بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 66

آن چنان بزم شریفی که ز شیرینی آن مات صد خسرو پرویز و دوصد فرهاد است[1]]

عباس کزّازی

عباس بن قربانعلی کزازی، از نویسندگان کتب در قرن سیزدهم هجری در شوال 1219ق کتاب «قوانین المحکمه» میرزای قمی را به خط نسخ در اصفهان نوشته و کتاب به شماره 4512 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[2]

عباس محزون حبیب آبادی

عباس حبیب آبادی متخلّص به «محزون» فرزند کریم بن حسین بن محسن [از شعرای نیمه نخست قرن چهاردهم هجری و از اهالی قریه «حبیب آباد بُرخوار» اصفهان] متوفی در صبح روز سه شنبه 2 شوّال سال 1350ق در قریه حبیب آباد.

او در واقعه فوت شیخ محمّدتقی آقانجفی گوید:

آقای آیت اللّه رفت از جهان فانی بر ما حرام گردید ای شیعه زندگانی

قُمری به آه و شیون طوق عزا به گردن با حالت پریشان می کرد نوحه خوانی

«محزون» به آه و ماتم، در یم غم صبح و مسا بگرید، بر آن دُر معانی[3]

شیخ عباس ایزدی نجف آبادی*

شیخ عباس ایزدی نجف آبادی فرزند محمّد، عالم فاضل متقّی مجاهد فی سبیل اللّه

[1]نغمه های ولا یا دیوان عباس گیاهی: مقدّمه؛ قلمکار اصفهان، صص 33-37 و 295؛ یادداشت های محقّق گرامی آقای حمید خلیلیان.

[2]فهرست مجلس، ج12، ص183.

[3]بیاض (مرحوم معلم حبیب آبادی) : خطی.


صفحه 67

در سال 1301ش در نجف آباد متولّد شد. در نوجوانی نزد شیخ احمد حججی، شیخ غلامحسین منصور، شیخ ابراهیم ریاضی در نجف آباد و حاج آقا رحیم ارباب و شیخ احمد فیاض و مجدالعلماء نجفی در اصفهان به تحصیل مشغول شد. در قم نیز محضر حضرات آیات مرعشی نجفی، محقّق داماد، امام خمینی، بروجردی، گلپایگانی و علاّمه طباطبایی فقه، اصول، کلام، تفسیر، فلسفه و اخلاق را آموخت.

او پس از 20 سال تحصیل، در سال 1338ش به نجف آباد مراجعت کرده و به تدریس علوم دینی، حل و فصل مشکلات شرعی و اجتماعی مردم و تبلیغ دین مشغول شد. او هنگام ورود به نجف آباد نماینده مراجع عظام بروجردی و امام خمینی در آن حدود بود. او طی سالیان متمادی در حکومت پهلوی به ترویج و حمایت از مبارزات امام خمینی در نجف آباد مشغول بود و در تبلیغ مرجعیت ایشان و جمع کردن و جهت دادن به مبارزان مسلمان آنجا نقشی مهم و تأثیرگذار داشت تا جایی که از سوی مأموران امنیتی حکومت پهلوی دستگیر و به زابل تبعید شد و مدّتی نیز زندانی شد.

او قبل از پیروزی انقلاب نماز جمعه را اقامه کرده و پس از پیروزی انقلاب، از سوی امام خمینی به امامت جمعه نجف آباد منصوب شد. در سال های جنگ ایران و عراق، او در جبهه های نبرد و در میان رزمندگان ایرانی حاضر می شد و به آنان روحیه می داد و در پشت جبهه برای کمک به رزمندگان تلاش می کرد و در این راه فرزند برومند خود احمد را تقدیم نمود و این فرزند در 26 دی 1365 در جبهه های نبرد به شهادت رسید.

از اقدامات ارزنده مرحوم شیخ عباس ایزدی همکاری در ساختن حوزه علمیه فاطمیه جهت بانوان و همکاری در راه ساختن حوزه علمیه (جامعه الإمام المنتظر) در نجف آباد را می توان نام برد.

او شاگردان زیادی تربیت کرد و سخنرانی ها و بیانات او در میان عموم طبقات مردم نجف آباد مورد توجّه واقع می شد. او عالمی متواضع و خیرخواه و اسوه اخلاق حسنه


صفحه 68

بود و زاهدانه زندگی ساده ای داشت.

او سرانجام در جمعه 8 خرداد 1371ش وفات یافته و پس از تشییع باشکوه مردم نجف آباد در «جنّت الشهداء» مدفون شد.

