محمّدعلی دیانی، مدرسه جعفریه قائن، آیت اللّه مرعشی قم وجود دارد.[1]31. «مفتاح الکنوز» در تعلیقه بر شوارق و تجرید است که فرزندش شیخ محمّدحسین آن را مرتب کرده است و در آخر آن شرح حال مؤلف را آورده است. نسخه ای از این کتاب در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی بن محمّدتقی اصفهانی [از کاتبان دوازدهم هجری] در چهارشنبه 21 جمادی الثّانی 1126ق کتاب «غناء الادیب فی فهم مغنی اللّبیب» تألیف: ملاّ محمّدمهدی بن علی اصغر قزوینی را به خط نسخ نوشته و ضمن مجموعه شماره 766 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[3]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی بن محمّدتقی اصفهانی [خوشنویس خط نستعلیق در قرن دوازدهم هجری] در روز سه شنبه 12 جمادی الثّانی سال 1175ق کتابت نسخه ای از «حرز الامان فی فتن الزّمان» تألیف: صفی الدّین علی بن حسین بن علی بیهقی را به خط نستعلیق خوش به پایان رسانیده است. نسخه به شماره 7625 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[4]
[1]فهرست وزیری، ج2، ص544؛ فهرست الفبائی رضوی، ص506؛ فهرست مرکزی دانشگاه اصفهان، ج2، ص439؛ فهرست گلپایگانی، ج2، ص164؛ فهرست دیّانی، ص27؛ فهرست جعفریه قائن، ص153؛ فهرست مرعشی، ج7، ص61؛ ج12، ص84؛ ج14، ص62 و ج22، ص11.
[2]فهرست مرعشی، ج6، ص282؛ الذریعه، ج21، ص343.
[3]فهرست مرعشی، ج2، ص376.
[4]فهرست مرعشی، ج20، ص31.
شیخ محمّدعلی اعتزاریان*
شیخ محمّدعلی اعتزاریان فرزند شیخ محمّدتقی، عالم فاضل زاهد صالح معاصر. در سال 1275ش در اصفهان متولّد شد. مقدّمات را نزد پدر خود و ملاّ محمّدعلی عالم حبیب آبادی و شیخ عباسعلی ادیب آموخت. سپس از محضر حضرات آیات: میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی، حاج سیّد حسین خادمی، سیّد محمّدرضا خراسانی و حاج میر سیّد علی بهبهانی بهره برد.
او از ائمه جماعات مساجد دوغازی و پامنار دردشت بود و از راه زرگری و نقره کاری در منزل خویش امرار معاش می کرد و زبان انگلیسی را نیز آموخته بود.
وی در 2 فروردین 1362ش وفات یافته و در صحن تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[1]
آقا محمّدعلی هرندی*
آقا محمّدعلی هرندی فرزند محمّدتقی بن محمّدمهدی، عالم فاضل، از علمای اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم هجری. در اصفهان ساکن بوده و تدریس می نموده و جمعی از فضلاء از جمله حاج محمّدابراهیم کلباسی از محضر او مستفیض می شده اند. شیخ آقابزرگ طهرانی نسخه ای از کتاب «دروس» که یادداشت مالکیت او به تاریخ 16 جمادی الاوّل 1207ق مشهود بود را رؤیت نموده است.[2]
میرزا محمّدعلی حیرت
میرزا محمّدعلی نوری متخلّص به «حیرت» فرزند حاج میرزا محمّدتقی مُعَبِّر نوری، از
[1]شرح مجموعه گل، ص394.
[2]الکرام البرره: مخطوط.
