ملاّ محمّدعلی اصفهانی
ملاّ محمّدعلی اصفهانی [از فضلاء قرن یازدهم هجری] شاگرد علاّمه مجلسی. در آخر نسخه کتاب «کافی» به شماره 2607 کتابخانه آیت اللّه مرعشی، أنهائی از علاّمه مجلسی جهت صاحب عنوان است و تاریخ آن اواسط جمادی الثانی 1070ق می باشد.[1]
میرزا محمّدعلی اصفهانی
میرزا محمّدعلی اصفهانی، از خطاطین معروف [در قرن سیزدهم هجری] بوده و حاج محمّدکریم خان کرمانی در خدمت او مشق می کرده است.
میرزا محمّدعلی اصفهانی*
میرزا محمّدعلی اصفهانی، شاعر و ادیب و صوفی در قرن دوازدهم هجری. در اوایل حکومت احمدخان دنبلی به خوی آمد و در سال 1181ق در آنجا وفات یافت. او قطعه ای در وصف حمام احمدخان ساخته بوده که دور خزینه حمام ثبت کرده بوده اند.[2]
استاد محمّدعلی اصفهانی*
استاد محمّدعلی اصفهانی، از منبّت کاران هنرمند قرن دوازدهم هجری است. او در سال 1133ق یک جفت در نفیس را جهت مسجد جامع نوش آباد کاشان ساخته است.
[1]فهرست مرعشی، ج7، ص189؛ علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، ص351.
[2]تاریخ خوی، ص203.
و به طرزی هنرمندانه، طرح ها و اشکال هندسی زیبائی را گره کشی نموده است.[1]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی اصفهانی، خطاط و خوشنویس خط نسخ [در قرن یازدهم هجری] از آثارش: کتابت «مهج الدّعوات» سیّد بن طاوس، مورّخ به ربیع الثّانی 1042ق در کتابخانه وزیری یزد به شماره 14036 موجود است.[2]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی اصفهانی [خوشنویس خط نسخ در اواخر دوره قاجاریه] در سال 1310ق از کتابت نسخه ای از «قرآن مجید» فراغت یافته و این نسخه به وسیله میرزا رضاخان نائینی وقف بر آستانه مبارکه رضویه شده است.[3]
میرزا محمّدعلی افسر اصفهانی
میرزا محمّدعلی بیگ اصفهانی متلخص به «افسر» از شعرای قرن دوازدهم هجری است. از غلام زادگان دربار صفویه بوده و در جوانی به هند رفته است.[4][در هند مقارن حکومت عالمگیر پادشاه، ترقی نموده و به «معزّز خان» ملقّب شده و در بنگاله وفات یافت.[5]]
[1]نوش آباد در آینه تاریخ، آثار تاریخی و فرهنگ، ص48.
[2]فهرست وزیری، ج1، ص69.
[3]راهنمای گنجینه قرآن، ص360.
[4]تذکره المعاصرین حزین، ص218؛ تذکره غنی، ص26.
[5]لغت نامه دهخدا: ذیل «افسر»، ص3107؛ الذریعه، ج9، ص83؛ تذکره روز روشن، ص26؛ کاروان هند، ج1، ص80؛ صحف ابراهیم، ص44.
از اوست:
چنان دلسرد از اهل جهانم که چشم گرمی از آتش ندارم
حاج محمّدعلی امامی*
حاج محمّدعلی امامی بیستجانی، از علمای معاصر اصفهان در سال 1305ش. در روستای «بیستجان» اصفهان متولّد شد و برای تحصیل به اصفهان آمد و نزد علمای بزرگوار شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، حاج سیّد عباس صفی دهکردی، حاج ملاّ رمضانعلی املائی و شیخ حیدرعلی صلواتی به کسب علم پرداخت. پس از آن به تهران رفته و در دانشکده الهیات دانشگاه تهران تحصیل نمود. آنگاه به اصفهان مراجعت کرده و در دبیرستان های این شهر تدریس کرد.
او در سال های اخیر مدیریت مدرسه صدر خواجو و دفتر ثبت ازدواج و طلاق را برعهده داشته و در مسجد بقیه اللّه در محلّه خواجو اقامه جماعت نموده است.[1]
محمّدعلی بختیاری
محمّدعلی بختیاری [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در سال 1242ق نسخه ای از «الواقی» در شرح وافی تونی، تألیف: سیّد محسن کاظمینی را به خط نسخ نوشته و نسخه شماره 239 در کتابخانه مجلس شورای ملّی ایران موجود است.[2]
محمّدعلی بقائی پور*
محمّدعلی بقائی پور، از شعرای معاصر اصفهان است. در سال 1323ش متولّد شده و
[1]زندگینامه خانوادگی آیت اللّه حاج آسید محمّدکاظم نوربخش، ص44.
[2]فهرست مجلس، ج7، ص393.
