بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 730

سال عمر کرد [و در زمان حیات پدرش در چهارم ربیع الاوّل 1355ق مطابق با ششم خرداد 1315ش وفات یافته] در تکیه مرحوم حاج میرزا ابوالحسن درکوشکی (بروجردی) در یکی از اطاق های غربی مدفون گردید که در سال های اخیر شهرداری آنجا را خراب کرد. او این دو بیت را به خط خود در جُنگ دانشمند محترم آقای حاج آقا حسین عمادزاده نوشته است:

یارب بر من نیامد آن مه دیشب فریاد زدم چو کودک مهدی شب

تا سر نزده از افق آن ماه منیر هر روز بود ز غیب آن مهدی شب[1]

محمّدعلی صاعد اصفهانی

[استاد] محمّدعلی صاعدی متخلّص به «صاعد» فرزند اسداللّه، [از شعرای معاصر اصفهان.] در سال 1304ش در اصفهان متولّد گردیده، مدّتی در مدارس جدید و پس از آن، ضمن اشتغال به کسب، اندکی تحصیل علوم قدیمه کرده و اکنون روزگار به رنگ زنی اتومبیل می گذراند. دارای طبعی روان می باشد. از اعضای انجمن ادبی کمال است.[2]

[مطابق یادداشتی از پدر ایشان که بر یکی از اوراق کتاب «اختیارات» مجلسی نوشته است. نسب و تاریخ دقیق تولّد او چنین است: محمّدعلی بن میرزا اسداللّه بن آمحمّدعلی صرّاف بن حاج علی محمّداعدادی (قهفرخی) بن آمحمّدحسین بن آفتحعلی بن آخداداد (ساکن قهفرخ) در روز 8 جمادی الثانی 1346ق.

وی تحصیلات خود را در مدرسه نوریه از مدارس جدید و تحت تربیت عالم ربّانی سیّد نوراللّه قاضی عسکر آغاز کرد. از سن 13 سالگی برای کمک به خانواده، به

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص367؛ مزارات اصفهان، ص340؛ بوستان فضیلت، صص 316 و 317.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص299.


صفحه 731

شغل نقاشی اتومبیل روی آورد و چندی بعد در کنار شغل خود به تحصیلات حوزوی پرداخت. صرف و نحو را نزد شیخ محمّدتقی نجفی شهرضایی (در مدرسه میرزا مهدی) آموخت. سیوطی و مقداری از مغنی را نزد شیخ محمدحسین فرزانه (در مدرسه چهارباغ) فرا گرفت و باقی مغنی و مطول را از آقا علاءالدین مدرس بهره گرفت. همچنین مدتی از درس فلسفه مرحوم شیخ عباسعلی ادیب و تفسیر مرحومین طیّب و شیخ حیدرعلی صلواتی کامیاب گردید.

او از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و با تشویق مرحوم صغیر اصفهانی و شیدا به انجمن های ادبی اصفهان راه یافت. ابتدا در انجمن پیشه وران (معروف به انجمن عشیق) و سپس انجمن خاکیا و انجمن کمال شرکت کرد. در سال 1345ش وی به همراه عدّه ای از شاعران اصفهان انجمن ادبی صائب را در محلّ آرامگاه صائب تأسیس کردند که ریاست آن برعهده مرحوم بی ریای گیلانی (شیدا) بود و پس از مهاجرت شیدا به تهران، از سال 1354ش ریاست انجمن تاکنون برعهده استاد صاعد بوده است.

او از دوران جوانی به فعالیت های مذهبی و اجتماعی پرداخته و برای جلوگیری از مفاسد و انحرافات عهد پهلوی مبارزاتی داشته که مورد تعقیب مأموران حکومت وقت قرار گرفته است و پس از پیروزی انقلاب اسلامی داوری برخی از مسابقات شعر و جشنواره ها را برعهده داشته است.

وی غیر از فعالیت های ادبی و راهنمایی شاعران جوان در انجمن، مقالات متعددی در مجلّه دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان، فصلنامه فرهنگ اصفهان و نشریات دیگر نوشته و کتاب هایی تألیف کرده که به چاپ رسیده اند که عبارتند از:

1. «اصفهان در شعر فارسی»2. «تجلی در منی» (گزیده غزل، قصیده، مثنوی، قطعه) 3. «خط سبر، یادگار سرخ» (برگزیده اشعار جمعی از شاعران در زمینه دفاع مقدّس و سرداران شهید) 4. «در آستان غزل»5. «سرود روح القدس»6. «گزیده اشعار صائب


صفحه 732

تبریزی»[1]

این شعر از اوست:

به زرق و برق جهان هرکسی نظر بسته است تلألؤ صدفش چشم از گهر بسته است

گشاده جبهه آن کس به هر دو عالم باد که بهر خدمت نوع بشر کمر بسته است

گره گشای تو گردد گره گشائی ها که کار مردم عالم به یکدگر بسته است

نگاه لطف ز دلخستگان دریغ مدار که گاه رشته جانی به یک نظر بسته است

گشوده است به لطف حق به ما «صاعد» چه غم که بر روی ما هر در دگر بسته است]

محمّدعلی اصفهانی

محمّدعلی بن محمّداسماعیل اصفهانی [خوشنویس خط نستعلیق در قرن سیزدهم هجری] در ربیع الثّانی 1232ق کتابت نسخه ای از «لیلی و مجنون» مکتبی شیرازی را به خط نستعلیق به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 4926 در کتابخانه آستان مقدس رضوی موجود است.[2]

[همچنین] در جمعه 25 ربیع الثّانی 1224ق کتابت نسخه ای از برهان قاطع را به خط

[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با استاد صاعد در روز 17 مردادماه 1389ش؛ تجلی در منی: مقدمه؛ بزم ادب، ص330؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص480.

