بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 734

از اطاق های تکیه سیّد العراقین دفن کرد.[1]]

میرزا محمّدعلی قائنی

میرزا محمّدعلی بن سیّد محمّداسماعیل حسینی قائنی حکیم، ریاضیدان، ادیب و خوشنویس دانشمند قرن سیزدهم هجری.

[در 15 ربیع الاوّل 1224ق متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از حکماء و علمای اصفهان خصوصا ملاّ علی محمّد محلّه نوئی به تحصیل پرداخته و در علوم زمان خود خصوصا حکمت و ریاضیات تبحّر یافت و به استادی رسید. چندی در اصفهان به تدریس مشغول بود] و عاقبت به تهران رفته و در آنجا به تدریس و تحقیق و تألیف ادامه داد و شاگردان زبده ای همچون عبدالعلی میرزا قاجار متخلّص به «عبدی» و ملقّب به «معتمدالدّوله»، سلطان اویس میرزا قاجار، حاج ملاّ شکراللّه لواسانی و میرزا عبداللّه طبری را تربیت کرد.

او علاوه بر تبحّر در علوم عقلی و نقلی، در ادبیات نیز صاحب اطلاع و سلیقه ای پاکیزه بود و خطوط نستعلیق و شکسته را خوش می نوشت. و سرانجام در سال 1305ق در تهران وفات یافته و در مزار امامزاده یحیی مدفون شد.[2]

کتب زیر از تألیفات اوست:

1. «تحقیق جیب و ظل» که نسخه ای از آن در کتابخانه اهدایی آقای مشکاه به

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص222؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص631؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، ص282؛ شرح مجموعه گل، صص 245-247.

[2](چهل سال تاریخ ایران) یا المآثر و الآثار، ج1، ص270؛ کارنامه خاندان قائنی (بشارت) ، صص 11-33؛ مقالات ادبی استاد همایی، ص439؛ نقباء البشر، ج4، ص1308؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص836؛ تاریخ علوم اسلامی، صص 148 و 149؛ مکارم الآثار، ج3، صص 776 و 777.


صفحه 735

دانشگاه تهران موجود است.[1][2. «تحقیق در اقسام زمان حقیقی در تقاویم و فرق بین مین تا یم (زمان وسطی) و سن تایم (زمان شخصی و حقیقی) » 3. «تقریرات درس میرزا محمّدعلی قائنی» که شاگردش میرزا عبداللّه طبری آن را گردآوری کرده و در مجموعه شماره 12087 در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.[2]4. «تنقیح و تصحیح رساله کیفیه تسطیح الکره» 5. «حاشیه بر تحریر رساله کره و اسطوانه» تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی 6. «حاشیه بر تنقیح المناظر» تألیف: ابوعلی فارسی] 7. «رساله در ساعت و وقت شناسی» که در سال 1300ق تألیف شده و در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در طهران موجود است.[3][8. «رساله در برهان اینکه ابصار با خروج شعاع از چشم نیست» 9. «سؤالات یا مسائل هندسه» 10. «سؤال و جواب» (در پاسخ به شاگردش طبری) ] 11. «رساله در صنعت اسطرلاب» که در سال 1299ق در طهران تألیف کرده و به شماره 4911 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[4]12. «شفق و فلق» که آن را «صبح و شفق» و «فجر و فلق» نیز نوشته اند. نسخه ای از آن به خط شاگردش میرزا عبداللّه طبری، به شماره 12087 در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.[5]13. «مشارق الاضواء» در علم هیئت، به عربی، که در شنبه غرّه رجب 1257ق تألیف شده و نسخه ای از آن ضمن مجموعه 2736 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی[6][و نسخه ای دیگر در کتابخانه علاّمه طباطبایی دانشگاه علوم پزشکی شیراز] موجود است.[7][14. «نهایه الایضاح» در شرح باب مساحت (مقاله چهارم) از کتاب «مفتاح الحساب» غیاث الدّین جمشید کاشانی، که

[1]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج4، ص852.

[2]فهرست الفبایی رضوی، ص140.

