بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 708

این نسخه ها به دست میرزا علینقی زنجانی کتابت شده است:

1. «شوارق الالهام» تألیف: ملاّ عبدالرّزاق فیاض لاهیجی که در 1218ق کتابت نموده و به شماره 527ط در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[1]2 و 3. «مشرق الشّمسین» تألیف: شیخ بهائی و «تمهید القواعد» تألیف: شهید ثانی که در 1239ق کتابت نموده و بر آن حاشیه نوشته که محقّقانه و عالمانه است. این دو نسخه در کتابخانه عالم عالیقدر سیّد حسن صدر کاظمی موجود بوده است. 4. «ذریعه الضّراعه» که در کتابخانه میرزا علی اکبر عراقی در نجف موجود است.[2]5. «حاشیه بر شرح شمسیه» از میر سیّد شریف جرجانی که در 9 ربیع الاوّل 1201ق کتابت نموده و در کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف اشرف موجود است.[3]]

حاج سیّد علینقی ثقه الشّریعه

حاج سیّد علینقی ثقه الشّریعه فرزند سیّد محسن میر محمّد صادقی بن آقا سیّد محمّدباقر بن میر سیّد علی حسینی، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن چهاردهم هجری.]

در غرّه صفر 1291ق در اصفهان متولّد [شده] و به درس آقا سیّد محمّدباقر درچه ای، آقا میر محمّدتقی مدرس و آقا میرزا محمّدهاشم چهارسوقی حاضر شد. سپس در مسجد محلّه نو به امامت و نشر احکام پرداخته و هم در این شهر در سال 1376ق وفات یافت.[4]

[1]فهرست مختصر مجلس، ص523.

[2]الکرام البرره: مخطوط.

[3]گلزار فضیلت، ص108.

[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص885.


صفحه 709

علینقی امامی

علینقی بن محمّدمحسن بن محمّدرضا امامی [از خطاطان و کتیبه نگاران بزرگ عهد صفویه] که در بیشتر مساجد اصفهان از نوشته های او آثاری موجود است و از سال 1112ق (مسجد جامع) شروع و به 1122ق (مسجد علیقلی آقا) ختم می شود.[1]

[در ثلثِ شیوه جدّش محمّدرضا (ثلث شیوه ایرانی) از اساتید مسلّم و کتیبه نگاران چیره دست تاریخ هنر ایران به شمار می رود. علاوه بر ثلث نویسی، خط نستعلیق را نیز خوش می نوشته و کتیبه های نستعلیق او در مساجد اصفهان موجود است.[2]]

حاج سیّد علینقی فیض الاسلام*

حاج سیّد علینقی فیض الاسلام فرزند آقا سیّد محمّد دیباجی سدهی اصفهانی، از علمای عالیقدر معاصر در سال 1322ق (مطابق با 1284ق) در «فروشان» از توابع سِدِه ماربین (خمینی شهر کنونی) متولّد شد و علوم مقدماتی را نزد مادرش حیات سلطان (دختر آقا ملاّ محمّدصادق بن ملاّ آقابابا سدهی) که زنی عالمه و فاضله و زاهده بود فرا گرفت. همچنین نزد برادرش آقا سیّد غیاث الدّین درس خواند. سپس به اصفهان رفت و چندی به تحصیل مشغول بود. آنگاه راهی عتبات عالیات شد و نزد حضرات آیات: آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی، حاج شیخ محمّدکاظم شیرازی، حاج شیخ عباس قمی و حاج شیخ علی اکبر نهاوندی در فقه و اصول کسب فیض کرد. همچنین فلسفه و عرفان را از شیخ علی اکبر نهاوندی فرا گرفت.

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص773.

[2]خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، صص 67 و 68؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج2، صص 490 و 491 و ج4، ص1124؛ اطلس خط، ص351؛ تاریخ خط و خطاطان، ص110؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص477.