کتب و آثار زیر از اوست:

1. «شوق دیدار» قصه حضرت موسی در قرآن 2. «آینه حریم» در شرح و تفسیر خطبه اوّل نهج البلاغه3. «کلیات اخلاق»4. «شرح و تفسیر دعای افتتاح» و غیره.[1]

ملاّ عباس مولوی

مولی عباس مولوی متخلّص به «ناسخ» فرزند محمّدبیگ بن زیاد اوغلی قاجار، عالم فاضل، حکیم عارف و شاعر ادیب در محله عباس آباد اصفهان ساکن بوده [و نزد حکیم ملاّ رجبعلی تبریزی و سایر فضلاء اصفهان به تحصیل مشغول شده و پس از تکمیل تحصیلات خود به تدریس حکمت پرداخته است.] میرزا محمّدطاهر نصرآبادی که معاصر اوست می نویسد: «نهایت صلاح و سداد را دارد، چنانچه سنتی کم از او فوت می شود. حقا که ملکی است در لباس بشر».[2]

او در شعر طبعی لطیف داشته و قصایدی در مدح حضرات ائمه معصومین علیهم السلام سروده و در معماگویی نیز مهارت داشته است. [سال فوتش به دست نیامد. او تا سال 1101ق در قید حیات بوده است.]

کتب زیر از تألیفات اوست:

[1]سیمای دانشوران، صص 33-45؛ آثار الحجه، ج2، ص216؛ آیینه اهل قلم، صص 31-33؛ دیباچه دیار نون، صص 145 و 146.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص755؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص273؛ کواکب المنتشره، ص412؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، ص2339.


صفحه 69

1. «انوار سلیمانی» در علم کلام و اثبات حقانیّت شیعه بر سایر فرق، در 62 فصل که تألیف آن در سال 1097ق شروع و در روز سه شنبه 24 ذیقعده 1101ق به پایان رسیده و به نام شاه سلیمان نامیده شده است. نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران[1][و نسخه ای در کتابخانه مجلس شورای اسلامی[2]] موجود است. 2. «تأویلیّه» قصیده ای که در مدح اهل بیت علیهم السلام سروده شده و جمعی از فضلاء بر آن شرح نوشته اند. محمّدامین وقاری یزدی بر آن مقدّمه نوشته و در کتاب خود «گلدسته اندیشه» وارد ساخته است.[3][3. «اصول الفوائد» در حکمت که نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[4]] 4. «مناظرات» [5. «تقویم سعیدی» ترجمه فارسی «تقویم المحسنین» فیض کاشانی است که به درخواست حاجی محمّدسعید بن لطف اللّه آن را ترجمه کرده است.[5]6. «مصابیح الولایه فی انوار الولایه» در تفسیر به فارسی که در سال 1099ق آن را نوشته و نسخه ای از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[6]7. «مصباح الهدایه» که سیّد ابوالقاسم موسوی خوانساری روایات فضائل اهل بیت علیهم السلام را از آن منتخب نموده است.[7]

این بیت از اوست:

در وادیی که قافله سالار، عشق توست گلبانگ خضر از جرسش می توان شنید]

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص417؛ الذریعه، ج2، ص429.

[2]فهرست مختصر مجلس، ص90.

[3]الذریعه، ج3، ص308.

[4]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج3، ص146.

[5]فهرست های خودنوشت فیض کاشانی، ص160.

[6]فهرست الفبائی رضوی، ص522.

[7]فهرست کتابخانه های گلپایگان، ص148.


صفحه 70

عباس حسینی مازندرانی

عباس بن محمّد بن علی الحسینی المازندرانی از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در 16 ربیع الاوّل 1012ق کتاب «خلاصه الاقوال» علاّمه حلّی را به خط نسخ در اصفهان نوشته و کتاب به شماره 6589 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[1]

سیّد عباس احساس اصفهانی*

سیّد عباس حسامی متخلّص به «احساس» فرزند سیّد محمّد شاعر ادیب و خطاط معاصر اصفهان است. او در سال 1330ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخته است. او علاوه بر فضل و کمال در شعر و ادب، در زمینه خط نیز به تعلیم پرداخته و به درجه ممتاز در خط نستعلیق نائل شده است و اکنون از مدرسان انجمن خوشنویسان اصفهان به شمار می رود. او علاوه بر نوشتن قطعات به کتابت قرآن مجید و کتب ادبی و عرفانی نیز پرداخته است و برخی از آنها به چاپ رسیده است که از آن جمله است: «اشک قلم»، «اشک شوق» (دیوان شاهی اصفهانی) ، «دیوان شوقی اصفهانی»، «معلم شمع جمع بشریت» یادنامه «استاد شهریار»، «یادنامه سیّد صمصام». همچنین مجموعه ای از اشعار او با عنوان «ساغر حال» چاپ شده است.

این دو بیت از شعری است که در مدح امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) سروده است:

جلوه ات دیدن و روی تو ندیدن تا کی کو به کو بهر وصال تو دویدن تا کی

[1]فهرست رضوی، ج6، ص600.