[3]فهرست مجلس، ج14، ص137.

[4]فهرست مجلس، ج14، ص137.

[5]فهرست الفبایی رضوی، ص425.

[6]فهرست مجلس، ج9، ص76.

[7]نسخه پژوهی، ج3، ص132.


صفحه 736

نسخه ای از آن به خط مؤلف که در دهه آخر شعبان 1274ق در اصفهان تحریر شده، در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار طهران[1]و نسخه ای دیگر به شماره 1533 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[2]

وی نسخه های متعددی از کتب و رساله های ریاضی، فلسفی و منطقی را کتابت کرده که در کتابخانه های مجلس و آستان قدس نگهداری می شوند. وی همچنین نسخه ای از «مثنوی معنوی» را به خط نستعلیق عالی در سال 1266ق کتابت کرده که در کتابخانه سلطنتی سابق وجود دارد.[3]

محمّدعلی معرفت

محمّدعلی شجره طوبی متخلّص به «معرفت» فرزند مشهدی اسماعیل، از شعرای معاصر اصفهان در سال 1295ش در اصفهان متولّد شده و اندکی تحصیل کرد. پس از آن در مغازه سلمانی نزد پدر به کار مشغول شد. از اعضای انجمن ادبی کمال و از نزدیکان و خواص آقا سیّد جعفر خاکشیر به شمار می رفت و اغلب اشعار او را از حفظ بود. «معرفت» شاعری خوش قریحه و باذوق است. گاهی اشعار فکاهی می سراید و نیکو از عهده برمی آید.[4][در انجمن ادبی سعدی و انجمن ادبی صائب نیز شرکت نموده و اشعارش در مطبوعات اصفهان و مجله توفیق در تهران به چاپ رسیده است. در زمینه نثر نیز تجربیاتی دارد.[5]این ابیات از اوست:

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص794.

[2]کارنامه خاندان قائنی (بشارت) ، ص12.

[3]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص795.

[4]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص456.

[5]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای معرفت در دوشنبه 16 اردیبهشت 1369ش.


صفحه 737

دشمنان در کار ما از رشک بلوا می کنند بی سبب نبود که ما در ماجرا افتاده ایم

آبروی ما مگو رفته است بر باد فنا کسب کردیم آبرو در عشق تا افتاده ایم]

حاج ملاّ محمّدعلی نوری

آخوند حاج ملاّ محمّدعلی بن محمّداسماعیل نوری مازندرانی، عالم فاضل، حکیم عارف و فقیه [ماهر، از علمای قرن سیزدهم هجری.]

در قصبه نور مازندران متولّد شده و در اصفهان تحصیل علوم فقه و اصول و حکمت نموده، جهت تصفیه نفس به هندوستان مسافرت نموده و ریاضت کشید و پس از مراجعت در اصفهان ساکن شده و عزلت و انزوا اختیار نموده و کم تر با مردم معاشرت و مراوده می نموده است. [نزد آقا سیّد محمّدمجاهد تحصیل کرد و به امر استاد کتاب «نخبه الاصول» را نوشت. حکمت را نزد ملاّ علی نوری آموخته و در عرفان، از شاگردان و مریدان محمّدحسین (حسین علی شاه) اصفهانی بوده است. سال ها در اصفهان به تدریس فقه و حکمت (از جمله شرح لمعه و کتب حکمت مشّاء) مشغول بود و جمعی از فضلاء در جلسات درس او حاضر می شده اند. که از آن جمله است: میرزا سلیمان تنکابنی و میرزا محمّدصادق خاتون آبادی.]

در 22 ذیقعده الحرام 1253ق وفات یافته و در صحن تکیه بابارکن الدّین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

کتب زیر از اوست:

1. «حواشی بر شرح لمعه»2. «حواشی بر مثنوی»[1][3. «حواشی بر شوارق»

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص66؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 393 و 394؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص73؛ ریحانه الادب، ج6، ص260؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر) ، صص 59 و 60، قصص العلماء، صص 73 و 138.


