7. رساله در «احکام بانک ها» و غیره[1]
استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی ضمن مرثیه ای در مادّه تاریخ وفات مرحوم صادقی گوید:
طبع «برنا» تا کند معلوم سال رحلتش گفت بیتی را به ابجد از پی تاریخ آن
«حلمی دین محمّد بود و احکام علی صادقی روحانی را دو نکویِ اصفهان»
1417=413+1004
محمّدعلی وِرنوسفادرانی سِدِهی
محمّدعلی بن محمّدصادق ورنوسفادرانی سِدِهی اصفهانی، از فضلاء و خوشنویسان [اوایل قرن چهاردهم هجری.] در رمضان 1313ق از کتابت «رساله در ولایات» از تألیفات حاج شیخ محمّدعلی نجفی ثقه الاسلام به خط نسخ فراغت یافته و نسخه در همان سال به طبع رسیده است. او در این کتاب از خود چنین یاد می کند: «اقل الطّلاب و احقر الکُتّاب»[2]
میرزا محمّدعلی ناصح
میرزا محمّدعلی ناصح فرزند آقا محمّدصادق بازرگان اصفهانی، از شعرای معاصر. در ماه ذیقعده 1316ق در اصفهان متولّد گردیده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسّطه، به تحصیلات قدیمه پرداخت و در صرف و نحو، معانی و بیان، بدیع و عروض و منطق
[1]گنجینه دانشمندان، ج3، ص200؛ آئینه آفتاب (زندگانی فقیه فرزانه آیت اللّه صادقی) : اغلب صفحات؛ وفیات علمای معاصر اصفهان: مخطوط؛ مزارات اصفهان، ص360؛ قرآن پژوهان اصفهان، صص 189 و 190.
[2]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، ص118؛ مکارم الآثار، ج6، ص1974.
مهارت یافت. [و از محضر اساتیدی چون وحید دستگردی، میرزا رضاخان نائینی، حبیب اللّه مظفری و میرزا ابوالحسن شعرانی بهره گرفت.] همچنین زبان های انگلیسی و فرانسوی را آموخت. در سال 1300ش به استخدام وزارت معارف درآمده و به تدریس در مدارس تهران مشغول شده [و به نشان درجه یک علمی نائل شد.] شکسته و نستعلیق را خوش می نوشت. شعر را نیکو می سرود و عضو انجمن ادبی ایران و در اواخر رئیس آن بود. او چندگاهی در اداره نگارش مسؤلیّت آرایش و پیرایش و ویرایش انتشارات اداره معارف را برعهده داشت.
[وی سرانجام در 18 شهریور 1365ش در تهران وفات یافت. آقای ابوالقاسم حالت قطعه ای در رثای او سروده و در آن گفته است:
رفت ناصح که با نصایح خویش همه را بود هادی و حامی
در چه تاریخ زین مصبت زد شعله در جان عارف و عامی
اشک ریزان به پاسخم گفتند: «رفته از دست ناصح نامی»]
او رسائل چندی ترجمه و تألیف [و تصحیح] نموده است از آن جمله:
1. «رساله در شرح حال خاقانی»2. «رساله در شرح حال صاحب بن عباد»3. «ترجمه سیره جلال الدّین» تألیف: منشی زیدری4. تصحیح و تحشیه «دیوان ابوالفرج رونی»5. «دیوان اشعار»6. «انتخاب اشعار از دواوین شعراء به طرز حماسه» [7. تصحیح «بوستان» سعدی8. تصحیح «دیوان ادیب صابر ترمذی»9. «زندگانی صلاح الدّین ایوبی]
از اوست:
آمد نگار پرده از چهره برگرفته رسم سیاهکاری زلفش ز سر گرفته
هر لحظه چشم مستش در کار دلربائی طرزی دگر نهاده شکلی دگر گرفته[1]
محمّدعلی ابهری اصفهانی*
محمّدعلی بن محمّدصالح ابهری جی اصفهانی، از کاتبان قرن یازدهم هجری است. وی نسخه ای از «تهذیب الاحکام» (کتاب جهاد تا قصاص) را به خط نستعلیق در جمادی الثّانیه 1060ق کتابت کرده که به شماره 57 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.[2]همچنین وی «اصول کافی» را در سال 1060ق کتابت کرده که در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم وجود دارد.[3]دیگر اثر وی کتابت «مجمع البیان» طبرسی است که آن را به خط نسخ در 2 جلد در سال 1066ق کتابت نموده و به شماره های 1817 و 1824 در کتابخانه مسجد اعظم قم موجود است.[4]
محمّدعلی مدّاح حبیب آبادی
درویش محمّدعلی بن درویش عباس حبیب آبادی، از شعرای معاصر اصفهان. در حدود سال 1310ق در قریه حبیب آباد از بلوک بُرخوار اصفهان متولّد گردیده [است.[ تحصیلاتی نکرده، فقط چندی در مکاتب محلّی مشغول بود [سپس] در مولد خویش به روضه خوانی و دعانویسی مشغول شد. گاهی بر حسب حال اشعاری می سرود و «مدّاح» تخلّص می کرد. از اوست:
مداح از این جهان سفر باید کرد رو بر سوی عالمی دگر باید کرد
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 494-496؛ نادره کاران، ص601؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 427 و 428؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج6، صص 3559-3564؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص598؛ شاعران تهران، ج2، صص 1092-1097.
