بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 698

از تألیفات اوست:

1. «مشکاه السّنیّه» در جغرافیا به فارسی، در یک مقدمه و 6 قسمت و یک خاتمه که نسخه ای از آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران به شماره 645 و نسخه ای دیگر به شماره 645 در کتابخانه ملّی ایران موجود است.[1]2. «المولودیّه فی حقیقه الولاده» در طب و قابلگی که در کتابخانه ملّی ایران موجود است.[2]

میرزا علی محمّد فره وشی (مترجم همایون)

میرزا علی محمّد فره وشی (مترجم همایون) فاضل ادیب. از فرهنگیان قدیمی [در قرن چهاردهم هجری] سال ها در اصفهان و طهران مصدر خدمات بود. به زبان عربی، فرانسه و انگلیسی تسلط داشته و کتب زیادی ترجمه نموده و بسیاری از آنها را به طبع رسانده است.

[او در سال 1254ش در اصفهان متولّد شد و پس از تحصیل علوم مقدماتی، در تهران و استانبول تحصیل کرد و سال های دراز در مدارس تهران و ولایات عهده دار تدریس زبان فرانسه بود. او مدارس همایونی زنجان و انوشیروان دادگر و فیروز بهرام را پایه گذاری کرد و در بسیاری از شهرهای ایران چون زنجان، ارومیه، کرمان، تبریز و اصفهان سمت های فرهنگی داشت تا اینکه در سال 1328ش بازنشسته شد. او را باید از مؤلّفین نخستین کتب درسی جدید شمرد.]

وی در شعبان 1388ق [مطابق 1347ش] در طهران وفات یافت. این کتاب ها از آثار اوست:

1. ترجمه «ایرانی که من شناخته ام» تألیف: نیکیتین 2. «باستان نامه» مجموعه

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج1، ص60؛ فهرست ملّی، ج2، ص152.

[2]الذریعه، ج23، ص278.


صفحه 699

داستان های تاریخی و باستانی3. هفت مجلد «حساب» و «هندسه» جهت دبستان ها و دبیرستان ها4. ترجمه «سفرنامه از خراسان تا بختیاری» تألیف: هاری رنه دالمانی5. ترجمه «سفرنامه مادام دیولافوا» [6. «اصول جبر و مقابله»7. «جغرافیای رهنما»8. «حساب جدید مظفری»9. «حساب ابتدائی» مفصل10. «حلل المسائل جبر» 11. «دستور دانش» 12. ترجمه «ربنس سویس» 13. «علم الاشیاء» 14. «کتاب نیکلا» درباره تاریخ باب 15. ترجمه «ایران، کلده، شوش» نوشته: مادام دیولافوا

فرزندش دکتر بهرام فره وشی (1304-1371ش) دانش آموخته دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دارنده دکتری تمدن و السنه و ادیان ایرانی از دانشگاه پاریس، از محقّقین پرکار زبان و فرهنگ ایران قبل از اسلام بوده و کتب فراوانی در این باب منتشر ساخته است.[1]]

شیخ علی محمّد فقیه حبیب آبادی

شیخ علی محمّد فقیه حبیب آبادی، عالم فاضل، در روستای «حبیب آباد» بُرخوار متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از فضلاء از جمله آقا سیّد محمّدباقر درچه ای و آخوند ملاّ عبدالکریم گزی [و جهانگیرخان قشقائی] به تحصیل پرداخته و سپس به انجام وظایف شرعی مشغول شد. وی در شب جمعه 17 ربیع الاوّل سال 1385ق وفات یافته و در صحن تکیه جویباره ای ها در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 827 و 828؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 591-593؛ نادره کاران، صص 216 و 758؛ دائره المعارف دانش بشر، ص1211؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 446 و 447.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص827؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص103.


