سیّد علی صوتی یزدی
میر سیّد علی صوتی یزدی، از شعراء و موسیقیدانان قرن یازدهم هجری. در فن موسیقی وارد بوده و سفری به حجاز نموده و سپس به هند رفته، مقتضی المرام به ایران بازگشت و مورد عنایت شاه عباس دوم قرار گرفته و سرانجام در سال 1078ق در اصفهان وفات یافته است.
از اشعار اوست:
از وجود من وجود هر گناهی قائم است می توان گفتن مرا پروردگار معصیت[1]
علی صورتی اصفهانی*
مولانا علی صورتی اصفهانی، از شعرای اصفهان در اواخر دهم هجری است. در اصفهان به معرکه گیری و صورت خوانی مشغول بود و «صورتی» تخلّص می کرد و صورت خوانی عبارت از نمایش صور ملائکه و عاصیان و شرح ماجرای آنها در حشر است.
علی صورتی، در عمر خود به فراق ناشی از مرگ فرزندش محمّدرضا مبتلا شد.
این شعر از اوست:
من آن صیدم که تیری خورده باشد من آن شامم که صبحش مرده باشد
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص611؛ جامع مفیدی، ج3، صص 440 و 441؛ ریحانه الادب، ج3، ص473؛ آتشکده یزدان، ص303؛ آینه دانشوران، ص144؛ تذکره شعرای یزد، ص95؛ تذکره شبستان، صص 478 و 488؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ج3، ص547؛ الذریعه، ج9، ص620؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص359.
من آن یعقوب پیر کوربختم که گرگی یوسفش را خورده باشد[1]
حکیم علی صوفی اصفهانی*
حکیم علی صوفی اصفهانی، دانشمند ادیب و فاضل، طبیب ماهر و حاذق، از بزرگان اوایل قرن یازدهم هجری.
در اصفهان به طبابت مشغول بوده و در شعر و ادب دستی داشته و از علوم دینی بابهره بوده است. تاریخ تولد و وفاتش به دست نیامد. این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «خرقه علی» به شکل کتاب کشکول است. 2. «شرح نهج البلاغه»، به فارسی که در سال 1004ق، کتابت شده است. این رباعی از اوست:
ما صورت خود به کاغذی ساخته ایم زین ره به خیال هرکسی تاخته ایم
این نغمه مستانه در این باغ نبود ما گوش به حرف هرکس انداخته ایم[2]
خواجه صدرالدّین علی طبیب
خواجه صدرالدّین علی طبیب، جدّ اعلای میرزا محمّدطاهر نصرآبادی مؤلّف تذکره نصرآبادی است. در اصفهان سمت حکمرانی داشته و بانی مدرسه و خانقاه میرزا ابوالقاسم نصرآبادی در نصرآباد است.[3]
[میرزا طاهر نصرآبادی در شرح حال خود نوشته است که جد اعلای او خواجه
[1]تذکره عرفات العاشقین، ج4، صص 2646 و 2647؛ تذکره روز روشن، ص481؛ تذکره منتخب اللّطایف، ص394.
[2]تراجم الرّجال، ج1، صص 350 و 351؛ تذکره شاعران فارسی سرا، صص 146 و 147؛ فهرست مجلس، ج2، ص53.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص181؛ مزارات اصفهان، ص341.
صدرالدّین علی در زمان میرزا سلطان محمّد گورکان (که از طرف شاهرخ حاکم اصفهان بود) دارای اعتبار فراوان بوده و مالک آب و زمین بسیار بوده و سه مدرسه ساخته است: یکی در حوالی مسجد جامع قدیم که دارای کتیبه ای بوده که از بین رفته است. دیگری در محلّه باباقاسم و دیگری در نصرآباد و موقوفاتی بر آن معین نموده که در سردر مدرسه بر روی چوب نوشته و حکّاکی کرده بودند که شامل تمامی نصرآباد و چند محل در اطراف آن و تمامی قریه بیدهند گلپایگان و دودانگ خوانسار.[1]
متأسفانه قسمت های مهمی از کاشیکاری ها، تزئینات و کتیبه های نفیس و ساختمان قدیم خانقاه و مدرسه نصرآباد در تعمیرات و تغییرات سال های اخیر از بین رفته است. شرح مفصّل تزئینات هنری و خصوصیات معماری این اثر را مرحوم استاد دکتر هنرفر در کتاب خود آورده اند.[2]]
صدرالدّین علی طبیب اصفهانی*
صدرالدّین علی اصفهانی (معروف به «صدرعلیا») از اطباء ماهر عهد صفویه است. از تولّد و وفات و اساتید او اطلاعی در دست نیست. وی مؤلف کتابی در طب به فارسی موسوم به «ادویه العین منتخب از مجرّبات صدرعلیا طبیب اصفهانی» است که به شماره 4/13449 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است و ظاهرا در اواخر قرن دهم هجری کتابت شده است.[3]
[1]تذکره نصرآبادی، ج2، ص666.