صفحه 710

او پس از سال ها تحصیل، با دریافت اجازات نقل حدیث و اجتهاد از اساتید خود به ایران بازگشت و در تهران ساکن شد و در طول 40 سال اقامت در این شهر به ترجمه و تفسیر قرآن، نهج البلاغه و صحیفه سجّادیه پرداخت که به چاپ رسید. ترجمه او از این سه کتاب و خصوصا «نهج البلاغه» مورد استقبال زیاد قرار گرفت و چندین بار تجدید چاپ شد.

او عالمی ساده زیست، متواضع و عاشق خاندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بود و سرانجام در اردیبهشت 1364ش وفات یافته و در قبرستان بهشت زهرای تهران مدفون شد.

از آثار دیگر او می توان به «خاتون دو سرا» در شرح حال حضرت زینب (سلام اللّه علیها) و «الافاضات الغرویّه فی اصول الفقهیّه» اشاره کرد.[1]

علینقی قهپایه ای*

علینقی بن شمس الدّین محمّد قهپایه ای اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. او در 27 شعبان 1085ق نسخه ای از کتاب «الکافیه فی النّحو» را به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 8746 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[2]

میرزا علینقی مشیرلشکر نائینی*

میرزا علینقی ملقّب به «مشیرلشکر» فرزند میرزا محمّدفروغ نائینی اصفهانی، ادیب فاضل و منشی دانشمند، در قرن سیزدهم هجری.

او در خاندان علم و فضیلت که اغلب اهل ادب و دانش و عالمان دین بوده اند زاده شد و تربیت یافت. در نائین و اصفهان و تهران علم و ادب آموخت. اعتماد السّلطنه در

[1]ماهنامه کیهان فرهنگی: شماره 236، خرداد 1385ش، صص 63-65؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، ص482.

[2]فهرست مختصر مجلس، ص639.


صفحه 711

«المآثر و الآثار» او را در ذیل اصحاب علم و کمال آورده و نوشته است:

«در فروع و اصول و غالب فنون منقول، از اساتید و فحول است. سطوح فقهیه لا سیّما روضه بهیّه را به اقتداری تدریس می کند که متفقّهی محتشم بلکه مجتهدی مُسلَّم»

مشیرلشکر در دستگاه نایب السلطنه کامران میرزا که عهده دار وزارت جنگ بود به عنوان لشکرنویس و با لقب «مشیرلشکر» به نویسندگی و منشیگری مشغول بوده است.

سال وفات او به دست نیامد.

از آثار او رساله «مآثر الصّدریه» است که نسخه ای از آن نزد آقای جلال بقائی نائینی موجود بوده است و محقّق یگانه استاد ایرج افشار این رساله را تصحیح و در کتاب دفتر تاریخ به چاپ رسانده است.[1]

علینقی ابهری*

علینقی بن محمّدمؤمن بن حاج محمّد بن حاج میرزا علی ابهری جی اصفهانی، از کاتبان اواخر قرن یازدهم هجری است. خط نسخ را خوش می نوشته و همچون پدرانش به کتابت مشغول بوده است. او ظاهرا در اوایل قرن دوازدهم هجری نسخه ای از جلد دهم کتاب «تفسیر الائمه» تألیف: میرزا محمّدرضا نصیری طوسی واقعه نویس را کتابت کرده که در کتابخانه علاّمه محقّق حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.[2]

شیخ علینقی کمره ای

شیخ عزالدّین علینقی بن ابوالعلا محمّدهاشم طغائی کمره ای شیرازی اصفهانی [از علمای عالیقدر قرن سیزدهم هجری] عالم فاضل، فقیه زاهد جلیل القدر، جامع معقول

[1]دفتر تاریخ، ج1، صص 55 و 56؛ چهل سال تاریخ ایران یا المآثر و الآثار، ج2، ص263.

[2]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، ص145.


