بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 637

نزد جمعی از فضلاء همچون علی اکبر فومنی و محمّدباقر امانی ادامه تحصیل داد و همچنین به طور خصوصی در درس فلسفه شهید دکتر سیّد محمّد بهشتی شرکت می کرد.

وی فعالیت های اجتماعی و سیاسی خود را از سال 1344ش در کانون علمی تربیتی جهان اسلام شروع کرد و پس از بسته شدن آن در سال 1352ش فعّالیّت های خود را در مسجد امام علی علیه السلام اصفهان متمرکز نموده و همکاری نزدیکی با گروه های انقلابی مهدویون و توحیدی صف داشت. او در سال 1353ش به وسیله ساواک دستگیر و سپس آزاد شد.

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت حزب جمهوری اسلامی در آمده و به شورای مرکزی حزب راه یافت و در جهت افشاگری جریان های سیاسی ملّی گرا و سازمان مجاهدین (موسوم به منافقین) تلاش فراوان نمود.

وی سرانجام در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در تهران به همراه استادش دکتر بهشتی و جمعی دیگر از اعضای حزب و مسؤولین نظام جمهوری اسلامی در روز 7 تیر 1360ش به شهادت رسید.

این کتاب ها از تألیفات اوست که به چاپ رسیده است:

1. «شب قدر»2. «فقر از دیدگاه اسلام»3. «نقد و بررسی جنبش مسلمانان مبارز»4. «نقش شخصیّت ها در تاریخ»6[1]

علی اکبر ابهری اصفهانی

علی اکبر بن محمّدعلی ابهری جی اصفهانی [از کاتبان خط نسخ در قرن دوازدهم هجری] در سال 1119ق کتاب «زاد المعاد» علاّمه مجلسی را کتابت نموده و در همین

[1]شرح مبارزات مردم اصفهان، ج1، صص 192 و 193؛ دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج1، صص 161-163.


صفحه 638

سال حسن حسینی آن را مقابله کرده است. نسخه به شماره 672 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[1]

مشارٌ الیه احتمالاً از شاگردان علاّمه مجلسی است.

علی اکبر خانعلی زفره ای

علی اکبر بن محمّدعلی خانعلی زفره [از ادبای قرن سیزدهم هجری و از اهالی قریه «زفره» قهپایه اصفهان] متوفی بعد از سال 1297ق صاحب «حواشی بر نصاب الصبیان» که نسخه آن نزد آقای محمّدحسن رجائی زفره ای موجود بوده است.[2]

سیّد علی اکبر فتوحی زوّاره ای

حاج سیّد علی اکبر زوّاره ای متخلّص به «فتوحی» فرزند سیّد محمّدعلی حکیم، از شعرای معاصر. در سال 1324ق متولّد شده و در مولد خویش و اصفهان و طهران تحصیل کرده و در طهران مدّتی به شغل وکالت در دادگستری مشغول گردید. سپس سال ها در قصبه حضرت عبدالعظیم (شهرری) ساکن و به کار زراعت و کشاورزی مشغول بود. او مردی فاضل و مطّلع و شخصی متدیّن و باتقوا بوده و گاهی شعر می سرود. این بیت از اوست:

حُسن صورت گر بود زِ آرایش عفّت بَری عقل گوید مر تو را زان حُسن دوری احسن است[3]

[1]فهرست گلپایگانی، ج2، ص82؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص113.

[2]تذکره الاطیاب، ص6.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 347 و 348.


صفحه 639

علی اکبر محمّد هاشمی حبیب آبادی*

علی اکبر محمّد هاشمی حبیب آبادی فرزند غلامرضا، شاعر ادیب معاصر. در سال 1324ش در روستای حبیب آباد بُرخوار متولّد شد و پس از تحصیل به استخدام هوانیروز درآمد. گاهی شعر می سراید و در انجمن های ادبی اصفهان شرکت می کند. اشعارش اغلب در مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهم السلام است.[1]

حاج سیّد علی اکبر میر محمّد صادقی

حاج سیّد علی اکبر فرزند سیّد محسن میر محمّد صادقی بن آقا سیّد محمّدباقر بن میر سیّد علی حسینی، عالم فاضل [از علمای قرن سیزدهم هجری] در سوم جمادی الاولی 1288ق متولّد شده و در نجف از محضر آخوند خراسانی و آقا سیّد محمّدکاظم یزدی استفاده برد. در اصفهان اقامه جماعت در مسجد شیشه و ترویج احکام پرداخته و در اواخر عمر در قریه «گز» به ارشاد و هدایت مشغول بود.

