نسخه های نزدیک به زمان مؤلف و شاید زمان حیات او، نسخه شماره 378 کتابخانه آستانه حضرت معصومه (سلام اللّه علیها) در قم است که فاقد نام کاتب و تاریخ کتابت است اما مالک آن «عبدالملک بن محمّدابراهیم بواناتی» معاصر موّلف است.[1]10. «معراج الخیال» که مثنوی عرفانی است. از بین نسخه های فراوانی که در کتابخانه ها از این منظومه موجود است، نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی که ضمن جنگ 14183 و به عنوان پانزدهمین رساله آن محسوب می شود و در سال 1079ق به دست نظر علی بن امیرعلی تبریزی کتابت شده از اقدم نُسخ «معراج الخیال» به شمار می رود.[2]11. «منشآت» که قسمتی از آن در کتب «مجمع الافکار» آمده و به شماره 14209 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[3]
این رباعی از اوست:
آن را که منزّه نبود ذات و صفات از درس کلام و حکمتش نیست نجات
در طبع بَدان به جهل بر می گردد علم در طینت مار سم شود آب حیات
ملاّ علیرضا رویدشتی
ملاّ علیرضا بن رئیس حسین، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. از اهالی روستای «سیچی» بلوک رویدشتین اصفهان بوده و در مکتب خانه با خواندن «دیوان ظهیر فاریابی» طبعش به گفتن شعر مایل گشته است. در شعر روش قدماء را داشته. در هفتاد سالگی پیری زنده دل و خوش صحبت بوده. وی در اصفهان ساکن و معاصر میرزا محمّدطاهر نصرآبادی بوده است.
[1]فهرست آستانه حضرت معصومه (س) ، ج2، ص378؛ الذریعه، ج12، ص201.
[2]فهرست مجلس، ج38، ص246؛ الذریعه، ج19، ص301.
[3]فهرست مجلس، ج38، ص293.
این دو بیت را خطاب به علاءالدّین محمّد شهرستانی سروده است:
ای خداوندی که پیش دست دریا بخششت هست بی قدر زر، چونان که بی مقدار کاه
نیست مستبعد که گردد قابل نشو و نما از نسیم و خُلق تو در کهگل دیوار کاه[1]
میرزا علیرضا فاتحی
میرزا علیرضا شفیعی متخلّص به «فاتحی» فرزند شیخ محمّدحسین (معروف به «گل و بلبل») از شعراء و خطبای معاصر اصفهان. در سال 1289ش در اصفهان متولّد گردیده و مدتی در مدارس جدید تحصیل نمود و کمی از علوم قدیمه را خواند. او روزگار به آموزگاری می گذراند و در مواقع فراغت روضه می خواند. شاعر خوش طبعی بود و اشعارش عموما فکاهی بود. [این کتاب ها از آثار اوست:]
1. «حقیقت گوئی فاتحی» در سال 1333ش به طبع رسیده است. 2. «تعلیمات دینی منظوم یا سرود مذهبی»3. «ضیاء الابصار» در حالات ائمه اطهار علیهم السلام4. «تذکره المراثی»[2][5. «لبخند فاتحی» که در سال 1342ش چاپ شده است.
این شعر از اوست:
یا رب نشود کسی دچار زن بد چون کس نبود بَتَر زِ مار و زن بد
روزی دو سه بار می کشد شوهر خویش مردن به از اینکه زیر بار زن بد]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص614.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص342؛ اصفهانی های شوخ و حاضرجواب، ص342.
علیرضا جورتی اصفهانی
علیرضا بن میر عبدالفتاح جورتی قهاب [اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری] در جمادی الاوّل 1093ق نسخه ای از «زبده البیان فی براهین احکام القرآن» تألیف: مقدّس اردبیلی را به خط نسخ نوشته است. کتاب در کتابخانه مسجد جامع گوهرشاد مشهد موجود است.[1]
[«جورت» یا «گورت»، به فتح اوّل و دوّم از دهات بلوک قهاب جی اصفهان است و مزار میر عمادالدّین حسینی خاتون آبادی و قبرستان جدید باغ رضوان در نزدیکی آن واقع شده اند.]
میرزا علیرضا پرتو اصفهانی
میرزا علیرضا لنجانی اصفهانی متخلّص به «پرتو» و معروف به «آقاجان» فرزند محمّدعلی. شاعر ادیب و خطاط [ماهر و فاضل در قرن سیزدهم هجری] خط نسخ را در کمال استادی می نوشته و دیوان اشعارش به طبع رسیده است. در «المآثر و الآثار» درباره او گوید: «از خطاطین مشهور قلم نسخ است و استاد اجلّ خطاطین اصفهان» او در جمادی الاولی 1304ق به سن 90 سالگی وفات یافته است.[2]
[پرتو اصلاً از اهالی قریه «اُشیان» لنجان بوده و جهت تحصیل به اصفهان آمده و پس کسب علم و ادب نزد میرزا زین العابدین اشرف الکُتّاب به مشق نسخ و ثلث پرداخته و خود استادی هنرمند و ماهر گردید. اغلب در مدرسه نوریّه ساکن بوده و جمعی از شاگردانش نزد او مشق خط می کرده اند و بسیاری از شعراء و فضلاء در حجره او حضور
[1]فهرست گوهرشاد، ص307.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 312 و 398.
