بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 643

1. «اصحاب کهف»2. «بحثی فشرده و کوتاه در زمینه تقوا از نظر اسلام»3. «پدیده جاهلیت از دیدگاه قرآن»4. «قرآن و خطوط نفاق»5. «ما و قرآن»6. «نگرشی به نظام خانواده در اسلام»

علی اکبر پیمان فروشانی*

آقا علی اکبر فروشانی اصفهانی متخلّص به «پیمان» شاعر و ادیب در قرن سیزدهم 657هجری، برادرِ «پریشان».

از اهالی محلّه «فروشان» سده ماربین (خمینی شهر فعلی) بود. و به شکایت از دست عُمّال صدراعظم اصفهانی میرزا محمّدحسین خان، به تهران رفته و عریضه تقدیم فتحعلی شاه نمود امّا او را عقوبت نموده زبانش را بریدند. اما صدراعظم او را مورد لطف و دلجوئی قرار داد. پس او نیز زبان به اعتذار گشوده و قصیده در مدح صدراعظم انشاء نمود. این دو بیت از آغاز این قصیده است:

شکر خدا که دهر کهن باز شد جوان آمد بهار و رفت ز ملک جهان خزان

سلطان گل فراشت دگر خیمه در چمن بر طرف جویبار دگر سرد شد جمان[1]

سیّد علی اکبر خارکی نطنزی

سیّد علی اکبر حسینی خارکی نطنزی، شاعر ادیب در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری.

یکی اجدادش از جزیره «خارک» در استان بوشهر به اصفهان آمده و ساکن گردیده و علی اکبر در اصفهان تولد یافته است. وی در اصفهان به تحصیل پرداخته است. او از

[1]تذکره مدایح الحسینیه: مخطوط، ص170.


صفحه 644

جوانی طبع شعر داشته و ظاهرا از محضر هاتف اصفهانی کسب فیض نموده و به افتخار دامادی او نائل آمده و دختر هاتف «رشحه بیگم» که زنی شاعره و اهل ادب بوده را به همسری خویش برگزیده است. حاصل این ازدواج پسری به نام سیّد احمد بوده که او نیز به شعر روی آورده و «کشته» تخلّص نموده است.

صاحب عنوان مدتی در اصفهان و کاشان به سر برده و مدّتی نیز در نطنز به زراعت مشغول بوده و عاقبت پس از عمری طولانی در سال 1237ق در کاشان وفات نموده است.

از اوست:

زین سان که به گل پای من از دیده فرو رفت مشکل که توانم قدمی در پی او رفت[1]

حاج علی اکبر صالحی

حاج علی اکبر صالحی اصفهانی مؤلّف: «قنات با کاریز» که در سال 1336 تألیف شده است. نسخه آن در کتابخانه الزهراء اصفهان موجود است.[2]

حاج سیّد علی اکبر صدرالشریعه

حاج سیّد علی اکبر صدر الشّریعه، عالم فاضل، از علمای قرن چهاردهم هجری. متولّد در سده ماربین [خمینی شهر فعلی] مردی بود عالم و شجاع و سخی الطبّع و بااستعداد در امر به معروف و نهی از منکر ساعی و جدی مورد ارادت و احترام اتابک اعظم قرار

[1]مجمع الفصحاء، ج4، ص139؛ تذکره اختر، صص 28-30؛ حدیقه الشعراء، ج1، ص152؛ تذکره انجمن خاقان، ص474؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص78.

[2]فهرست الزهراء: مخطوط.


صفحه 645

گرفت و در طهران متوطن شد و با دختر شریف العلماء خراسانی ازدواج کرد.[1]

میرزا علی اکبر محلاتی

میرزا علی اکبر محلاّتی، از اساتید خط نستعلیق و شکسته در قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و قبل از سال 1294ق وفات یافته است.[2]

لسان الملک سپهر در تذکره خود سال وفاتش را 1245ق ضبط نموده که صحیح نیست.

