکره دلگشا، صص 402 و 403؛ تذکره نگارستان دارا، ص238؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص208؛ الذریعه، ج9، ص238؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «حسرت اصفهانی»، ص553؛ تذکره اختر، ص149؛ تذکره سفینه المحمود، ص413.

[2]الذریعه، ج13، ص231.

[3]فهرست الفبائی رضوی، ص336.


صفحه 590

سیزدهم هجری است. خط نسخ را خوش می نوشته و در علم و ادب شاگرد سیّد حسن طباطبائی (ترسای رامشنی) است. از آثار او کتابت قرآن مجید است که در سال 1296ق آن را نوشته است. ظاهرا وی در اوایل قرن چهاردهم هجری در موطن خود روستای «رامشه» از توابع جرقویه اصفهان وفات یافته است.[1]

شیخ شهاب الدّین علی رجاء*

شیخ شهاب الدّین علی رجاء اصفهانی، از عرفاء و متصوّفه قرن هفتم هجری و از مریدان شیخ شهاب الدّین ابوحفص عمر سهروردی است. ابن بطوطه جهانگرد مراکشی هنگامی که وارد اصفهان شد به خانقاه علی به سهل آمد و با یکی از نوادگان او: شیخ قطب الدّین حسین بن شیخ ولی اللّه شمس الدّین محمّد بن محمود بن شهاب الدّین علی رجاء اصفهانی ملاقات کرد و مورد احترام و پذیرایی قرار گرفت.[2]

علی رویدشتی

مولانا علی رویدشتی واعظ [از دانشمندان قرن هشتم هجری] از بزرگان دین و در وعظ و خطابه خوش صحبت و متین بود و به غیر از تفسیر و حدیث، شصت هزار بیت فارسی و عربی به یاد داشت. و تمام سلاطین آل مظفر معتقد به او بودند. پس از وفات در مقابر باغ مولائی در خارج یزد نزدیک دروازه کوشک نو مدفون شد.[3]

[1]گرکویه، (ویرایش دوم) ، صص 317 و 318.

[2]سفرنامه ابن بطوطه (ترجمه فارسی) ، ج1، صص 212 و 213.

[3]تاریخ یزد (جعفری) ، ص165.


صفحه 591

ملاّ علی ریزی*

آخوند ملاّ علی ریزی لنجانی، عالم فاضل و فقیه زاهد، از علمای عالیقدر قرن سیزدهم هجری و پیشوای دینی مردم قصبه ریز (زرین شهر فعلی) بوده است. او در برابر قدرتمندان و خوانین محلّی یار و پشت و پناه مردم فرودست بوده و علاوه بر آن مرجع حلّ مشکلات شرعی مردم آن ناحیه به شمار می رفته است. او از رفقاء و دوستان حکیم جهانگیرخان قشقائی بوده و پس از فوت، جهانگیرخان بر پیکر او نماز خوانده و او را در زادگاه خود به خاک سپرده اند.[1]

میرزا علی زرگر تبریزی*

استاد میرزا علی زرگر، از هنرمندان قرن یازدهم هجری و از تبریزیان محلّه عباس آباد اصفهان است که به هنر زرگری در عهد شاه عباس کبیر شهرت داشت. پسرش میرزا مقیم جوهری از شغل پدری دست کشیده، به تجارت مشغول شد و از سفر هندوستان مکنتی اندوخت و در شاعری «جوهری» تخلّص می کرد.[2]

آقاعلی سیم کش اصفهانی*

آقاعلی سیم کش، از شعراء و صنعتگران هنرمند قرن سیزدهم هجری است. او به شغل سیم کشی که عبارت از تهیّه سیم و مفتول از فلزات گرانبهاست (طلا و نقره و...) مشغول بوده و در محله شیش (شهیش) بیدآباد اصفهان سکونت داشته است. او از افراد خاندان

[1]تاریخ ریز (زرین شهر) ، ص149.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص378؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص195.