یافته اند. از شعرای متبحّر اصفهان بوده و در قصیده و غزل و قطعه اشعار خوبی گفته و در مادّه تاریخ گوئی نیز توانا بوده و برای وفات بسیاری از بزرگان عهد خود و بنای مساجد و ابنیه در اصفهان مادّه تاریخ گفته است. روزگارش اغلب به کتابت می گذشته و قطعات و کتاب های بسیاری به خط زیبای او در کتابخانه های مختلف موجود است. از جمله نسخه ای از «قرآن مجید» در کتابخانه سلطنتی سابق، به خط نسخ عالی که در سال 1277ق کتابت کرده و میر علی شیرازی ترجمه آن را به فارسی کتابت نموده و عبدالوهاب مُذهِّب آن را تذهیب کرده و از نفایس آن کتابخانه به شمار است. پرتو به دعوت ناصرالدّین شاه به تهران رفت و سال ها برای دربار قاجار به کتابت مشغول بود تا اینکه وفات یافت. تذکره نویسان او را شاعری نکته دان و خوش طبع و خوش مشرب و مهربان دانسته و اخلاق حمیده او را ستوده اند.[1]
از اوست:
گرفته پرده ز رخ راه شیخ و شاب زده مهی که طعنه جمالش بر آفتاب زده
شکسته نرخ شکّر تا گشوده لب به سخن فزوده رونق گل تا به رخ گلاب زده
تو آفتابی و تا گشته ای ز چشمم دور ز گریه دیده من خنده بر سحاب زده]
[1]چهل سال تاریخ ایران یا «المآثر و الآثار»، ج1، ص277؛ تذکره حدیقه الشّعراء، ج1، صص 313 و 314؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، صص 173-177؛ دیوان غمگین: مقدمه؛ تذکره مدایح معتمدیّه: خطی؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، صص 1118 و 1119؛ کارنامه بزرگان ایران، ص366؛ تذکره خوشنویسان معاصر، ص59؛ سفینه فرخ، ج2، ص101؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، صص 81 و 82.
علیرضا اصفهانی
علیرضا بن حاج محمّدکاظم اصفهانی [از عرفاء و ادبای اواخر دوره قاجاریّه] در سال 1302ق و 1305ق دو رساله: 1. «زاد المسافرین» از: سیّد حسین هروی 2. «آداب المشق» را به خط نستعلیق زیبا نوشته است. نسخه به شماره 3439 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.
در پایان مجموعه 2 قصیده در مدح حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و تاریخ درگذشت حاج محمّدکاظم سعادت علی اصفهانی (پدر کاتب) را در سال 1293ق نوشته است.[1]
علیرضا آقاجانی اصفهانی*
علیرضا بن محمّد اصفهانی معروف به آقاجانی. پدرش و خودش از فضلای قرن یازدهم هجری بوده اند. وی نسخه ای از «تهذیب الاحکام» شیخ طوسی را در ذیقعده 1016ق در مکّه معظّمه مقابله نموده و بلاغ نوشته است. میرزا محمّد استرآبادی در پایان کتاب دیات این کتاب، اجازه ای در اواخر ذیحجه 1016ق برای او نوشته است و از او با القاب «المولی الفاضل الورع خلاصه الافاضل و المتورعین مولانا علیرضا» یاد کرده است. این نسخه به شماره 5319 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]
علیرضا خوانساری
علیرضا [بن زین العابدین] خوانساری [از فضلاء قرن سیزدهم هجری] احتمالاً شاگرد سیّد حجه الاسلام [حاج سیّد محمّدباقر شفتی بیدآبادی] بوده و در سال 1241ق کتاب
[1]فهرست مرعشی، ج9، ص226.
[2]فهرست مرعشی، ج14، ص106.