صفحه 738

4. «حاشیه بر مطول»5. «نخبه الاصول» به عربی در یک مقدمه و چند مبحث و خاتمه که مؤلف در پنج شنبه 3 ذیقعده الحرام 1220ق از تألیف آن فراغت یافته است. نسخه ای از این کتاب به شماره 2870 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است که در روز 3 شعبان 1237ق کتابت شده است. نسخه دیگری از این کتاب به شماره 4287 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم وجود دارد که تاریخ کتابت و نام کاتب معلوم نیست. همچنین نسخه ای در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره 7749 موجود است که کاتب و تاریخ کتابت آن ذکر نشده است. نسخه دیگری هم در مجموعه شماره 13162 در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد.[1]]

ملاّ محمّدعلی قهدریجانی

ملاّ محمّدعلی به محمّدامین قدریجانی لنجانی از فضلاء و شعرای دوره قاجاریه.

وی مؤلف: 1. «بحار الغموم» در مصائب (در 3 جلد) 2. «مفاتیح الجنان» در تاریخ و مناقب ائمه علیهم السلام است و این دو نسخه به خط مؤلف در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[2]

شیخ محمّدعلی نجف آبادی

شیخ محمّدعلی نجف آبادی فرزند شیخ محمّدامین، [عالم فاضل، از علمای قرن سیزدهم هجری] در نجف اشرف در خدمت آیات عظام شیخ مرتضی انصاری [و سپس آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانی] به تحصیل پرداخت [و از جمله خواصّ شاگردان

[1]الذریعه، ج24، ص93؛ الکرام البرره: خطی؛ فهرست مرعشی، ج8، ص79 و ج11، ص285؛ فهرست مجلس، ج26، صص 237 و 238؛ فهرست الفبائی رضوی، ص580.

[2]فهرست گلپایگانی، (صدرائی) ، ج8، ص4455.


صفحه 739

آخوند بود و در جلسات درس آخوند که در مسجد طوسی نجف برای شاگردان زبده اش برقرار کرده بود شرکت می کرد. وی با خواهر سیّد عبداللّه بُکاء (از علماء ساکن کوفه و وکیل عالم جلیل میرزا حسن خلیلی) ازدواج کرده و حاصل این پیوند فرزندی به نام میرزا حسین قاری است که از علماء و فقهاء متّقی ساکن نجف بود.]

شیخ محمّدعلی در حدود سال 1298ق وفات یافت.[1]

محمّدعلی اصفهانی*

محمّدعلی بن محمّدباقر اصفهانی، از خوشنویسان و کاتبان قرن سیزدهم هجری است. خط نسخ را خوش می نوشت. او «کتاب دعا» را به خط نسخ نیکو در سال 1249ق کتابت نموده که در کتابخانه خورشید گردیزی در «مُلتان» پاکستان موجود است.[2]

حاج شیخ محمّدعلی نجفی اصفهانی (ثقه الاسلام)

حاج شیخ محمّدعلی نجفی مسجدشاهی معروف به «ثقه الاسلام» فرزند حاج شیخ محمّدباقر نجفی بن شیخ محمّدتقی رازی (صاحب هدایه المسترشدین) عالم فاضل زاهد و فقیه مجتهد اصولی از مشاهیر علماء و فقهاء و مدرسین اصفهان [در قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری.] مادرش دختر سیّد صدرالدّین عاملی بوده و بدین جهت از طرف پدر و مادر هر دو، نواده شیخ جعفر کبیر است.

در ربیع الاوّل 1271ق در اصفهان متولّد شده و مقدّمات علوم و قسمتی از سطح و

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص794؛ دیباچه دیار نون، ص247.

[2]فهرست خورشید گردیزی، ص23.


صفحه 740

خارج را نزد پدر دانشمند خود و جمعی دیگر از بزرگان فراگرفت و در سال 1288ق رهسپار نجف اشرف گردیده و در آن ارض اقدس نزد [حضرات آیات] حاج میرزا حبیب اللّه رشتی، شیخ راضی نجفی و شیخ مهدی کاشف الغطاء به کسب علوم و معارف پرداخته و سپس به سامراء رفته و نزد [مرجع عالیقدر شیعه] میرزا محمّدحسن شیرازی به تکمیل تحصیلات خود مشغول شد. او پس از وصول به مقام اجتهاد به اصفهان مراجعت نموده و در مسجدشاه و مدرسه عربان به تدریس مشغول شد.

