بود و زاهدانه زندگی ساده ای داشت.
او سرانجام در جمعه 8 خرداد 1371ش وفات یافته و پس از تشییع باشکوه مردم نجف آباد در «جنّت الشهداء» مدفون شد.
کتب و آثار زیر از اوست:
1. «شوق دیدار» قصه حضرت موسی در قرآن 2. «آینه حریم» در شرح و تفسیر خطبه اوّل نهج البلاغه3. «کلیات اخلاق»4. «شرح و تفسیر دعای افتتاح» و غیره.[1]
ملاّ عباس مولوی
مولی عباس مولوی متخلّص به «ناسخ» فرزند محمّدبیگ بن زیاد اوغلی قاجار، عالم فاضل، حکیم عارف و شاعر ادیب در محله عباس آباد اصفهان ساکن بوده [و نزد حکیم ملاّ رجبعلی تبریزی و سایر فضلاء اصفهان به تحصیل مشغول شده و پس از تکمیل تحصیلات خود به تدریس حکمت پرداخته است.] میرزا محمّدطاهر نصرآبادی که معاصر اوست می نویسد: «نهایت صلاح و سداد را دارد، چنانچه سنتی کم از او فوت می شود. حقا که ملکی است در لباس بشر».[2]
او در شعر طبعی لطیف داشته و قصایدی در مدح حضرات ائمه معصومین علیهم السلام سروده و در معماگویی نیز مهارت داشته است. [سال فوتش به دست نیامد. او تا سال 1101ق در قید حیات بوده است.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
[1]سیمای دانشوران، صص 33-45؛ آثار الحجه، ج2، ص216؛ آیینه اهل قلم، صص 31-33؛ دیباچه دیار نون، صص 145 و 146.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص755؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص273؛ کواکب المنتشره، ص412؛ تذکره ریاض الشعراء، ج4، ص2339.
1. «انوار سلیمانی» در علم کلام و اثبات حقانیّت شیعه بر سایر فرق، در 62 فصل که تألیف آن در سال 1097ق شروع و در روز سه شنبه 24 ذیقعده 1101ق به پایان رسیده و به نام شاه سلیمان نامیده شده است. نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران[1][و نسخه ای در کتابخانه مجلس شورای اسلامی[2]] موجود است. 2. «تأویلیّه» قصیده ای که در مدح اهل بیت علیهم السلام سروده شده و جمعی از فضلاء بر آن شرح نوشته اند. محمّدامین وقاری یزدی بر آن مقدّمه نوشته و در کتاب خود «گلدسته اندیشه» وارد ساخته است.[3][3. «اصول الفوائد» در حکمت که نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[4]] 4. «مناظرات» [5. «تقویم سعیدی» ترجمه فارسی «تقویم المحسنین» فیض کاشانی است که به درخواست حاجی محمّدسعید بن لطف اللّه آن را ترجمه کرده است.[5]6. «مصابیح الولایه فی انوار الولایه» در تفسیر به فارسی که در سال 1099ق آن را نوشته و نسخه ای از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[6]7. «مصباح الهدایه» که سیّد ابوالقاسم موسوی خوانساری روایات فضائل اهل بیت علیهم السلام را از آن منتخب نموده است.[7]
این بیت از اوست:
در وادیی که قافله سالار، عشق توست گلبانگ خضر از جرسش می توان شنید]
[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص417؛ الذریعه، ج2، ص429.
[2]فهرست مختصر مجلس، ص90.
[3]الذریعه، ج3، ص308.
[4]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج3، ص146.
[5]فهرست های خودنوشت فیض کاشانی، ص160.
[6]فهرست الفبائی رضوی، ص522.
[7]فهرست کتابخانه های گلپایگان، ص148.
عباس حسینی مازندرانی
عباس بن محمّد بن علی الحسینی المازندرانی از فضلاء قرن یازدهم هجری است. در اصفهان ساکن بوده و در 16 ربیع الاوّل 1012ق کتاب «خلاصه الاقوال» علاّمه حلّی را به خط نسخ در اصفهان نوشته و کتاب به شماره 6589 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[1]
سیّد عباس احساس اصفهانی*
سیّد عباس حسامی متخلّص به «احساس» فرزند سیّد محمّد شاعر ادیب و خطاط معاصر اصفهان است. او در سال 1330ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر به تحصیل پرداخته است. او علاوه بر فضل و کمال در شعر و ادب، در زمینه خط نیز به تعلیم پرداخته و به درجه ممتاز در خط نستعلیق نائل شده است و اکنون از مدرسان انجمن خوشنویسان اصفهان به شمار می رود. او علاوه بر نوشتن قطعات به کتابت قرآن مجید و کتب ادبی و عرفانی نیز پرداخته است و برخی از آنها به چاپ رسیده است که از آن جمله است: «اشک قلم»، «اشک شوق» (دیوان شاهی اصفهانی) ، «دیوان شوقی اصفهانی»، «معلم شمع جمع بشریت» یادنامه «استاد شهریار»، «یادنامه سیّد صمصام». همچنین مجموعه ای از اشعار او با عنوان «ساغر حال» چاپ شده است.