مجموعه ای از اشعارش در سال 1380ش به نام «شمع سوزان» به چاپ رسیده است. این شعر از اوست:
شب تاریک ما را نور ماهی تو خدا را رحم کن بنما نگاهی تو
به لبخند ملیحی جان و دل بردی دل و جان برده ای دیگر چه خواهی تو
محمّدعلی بلیغ اصفهانی*
محمّدعلی توکلی متخلّص به «بلیغ» از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1317ش متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه به تهران رفت و در آنجا به عکاسی پرداخت. او پس از بازگشت به اصفهان به حرفه خود ادامه داد. در 70 سالگی لب به سرودن شعر باز نموده و زندگی خود را وقف شعر نمود. او اگرچه در زمینه شعر از محضر هیچ استادی استفاده نکرده امّا ذوق و استعدادی فطری در سرودن شعر دارد.
این شعر از اوست:
اشک را گفتم بگو، در چشم من جایت کجاست گفت جای من درون چشمه لطف خداست
اشک را دردانه پندارند مردان خدا چون به پای دوست جز دردانه افشاندن خطاست[1]
محمّدعلی بیگ نقاش باشی*
محمّدعلی بیگ نقاش باشی بن ابدال بیگ بن علیقگی بیگ جبادار (آرناوت) ، نقاش و شاعر ادیب قرن دوازدهم هجری. پدر و جدّش ساکن اصفهان و از نقاشان معروف
[1]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص883.
دوره صفویه بوده اند. خود او در دربار طهماسب دوم و نادرشاه به نقاشی مشغول بود. در نقاشی از سبک فرنگی سازی پیروی می کرده و تحت تأثیر نقاشی هندی قرار داشته است. در شعر نیز طبعی روان داشت. در اواخر عمر به ضعف بینائی گرفتار شده و در مازندران ساکن شد و در سال 1176ق وفات یافت.
از آثار او: 1. تابلو نقاشی: مرد جوان قوش به دست (سال 1164ق) 2. تصویر: مهدی خان استرآبادی (منشی نادرشاه) 3. تصاویر نسخه خطی جهانگشای نادری، که در مجموعه آقای عبدالعلی ادیب برومند وجود دارد.
این بیت از اشعار اوست:
غمی کز مژه خون گشاید مرا گر او را خوش آید، خوش آید مرا[1]
میرزا محمّدعلی دانش خوراسکانی
میرزا محمّدعلی دانش خوراسکانی فرزند حاج محمّدابراهیم، شاعر و روزنامه نگار معاصر. پدرش از خان زادگان و مشاهیر خوراسکان است. در سال 1280ش در قریه خوراسکان در یک فرسنگی شهر اصفهان از بلوک جی متولّد گردیده و در مدارس قدیمه اصفهان تحصیل کرد. مدّتی درک محضر استاد سخن گلشن ایرانپور را نموده و از خدمت او استفاده علمی و ادبی برده و زمانی مدیر داخلی روزنامه «اختر مسعود» بوده از سال 1309ش روزنامه «دانش» را با سبک ادبی مخلوط با فکاهی به طور غیر مرتّب منتشر نمود.
او به قدرت حفظ و حاضرجوابی و خوش محضری در اصفهان معروف بود. از
[1]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان) ، ص331؛ تذکره روز روشن، ص564؛ دائره المعارف هنر، ص522؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، صص 750 و 751.
شعرای متوسط اصفهان به شمار می رفته و اشعارش در روزنامه دانش به طبع می رسید.[1]
[دانش در شهرداری اصفهان به خدمت مشغول بود. وی سرانجام در روز پنجم بهمن 1359ش بدرود حیات گفته و در تکیه شیخ مرتضی ریزی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]]
از اوست:
گل ندارد قیمت ار بی خار باشد در جهان زین جهت اندر جهان هرگز گل بی خار نیست
آقا محمّدعلی بهار اصفهانی
آقا محمّدعلی مُذَّهِب اصفهانی متخلّص به «بهار» و «فرهنگ» فرزند ابوطالب اصفهانی، [از شعراء و هنرمندان قرن سیزدهم هجری] به اجماع معاصرین در صنعت تذهیب و صناعت شعر سیّما غزل مقام استادی داشت. «رساله یخچالیه» از اختراعات فکر بکر اوست و آن تذکره شعرایی است انتقادی که به طبع رسیده است. وفاتش در سال 1275ق روی داد. [تذکره مدایح معتمدیه نیز از تألیفات اوست که هنوز به طبع نرسیده و نسخه ای از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران و نسخه دیگر آن در کتابخنه جعفر سلطان القرائی در تبریز موجود است. مؤلّف با نثری منشیانه و مصنوع شرح حال و اشعار شاعران مدح کننده منوچهرخان معتمدالدّوله حاکم اصفهان را آورده است.
مذّهب مردی نیک نقش و پاک طبع و خوش صحبت بوده است. او در اواخر عمر به دعوت دفتر آستان قدس رضوی به مشهد مقدّس رفت و عهده دار نگارش و تذهیب
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 191-193.
[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
فرمان های آستان قدس گردید و پس از دو سال در سال 1275ق وفات یافت.