میرزا حسن خان جابری در «تاریخ اصفهان و ری» درباره او گوید: اَعقَل و اَکمَل آقایان مسجد شاه بوده و به کارهای خوب اقدام نمود. یکی دادن سالی هزار تومان به دولت عوض مالیات قهوه خانه های اصفهان و بستن آن انجمن مفاسد و کارخانه اتلاف مال و جان و حال و وقت و شرافت و آسایش مردم را. دوم: جلوگیری از خیالات سطحی برادرش آقای حاج شیخ نوراللّه»! مرحوم جابری منظور از خیالات سطحی را بیان نمی کند.

مرحوم ثقه الاسلام همراه دو برادر دیگر خود آقانجفی و حاج آقا نوراللّه در مبارزه با سلطه بیگانگان و مقابله با منحرفین از اسلام و طرفداران فرقه ضالّه غیور و کوشا بوده است.

او سرانجام در شب سه شنبه 4 شعبان المعظّم سال 1318ق در اصفهان وفات یافته و جنازه به نجف اشرف حمل و در یکی از اطاق های حرم مطهر [حضرت علی علیه السلام ] جنب برادر خود شیخ محمّدحسین نجفی مدفون گردید. مرحوم حاج میرزا حسن خان جابری انصاری در تاریخ وفات او گوید: «ثقه الاسلام آوی بالجنان»

و ملاّ عبدالجواد خطیب ضمن مرثیه ای گوید:

تاریخ این مصیبت جانسوز گفت آه اسلام را پدید شده ثلمه عجب

کتب زیر از تألیفات اوست:


صفحه 741

1. «رساله در اصول دین و اخلاق» مطبوع در سال 1297ق 2. «حواشی بر ارشاد الاذهان» مطبوع در سال 1390ش به همراه ترجمه ارشاد الاذهان پسرش حاج شیخ مهدی3. «حواشی بر مجمع المسائل» مطبوع در سال 1323ق4. «حواشی بر سراج العوام و مشکوه الظلام» تألیف: میرزا احمد بن محمّدعلی واعظ اصفهانی، مطبوع5. «رساله در کیفیت نماز شب و استخاره نماز جناب جعفر طیّار» مطبوع در سال 1311ق6. «رساله در معاصی کبیره» به فارسی، مطبوع7. «رساله در مناسک حج» به فارسی، مطبوع8. «رساله در ولایات» به عربی، مطبوع[1]

میرزا محمّدعلی خان گلستانه

میرزا محمّدعلی خان گلستانه فرزند محمّدباقر بن حسین بن سیّد علاءالدّین محمّد گلستانه، فاضل ادیب، در اواخر قرن سیزدهم هجری. در اصفهان محترم و معزّز می زیسته و منصب استیفا داشته و در سال 1290ق مسجد صفا واقع در محلّه شهشهان را بنا نموده و اثر خیری از خود به یادگار نهاد. کتیبه مسجد به خط محمّدتقی بن محمّدابراهیم خطاط اصفهانی [آقا محمّدتقی صحّاف] است. مادّه تاریخ بنای این مسجد را شاعر و خوشنویس ادیب میرزا علیرضا لنجانی متخلّص به «پرتو» سروده است:

بنا شد چو این مسجد باصفا بعون خداوند رکن و حطیم

ز «پرتو» بتاریخ آن شد سؤال بگفتا: «لساعیه فوزٌ عظیم»[2]

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 427-429؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 109-132؛ ترجمه ارشاد الأذهان: مقدمه، به قلم فرزندش آیه اللّه حاج شیخ مهدی نجفی؛ مکارم الآثار، ج6، صص 1973-1976؛ نقباء البشر، ج4، ص1348؛ الذریعه، ج11، صص 4 و 87؛ ج17، ص259؛ ج18، ص305 و ج25، ص142؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص228.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص808.