استاد علی اکبر معمارباشی

استاد علی اکبر معمارباشی اصفهانی، از معماران چابک دست قرن یازدهم هجری است. از آثار وی ساختمان مسجد شاه [مسجد امام] اصفهان است که بنای آن به سال 1025ق به پایان رسیده است. در کتیبه کاشی کاری ثلث سردر این مسجد از او چنین یاد شده است:

«... بمعماریه من فی العمل کالمهندسین و هو النّادر الاوانی استاد علی اکبر الاصفهانی...»[3]

نصرآبادی درباره او می نویسد:

«مرد کدخدائی درنهایت آرام و صلاح و درویشی است.»[4]

[1]لطائف غیبیّه: مقدمه، ص سی؛ خمینی شهر شهری که باید از نو شناخت، ص293.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص181؛ تذکره خوشنویسان، ص128؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج3، ص438.

[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 429 و 4630؛ کارنامه بزرگان ایران، ص204.

[4]تذکره نصرآبادی، ج1، ص198.


صفحه 646

استاد علی اکبر علاوه بر هنر معماری، گاهی بنا به اقتضای حال شعری می سروده است. سال فوت او به دست نیامد.

این شعر از اوست:

آن کس که به نفس خود نبردی دارد با خویش همیشه سوز و دردی دارد

گر خاک شود عدو و بر باد رود غافل نشوی که باز گردی دارد[1]

علی اکبر واضح اصفهانی*

علی اکبر اصفهانی متخلّص به «واضح» از شاعران قرن یازدهم هجری است. به شغل زرکشی مشغول بود. عاقبت به دکن در هند رفته و به سال 1030ق وفات یافت.

از اوست:

پس از ریزش ندارد روی ماندن ابر نیسانی فراری می کند ارباب همّت را پریشانی[2]

سیّد علی اکبر هاشمی طالخونچه ای

سیّد علی اکبر هاشمی طالخونچه ای، عالم فاضل جلیل و سیّد کامل عادل زاهد خلیق [از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در حدود سال 1310ق در «طالخونچه» از قُرای سمیرم متولّد گردید و در اصفهان و قم تحصیلات خویش را به پایان رسانید. در علم و کمال و خصوصا اخلاق، سرآمد علمای زمان به شمار می رفت. خط نستعلیق را در کمال استادی می نوشت.

سال ها در مولد خود مرجع امور شرعیه بود. تا این اواخر به علّت اختلافات محلّی به

[1]سایر منابع: تذکره غنی، ص17؛ تذکره نتایج الافکار، ص68؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «اکبر اصفهانی»، ص3180؛ تذکره روز روشن، ص69؛ الذریعه، ج9، ص88.

[2]کاروان هند، ج2، ص1500؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، ص2482.


صفحه 647

اصفهان مهاجرت نموده، مورد توجّه و عنایت واقع شده، در مسجد سلمان، در خیابان شیخ بهائی امامت می فرمود.

در شب دوشنبه 11 رمضان المبارک 1388ق به عارضه سکته وفات یافته، در تخت فولاد مدفون گردید.[1]

علی جان مصباح قهفرخی

علی جان مصباح فرزند عبداللّه، [از شعرای قرن چهاردهم هجری] در سال 1283ق در قهفرّخ [فرّخ شهر فعلی] متولّد گردیده و در سال 1358ق در همان جا وفات یافت. از اشعار اوست:

آنچه با فرهاد از کین تیشه فولاد کرد یار شیرین با من از سرپنجه فرهاد کرد[2]

علی جان حجارزاده سِدِهی

علی جان حجارزاده سدهی، از شعرای معاصر اصفهان در سِدِه ماربین [خمینی شهر کنونی] متولّد گردیده، تحصیلات مقدّماتی خویش را در مکاتب قدیم انجام داده و بعدا به کسب اشتغال جُست. گاهی برحسب اقتضای حال اشعاری می گفت. طبع شعر متوسّطی داشت. از اوست:

نباشد به ز دوران جوانی از این نعمت بباید قدردانی

عزیزش دان و میدارش غنیمت همه دانش طلب تا هست فرصت[3]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص825.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص453.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 334 و 335.