فضلاء اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] مردی زاهد و گوشه نشین بوده و کم تر با مردم معاشرت می نمود. گاهی شعر می سرود [سال وفات و مدفن او به دست نیامد.[1]]
سیّد محمّدعلی صدرالشّریعه
سیّد محمّدعلی صدرالشّریعه فرزند آقا میرزا محمّدجعفر بن حاج میرزا محمّدعلی میردامادی، از علمای قرن چهاردهم هجری، عالم فاضل جلیل، از شاگردان آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، آقا سیّد مهدی درچه ای، آقا میرزا احمد اصفهانی بود. او عالمی رشید و شجاع بوده و در اواخر عمر دفتر رسمی ثبت اسناد را تأسیس کرد و در حدود سال 1342ش رحلت فرمود و در قبرستان ورنوسفادران در مقبره خانوادگی مدفون گردید. او برادر واعظ خبیر حاج آقا سیّد جمال الدّین صهری است.[2]
میرزا محمّدعلی امام جمعه
میرزا محمّدعلی امام جمعه فرزند میرزا جعفر بن حاج میر سیّد محمّد [از علمای قرن سیزدهم هجری و از سادات خاتون آبادی اصفهان] عالم فاضل محقّق، در حُسن اخلاق و آداب معاشرت و فضایل و کمالات ممتاز بوده و مدت چهار سال امام جمعه اصفهان بود [او از شاگردان میر محمّدرضا و ملاّ حسینعلی تویسرکانی است.] کتب و رسایل چندی تألیف نموده که از آن جمله است:
1. «رساله در جواز تقلید میّت» 2. «رساله در کفایت هر غسل از وضو» [3. «رساله در منجزات مریض»]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص168.
[2]لطائف غیبیّه: مقدمه، ص سی و یک؛ خمینی شهر شهری که از نو باید شناخت، ص307.
او قبل از غروب آفتاب روز دوشنبه 12 ربیع الاوّل سال 1300ق وفات یافته و در بقعه مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون شد. قبر او را در سال های اخیر محو نمودند. وفاتش را حاج میرزا علی انصاری گوید: گفت انصاری: «لقد غاب امام»[1]
میرزا محمّدعلی شایق اصفهانی
میرزا محمّدعلی متخلّص به «شایق» فرزند میرزا محمّدجعفر طبیب اصفهانی متخلّص به «اسیر»، از شعرای قرن سیزدهم هجری. او مانند پدر در یزد ساکن بوده و طبابت می کرده و شعر می سروده است.[2][در کتابخانه ملک در یک مجموعه غزلیاتی به تاریخ 1262ق از او وجود دارد.]
این دو بیت از اوست:
دوره کوس و کی دور فلک کرد طی نیست امانش که کی از تو برآرد دمار
«شایق» بیدل نگر همچو صراحی مدام گریه اش اندر گلو خون دلش در کنار
دکتر محمّدعلی اژه ای*
دکتر محمّدعلی اژه ای فرزند جلال الدّین، از اساتید دانشگاه و محقّقان معاصر در سال 1323ش. در یک خانواده مذهبی در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در اصفهان طی کرد و در کنار آن در حوزه علمیه اصفهان تحصیل کرد. در
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص838؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص315؛ الکرام البرره: مخطوط؛ منتهی الآمال، ص669؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص248؛ تاریخ اصفهان (جابری) ، ص196.
[2]تذکره میکده، صص 404 و 612؛ حدیقه الشعراء، ج2، ص825؛ الذریعه، ج9، ص504؛ آینه دانشوران، (چاپ سوم) ، ص547؛ تذکره شبستان، ص725؛ فهرست ملک، ج8، ص116.
سال 1344ش در رشته فلسفه در دانشگاه اصفهان به تحصیل پرداخت و سپس در دانشگاه تهران دوره فوق لیسانس را طی نمود. آنگاه به استخدام دانشگاه اصفهان درآمد. چندی بعد به انگلستان رفته و در رشته فلسفه از دانشگاه لندن دکترا گرفت.
او مقالات بسیاری در نشریات علمی و دائره المعارف بزرگ اسلامی به چاپ رسانده و کتاب «مبانی منطق» او نیز به چاپ رسیده است. همچنین مقالات بسیاری به همایش های علمی ارائه داده است. وی علاوه بر تدریس فلسفه در دانشگاه اصفهان به عنوان استاد راهنمای دانشجویان در تألیف پایان نامه های فوق لیسانس و دکترا به فعالیّت پرداخته است.