[2]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 329-333.
[3]فهرست مرعشی، ج34، ص130.
شیخ علی عاشق آبادی
از مدفونین امام زاده ابراهیم (در قریه زمان آباد، معروف به نرمی، نزدیک دولت آباد) حاج ملاّ علی عاشق آبادی، از شاگردان آقا سیّد محمّدباقر درچه ای[1][است.
شیخ علی عاشق آبادی، از علماء و مدرسین فقه و اصول، عالمی بااستعداد و پرحافظه و خوش بیان بود. در مدرسه نیم آورد و جدّه بزرگ فقه و اصول را درس می داد. بسیاری از فضلاء در حوزه درس او حاضر شده و هم اکنون در قم به تدریس اشتغال دارند. خود آن مرحوم نزد شیخ محمّدحسین فشارکی، سیّد محمّدباقر درچه ای، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، حاج میرزا محمّدصادق یزدآبادی (خاتون آبادی) و سایر علماء درس خوانده بود.
شیخ هبه اللّه هرندی، شیخ محمّدعلی حبیب آبادی، شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی، شیخ احمد فیاض سدهی، حاج سیّد مصطفی مهدوی،[2](سیّد نصراللّه درچه ای و سیّد احمد منتظری مهریزی)[3]نزد او درس خوانده اند.
او در سال 1309ش در سن 40 سالگی وفات نمود و در قبرستانی در جاده انوشیروان دفن شد. در زمان محمّدرضا شاه پهلوی جاده را از آن قبرستان گذرانیده، خیابان کشیدند و آن قبرستان از بین رفت.
پسرش شیخ محمّدرضا عاشق آبادی که از وعاظ اصفهان و عاشق آباد است، در سال 1302ش متولّد شده و نزد شیخ محمّدعلی عالم حبیب آبادی، شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی، فیاض سدهی و سیّد علی اصغر برزانی درس خوانده و فعلاً در مدرسه
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص208؛ مزارات اصفهان، ص269.
[2]یادداشت های استاد ابراهیم جواهری.
[3]شرح مجموعه گل، صص 59 و 60.
چهارباغ حجره دارد و به بیماری قند مبتلا شده است.]
دکتر علی غیور نجف آبادی*
دکتر علی غیور، طبیب و شاعر ادیب معاصر در سال 1309ش در نجف آباد متولّد شد و تحصیلات خود را تا اخذ دکترای پزشکی ادامه داد. در سرودن شعر طبعی روان دارد و «غیور» تخلّص می کند. از اوست:
متاع عشق تو را گر به زر خرید رقیب مکن معامله چون من به جان خریدارم
در این زمانه که هر کسی به سیم و زر دل داد منم که دل به کف آورده پیش دلدارم[1]
غیاث الدّین علی فراقی*
خواجه غیاث الدّین علی اصفهانی متخلّص به «فراقی» شاعر و ادیب توانا در اواخر قرن دهم هجری. مردی دیندار و متقّی و پرهیزکار بود. گاهی شعر می سرود.[2]او کتابی در شیوه نامه نگاری و انشاء نوشته که به «دستور نامه نگاری» یا «منشآت» معروف است و نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و نسخه دیگری نزد دکتر اصغر مهدوی در تهران موجود است.[3]
این رباعی از اوست:
تا چند به یاد تو هماغوش شوم تا کی به خیالی ز تو خاموش شوم
[1]دیباچه دیار نون، ص211.
[2]خلاصه الاشعار (بخش اصفهان) ، ص404.
[3]الذریعه، ج23، صص 33 و 34.
ترسم که ز امتداد ایام فراق یکباره ز خاطرت فراموش شوم
شیخ علی فقیه فریدنی
آقا شیخ علی فقیه فریدنی، عالم فاضل ادیب [از علمای قرن چهاردهم هجری] در فریدن متولّد شده و نزد ملاّ صالح چادگانی تحصیل نمود. سپس به اصفهان آمد و در درس آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، آخوند ملاّ محمّد کاشانی، جهانگیرخان قشقائی، آقا سیّد محمّد مدرس نجف آبادی [و شیخ اسداللّه حکیم قمشه ای] حاضر شد و در مدرسه جدّه [«فرائد» و «متاجر» و «شرح تجرید» علاّمه و «منظومه» را] تدریس نمود.