صفحه 71

عاشق روی تو تا چند ملامت بیند هم از اغیار بگو طعنه شنیدن تا کی[1]

سیّد عباس فشارکی*

سیّد عباس بن سیّد محمّد طباطبایی فشارکی، عالم فاضل و فقیه محقّق معاصر. پدرش از اعاظم فقهاء و دانشمندان عصر خود بود. صاحب عنوان در نجف اشرف متولّد شده و پس از تحصیل دروس مقدماتی و سطح در درس آیات عظام آقا ضیاء عراقی و میرزا حسین نائینی حاضر شد.

او پس از مهاجرت به ایران در تهران ساکن شد و صبیه عالم ربانی میرزا محمّدحسن آشتیانی را به همسری خود برگزید. سال ها در مدرسه مروی تهران تدریس می نمود و به «جناب آقازاده» معروف بود.

وی سرانجام در اوّل ربیع الاوّل 1400ق در تهران وفات یافت.[2]

عباس بخشیان*

عباس بخشیان فرزند مرتضی از شعرای معاصر اصفهان در سال 1330ش در روستای «لنج» لنجان، از توابع مبارکه متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود و متوسطه را در اصفهان طی کرد. این شعر از اوست:

گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است گفتا تو در حجابی، ور نه رُخَم عیان است

گفتم من از که پرسم، جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی، آنجا که بی نشان است[3]

[1]از زنده رود تا حیدربابا، ص148؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص43.

[2]اختران فقاهت، ج1، ص283.

[3]تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص104.


صفحه 72

عباس حقانی پناه

عباس حقانی پناه متخلّص به «پناه» فرزند مهدی شاعر ادیب عارف [در 19 مهر 1328ش در اصفهان متولّد شد. در آغاز جوانی به شعر و عرفان علاقمند شد و به خانقاه سلسله نعمت اللهی در اصفهان راه یافت و به «محبوب علی» ملقّب شد.

او در 20 شهریور 1370ش بر اثر حادثه تصادف به دیار باقی شتافت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.] استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ فوت او را چنین سروده است:

به سوی وادی ایمن و مقام حقّانی «پناه برد به محبوبش از جهان عباس»

[مجموعه ای از اشعار او به نام «بر شاخه زمان سیب رسیده ام» در سال 1371ش چاپ شده است و این شعر از آنجاست:

شب ها که روز گشته فراموش کوچه ها می خوانمت به ناله در آغوش کوچه ها

از بس غم تو با در و دیوار گفته ام پیچیده است نام تو در گوش کوچه ها

یادت شبی گذشته از این رهگذر هنوز بوی تو می دهند بر و دوش کوچه ها

در انتظار تو همه شب تا طلوع صبح میخانه گرد شهرم و مِی نوش کوچه ها

شب ها پگاه می شود امّا نمی شود شبگردی «پناه» فراموش کوچه ها[1]]

عباس بن ولید

ابوالفضل عباس بن ولید بن شجاع [از محدّثین عامه اصفهان در قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری] از احمد بن منصور مروزی و محمّد بن یحیی نیشابوری حدیث نقل

[1]بر شاخه زمان سیب رسیده ام: مقدمه؛ مزارات اصفهان، ص129؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص146.


صفحه 73

کرده و در سال 320ق وفات یافته است.[1]

عباس جُلَکی اصفهانی

ابوالفضل عباس بن ولید بن مِرداس جُلَکی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری] از ابوالعباس احمد بن یونس بن مسیّب ضبی، اصرم بن حوشب، قتیبه بن مهران آزادانی و قاسم بن حَکَم عُرَنی روایت کرده است.[2]

[«جُلَک» از دهات قدیمی اصفهان بوده ولی اکنون اطلاعی از آن در دست نیست.]

میرزا عباس پاقلعه ای

آقا میرزا عباس پاقلعه ای (صابرعلی شاه سوم) فرزند میر محمّدهادی (هادی علی شاه) بن حاج میرزا محمّد حسینی خاتون آبادی، عارف کامل [در قرن چهاردهم هجری در اصفهان متولّد شده و مراحل سیر و سلوک را نزد پدر که از مشایخ نعمت اللهی پاقلعه اصفهان بود طی کرد و پس از وفات میر محمّد اسماعیل (صابر علی شاه دوم) از طرف «وفاعلی شاه» به لقب «صابرعلی» ملقّب و ارشاد سالکان و طالبان به او محوّل شد. او حدود 27 سال در منطقه اصفهان شیخ طریقت نعمت اللهی شمرده می شد و بسیاری از سالکان طریق عرفان از مریدان او بودند.[3]]

او در حسن سلوک و بسط ید و اخلاق و ملکات فاضله از بسیاری از معاصرین ممتاز بود و سرانجام در سه شنبه 5 ربیع الاوّل 1350ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص142؛ طبقات المحدّثین، ج4، صص 318 و 319؛ معجم الادباء، ج8، ص240.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص140؛ اللباب، ج1، ص287.

[3]گلستان جاوید، صص 110 و 111.