این دو بیت از شعری است که در مدح امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) سروده است:
جلوه ات دیدن و روی تو ندیدن تا کی کو به کو بهر وصال تو دویدن تا کی
[1]فهرست رضوی، ج6، ص600.
عاشق روی تو تا چند ملامت بیند هم از اغیار بگو طعنه شنیدن تا کی[1]
سیّد عباس فشارکی*
سیّد عباس بن سیّد محمّد طباطبایی فشارکی، عالم فاضل و فقیه محقّق معاصر. پدرش از اعاظم فقهاء و دانشمندان عصر خود بود. صاحب عنوان در نجف اشرف متولّد شده و پس از تحصیل دروس مقدماتی و سطح در درس آیات عظام آقا ضیاء عراقی و میرزا حسین نائینی حاضر شد.
او پس از مهاجرت به ایران در تهران ساکن شد و صبیه عالم ربانی میرزا محمّدحسن آشتیانی را به همسری خود برگزید. سال ها در مدرسه مروی تهران تدریس می نمود و به «جناب آقازاده» معروف بود.
وی سرانجام در اوّل ربیع الاوّل 1400ق در تهران وفات یافت.[2]
عباس بخشیان*
عباس بخشیان فرزند مرتضی از شعرای معاصر اصفهان در سال 1330ش در روستای «لنج» لنجان، از توابع مبارکه متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود و متوسطه را در اصفهان طی کرد. این شعر از اوست:
گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است گفتا تو در حجابی، ور نه رُخَم عیان است
گفتم من از که پرسم، جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی، آنجا که بی نشان است[3]
[1]از زنده رود تا حیدربابا، ص148؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص43.
[2]اختران فقاهت، ج1، ص283.
[3]تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص104.
عباس حقانی پناه
عباس حقانی پناه متخلّص به «پناه» فرزند مهدی شاعر ادیب عارف [در 19 مهر 1328ش در اصفهان متولّد شد. در آغاز جوانی به شعر و عرفان علاقمند شد و به خانقاه سلسله نعمت اللهی در اصفهان راه یافت و به «محبوب علی» ملقّب شد.
او در 20 شهریور 1370ش بر اثر حادثه تصادف به دیار باقی شتافت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.] استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ فوت او را چنین سروده است:
به سوی وادی ایمن و مقام حقّانی «پناه برد به محبوبش از جهان عباس»
[مجموعه ای از اشعار او به نام «بر شاخه زمان سیب رسیده ام» در سال 1371ش چاپ شده است و این شعر از آنجاست:
شب ها که روز گشته فراموش کوچه ها می خوانمت به ناله در آغوش کوچه ها
از بس غم تو با در و دیوار گفته ام پیچیده است نام تو در گوش کوچه ها
یادت شبی گذشته از این رهگذر هنوز بوی تو می دهند بر و دوش کوچه ها
در انتظار تو همه شب تا طلوع صبح میخانه گرد شهرم و مِی نوش کوچه ها
شب ها پگاه می شود امّا نمی شود شبگردی «پناه» فراموش کوچه ها[1]]
عباس بن ولید
ابوالفضل عباس بن ولید بن شجاع [از محدّثین عامه اصفهان در قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری] از احمد بن منصور مروزی و محمّد بن یحیی نیشابوری حدیث نقل
[1]بر شاخه زمان سیب رسیده ام: مقدمه؛ مزارات اصفهان، ص129؛ تذکره شعرای استان اصفهان (ویرایش دوم) ، ص146.
کرده و در سال 320ق وفات یافته است.[1]
عباس جُلَکی اصفهانی
ابوالفضل عباس بن ولید بن مِرداس جُلَکی اصفهانی [از محدّثین عامّه در قرن سوم هجری] از ابوالعباس احمد بن یونس بن مسیّب ضبی، اصرم بن حوشب، قتیبه بن مهران آزادانی و قاسم بن حَکَم عُرَنی روایت کرده است.[2]
[«جُلَک» از دهات قدیمی اصفهان بوده ولی اکنون اطلاعی از آن در دست نیست.]
