بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 776

سیّد محمّدعلی رضوی سدهی

سیّد محمّدعلی رضوی متخلّص به «سیّد» فرزند آقا سیّد محمّدحسین سدهی از شعرای اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] است. گاهی اشعاری می سراید. از اوست:

دودکش را جز زیان حاصل نمی گردد ز دود ای گروه دودکش زین کار بی حاصل چه سود

از صراط عقل گر بیرون نباشد آدمی اندرون خویش هرگز پر نمی سازد ز دود[1]

حاج میرزا محمّدعلی شریعتی دهاقانی*

حاج میرزا محمّدعلی بن آخوند ملاّ محمّدحسین شریعتی دهاقانی، عالم فاضل از علمای قرن سیزدهم و چهاردهم هجری. در حدود 1240ش در دهاقان متولّد شد و پس از تحصیلات مقدّماتی به اصفهان رفت و نزد جهانگیرخان قشقائی و دیگران به تحصیل پرداخت. وی سرانجام در سال 1349ش وفات یافت.[2]

محمّدعلی فارغ حبیب آبادی*

حاج محمّدعلی محسنی حبیب آبادی متخلّص به «فارغ» فرزند حاج ملاّ حسین، شاعر و ادیب فاصل. در روز 4 رجب 1327ق (مطابق سال 1288ش) در روستای حبیب آباد بُرخوار اصفهان متولّد شد و در نوجوانی از محضر عالم جلیل القدر حاج شیخ

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص257.

[2]سیمای دهاقان، ص282.


صفحه 777

عباسعلی ادیب حبیب آبادی بهره گرفت. او 10 سال در اداره مالیه به کار پرداخت امّا به خاطر علاقه به فرهنگ، سال ها به تدریس در مدرسه و مکتبخانه و تعلیم و تربیت نوباوگان در حبیب آباد مشغول بود. وی سرانجام در 16 مرداد 1371ش وفات یافته و در صحن امامزاده شاهزاده حسن حبیب آباد بُرخوار مدفون شد. این کتاب ها از اوست:

1. «دیوان یار و اغیار» که در سال 1381ش به چاپ رسیده است. 2. «فروغ الکلام» 3. «آغوش صبا»[1]

این شعر از اوست:

آن که را اعظم اکسیر سعادت دادند از خم خون جگر شهد شهادت دادند

آن که را محرم اسرار حقایق خواندند مُهر مکتوم به لب های ارادت دادند

حسّ ظلمت نکند نور حواسش زنهار آن که را لذّت اسحار سعادت دادند[2]

میرزا محمّدعلی نیریزی*

میرزا محمّدعلی بن محمّدحسین شریف نیریزی معروف به «پاقلعه ای» عالم فاضل و خوشنویس ماهر. در اواخر قرن سیزدهم هجری در محله پاقلعه اصفهان می زیسته و از شاگردان آقا محمّدمهدی و میرزا ابوالمعالی کلباسی و ملاّ حسینعلی تویسرکانی بوده است. مرحوم تویسرکانی در سال 1262ق برای او اجازه روایت نوشته است.

او انواع خطوط (نسخ، ثلث، شکسته و نستعلیق را خوش می نوشته و در ماه جمادی الثّانی 1262ق نسخه ای از «هدایه الطّالبین» تألیف: آقا محمّدمهدی کلباسی به خط زیبای خود نوشته که نزد علاّمه مفضال و محقّق عالیقدر حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.[3]

[1]ادیب ماندگار، ص269؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص701.

[2]دیوان یار و اغیار، ص166.

[3]مکارم الآثار، ج8، ص2753.


صفحه 778

شیخ محمّدعلی واعظ تلواسکانی*

شیخ محمّدعلی واعظ تلواسکانی فرزند محمّدحسین از وعاظ و علمای اواخر دوره قاجاریه است. اهل علم و فضل بوده و در اصفهان به وعظ و خطابه می پرداخته است. کتابخانه ای نفیس و ارزشمند داشته که برخی از کتب آن به کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم منتقل شده است.[1]

«تلواسکان» از محلّه های قدیمی اصفهان است که حجاران آن مشهور به مهارت در هنر حجاری بوده اند.

حاج میرزا محمّدعلی کلانتر

حاج میرزا محمّدعلی کلانتر بن میرزا محمّدرحیم کلانتر بن میرزا محمّدعلی موسوی حکیم سلمانی اصفهانی، مانند عموم خاندان خود مردی شریف و ادب دوست بوده و در 27 محرم 1350ق وفات یافته، در یکی از اطاق های تکیه ملک [آرامگاه خانوادگی کلانتر] در تخت فولاد مدفون شد و با فوت او عنوان کلانتری که از تشکیلات حکومتی و مناصب دولتی قدیم بود از بین رفت.[2]

دکتر محمّدعلی لسانی فشارکی*

دکتر محمّدعلی لسانی فشارکی فرزند خلیل بن شیخ محمّدباقر بن شیخ محمّدمهدی بن آخوند ملاّ محمّدباقر فشارکی، از اساتید دانشگاه و پژوهشگران معاصر.