صفحه 712

و منقول. در شیراز خدمت سیّد ماجد بحرانی و در اصفهان نزد شیخ بهائی و جمعی دیگر از بزرگان تحصیل نموده و در شیراز منصب قضاوت [داشت.] و در اصفهان پس از عزل میرزا قاضی از شیخ الاسلامی، به دستور جناب خلیفه سلطان، شیخ الاسلام گردیده و تا سال فوت یعنی سال 1060ق در این منصب بوده است.

مرحوم شیخ علینقی در اصفهان وفات یافته و در زمین تخت فولاد مدفون گردیده و قبر او را در حدود تکیه آقا رضی شیرازی جنب تکیه آقا میرزا محمّدباقر چهارسوقی می نویسند. [امّا] آثار قبر ظاهر نیست.[1]

[مؤلّف فقید و اغلب شرح حال نویسان، شرح حال شیخ علینقی کمره ای (شاعر عصر شاه عباس صفوی) با شیخ علینقی طغائی کمره ای (شیخ الاسلام اصفهان) را در هم آمیخته و آن دو نفر را یک نفر دانسته اند که چنین نیست.

آنچه هم که در مورد محل دفن شیخ علینقی طغائی کمره ای نوشته شده، صحیح نیست. زیرا کمره ای در شیراز وفات یافته و ظاهرا همانجا به خاک رفته است.]

کتب زیر از اوست:

[1. «اثبات الواجب» موجود در کتابخانه میرزا محمّدتقی مدرس رضوی در تهران[2]] 2. «الادعیه و الاحراز» [که آن را در سال 1048ق در هنگام جنگ سپاهیان سلطان مراد چهارم عثمانی با شاه صفی در بغداد تألیف نموده است.[3]3. «التّحفه الفاخره» که پس از تألیف آن را به شاه صفی اهداء کرده است.] 4. «الجامع الصفوی» [کتابی مفصّل در

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص830؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص 36 و 37؛ امل الآمل، ج2، ص208؛ ریاض العلماء، ج4، صص 271-276؛ روضات الجنّات، ج4، صص 366-374؛ ریحانه الادب، ج6، ص234؛ معجم المؤلّفین، ج7، ص255؛ الروضه النضره، صص 419 و 471؛ الاعلام، ج5، ص182؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص386؛ الاصفهان: رجال و مشاهیر، ص461.

[2]الروضه النضره، ص419.

[3]الذریعه، ج1، ص392.


صفحه 713

امامت است و در آن به اثبات حقانیّت شیعه امامیه پرداخته و جواب های مفصّل به اعتراضات شیخ نوح حنفی (از علمای سنّی سرزمین عثمانی) داده است. نسخه هایی از این کتاب در کتابخانه های آستان قدس رضوی[1]، ملک تهران[2]، مرکز احیاء میراث اسلامی در قم[3]و شیخ علی کاشف الغطاء در نجف اشرف[4]موجود است.] 5. «حدوث العالم» [که صاحب ریاض العلماء نوشته است، کمره ای ابتدا کتابی موسوم به «مقاصد العالیه» نوشته و در مقصد نهم به حدوث عالم پرداخته و پس از آن مطالب عمده آن را در رساله مستقلی فراهم آورده و مطالبی بدان افزوده است.[5]6. «الرّد علی القول بقدم العالم» 7. «رساله در استقلال باکره رشیده در نکاح» که در کتابخانه میرزا محمّدتقی مدرس رضوی در تهران موجود بوده است. 8. «رساله در تحریم نماز در مکان غصبی»، که آن را در سال 1042ق تألیف نموده و نزد میرزا محمّدتقی مدرس رضوی در تهران وجود داشته است.[6]] 9. «رساله در حرمت کشیدن توتون» [کتابی مفصّل و استدلالی است که مؤلف برای اثبات نظر خود 14 دلیل اقامه نموده است.[7]] کتاب در سال 1048ق در شیراز نوشته شده است. 10. «رساله در حرمت اقامه نماز جمعه در عصر غیبت» 11. «مسار الشیعه» [که مؤلّف با تکیه بر 12 حدیث از کتب معتبر و شرح مفصّل آنها به اثبات حقانیّت شیعه به عنوان فرقه ناجیه پرداخته و کتاب را در یک افتتاح و 12 فصل و خاتمه مرتّب کرده است. نسخه ای از این کتاب در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار[8]و نسخه ای دیگر در کتابخانه ملّی ملک در تهران وجود دارد.[9]] 12. «المقاصد العالیه فی

[1]فهرست الفبائی رضوی، ص160.