صفحه 700

ملاّ علی محمّد کربکندی

حاج ملاّ علی محمّد کربکندی طبیب، از شاگردان حاج محمّدباقر حکیم باشی و در حذاقت و اصابت رأی و تشخیص بیماری ها شهرت و عنوان داشته است. وی پس از وفات در قبرستان شاهزاده محمود واقع در دولت آباد بُرخوار اصفهان مدفون شد.[1]

علی مراد مسرور بروجنی

علی مراد رئوفی متخلّص به «مسرور» فرزند محمّدحسین از شعرای قرن چهاردهم هجری. در حدود سال 1315ق در بروجن متولّد شده و تحصیلات خود را در مکاتب قدیم انجام داد. از اوان جوانی به شعر و شاعری رغبت می نمود. دیوانی قریب 2500 بیت (از غزل و مخمس و غیره) داشت. از اوست:

سر زلفت بود حبل المتینم جمالت قبله دنیا و دینم

صراط المستقیم ابروانت لبت سرچشمه ماء معینم[2]

حاج میرزا علینقی

حاج میرزا علینقی، از خوشنویسان اصفهان در اواخر عهد قاجاریه است. خط نستعلیق را خوش می نوشت. از آثار او خطوط کتیبه سقاخانه امامزاده احمد اصفهان به تاریخ ربیع الاوّل 1321ق است.[3]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص208؛ مزارات اصفهان، ص269.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 447 و 448.

[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 673 و 674.


صفحه 701

میر علینقی

میر علینقی، عالم فاضل، از علمای قرن دوازدهم هجری. وفاتش در سال 1205ق روی داده و قبرش در تکیه مجلسی جنب مسجد جامع[1][واقع شده است.]

علینقی اصفهانی*

علینقی اصفهانی، از خوشنویسان خط نستعلیق در اوایل قرن یازدهم هجری است. در مجموعه آقای آیدین آغداشلو در تهران قطعه ای به خط او و مورّخ به سال 1002ق وجود دارد.[2]

علینقی انور اصفهانی

علینقی اصفهانی متخلّص به «انور» [از سخنوران قرن دوازدهم هجری] شاعر ادیب. پیشه صحّافی داشت.[3][در علوم غریبه هم مهارت داشت. در هنگام محاصره اصفهان به دست افاغنه، به قصد فرار از شهر بیرون آمد، امّا در همین اوقات وفات یافت. این مطلع از اوست:

در جهان ای جان به تنگ از عالم جسمانیم تا اسیر قید هستی گشته ام زندانیم[4]]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص828.

[2]فهرست خوشنویسان قرن دهم، ص141.

[3]تذکره روز روشن، ص90؛ الذریعه، ج9، ص109.

[4]تذکره ریاض الشعراء، ج1، ص347.


صفحه 702

میرزا علینقی خان سرتیپ (اوحدی)

میرزا سیّد علینقی خان سرتیپ متخلّص به «اوحدی» فرزند میرزا احمد طبیب [از شعراء و ادبای اواخر دوره قاجاریه در اصفهان] از خاندان حکیم سلمانی (کلانتری) و از منسوبین به معتمدالدّوله نشاط بوده و غالبا خود را «نشاطی» می خوانده است. مردی فاضل و عارف مسلک بوده و با نابینائی، هم تأسیس مدرسه برای فرهنگ کرده و هم تشکیل انجمن ادبی داده و در ترویج علم و فرهنگ بسیار کوشا بود و مشارٌ الیه را باید یکی از بنیان گزاران فرهنگ جدید در اصفهان دانست.

او در 9 جمادی الاولی 1339ق وفات یافته است.[1]

میرزا علینقی حکیم الممالک

میرزا علینقی حکیم الممالک بن حاج آقا اسماعیل جدیدالاسلام بن ملاّ بابا کلیمی اصفهانی، فاضل ادیب و شعر. [از فضلای اواخر دوره قاجاریه] پدرش در دستگاه فتحعلی شاه و ناصرالدّین شاه پیشخدمت سلام بود. پس از فوت او پسرش علینقی جانشین او شد. او در دارالفنون طب را آموخت. در سال 1272ق به سمت نایب سفارت عازم اروپا شد. در سفر دوم ناصرالدّین شاه به اروپا ملازم رکاب بود. او حکومت برخی از شهرهای ایران را یافته و عاقبت در سال 1321ق در طهران وفات یافت.[2]

[در طب شاگرد میرزا ابوالحسن سلطان الاطبّاء اصفهانی بوده و «روزنامه سفر به خراسان» از تألیفات او به چاپ رسیده است.]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص977؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص177؛ بدایع و نوادر، ص25.

[2]تاریخ بروجرد، ج1، ص527.