در اواخر عمر در اداره اوقاف به فعالیت پرداخت و رئیس دادگاه تحقیق اوقاف اصفهان شد. او سرانجام در 3 ذیحجه 1373ق وفات یافت و در تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]
ملاّ علی فناء اورگانی*
ملاّ علی اورگانی لنجانی اصفهانی متخلّص به «فنا»، از شعراء و خوشنویسان قرن سیزدهم هجری. در نوجوانی به اصفهان آمده به تحصیل پرداخت. همچنین خطوط شکسته، ثلث، رقاع و نسخ را مشق نمود و آنها را خوش نوشت.
او پس از آزارها و سختی هایی که از بدخواهان دید به واسطه آقا میر سیّد محمّد امام جمعه، به دستگاه منوچهرخان معتمدالدوله راه یافت و با سرودن قصایدی او را مدح کرد. همچنین در مدح حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی اشعاری سرود. از سال وفات او اطلاعی در دست نیست.
او «تذکره مدایح المعتمدیه» تألیف میرزا محمّدعلی مُذَهِّب اصفهانی متخلّص به
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص876؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص82؛ علوم و عقاید، ص10.
«بهار» را با مختصر تغییراتی رونویس کرده و به نام خود کرد و به منوچهرخان معتمدالدوله تقدیم داشت!
ملاّ علی (فنا) بن اسماعیل اصفهانی که از خوشنویسان و کاتبان نیمه اول قرن چهاردهم هجری است و در مسجد سرخی اصفهان ساکن بوده به احتمال قوی از نوادگان اوست.[1]
میرزا علی فقیهی خوراسکانی*
حاج میرزا علی فقیهی خوراسکانی، عالم فاضل صالح متوفی به سال 1380ق و مدفون در تکیه ملک در تخت فولاد اصفهان. این شعر بر سنگ قبر او نوشته شده است و سروده خود اوست:
سمّی شاه ولایت برفت از دنیا به عشق دیدن مولای خود سوی عُقبی
تمام عمر به وعظ و مصائب شه دین بُد اشتغال وی آنکه ز روی صدق و یقین
بُدی نبیره زهرا ز نسل دختر او خدای بخش ز رحمت پدر و مادر او
نداشت توشه ره جز امید غفّور اِله که ما خَلَق همه باشند فقیر آن درگاه
هزار و سیصد و هشتاد بود از هجرت که بار بست به جنّت حَقَّش کند رحمت
حاج سیّد علی قاضی عسکر*
حاج سیّد علی قاضی عسکر، از علماء معاصر اصفهان در 5 خرداد 1333ش (مطابق با 23 رمضان 1373ق) در اصفهان متولّد شد و از 15 سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد و نزد شهید سیّد حسن بهشتی نژاد و مرحوم حاج آقا طه کافی دروس مقدماتی را
[1]تذکره مآثر الباقریه، صص 116 و 331-333؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج2، صص 191-201.
فراگرفت. سپس به قم رفته و نزد حضرات آیات: ستوده، خزعلی، شهید مطهری، مشکینی، فاضل لنکرانی، میرزا جواد تبریزی و جوادی آملی تا مرحله خارج ادامه تحصیل داد.
او قبل از پیروزی انقلاب اسلامی (در سال 1357ش) از مبارزان و فعالان انقلابی و از طرفداران امام خمینی بود و پس از پیروزی انقلاب از کسانی بود که تدوین و تنظیم پیش نویس اساسنامه نهاد نمازجمعه را برعهده داشت. سپس به عنوان عضو شورای مرکزی ائمه جمعه و مسؤول امور فرهنگی دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه و پس از رحلت امام خمینی (سال 1368ش) با حکم رهبر انقلاب به عضویت شورای سیاست گذاری ائمه جمعه منصوب شد.
او در سال 1372ش دانشکده علوم حدیث و کتابخانه تخصصی آن را تأسیس کرد. همچنین سال های متمادی در امور حج فعال بود و در بعثه امام خمینی و رهبری انقلاب آیت اللّه خامنه ای در پست های مختلف به خدمت مشغول بوده است که تأسیس مرکز تحقیقات و کتابخانه تخصصی و موزه حج از فعالیت های مهم او به شمار می روند.
او در سال 1376ش به عنوان امام جمعه موقت اصفهان منصوب شد و تا 5 سال به اقامه نماز جمعه پرداخت. رهبری انقلاب در سال 1388 وی را به عنوان نماینده رهبری و سرپرست حجاج ایرانی منصوب کرد.
آقای قاضی عسکر عالمی دانشمند و محققی پرکار به شمار می رود که علاوه بر تألیف 16 جلد کتاب و نوشتن ده ها مقاله، مجلات تخصصی میقات حج، میقات الحج، فرهنگ زیارت و علوم الحدیث را مدیریت کرده است.[1]
[1]دو ماهنامه «صفا» سال چهارم: شماره 30، آذر و دی 1388، صص 5 و 6.