[2]فهرست اعظم قم، ص97.
[3]فهرست گلپایگانی، ج2، ص146.
[4]فهرست گوهرشاد، ج5، صص 231 و 236.
این کهنه رباطی است که هر قافله ای هر روز ازو همی گذر باید کرد[1]
میرزا محمّدعلی کلباسی
حاج میرزا محمّدعلی بن میرزا عبدالجواد بن آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، از علمای متنفّذ اصفهان [در اوایل قرن چهاردهم هجری] بوده و به «آقای کلباسی» و در بین عوام به «آقا مشدی» شهرت داشته و در قضایای رضاخان [جوزدانی[ و جعفرقلی (دو نفر از یاغیان اصفهان در دوره جنگ بین الملل اوّل) مطالبی از او نقل می شود که مناسب ذکر نیست.
شب 12 صفر 1342ق در اصفهان وفات یافت[2][و در مقبره خاندان کلباسی مقابل مسجد حکیم اصفهان مدفون شد. او در جریان نهضت مشروطیت از طرفداران آن بوده و از سوی طلاب و روحانیت اصفهان در سال 1325ق به انجمن مقدّس ملّی اصفهان راه یافته و در جلسات آن شرکت نموده است.[3]همچنین مدّتی نماز جماعت را در مسجد حکیم اقامه می کرده و همه ساله در روز نیمه شعبان به مناسبت ولادت حضرت ولیعصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) جشن مفصّلی در مقبره جدّش حاج محمّدابراهیم کلباسی منعقد می نموده است.[4]]
میرزا محمّدعلی کابلی
میرزا محمّدعلی بن سیّد عبدالحفیظ بن سیّد ابراهیم موسوی کابلی، ادیب فاضل و
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص433.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص763؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص235؛ نقباء البشر، ج4، ص1553.
[3]تاریخ مشروطیت اصفهان، ص110.
[4]خاندان کلباسی، ص157.
خطاط [در قرن سیزدهم هجری.]
او از بنی اعمام حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی بیدآبادی است و نزد فرزندش حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی تحصیل کرده و به امر حاج سیّد جعفر بیدآبادی (فرزند دیگر سیّد حجه الاسلام) چندین کتاب و رساله را کتابت نموده است از جمله:
1. «بحارالانوار» جلد دهم که به خط نسخ و به امر حاج سیّد جعفر بیدآبادی کتابت نموده است و به شماره 5265 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است. 2. «هدایه السّالکین فی احادیث الائمه الطّاهرین (سلام اللّه علیهم اجمعین) » تألیف: آقا محمّد (سیّد محمّدباقر) عمادالاسلام که کتابت آن در 21 محرم الحرام 1316ق به پایان رسیده است.[1]
[وی سرانجام در سال 1317ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]]
میرزا محمّدعلی عبرت نائینی
میرزا محمّدعلی مصاحبی نائینی متخلّص به «عبرت» فرزند عبدالخالق بن حبیب اللّه بن علی اکبر بن یوسف حاج میرزا حسن بن محمّدجعفر بن امیر نظام الدّین محمّد میر حسینا معروف به «مصاحب نائینی» ادیب شاعر، خوشنویس ماهر و عارف کامل در ماه رمضان 1285ق در اصفهان [و به روایت صحیح تر در روستای «محمّدیه» نائین] متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان نزد اساتید فن به پایان رسانید. [و از جمله بدیع و بیان و منطق و حکمت را نزد آخوند ملاّ محمّد کاشانی خواند.] در سال 1304ق که پدرش در اصفهان وفات یافت، عبرت به سیر آفاق و انفس روی نهاد و 17 سال به سیاحت
[1]بیان المفاخر، ج2، صص 196-198؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص189؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص102.
[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی.
پرداخت. خدمت جمعی از عرفاء و مشایخ رسید و در سلک خاکسار وارد گشت [و لقب «عارفعلی» یافت.]
او در سال 1321ق به اصفهان و بعدا به نائین رفته، ازدواج کرده و از آن پس به طهران رهسپار شد و تا آخر عمر در آنجا ساکن بود. او دارای طبعی روان بود و غزل را به سبک قدماء نیکو می سرود. اشعارش عموما دارای مضامین عالی است و در اغلب مجلات و روزنامه های طهران به طبع می رسید.
او زندگی را با قناعت و مناعت طبع زندگی کرد و با کتابت و استنساخ کتب به امرار معاش پرداخت. عبرت در ذیحجه 1361ق [و بنا به نوشته بعضی نویسندگان شنبه دوّم محرم الحرام 1362ش] وفات یافته و در امامزاده عبداللّه شهرری [جنب مقبره حسن وحید دستگردی] مدفون شد.