همچنین در مناصب اداری متعدد دانشگاهی از جمله مسؤول دوره لیسانس شبانه، معاون آموزشی، معاون پژوهشی، رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی و مدیر گروه فلسفه (همگی در دانشگاه اصفهان) به انجام وظیفه پرداخته است.[1]
سید محمّدعلی جمال زاده*
سیّد محمّدعلی جمال زاده فرزند سیّد جمال الدّین واعظ اصفهانی بن سیّد عیسی بن سیّد محمّدعلی بن سیّد صالح موسوی عاملی.
از نویسندگان معاصر در سال 1309ق (حدود 1270ش) در اصفهان متولّد شد. در سال 1321ق به تهران رفت و تحصیلات مقدّماتی را در آنجا گذراند. در سال 1326ق به بیروت رفت و دو سال بعد به فرانسه رفت در دانشگاه دیژون در رشته حقوق ادامه تحصیل داد. با شروع جنگ جهانی اوّل به برلین رفت و در کنار آزادیخواهان ایرانی به فعالیت پرداخت. او اوّلین داستان های خود را در مجله «کاوه» در برلین به چاپ رساند.
[1]گنجینه های علمی دانشگاه اصفهان، صص 13-17.
پس از تعطیل شدن «کاوه» به خدمت در سفارت ایران در برلین در سمت سرپرستی محصلین ایرانی مشغول شد. و پس از 8 سال در دفتر بین المللی کار وابسته به جامعه ملل فعّالیّت کرد و در سال 1315ش بازنشسته شد. پس از آن از برلین به ژِنِو (در سوئیس) مهاجرت کرد و تا آخر عمر در آنجا زندگی کرد تا اینکه در 17 آبان 1376 در منزل مسکونی خود در ژنو (در کنار رود لمان) درگذشت.
او از نخستین داستان نویسان زبان فارسی (به سبک اروپایی) است و نقش او در پایه گذاری داستان نویسی ایران انکارناپذیر است. همچنین تحقیقات متعددی درباره فرهنگ و اقتصاد و عقاید عامّه انجام داده است. این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «یکی بود یکی نبود»2. «دارالمجانین»3. «صحرای محشر»4. «سر و ته یک کرباس یا اصفهان نامه»5. «تلخ و شیرین»6. «کهنه و نو»7. «آسمان و ریسمان»8. «قصّه های خوب برای بچّه های ریش دار»9. «قصّه ما به سر رسید»10. ترجمه «دشمن ملّت» از هنریک ایبسن 11. ترجمه «ویلهلم تل» از شیللر 12. ترجمه «خسیس» از مولیر 13. «خلقیات ما ایرانیان» 14. «تصویر زن در فرهنگ ایران» 15. «گنج شایگان» 16. «بانگ نای» 17. «طریقه نویسندگی و داستان نویسی» 18. «تاریخ روابط روس و ایران» 19. «آزادی و حیثیت انسانی» 20. «صندوقچه اسرار» و چندین اثر دیگر.[1]
[1]نادره کاران، صص 886-907؛ چون سبوی تشنه، صص 193 و 194؛ چهره هایی از پیشروان، ص54؛ فرهنگ داستان نویسان ایران، صص 74 و 75؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، صص 162-167؛ از نیما تا روزگار ما، صص 273-298؛ از کاروان حلّه، صص 322-336؛ فرهنگ اعلام سخن، ج1، صص 542 و 543؛ تاریخچه ترجمه به فارسی در ایران، صص 112 و 113.
شیخ محمّدعلی شاه آبادی
آقا شیخ محمّدعلی شاه آبادی فرزند حاج شیخ محمّدجواد حسین آبادی بن حسن، عالم فقیه، مجتهد اصولی، جامع معقول و منقول [از علماء عالیقدر و مراجع تقلید در عصر حاضر] در سال 1292ق [در محله بیدآباد اصفهان متولّد شد.]