[1]فهرست مرعشی، ج4، صص 33 و 54.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 1023 و 1024؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص189؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.


صفحه 779

در سال 1332ش متولّد شد و چندی در حوزه علمیه اصفهان و قم تحصیل کرد. او پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در دانشگاه تهران در رشته قرآن و حدیث به تحصیل پرداخت و پس از اتمام آن به عضویت هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس تهران درآمد. او همچنین در دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم تحقیقات) و دانشکده علوم قرآنی شهرری و دانشگاه امام صادق علیه السلام تدریس نموده و همچنین از اعضای هیأت علمی دائره المعارف بزرگ اسلامی است و مقالات متعددی برای این دائره المعارف تألیف نموده است.

این کتاب ها از آثار او به چاپ رسیده است:

1. ترجمه «قرآن منشور زندگی» تألیف: یوسف قرضاوی و عبدالعزیز سلیمی2. ترجمه «سیمای صابران در قرآن» تألیف: یوسف قرضاوی3. «روش تحقیق موضوعی در قرآن کریم»4. ترجمه «الرحیق المختوم» تألیف: شیخ عبدالرحمان مبارک فوری با نام «خورشید نبوت»5. «تفسیر روحانی» گزارشی از تفسیر علاّمه مجاهد شهید آیت اللّه حاج آقا مصطفی خمینی6. «تجوید کامل»7. «شرح فشرده ای بر مقدمه تفسیر المیزان»8. «تاریخ قرآن»9. «سیمای هنری ضرب المثل های قرآنی»10. «مباحثی در علوم قرآن» 11. «وحی و قرآن» و غیره[1]

محمّدعلی اصفهانی*

محمّدعلی بن ملاّ محمّدرضا اصفهانی، از فضلای قرن دوازدهم هجری است. او نسخه ای از «شرح اصول کافی» (شرح کتاب التوحید از اصول کافی) را به خط نسخ در پنچ شنبه 17 ربیع الاوّل 1107ق کتابت کرده است. این نسخه در کتابخانه سیّد احمد

[1]سایت اینترنتی فشارک: شرح حال دکتر محمّدعلی فشارکی، نوشته: سیّد منصور هاشمی فشارکی و محسن جعفری فشارکی، در بهار 1386؛ قرآن پژوهان اصفهان، صص 209 و 210.


صفحه 780

روضاتی در اصفهان موجود است.[1]

محمّدعلی برهانی

محمّدعلی برهانی فرزند رضا، از شعرای معاصر اصفهان. در 10 شهریور 1311ش در روستای «شیدان» اصفهان متولّد شد و نزد پدر علم و ادب آموخت. از نوجوانی به شعر و ادبیات علاقمند شد و در اصفهان به تحصیل ادامه داد و در این شهر سکونت گزید. او در انجمن های ادبی حافظ، خانه هنرمندان، خانه کارگر و حکیم نظامی شرکت می کند و به شغل کتابفروشی روزگار می گذراند.

از اوست:

بر لب بود چو غنچه تبسّم نکو ولی چون گل مباد خنده ما پرده در شود[2]

میرزا محمّدعلی حکیم باشی

میرزا محمّدعلی حکیم باشی فرزند میرزا محمّدرضا بن میرزا احمد بن حکیم سلمان موسوی اصفهانی، از اطباء حاذق قرن دوازدهم هجری. بعد از وفات والد ماجد خود، در دارالسّلطنه اصفهان به لقب و منصب ارثی خود برقرار گردید.[3]

حاج سیّد محمّدعلی بهشتی نژاد*

حاج سیّد محمّدعلی بهشتی نژاد فرزند حاج سیّد رضا بهشتی نژاد بن سیّد جلال بن میر محمّدصادق حسینی بهشتی، عالم فاضل و محقّق متتبّع معاصر. در دی ماه 1324ش در اصفهان متولّد شده و ضمن تحصیل در دبستان مفید نزد پدر گرامی خود و همچنین دایی

[1]فهرست سیّد احمد روضاتی، ص59.

[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص113.

[3]فارسنامه ناصری، ج2، ص113.


صفحه 781

خود: حاج سیّد مصطفی بهشتی نژاد به تحصیل مشغول شد. و پس از کسب علوم مقدماتی در درس شیخ فضل اللّه ذوعلم، حاج شیخ احمد فیاض و شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی حاضر شد. همچنین طب را از حاج آقا مرتضی موحّد ابطحی، «خلاصه الحساب» را از حاج آقا حسن امامی و هیئت را از مجدالعلماء نجفی آموخت. سپس در درس حاج سیّد محمّدعلی صادقی و حاج شیخ حسن صافی حضور یافت.