«مطالع الانوار» تألیف سیّد [حجه الاسلام] را به خط نسخ زیبا مرقوم داشته است. نسخه به شماره 4554 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[1]
سیّد علیرضا خاتون آبادی
سیّد علیرضا خاتون آبادی [از علمای اواخر دوره صفویه] در سال 1116ق وفات یافته و در تکیه خاتون آبادی ها در تخت فولاد مدفون شد.[2]
دکتر علیرضا سپاهی*
دکتر علیرضا سپاهی، از دانشمندان و اساتید دانشگاه در سال 1317ش در خانواده ای قدیمی از طایفه دِنبِلی در تهران در دنیا آمد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران طی کرد و سپس به لبنان رفت و در رشته کشاورزی در دانشگاه آمریکائی بیروت لیسانس و فوق لیسانس گرفت. چندی بعد به کانادا رفت و در دانشگاه «مک گیل» در رشته «اصلاح نباتات» دکترا گرفت. در سال 1353ش به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد و تدریس را آغاز کرد. دوره دو ساله فوق دکترا در رشته طراحی فضای سبز را در دانشگاه پلی تکنیک کالیفرنیا در آمریکا سپری نمود. او طراحی فضای سبز مجتمع های صنعتی فولاد مبارکه اصفهان، فولاد خراسان، پلی اکریل اصفهان و شهرهای مجلسی، فولادشهر و بهارستان را انجام داده است.
وی مقالات متعددی به زبان انگلیسی در رشته خود تألیف نموده و در مجلات معتبر علمی خارج از کشور به چاپ رسانیده است. او علاوه بر تدریس به راهنمائی دانشجویان در نگارش پایان نامه دوره های فوق لیسانس و دکتری پرداخته و همچنین عضو گروه علوم کشاورزی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بوده است و در
[1]فهرست مرعشی، ج12، ص128.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص221؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص825.
سال 1379ش به عنوان استاد نمونه دانشگاه اصفهان برگزیده شده است.
دکتر سپاهی در هنر نقاشی نیز مهارت دارد و در کودکی و نوجوانی نزد استادانی چون کریمی و پتگر آن را فراگرفته و در خارج از کشور نزد اساتید نقاشی آن را تکمیل کرده است.
او در سال 1380ش به درخواست خود بازنشسته گردید. کتاب های زیر از او به چاپ رسیده است:
1. «کاربرد آمار در تحقیقات کشاورزی» 2. «فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی»3. «اولویّت های تحقیقات کشاورزی در منطقه اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری»4. «روش ساده درختکاری روی خطوط طراز»5. «تولید سیب زمینی با بذر حقیقی»[1]
علیرضا صوفی معمار
ملاّ علیرضا صوفی معمار متخلّص به «علی» از معماران زبردست در عهد شاه عباس اوّل صفوی بوده و در سال 1017ق به هند سفر کرده است. در شعر طبع خوشی داشت. ظرفای شوخ طبع اصفهان تخلّص «سیم گل» را برگزیده و شهرت داده بودند. ولی خاطر او از این تخلّص مُکَدَّر بود. در شعر تتبع کتاب «تحفه العراقین» را نموده و در نثر نیز کتابی دارد. این رباعی از اوست:
یاران سر و برگ باغ هستیم نماند وان دست و دل هواپرستیم نماند
زین خمِّ سفالینه برون آرم سر کش باده خمار داد و مستیم نماند[2]
[1]گنجینه های علمی دانشگاه اصفهان، صص 315-319.
[2]تذکره عرفات العاشقین، ج4، ص2649؛ تذکره روز روشن، ص562؛ کاروان هند، ج2، صص 908 و 909.
میرزا علیرضا طبیب اصفهانی*
میرزا علیرضا طبیب اصفهانی، از اطبّاء حاذق و چیره دست قرن دوازدهم هجری است. وی مورد توجه کریم خان زند قرار داشته و همواره در دربار زندیه به طبابت می پرداخته است. سال وفات او معلوم نیست ولی روشن است که تا سال 1192ق زنده بوده است.[1]
علیرضا عباسی تبریزی
علیرضا عباسی تبریزی ملقّب به «شاه نواز» از مفاخر عهد شاه عباس صفوی است. در انواع خطوط و نقاشی و تذهیب و طراحی استادی بی نظیر بوده و برخی از کتیبه های مساجد اصفهان که در عصر شاه عباس بنا شده است به خط اوست. سال وفاتش معلوم نیست.[2]
[او در تبریز شاگرد ملاّ محمّدحسین تبریزی و علاءالدّین محمّد بن محمّد تبریزی (معروف به علاء بیگ) بود. پس از آنکه سپاه عثمانی تبریز را تصرف کرد، وی از تبریز به قزوین رفت و در مسجد جامع آنجا به کتابت مشغول شد و قسمتی از کتیبه های آن مسجد و چند قرآن را در آنجا تمام کرد. او در سال 1001ق به خدمت شاه عباس درآمد و در زمره ندیمان مخصوص وی داخل شد و تا پایان عمر در زمره مقربّان شاه بود و در سفر و حَضَر همراه شاه عباس بود و مورد تفقد و عنایات ویژه او قرار داشت تا جائی که گاهی شاه پهلوی او می نشست و شمعی به دست می گرفت تا علیرضا در روشنایی آن کتابت کند.[3]
[1]گلشن مراد، ص375.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص385.
[3]گلستان هنر، ص40؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1119.