[2]فهرست رضوی، ج7، بخش دوم، ص703.


صفحه 733

نستعلیق به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 4564 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[1]

محمّدعلی اصفهانی*

حاج محمّدعلی بن محمّداسماعیل حمصی اصفهانی، از فضلاء قرن سیزدهم هجری است. او نسخه ای از «توضیح المقال» تألیف: محمّد استرآبادی را در روز 26 ربیع الاوّل 1221ق به خط نسخ کتابت کرده و به شماره 8545 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[2]

حاج میرزا محمّدعلی علاقه بند

حاج میرزا محمّدعلی علاقه بند [فرزند ملاّ اسماعیل بن علی بن جعفر بن حسن اصفهانی] از محترمین اهل منبر اصفهان بوده و پدرانش همگی اهل علم و منبر اصفهان بوده و در این شهر می زیسته اند. [در سال 1300ق (مطابق با سال 1261ش) در محلّه پاقلعه اصفهان متولّد شده و از جوانی به واسطه استعداد و قریحه سرشار به وعظ خطابه روی آورد. مقدمات و سطوح را نزد علمای اصفهان آموخته و در درس خارج عالم جلیل القدر آقا سیّد محمّد مدرس نجف آبدی حاضر و به اجتهاد نائل شد.]

او سال ها به وعظ و ارشاد و هدایت مردمان پرداخته و در سال 1325ق وفات یافت [و بیرون تکیه آقا سیّد محمّد ترک در تخت فولاد مدفون شد. پس از تعریض خیابان فیض، فرزندش شیخ محمّدرضا حسام الواعظین جسد پدر را مجدّدا کفن کرده و در یکی

[1]فهرست مرعشی، ج12، ص139.

[2]فهرست مختصر مجلس، ص213.


صفحه 734

از اطاق های تکیه سیّد العراقین دفن کرد.[1]]

میرزا محمّدعلی قائنی

میرزا محمّدعلی بن سیّد محمّداسماعیل حسینی قائنی حکیم، ریاضیدان، ادیب و خوشنویس دانشمند قرن سیزدهم هجری.

[در 15 ربیع الاوّل 1224ق متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از حکماء و علمای اصفهان خصوصا ملاّ علی محمّد محلّه نوئی به تحصیل پرداخته و در علوم زمان خود خصوصا حکمت و ریاضیات تبحّر یافت و به استادی رسید. چندی در اصفهان به تدریس مشغول بود] و عاقبت به تهران رفته و در آنجا به تدریس و تحقیق و تألیف ادامه داد و شاگردان زبده ای همچون عبدالعلی میرزا قاجار متخلّص به «عبدی» و ملقّب به «معتمدالدّوله»، سلطان اویس میرزا قاجار، حاج ملاّ شکراللّه لواسانی و میرزا عبداللّه طبری را تربیت کرد.

او علاوه بر تبحّر در علوم عقلی و نقلی، در ادبیات نیز صاحب اطلاع و سلیقه ای پاکیزه بود و خطوط نستعلیق و شکسته را خوش می نوشت. و سرانجام در سال 1305ق در تهران وفات یافته و در مزار امامزاده یحیی مدفون شد.[2]

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «تحقیق جیب و ظل» که نسخه ای از آن در کتابخانه اهدایی آقای مشکاه به

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص222؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص631؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص282؛ شرح مجموعه گل، صص 245-247.

[2](چهل سال تاریخ ایران) یا المآثر و الآثار، ج1، ص270؛ کارنامه خاندان قائنی (بشارت) ، صص 11-33؛ مقالات ادبی استاد همایی، ص439؛ نقباء البشر، ج4، ص1308؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص836؛ تاریخ علوم اسلامی، صص 148 و 149؛ مکارم الآثار، ج3، صص 776 و 777.