کتب زیر از اوست:
1. «دیوان اشعار» [که 200 غزل از آن به چاپ رسیده است.2. «عبرت نامه» مثنوی[3. «مدینه الادب» [تذکره ای در شرح حال ادباء و شعرای ایران که کتابخانه مجلس شورای اسلامی آن را به خط زیبای مؤلف چاپ افست نموده و انتشار داده است.[4. «نامه فرهنگیان» [که آن هم به خط مؤلف، چاپ افست شده است.]
این چند بیت از اوست:
شب عشاق دل آشفته شد و صبح دمید سخن از حلقه زلفش به میانست هنوز
ترک چشمش به نگاهی دل صاحب نظران برده از دست و پی غارت جانست هنوز
فتنه خوابیده ز آشوب، جهان ایمن شد چشم فتّان تو آشوب جهانست هنوز[1]
میرزا محمّدعلی صائب تبریزی
میرزا محمّدعلی صائب تبریزی اصفهانی فرزند عبدالرحیم. شاعر و ادیب فاضل [از بزرگ ترین شعرای قرن یازدهم هجری و معروف ترین شاعر سبک اصفهانی (سبک هندی) ] در سال 1016ق در محلّه عباس آباد اصفهان متولّد گردیده و چون پدرش تبریزی بوده آنها را تبارزه (تبریزیان) می گفته اند.
[در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته و فنون شعر و ادب را از حکیم رکنای کاشانی و حکیم شفایی فراگرفت.] در سال 1034ق به قصد هندوستان از اصفهان مهاجرت کرده به هرات و کابل رفت [و مورد اکرام و احترام حاکم هرات ظفرخان احسن شاملو قرار گرفت] و در سال 1039ق وارد دکن شده و از آنجا به برهان پور رسیده و در دربار شاه جهان شهرت و اقتدار یافت و در آنجا به لقب مستعدخان و منصب ملک الکلامی مفتخر شد. در سال 1042ق به قصد زیارت پدر به ایران مراجعت نموده، مدّتی در تبریز، قم، قزوین، اردبیل و یزد ساکن بوده، سرانجام به اصفهان آمده و مورد عنایت شاه عباس ثانی واقع شده و منصب ملک الشعرائی یافت.
در اصفهان خانه او مجمع ارباب ادب و مرکز شعراء و ادباء بوده، در کمال صفا و
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 331-333؛ مدینه الادب، ج3، صص 233-246؛ ادبیات معاصر، ص70؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج4، صص 2478-2482؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 317 و 318؛ تذکره سخنوران یزد، ج2، ص603؛ نقباء البشر، ج4، ص1466؛ الذریعه، ج9، ص705؛ ج19، ص245؛ ج20، ص251 و ج24، ص24؛ تذکره سخنوران نائین، صص 89 و 90؛ نائین بلده طیّبه، صص 125-127.
گرمی از آنان پذیرایی می نموده و در حقیقت، انجمن ادبی شعراء بوده که هریک از آنان اشعار خود را جهت اصلاح بر او می خوانده اند و او آنها را اصلاح می نموده [است.]
در تاریخ فوت صائب در کتاب ها اختلاف است و از 1077 تا 1086ق نوشته اند. لکن مطابق تحقیق و یقین فوت او در سال 1081 واقع گردیده [است.] چنان که سعیدا اشرف در مادّه تاریخ فوت او و عبدالرشید دیلمی خواهرزاده میرعماد قطعه ای گفته و مادّه تاریخ این است:
روی با من کرد و گفت اشرف بگو تاریخ آن چون تو را بودند ایشان استاد و پیشوا
گفتم از ارشاد پیر عقل در تاریخ آن بود با هم مردن آقا رشید و صائبا
صائب در باغ مسکونی خود در کنار مادی نیاصرم در انتهای محلّه عباس آباد اصفهان به خاک رفته است. قبر او تا این اواخر نامعلوم بود. لکن در چند سال قبل ظاهر شده و اداره انجمن آثار ملّی جهت او مقبره ای زیبا بنا کرد. فعلاً در روزهای جمعه در کنار قبر او انجمن شعراء به نام او برقرار است.
[کلیات] اشعارش در حدود بیست هزار بیت [است] و هر قسمتی به نامی معروف است:
1. «آرایش نگار»2. «قندهارنامه»3. «محمود و ایاز»4. «مرآت الجمال»5. «میخانه»6. «واجب الحفظ»7. «بیاض اشعار» یا «سفینه صائب» [که اشعار خود و هشتصد تن از معاصرانش را در آن آورده است] که مرحوم وحید دستگردی قسمتی از آن را در مجلّه ارمغان به طبع رسانیده است.
منتخبات اشعاراو را مرحوم حیدرعلی کمالی انتخاب نموده و به طبع رسانیده [است[ منتخبات دیگری از او را شهید نورائی انتخاب نموده [است.]