میرزا عباس پاقلعه ای
آقا میرزا عباس پاقلعه ای (صابرعلی شاه سوم) فرزند میر محمّدهادی (هادی علی شاه) بن حاج میرزا محمّد حسینی خاتون آبادی، عارف کامل [در قرن چهاردهم هجری در اصفهان متولّد شده و مراحل سیر و سلوک را نزد پدر که از مشایخ نعمت اللهی پاقلعه اصفهان بود طی کرد و پس از وفات میر محمّد اسماعیل (صابر علی شاه دوم) از طرف «وفاعلی شاه» به لقب «صابرعلی» ملقّب و ارشاد سالکان و طالبان به او محوّل شد. او حدود 27 سال در منطقه اصفهان شیخ طریقت نعمت اللهی شمرده می شد و بسیاری از سالکان طریق عرفان از مریدان او بودند.[3]]
او در حسن سلوک و بسط ید و اخلاق و ملکات فاضله از بسیاری از معاصرین ممتاز بود و سرانجام در سه شنبه 5 ربیع الاوّل 1350ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص142؛ طبقات المحدّثین، ج4، صص 318 و 319؛ معجم الادباء، ج8، ص240.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص140؛ اللباب، ج1، ص287.
[3]گلستان جاوید، صص 110 و 111.
آغاباشی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1][استاد محمّدحسین صغیر اصفهانی ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ وفات او را چنین سروده است:
«صغیر»ش خواست تاریخ وفات آرد خرد گفتا: «بقطب سالکین حیدر شدی صابرعلی واصل»]
و میرزا محمّدعلی معلّم حبیب آبادی نیز گوید:
سر برون کرد یکی ناگه و گفت: «ز جهان عارف ربانی رفت»[2]
او «دیوان نورعلی شاه اصفهانی» را در سال 1312ق به امر ظل السلطان به خط نستعلیق کتابت کرده و در کتابخانه عمومی اصفهان به شماره 11582 نگهداری می شود.[3]
عباس سروری*
عباس سروری، هنرمند موسیقی دان معاصر در سال 1289ش در اصفهان متولّد شد. در سال 1329ش مدّتی به تهران رفت و هفته ای یک بار در رادیو تهران به تک نوازی پرداخت. در اواسط همین سال با تأسیس رادیو اصفهان به زادگاه خود بازگشت و ارکستر رادیو اصفهان را تأسیس کرد.
او در نواختن تار سبک مخصوصی داشت. سروری در سال 1352ش به علّت بیماری سرطان از دنیا رفت.[4]
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص53.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص755.
[3]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص104.
[4]دولت دیدار، ص117؛ یادداشت های محقّق ارجمند آقای محمّدحسن رجائی زفره ای.
سیّد عباس شاهزاده
سیّد عباس شاهزاده - که گاهی او را «سید عباس آقا میری» نیز می گویند - از اساتید فنّ نقاشی در اوایل قرن چهاردهم هجری در اصفهان می زیسته و پس از فوت در بقعه درب امام مدفون گردید. از آثار او نقاشی های داخل بقعه جناب زید و داخل بقعه هارون ولایت می باشد.[1]
سیّد عباس طباطبائی خوراسکانی
آقا سیّد عباس طباطبائی خوراسکانی، عالم فاضل معاصر در فزوه [به ضمّ «ف» و کسر «و»] از قُراء مجاور خوراسکان متولّد گردیده و در اصفهان نزد بسیاری از بزرگان از آن جمله آقا شیخ محمّدرضا نجفی تحصیل کرده و در یکی از مساجد محل خود اقامه جماعت می فرمود و مردم را به حقایق و مسائل دینی با بیان احکام و مواعظ ارشاد و هدایت می نمود. سرانجام در 25 محرم الحرام سال 1395ق وفات یافته و در تکیه ملک (واقع در تخت فولاد) مدفون گردید.[2]
مرشد عباس ظهیری (برزو)*
مرشد عباس ظهیری معروف به «مرشد برزو» از نقالان مشهور اصفهان و از پیشکسوتان هنر نقالی است. سال ها در اصفهان به شاهنامه خوانی مشغول بود. سپس به تهران رفت و در قهوه خانه های معتبر تهران مانند قهوه خانه قوام السلطنه و قهوه خانه حاج قاسم در میدان شوش به اسکندرنامه خوانی پرداخت.[3]
[1]مزارات اصفهان، ص208؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص385.
[2]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص321.
[3]قهوه خانه های ایران، ص92.