صفحه 735

دانشگاه تهران موجود است.[1][2. «تحقیق در اقسام زمان حقیقی در تقاویم و فرق بین مین تا یم (زمان وسطی) و سن تایم (زمان شخصی و حقیقی) » 3. «تقریرات درس میرزا محمّدعلی قائنی» که شاگردش میرزا عبداللّه طبری آن را گردآوری کرده و در مجموعه شماره 12087 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.[2]4. «تنقیح و تصحیح رساله کیفیه تسطیح الکره» 5. «حاشیه بر تحریر رساله کره و اسطوانه» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی 6. «حاشیه بر تنقیح المناظر» تألیف: ابوعلی فارسی] 7. «رساله در ساعت و وقت شناسی» که در سال 1300ق تألیف شده و در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در طهران موجود است.[3][8. «رساله در برهان اینکه ابصار با خروج شعاع از چشم نیست» 9. «سؤالات یا مسائل هندسه» 10. «سؤال و جواب» (در پاسخ به شاگردش طبری) ] 11. «رساله در صنعت اسطرلاب» که در سال 1299ق در طهران تألیف کرده و به شماره 4911 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[4]12. «شفق و فلق» که آن را «صبح و شفق» و «فجر و فلق» نیز نوشته اند. نسخه ای از آن به خط شاگردش میرزا عبداللّه طبری، به شماره 12087 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[5]13. «مشارق الاضواء» در علم هیئت، به عربی، که در شنبه غرّه رجب 1257ق تألیف شده و نسخه ای از آن ضمن مجموعه 2736 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی[6][و نسخه ای دیگر در کتابخانه علاّمه طباطبایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز] موجود است.[7][14. «نهایه الایضاح» در شرح باب مساحت (مقاله چهارم) از کتاب «مفتاح الحساب» غیاث الدّین جمشید کاشانی، که

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج4، ص852.

[2]فهرست الفبایی رضوی، ص140.

[3]فهرست مجلس، ج14، ص137.

[4]فهرست مجلس، ج14، ص137.

[5]فهرست الفبایی رضوی، ص425.

[6]فهرست مجلس، ج9، ص76.

[7]نسخه پژوهی، ج3، ص132.


صفحه 736

نسخه ای از آن به خط مؤلف که در دهه آخر شعبان 1274ق در اصفهان تحریر شده، در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار طهران[1]و نسخه ای دیگر به شماره 1533 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[2]

وی نسخه های متعددی از کتب و رساله های ریاضی، فلسفی و منطقی را کتابت کرده که در کتابخانه های مجلس و آستان قدس نگهداری می شوند. وی همچنین نسخه ای از «مثنوی معنوی» را به خط نستعلیق عالی در سال 1266ق کتابت کرده که در کتابخانه سلطنتی سابق وجود دارد.[3]

محمّدعلی معرفت

محمّدعلی شجره طوبی متخلّص به «معرفت» فرزند مشهدی اسماعیل، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1295ش در اصفهان متولّد شده و اندکی تحصیل کرد. پس از آن در مغازه سلمانی نزد پدر به کار مشغول شد. از اعضای انجمن ادبی کمال و از نزدیکان و خواص آقا سیّد جعفر خاکشیر به شمار می رفت و اغلب اشعار او را از حفظ بود. «معرفت» شاعری خوش قریحه و باذوق است. گاهی اشعار فکاهی می سراید و نیکو از عهده برمی آید.[4][در انجمن ادبی سعدی و انجمن ادبی صائب نیز شرکت نموده و اشعارش در مطبوعات اصفهان و مجله توفیق در تهران به چاپ رسیده است. در زمینه نثر نیز تجربیاتی دارد.[5]این ابیات از اوست:

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص794.

[2]کارنامه خاندان قائنی (بشارت) ، ص12.

[3]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص795.

[4]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص456.

[5]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای معرفت در دوشنبه 16 اردیبهشت 1369ش.


صفحه 737

دشمنان در کار ما از رشک بلوا می کنند بی سبب نبود که ما در ماجرا افتاده ایم

آبروی ما مگو رفته است بر باد فنا کسب کردیم آبرو در عشق تا افتاده ایم]

حاج ملاّ محمّدعلی نوری

آخوند حاج ملاّ محمّدعلی بن محمّداسماعیل نوری مازندرانی، عالم فاضل، حکیم عارف و فقیه [ماهر، از علمای قرن سیزدهم هجری.]

در قصبه نور مازندران متولّد شده و در اصفهان تحصیل علوم فقه و اصول و حکمت نموده، جهت تصفیه نفس به هندوستان مسافرت نموده و ریاضت کشید و پس از مراجعت در اصفهان ساکن شده و عزلت و انزوا اختیار نموده و کم تر با مردم معاشرت و مراوده می نموده است. [نزد آقا سیّد محمّدمجاهد تحصیل کرد و به امر استاد کتاب «نخبه الاصول» را نوشت. حکمت را نزد ملاّ علی نوری آموخته و در عرفان، از شاگردان و مریدان محمّدحسین (حسین علی شاه) اصفهانی بوده است. سال ها در اصفهان به تدریس فقه و حکمت (از جمله شرح لمعه و کتب حکمت مشّاء) مشغول بود و جمعی از فضلاء در جلسات درس او حاضر می شده اند. که از آن جمله است: میرزا سلیمان تنکابنی و میرزا محمّدصادق خاتون آبادی.]

در 22 ذیقعده الحرام 1253ق وفات یافته و در صحن تکیه بابارکن الدّین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

کتب زیر از اوست:

1. «حواشی بر شرح لمعه»2. «حواشی بر مثنوی»[1][3. «حواشی بر شوارق»

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص66؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 393 و 394؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73؛ ریحانه الادب، ج6، ص260؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، صص 59 و 60، قصص العلماء، صص 73 و 138.