صفحه 703

میرزا علینقی مسأله گو

حاج میرزا علینقی مسأله گو فرزند سیّد اسماعیل بن میر محمّدعلی حسینی [بن میر محمّداسماعیل بن احمد بن میر محمّدمهدی حسینی خاتون آبادی]، واعظ خبیر و عالم جلیل، [از وعاظ اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]

به علم و فضل و تقوی بین الاقران معروف بود و پس از فوت [در روز 23 شعبان 1352ق] در قسمت شمال غربی مسجد مصلی در فضای تخت فولاد مدفون گردیده و پس از چندین سال به اعتاب مقدسّه نقل گردید.[1]

[شیخ عبدالجواد خطیب ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ وفات او را چنین گوید:

از پی تاریخ او «خطیب» رقم زد: «در مه شعبان علی نقی بجنان شد»[2]]

سیّد علینقی بیدآبادی

سیّد علینقی بن اسماعیل موسوی بیدآبادی، از فضلای قرن سیزدهم هجری و از اهالی محلّه بیدآباد اصفهان. در سال 1231ق مجموعه ای شامل کتاب های «معارج» علاّمه مجلسی، «مبادی» علاّمه حلّی، «تهذیب» علاّمه حلّی و «شرح بدایه» شهید ثانی را به خط نسخ خود کتابت نموده که به شماره 119 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]

[1]مزارات اصفهان، ص237.

[2]شرح مجموعه گل، صص 329-333.

[3]فهرست مرعشی، ج1، ص133؛ بیان المفاخر، ج2، ص231.


صفحه 704

سیّد علینقی واعظ

سیّد علینقی بن محمّداسماعیل واعظ قاری اصفهانی [از وعاظ اهل منبر در قرن چهاردهم هجری] در شب 29 جمادی الثّانی سال 1316ق کتاب «التبر المذن» در فضائل و مناقب حضرات معصومین را به خط نسخ کتابت نموده است. نسخه به شماره 7330 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[1]

شیخ علینقی کمره ای*

شیخ علینقی بن شیخ محمّدتقی کمره ای اصفهانی، از علمای اصفهان در قرن دوازدهم هجری است. وی در روز 23 صفر 1130ق وفات یافته و در صحن تکیه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]

علینقی بن رمضانعلی*

علینقی بن رمضانعلی، عالم فاضل ادیب در قرن یازدهم هجری است. او نسخه ای از کتاب «تهذیب الاحکام» را کتابت کرده و علاّمه ملاّ محمّدباقر مجلسی در اواخر جمادی الثّانی 1071ق جهت او اجازه نوشته و از او به عنوان «المولی التّقی الورع» یاد کرده است.[3]

این رباعی از اوست:

ای آنکه به بزم احدیّت یکتای جز احمد مرسل تو نداری همتای

[1]فهرست مرعشی، ج19، ص123.

[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.

[3]تراجم الرجال، ج1، ص414؛ فهرست مرعشی، ج8، ص90.


صفحه 705

مدّاح تو در لجّه غم غوطه خورد دستش ز کرم گیر و بگو با ما آی[1]

ملاّ علینقی سابق مازندرانی

ملاّ علینقی مازندرانی متخلّص به «سابق» فرزند ملاّ محمّدصالح ساروی مازندرانی، عالم فاضل و ادیب شاعر [در سال 1042ق.] در اصفهان متولّد شده و تحصیل نموده است. سرانجام به هند رفته و اورنگ زیب را مدح نمود. [و به امر او مثنوی در غزوات اورنگ زیب سروده است. او در حدود سال 1082ق وفات یافته است.]

نویسنده [سیّد مصلح الدّین مهدوی] گوید: در «تذکره الانساب» و «الفیض القدسی» وی را از اولاد مولی محمّدصالح مازندرانی، از آمنه خاتون نام نبرده اند. لکن علاّمه طهرانی در «الذریعه» وی را سبط مولی محمّدتقی مجلسی می نویسد.[2]

[این شعر از اوست:

رام ما گشت فلک از غم پنهانی ما هست داغ دل ما مهر سلیمانی ما

دیده به هر سو فکنم از تو نشان می بینم نیست بیهوده درین بادیه حیرانی ما]

علینقی ابهری اصفهانی

علینقی بن علی بیگ ابهری جی اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در نیمه

[1]تذکره شاعران فارسی سرا، ص166.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص260؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، صص 375 و 376؛ الذریعه، ج9، ص514؛ کاروان هند، ج1، صص 513 و 514؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «سابق»، ص14 و ذیل «علینقی سابق»، ص277؛ منتخب اللطایف، ص340.