[2]فهرست ملک، ج1، ص195.

[3]فهرست خطی احیاء، ج7، صص 201 و 337.

[4]الذریعه، ج5، ص62.

[5]الذریعه، ج6، ص294.

[6]الروضه النضره، ص419.

[7]الذریعه، ج11، ص174.

[8]الذریعه، ج20، ص376.

[9]فهرست ملک، ج4، ص747.


صفحه 714

الحکمه الیمانیه» [که در چندین مقصد مرتّب شده است.[1]] 13. «مناسک حج» [که در حواشی کتاب «عوالی اللئالی» مطالبی از آن نقل شده است.[2]] 14. «الولایه و القضاء» [که در سال 1042ق برای میرزا حبیب اللّه صدر تألیف کرده است. نسخه ای از آن نزد شیخ حسن کمره ای موجود بوده است.[3]] 15. «همم الثّواقب» [درباره حقوق متقابل مردم و حکومت مشتمل بر 12 فصل که در سال 1043ق به نام شاه صفی تألیف کرده است.[4]نسخه ای از آن در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی در قم موجود است.[5]]

ملاّ علینقی خوئی*

مولی علینقی خوئی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و نزد علاّمه مجلسی رساله «صیغ العقود و النکاح» را قرائت نموده و علاّمه جهت او اجازه نوشته و او را با القاب «المولی الفاضل الصالح الزّکی الرّضی» ستوده است. این رساله جزو مجموعه ای در کتابخانه عالم جلیل القدر شیخ علی فاضل قائینی در قم موجود است.[6]

میرزا علینقی طبیب اصفهانی

میرزا علینقی اصفهانی، از اطباء اواخر قرن دوازدهم هجری (عهد زندیه) بوده[7]و خاندان وثوقی اصفهان از احفاد او هستند.

[1]الذریعه، ج21، ص381.

[2]الذریعه، ج22، ص269.

[3]الذریعه، ج25، ص145.

[4]الذریعه، ج25، ص243.

[5]فهرست عکسی احیاء، ج3، ص227.

[6]تلامذه العلاّمه المجلسی، ص46؛ تراجم الرّجال، ج1، ص414.

[7]رستم التّواریخ، ص404.


صفحه 715

علینقی قزوینی

علینقی قزوینی [از فضلاء ساکن اصفهان در قرن سیزدهم هجری] در 2 شوال المکرّم 1264ق یادداشت هایی در «بیاض» آقا سیّد شفیع جزائری نوشته است. نسخه در کتابخانه آقای سیّد مصطفی حسینی موجود [بوده] است.

سیّد محمّدعلی ابرقوئی

سیّد محمّدعلی ابرقوئی [از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته و به تحصیل علوم دینی مشغول بوده است.] حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی در ماه شوال 1257ق اجازه مختصری جهت مشارٌ الیه مرقوم فرموده و به اجتهادش از روی امتحان و اختبار گواهی فرموده است.[1]

محمّدعلی اسلامی*

محمّدعلی اسلامی، از شعراء معاصر اصفهان در سال 1310ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه، در رشته ادبیات به تحصیل ادامه داد و به اخذ درجه لیسانس نائل شد. سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس در دبیرستان ها و مراکز آموزش عالی مشغول شد. کتاب «دستور زبان فارسی» از تألیفات اوست. گاهی شعر می سراید.

از اوست:

[1]بیان المفاخر، ج1، صص 356 و 357؛ الکرام البرره، ج2، ص820؛ فهرست عکسی مرکز احیاء، ج1، ص75؛ الذریعه، ج1، ص157.