او برای تکمیل تحصیلات خود به قم عزیمت نموده و در درس حضرات آیات: محمّدی گیلانی و دوزدوزانی، شهید مطهری و شیخ مرتضی حائری حضور یافت. او از سال 1342ش در مبارزات روحانیّت با رژیم پهلوی حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تدریس در دانشگاه و تبلیغ در شهرهای مختلف و اقامه نماز در برخی مساجد اصفهان مشغول شد.

کتاب های زیر از تألیفات اوست:

1. «فهرستی از سادات اصفهان» مطبوع2. «اساتید و قاریان قرآن کریم در اصفهان»، مطبوع3. «سادات اصفهان»4. «مسجد و محلّه لنبان»5. «وعاظ اصفهان»6. «شعرای حوزوی اصفهان»7. «حکام اصفهان»8. «هزاران شاعر فارسی زبان ولاتی»9. «مداحان اصفهان»10. «یکصد و ده حکایت آموزنده» 11. «تُرُبچه نقلی» شامل نکات متفرقه، کشکول مانند 12. «دیوان اشعار» 13. «تصحیح دیوان خاور» 14. «تصحیح دیوان حاج آقا احمد بهشتی» 15. «وقفیات جالب اصفهان» 16. «چهل حدیث»

محمّدعلی دادور (فرهاد)*

محمّدعلی دادور متخلّص به «فرهاد» فرزند حاج رضا فرزند حاج عباس. از شعراء و ادبای توانای معاصر در روز 15 فروردین 1329ش در محلّه حسین آباد اصفهان متولّد


صفحه 782

شد. تحصیل در مقطع ابتدائی را در دبستان کشاورزان و دبستان رضوی طی نمود. آنگاه در رشته علوم تجربی در دبیرستان شاه عباس ادامه تحصیل داد. او پس از اخذ دیپلم به سربازی رفت و پس از آن در رشته تاریخ در دانشگاه اصفهان تحصیل کرد و با رتبه نخست در آن رشته لیسانس گرفت و از سال 1357ش به استخدام آموزش و پرورش درآمد. وی پس از دو سال تدریس در نیشابور و یک سال در تهران، به اصفهان منتقل شد و تا زمان بازنشستگی در سال 1385ش به تدریس ادبیات در دبیرستان های اصفهان مشغول بود.

او از اوان نوجوانی طبعی موزون داشت و مشوق او در سرودن شعر مادربزرگش بود. در سن دوم متوسطه به انجمن ادبی برجیس (فروغ) راه یافت و پس از آن کم و بیش در انجمن های ادبی اصفهان همچون صائب، سعدی، سرور و دکتر سیاسی حضور می یافت.

معلومات گسترده استاد دادور در زمینه ادبیات و فرهنگ و فلسفه و جامعه شناسی حاصل مطالعات و تحقیقات شخصی اوست. در اغلب قالب های شعر همچون: غزل، قصیده، رباعی، مثنوی، نیمائی و سپید طبع آزمائی نموده و قدرت طبع، نوجوئی و تازگی و محتوای غنی شعر خود را به نمایش گذاشته است تا حدّی که می توان وی را از سخنوران طراز اوّل امروز اصفهان به شمار آورد.

اشعار او در کتاب های زیر به چاپ رسیده است:

1. «پرواز در طوفان»2. «بی بهار شکفتن»3. «لبخند خدا»4. «آواز ققنوس»

همچنین مجموعه شعر نو «پری در شیشه ساعت»، مجموعه غزل های عاشقانه «بیدار باش عشق»، مجموعه قصاید «کودکان»، مجموعه شعر «مرغ قطا و برگ سبز»، رُمانِ «کلاغ» و چندین داستان کوتاه از او هنوز به چاپ نرسیده اند.[1]

[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آقای دادور در تیرماه 1389.


صفحه 783

این شعر از اوست:

مرا به خواب چه خوانی که صبح بیداریست هزار چشمه خورشید از افق جاریست

گِلوی نغمه به آهنگ شوق ساز کنیم زمان نو شدن این سرود تکراریست

درآمدی ز حصار مخالف اکنون کن حزین مخوان که نوا در سپهر افشاریست

چه جای مرهم و بستر که گرم پیکاریم اگرچه زخم عمیق است و ضربه ها کاریست

زِ بس بخور پلیدی زِ بام و در جوشد نفس کشیدن آزادگان به دشواریست

شنیده ها همه درد است و دیده ها همه رنج زمانه ایست که نور و نسیم بیماریست

به هوش باش که رسوای عالمی نشوی حریف عشق چو از شاهدان بازاریست

به هیچ چیز ندادم عنان طبع بلند به غیر بال که سرمایه گرفتاریست

کجاست آینه دل یار آتشین نفسم که گرچه تلخ بود، نقل بزم عیّاریست

جهان بی خبری را به هیچ نفروشم اگر هنوز به هوشم به حکم ناچاریست