تحصیلات خود را نزد پدر و برادر (شیخ احمد) خود آغاز کرده [و سپس در درس میرزا محمّدهاشم چهارسوقی حاضر شد. ریاضیات را هم از میرزا عبدالرزاق خان سرتیپ (بغایری) آموخت. در سال 1304ق پس از آنکه پدرش به دستور ناصرالدّین شاه به طهران تبعید شد به همراه او به طهران آمد] و در طهران به درس میرزا محمّدحسن آشتیانی حاضر شد [و فلسفه و عرفان را نزد میرزا ابوالحسن جلوه و میرزا هاشم رشتی آموخت آنگاه به عتبات عالیات مشرف شده] و در نجف خدمت آخوند خراسانی و حاج میرزا حسین خلیلی [و شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی و در سامرا خدمت [میرزا محمّدتقی شیرازی تحصیل نموده [و به درجه اجتهاد نائل شد و از اساتید خود اجازه دریافت نمود که از آن میان اجازه میرزا محمّدتقی شیرازی موجود است.] پس از آن به طهران مراجعت نموده و به اقامه جماعت و تدریس و ارشاد مردم مشغول شد و چون در محله شاه آباد طهران ساکن بود به «شاه آبادی» شهرت یافت. [او ابتدا در مسجد سراج الملک و پس از آن در مسجد جامع طهران اقامه جماعت می نمود. او در سال 1347ق به دعوت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم رفته و 7 سال تدریس نمود. در اواخر عمر به طهران مراجعت نموده و در اعتراض به جنایات رضاشاه یازده ماه در امامزاده عبدالعظیم حسنی علیه السلام در شهرری تحصّن نمود.]
او در عصر پنج شنبه 3 صفر 1369ق [مطابق با سوم آذر 1328ش] وفات یافته [و در مقبره شیخ ابوالفتوح رازی جنب زاویه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام در شهرری
مدفون شد.]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. «الانسان و الفطره» [که به ضمیمه کتاب «رشحات البحار» در سال 1380ق چاپ شده است.]2. «الایمان و الرّجعه» [مطبوع در ضمن کتاب «رشحات»]3. «حاشیه بر کفایه الاصول» [مخطوط]4. «القرآن و العتره» [مطبوع در ضمن کتاب «رشحات»[5. «مرام الاسلام» [که به نام «شذرات المعارف» در زمان حیات مؤلّف در سال 1365ق به طبع رسیده و سپس تجدید طبع شده است.]6. «منازل السّالکین» در عرفان [7. «حاشیه فصول الاصول»8. «چهار رساله در نبوت و ولایت خاصه و عامّه»9. «مفتاح السّعاده فی احکام العباده» که رساله عملیه ایشان به فارسی است و در سال 1358ق چاپ شده است.10. «رساله فی العقل و الجهل»
[جمعی کثیر از فضلاء و علماء عالیقدر طهران و قم نزد وی کسب فیض نموده و از مجلس درس او بهره برده اند از جمله:
حضرات آیات عظام: امام خمینی، مرعشی نجفی، میرزا هاشم آملی و حضرات آیات: آخوند ملاّ علی همدانی، میرزا محمّد ثقفی، حاج سیّد علی بهشتی، حاج میرزا خلیل کمره ای، حاج میرزا حسن یزدی، حاج شیخ راضی، حاج شیخ شهاب الدّین ملایری و حاج سیّد موسی مازندرانی.
ایشان دارای 10 فرزند پسر بودند که 7 نفر از آنان در سلک روحانیت وارد شدند. از جمله آنان شهید حاج شیخ مهدی شاه آبادی است که در 6 اردیبهشت 1363ش در جبهه های نبرد ایران و عراق به شهادت رسید.[1]]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص239؛ آثار الحجّه، ج1، صص 217 و 218؛ ریحانه الادب، ج3، صص 167 و 168؛ خدمات متقابل اسلام و ایران، صص 615 و 616؛ نقباء البشر، ج4، صص 1370 و 1371؛ گنجینه دانشمندان، ج4، صص 483-485؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، صص 173 و 174؛ استادزاده، صص 33-79؛ فصل نامه تاریخ و فرهنگ معاصر، سال دوم، شماره پنجم: پاییز 1371؛ صص 180-192؛ کاروان علم و عرفان، ج2، صص 10-33؛ گلشن اهل سلوک، (ویرایش دوم) ، صص 380-389؛ الذریعه، ج17، ص59.