او در چهارشنبه 23 شعبان 1386ق وفات یافته [و در آرامگاه خاندان میر محمّد صادقی، جنب تکیه ملک] در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]

حاج علی اکبر اصفهانی

حاج علی اکبر اصفهانی فرزند حاج ملک محمّد، از مردان نیکوکار ساکن مشهد مقدس است. او در سال 1104ق قسمتی از املاک خود را وقف آستانه مقدسه رضویه نموده که شرح آن در کتاب «آثار الرضویه» تألیف: اسماعیل بن حاج میرزا حبیب اللّه

[1]ادیب ماندگار، ص270.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص885.


صفحه 640

مستوفی همدانی است.[1]

علی اکبر اَنداآنی اصفهانی

علی اکبر بن غیاث الدّین منصور اَنداآنی اصفهانی، نویسنده مقدمه «دیوان وحشی جوشقانی کاشانی». او مستوفی و وزیر نظام الدّین اغورلو بیک یوزباشی بوده است. نسخه دیوان با مقدمه در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران می باشد.[2]

[«اَنداآن» از محلّه های خمینی شهر (همایون شهر = سِدِه ماربین) اصفهان است.]

میرزا علی اکبر تابش

حاج میرزا علی اکبر تابش فرزند حاج میرزا مهدی، ادیب شاعر مقدّس [از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]

او از خاندان میرزا هادی بیدآباد است که نسب آنان به میرزا مهدی اشتهاردی نویسنده عصر نادری و بانی مدرسه میرزا مهدی در بیدآباد می پیوندد.

در حدود سال 1305ق در اصفهان متولّد شده و نزد فضلای اصفهان مقدمات علوم را آموخت. او در انجمن ادبی شیدا شرکت می کرد و در فنون شعر و ادب مهارتی به سزا و در سرودن شعر قریحه ای توانا داشت. همچنین در ادبیات و ریاضی و سیاق ماهر بود. اشعارش در مجلّه دانشکده اصفهان به طبع می رسید. دیوان اشعار او حدود سه هزار بیت است.

وی در روز 15 شعبان 1370ق در طهران وفات یافت و در [قبرستان حاج شیخ] قم مدفون گردید.

[1]آثار الرّضویه، ص201.

[2]الذریعه، ج22، ص79.


صفحه 641

از اوست:

در نقاب زمردین زان غنچه پوشد روی خویش تا چو گل بر باد ندهد آب و رنگ و بوی خویش

می شود بازیچه دست حوادث همچو گل غنچه گر بیرون گذارد پای از مشکوی خویش[1]

علی اکبر گلستانه

علی اکبر بن میرزا محمّدمهدی گلستانه [خوشنویس و ادیب قرن سیزدهم هجری] در تاریخ هفتم جمادی الاولی 1277ق نسخه ای از «بحرالجواهر» میرزا عبدالوهاب بن محمّدامین شهشهانی اصفهانی را به خط نستعلیق زیبا نوشته و نسخه به شماره 2299 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]

سیّد علی اکبر صدر الاطبّاء

سیّد علی اکبر صدر الاطباء حسینی بن میرزا هادی بن میرزا کوچک طبیب [از پزشکان اواخر دوره قاجاریّه] سال ها در اصفهان به طبابت مشغول بوده و در سال 1335ق نزدیک قبر فاضل هندی در تخت فولاد مدفون شد. «فصول العلاج» از تألیفات اوست.

[در طب از شاگردان میرزا عبدالجواد خراسانی است و میرزا ابوالقاسم ناصر حکمت و شیخ محمّدرضا جرقویه ای حائری از شاگردان او بوده اند.[3]]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 122-126؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 556 و 557؛ تربت پاکان قم، ج2، صص 1057 و 1058؛ نامه سخنوران، ص157.

[2]فهرست مرعشی، ج6، ص284.

[3]تاریخ نائین، ص207؛ گلزار فضیلت، صص 309-311؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص221؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص820؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص164.


صفحه 642

استاد علی اکبر پرورش*

استاد علی اکبر پرورش، فعال سیاسی و نویسنده محقّق معاصر در سال 1321ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیلات ابتدائی و دبیرستان در اصفهان، در دوره دانشسرای عالی شرکت نمود و تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته ادبیات و کارآموزی دبیری ادامه داد.

وی قبل از انقلاب دبیر دبیرستان های اصفهان بود که با ایجاد ارتباط با افرادی چون شهید بهشتی نقش به سزائی در سازماندهی جوانان مبارز داشت. در جریان تحصّن منزل آیت اللّه خادمی از گردانندگان اصلی محسوب می گردید که پس از اعلام حکومت نظامی در اصفهان به عنوان یکی از محرّکین دستگیر و مدّتی زندانی گردید. او پس از آزادی به همراه عدّه ای از فرهنگیان اقدام به تأسیس «جامعه معلمان اصفهان» نمود که در سازماندهی اعتصابات و تظاهرات فرهنگیان اصفهان نقش به سزائی داشت.