این شعر از اوست:
غیر سرو قدّ او کآورده زلف مشکبار سرو را هرگز ندیدستم که آرد مُشک بار[1]]
شیخ محمّدعلی حزین لاهیجی
شیخ محمّدعلی حزین لاهیجی اصفهانی فرزند شیخ ابوطالب زاهدی بن ملاّ عبداللّه بن علی بن عطاءاللّه لاهیجی گیلانی، شاعر ادیب و عالم فاضل از مشاهیر سخنوران قرن دوازدهم هجری و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی.
به سال 1103ق در اصفهان متولّد شد و با اشتیاقی تمام در اصفهان به تحصیل معارف پرداخت و شب و روز دمی نیاسود و با پشتکار زیاده از حد و استعداد فراوان او و حافظه بی مانندش، موجب شد که او از جمیع دانش های آن زمان بهره مند گردد و در حکمت و عرفان و شعر و ادب و معارف اسلامی سرآمد اقران گردد. [اساتید او عبارتند از: شیخ ابراهیم زاهدی گیلانی، شیخ خلیل اللّه طالقانی، شیخ بهاءالدّین گیلانی، آقا هادی مازندرانی (مترجم) ، میرزا کمال الدّین محمّد فسائی، حاج محمّدطاهر اصفهانی، شیخ عنایت اللّه گیلانی، میر سیّد حسن طالقانی، میرزا محمّدطاهر قائنی، ملاّ محمّدباقر صوفی، ملاّ لطف اللّه شیرازی، ملاّ محمّدصادق اردستانی، قوام الدّین محمّد سیفی قزوینی، محمّدمسیح فسائی، ملاّ شاه محمّد شیرازی.
[1]تذکره مدایح معتمدیه: خطی؛ تذکره مآثر الباقریه، صص 168 و 347-349؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص840؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، صص 262 و 263؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2102 و 2103؛ الذریعه، ج20، ص203؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1139؛ هنر قلمدان، ص111؛ آگهی شهان از کار جهان، ج3، ص66؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص288؛ الاصفهان (رجال و مشاهیر) ، ص157.
حزین سپس به شیراز، بیضاء، اردکان، فسا، کازرون، شولستان، جهرم، داراب، لار، بندرعباس و بحرین سفر کرد و به اصفهان مراجعت نمود. پس از محاصره اصفهان به دست افغان ها از این شهر به خوانسار و خرم آباد رفته و پس از حمله عثمانی ها به خرم آباد و همدان، به خوزستان رفته و به عزم زیارت بیت اللّه الحرام راهی مکه شد امّا موفق نشده و به یمن رفت و پس از بازگشت در شهرهای غربی ایران به سفر پرداخته و به عتبات عالیات رفت و از آنجا به شمال ایران رفته و به مشهد مقدّس مشرّف شد. آنگاه به اصفهان و شیراز آمده و عزم سفر حج نموده و به این هدف نائل شد. او پس از بازگشت به ایران و سفر به لار و بندرعباس و کرمان، عاقبت در سال 1146ق راهی هند شد و به شهرهای مختلف سفر کرد و در بنارس ساکن شد. تا این که در شب 11 جمادی الاولی] سال 1180ق در آنجا وفات یافت و همانجا مدفون شد.
او متجاوز از یکصد جلد کتاب تألیف کرده که از آن جمله است:
1. «تذکره المعاصرین»، مطبوع2. «تاریخ (و سفرنامه) حزین»، مطبوع3. «دیوان حزین»، مطبوع4. «شرح نهج البلاغه»5. «التّخلیه و التّحلیه»6. «مذاکرات فی المحاضرات»7. «هدایه الامم فی الحدوث و القدم»8. «ترجمه دعای مشلول»9. «ترجمه رساله علم» تألیف پدرش (ابوطالب) 10. «شرح قصیده لامیه» 11. «وجوب الغسل من المرفق فی الوضوء» 12. «وجوب النّص علی الإمام به فارسی 13. «تفسیر اسماء الحسنی» 14. «حاشیه بر الهیات شفا» 15. «رساله در تحقیق معاد روحانی» و غیره[1]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 165 و 166؛ تذکره المعاصرین، (مقدمه) ، صص 42-83؛ تاریخ و سفرنامه حزین، (مقدمه) ، صص 9-45؛ الذریعه: مجلّدات مختلف؛ خزانه عامره، ص193؛ تذکره حسینی، ص106؛ تذکره سرو آزاد، ص225؛ تذکره سفینه المحمود، ص624؛ تذکره هفت آسمان، ج1، صص 162-164؛ تذکره غنی، ص42؛ طرائق الحقائق، ج3، ص530؛ تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص488؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «حزین لاهیجی»، صص 516 و 517؛ تاریخ ادبیات فارسی (اِتِه) ، ص196؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 219 و 220؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص210؛ دویست سخنور، صص 76-78؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، ص632؛ ریحانه الادب، ج2، ص41؛ تذکره شمع انجمن، صص 201-203؛ مجمع النّفایس، صص 73-75؛ منتخب اللطایف، صص 242-244؛ تذکره ریاض الشّعراء، ج1، صص 632-635.