صفحه 648

علیجان معلم*

علیجان معلم، از خوشنویسان قرن دهم هجری است. او کتیبه ای به خط ثلث را در سال 987ق نوشته است که بر سردر مسجد فتح در محله باب الدّشت اصفهان نصب شده است.[1]

علی جعفر امامی*

باباعلی جعفر امامی اصفهانی واحدالعین، از خوشنویسان هنرمند و شعرای زبردست اوایل قرن یازدهم هجری است. اقسام خطوط خصوصا ثلث و نسخ و رقاع را خوش می نوشت و در مکتب خانه به تعلیم اطفال مشغول بود. مردی عابد و زاهد و صالح و قانع بوده و در حدود 1020ق در اصفهان وفات یافت.[2]

علاوه بر قطعه نویسی، در کتیبه نویسی نیز آثاری دارد از جمله:

1. کتیبه صفه صاحب در مسجد جامع اصفهان به خط ثلث بر سنگ سیاه، شامل فرمانی از شاه طهماسب، بدون تاریخ 2. کتیبه در چوبی سردر باب الدشت مسجد جامع اصفهان، به خط ثلث و به تاریخ 999ق 3. کتیبه سردر مسجد مقصود بیک، به خط ثلث و به تاریخ 1010ق[3]

این شعر از اوست:

دارم ولی از غمت به دو نیمه چو تار چشمی ز ندیدن جمالت خونبار

رویی ز طپانچه در فراقت نیلی جانی ز کشاکش خیالت افگار

[1]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص612.

[2]تذکره عرفات العاشقین، ج4، ص2645.

[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص163؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1125؛ تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، صص 100 و 101.


صفحه 649

علی داد رحیمی*

علی داد رحیمی متخلّص به «رحیمی» از شعرای معاصر اصفهان. در بهمن 1320ش در «جونقان» چهارمحال و بختیاری متولّد شد. وی پس از مدّتی تحصیل به کارهای ساختمان مشغول شد و با علاقه و پشتکاری که از خود بروز داد، به زودی گواهی معماری منطقه را دریافت کرد. در سال 1350ش به اصفهان آمده و در این شهر سکونت گزید و به طور شبانه ادامه تحصیل داد و تا اخذ مدرک فوق دیپلم آن را دنبال کرد. او به عنوان سرپرست ماشین آلات در کارخانه ذوب آهن اصفهان، سال ها به خدمت مشغول بود.

وی از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن های: صائب، پژمان بختیاری، حافظ و داراب افسر شرکت می کند. این چند بیت از اشعار اوست:

بگیر ای آفتاب عشق ملک جسم و جانم را برافروزان به مهر دوست سر تا پا روانم را

نشانی تا به چند از سوز دل در آتش و آبم گدازی تا به کی چون شمع از غم استخوانم را

هنوز از جان و دل روشنگرم بزم حقیقت را به گلگشت محبّت گر کنی خامش زبانم را[1]

[1]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص297؛ زنده رود تا حیدربابا، ص110.


صفحه 650

علیرضا بیک

علیرضا بیک، از فضلاء و شعرای قرن یازدهم هجری. در خدمت ملاّ محمّدباقر سبزواری به مقابله احادیث پرداخته و مردی صالح و باتقوا بود. مدّتی مستوفی ایروان و زمانی مستوفی شیروان بود. عاقبت استعفا کرده و در اصفهان به عبادت مشغول شد.

[در نسخه تذکره نصرآبادی موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران نام او «علیرضا بیک» از ولایت «درین» ضبط شده و در نسخه کتابخانه وزیری یزد «علی میرزا بیگ» از ولایت «درمن» نوشته شده است. و اللّه اعلم]

از اوست:

ای دل چو جرس به هرزه گویا نشوی از موج هوا غنچه صفت و انشوی

در دشت طلب که لخت دل شبنم اوست تا خون نشوی چو نافه بویا نشوی[1]

سیّد علیرضا اصفهانی*

سیّد علیرضا اصفهانی، از خوشنویسان مسلّم خط نستعلیق در قرن سیزدهم هجری است. از آثار او خوشنویسی در کتاب «شرح نهج البلاغه» ابن ابی الحدید است. متن خطبه ها به خط نسخ زین العابدین اشرف الکتاب و ترجمه فارسی به خط آقا عبدالحسین اصفهانی و شرح عربی آن به خط نستعلیق سیّد علیرضا است. رقم او در این نسخه «اقل السادات علیرضا 1276» و رقم آقا عبدالحسین: «کتبه العبد الفقیر الحقیر الجانی ابن

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص271.