استاد پرورش در سال 1358ش از طرف مردم اصفهان به نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی انتخاب شد و در سال 1359 نیز به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در مجلس به عنوان نایب رئیس انتخاب شد و به نمایندگی از مجلس در شورای عالی دفاع شرکت می نمود. و از سال 1360ش به عنوان وزیر آموزش و پرورش در کابینه شهید محمّدعلی رجائی، شهید محمّدجواد باهنر و مهندس موسوی شرکت داشت.[1]

استاد پرورش در سال های اخیر به فعالیت های فرهنگی و تدریس و تحقیق ادامه داده و به عنوان یکی از اعضای حزب مؤتلفه اسلامی در فعالیّت های سیاسی حضور داشته است. این کتاب ها از تألیفات اوست: که به چاپ رسیده است:

[1]انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک (شرح مبارزات مردم اصفهان) ، ج1، ص237.


صفحه 643

1. «اصحاب کهف»2. «بحثی فشرده و کوتاه در زمینه تقوا از نظر اسلام»3. «پدیده جاهلیت از دیدگاه قرآن»4. «قرآن و خطوط نفاق»5. «ما و قرآن»6. «نگرشی به نظام خانواده در اسلام»

علی اکبر پیمان فروشانی*

آقا علی اکبر فروشانی اصفهانی متخلّص به «پیمان» شاعر و ادیب در قرن سیزدهم 657هجری، برادرِ «پریشان».

از اهالی محلّه «فروشان» سده ماربین (خمینی شهر فعلی) بود. و به شکایت از دست عُمّال صدراعظم اصفهانی میرزا محمّدحسین خان، به تهران رفته و عریضه تقدیم فتحعلی شاه نمود امّا او را عقوبت نموده زبانش را بریدند. اما صدراعظم او را مورد لطف و دلجوئی قرار داد. پس او نیز زبان به اعتذار گشوده و قصیده در مدح صدراعظم انشاء نمود. این دو بیت از آغاز این قصیده است:

شکر خدا که دهر کهن باز شد جوان آمد بهار و رفت ز ملک جهان خزان

سلطان گل فراشت دگر خیمه در چمن بر طرف جویبار دگر سرد شد جمان[1]

سیّد علی اکبر خارکی نطنزی

سیّد علی اکبر حسینی خارکی نطنزی، شاعر ادیب در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری.

یکی اجدادش از جزیره «خارک» در استان بوشهر به اصفهان آمده و ساکن گردیده و علی اکبر در اصفهان تولد یافته است. وی در اصفهان به تحصیل پرداخته است. او از

[1]تذکره مدایح الحسینیه: مخطوط، ص170.


صفحه 644

جوانی طبع شعر داشته و ظاهرا از محضر هاتف اصفهانی کسب فیض نموده و به افتخار دامادی او نائل آمده و دختر هاتف «رشحه بیگم» که زنی شاعره و اهل ادب بوده را به همسری خویش برگزیده است. حاصل این ازدواج پسری به نام سیّد احمد بوده که او نیز به شعر روی آورده و «کشته» تخلّص نموده است.

صاحب عنوان مدتی در اصفهان و کاشان به سر برده و مدّتی نیز در نطنز به زراعت مشغول بوده و عاقبت پس از عمری طولانی در سال 1237ق در کاشان وفات نموده است.

از اوست:

زین سان که به گل پای من از دیده فرو رفت مشکل که توانم قدمی در پی او رفت[1]

حاج علی اکبر صالحی

حاج علی اکبر صالحی اصفهانی مؤلّف: «قنات با کاریز» که در سال 1336 تألیف شده است. نسخه آن در کتابخانه الزهراء اصفهان موجود است.[2]

حاج سیّد علی اکبر صدرالشریعه

حاج سیّد علی اکبر صدر الشّریعه، عالم فاضل، از علمای قرن چهاردهم هجری. متولّد در سده ماربین [خمینی شهر فعلی] مردی بود عالم و شجاع و سخی الطبّع و بااستعداد در امر به معروف و نهی از منکر ساعی و جدی مورد ارادت و احترام اتابک اعظم قرار

[1]مجمع الفصحاء، ج4، ص139؛ تذکره اختر، صص 28-30؛ حدیقه الشعراء، ج1، ص152؛ تذکره انجمن خاقان، ص474؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص78.

[2]فهرست الزهراء: مخطوط.