بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 804

این کهنه رباطی است که هر قافله ای هر روز ازو همی گذر باید کرد[1]

میرزا محمّدعلی کلباسی

حاج میرزا محمّدعلی بن میرزا عبدالجواد بن آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، از علمای متنفّذ اصفهان [در اوایل قرن چهاردهم هجری] بوده و به «آقای کلباسی» و در بین عوام به «آقا مشدی» شهرت داشته و در قضایای رضاخان [جوزدانی[ و جعفرقلی (دو نفر از یاغیان اصفهان در دوره جنگ بین الملل اوّل) مطالبی از او نقل می شود که مناسب ذکر نیست.

شب 12 صفر 1342ق در اصفهان وفات یافت[2][و در مقبره خاندان کلباسی مقابل مسجد حکیم اصفهان مدفون شد. او در جریان نهضت مشروطیت از طرفداران آن بوده و از سوی طلاب و روحانیت اصفهان در سال 1325ق به انجمن مقدّس ملّی اصفهان راه یافته و در جلسات آن شرکت نموده است.[3]همچنین مدّتی نماز جماعت را در مسجد حکیم اقامه می کرده و همه ساله در روز نیمه شعبان به مناسبت ولادت حضرت ولیعصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) جشن مفصّلی در مقبره جدّش حاج محمّدابراهیم کلباسی منعقد می نموده است.[4]]

میرزا محمّدعلی کابلی

میرزا محمّدعلی بن سیّد عبدالحفیظ بن سیّد ابراهیم موسوی کابلی، ادیب فاضل و

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص433.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص763؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص235؛ نقباء البشر، ج4، ص1553.

[3]تاریخ مشروطیت اصفهان، ص110.

[4]خاندان کلباسی، ص157.


صفحه 805

خطاط [در قرن سیزدهم هجری.]

او از بنی اعمام حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی بیدآبادی است و نزد فرزندش حاج سیّد اسداللّه بیدآبادی تحصیل کرده و به امر حاج سیّد جعفر بیدآبادی (فرزند دیگر سیّد حجه الاسلام) چندین کتاب و رساله را کتابت نموده است از جمله:

1. «بحارالانوار» جلد دهم که به خط نسخ و به امر حاج سیّد جعفر بیدآبادی کتابت نموده است و به شماره 5265 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است. 2. «هدایه السّالکین فی احادیث الائمه الطّاهرین (سلام اللّه علیهم اجمعین) » تألیف: آقا محمّد (سیّد محمّدباقر) عمادالاسلام که کتابت آن در 21 محرم الحرام 1316ق به پایان رسیده است.[1]

[وی سرانجام در سال 1317ق در اصفهان وفات یافته و در بقعه آقا حسین خوانساری در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]]

میرزا محمّدعلی عبرت نائینی

میرزا محمّدعلی مصاحبی نائینی متخلّص به «عبرت» فرزند عبدالخالق بن حبیب اللّه بن علی اکبر بن یوسف حاج میرزا حسن بن محمّدجعفر بن امیر نظام الدّین محمّد میر حسینا معروف به «مصاحب نائینی» ادیب شاعر، خوشنویس ماهر و عارف کامل در ماه رمضان 1285ق در اصفهان [و به روایت صحیح تر در روستای «محمّدیه» نائین] متولّد شد. تحصیلات خود را در اصفهان نزد اساتید فن به پایان رسانید. [و از جمله بدیع و بیان و منطق و حکمت را نزد آخوند ملاّ محمّد کاشانی خواند.] در سال 1304ق که پدرش در اصفهان وفات یافت، عبرت به سیر آفاق و انفس روی نهاد و 17 سال به سیاحت

[1]بیان المفاخر، ج2، صص 196-198؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص189؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص102.

[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطّی.


صفحه 806

پرداخت. خدمت جمعی از عرفاء و مشایخ رسید و در سلک خاکسار وارد گشت [و لقب «عارفعلی» یافت.]

او در سال 1321ق به اصفهان و بعدا به نائین رفته، ازدواج کرده و از آن پس به طهران رهسپار شد و تا آخر عمر در آنجا ساکن بود. او دارای طبعی روان بود و غزل را به سبک قدماء نیکو می سرود. اشعارش عموما دارای مضامین عالی است و در اغلب مجلات و روزنامه های طهران به طبع می رسید.

او زندگی را با قناعت و مناعت طبع زندگی کرد و با کتابت و استنساخ کتب به امرار معاش پرداخت. عبرت در ذیحجه 1361ق [و بنا به نوشته بعضی نویسندگان شنبه دوّم محرم الحرام 1362ش] وفات یافته و در امامزاده عبداللّه شهرری [جنب مقبره حسن وحید دستگردی] مدفون شد.

کتب زیر از اوست:

1. «دیوان اشعار» [که 200 غزل از آن به چاپ رسیده است.2. «عبرت نامه» مثنوی[3. «مدینه الادب» [تذکره ای در شرح حال ادباء و شعرای ایران که کتابخانه مجلس شورای اسلامی آن را به خط زیبای مؤلف چاپ افست نموده و انتشار داده است.[4. «نامه فرهنگیان» [که آن هم به خط مؤلف، چاپ افست شده است.]

این چند بیت از اوست:

شب عشاق دل آشفته شد و صبح دمید سخن از حلقه زلفش به میانست هنوز

ترک چشمش به نگاهی دل صاحب نظران برده از دست و پی غارت جانست هنوز


صفحه 807

فتنه خوابیده ز آشوب، جهان ایمن شد چشم فتّان تو آشوب جهانست هنوز[1]

میرزا محمّدعلی صائب تبریزی

میرزا محمّدعلی صائب تبریزی اصفهانی فرزند عبدالرحیم. شاعر و ادیب فاضل [از بزرگ ترین شعرای قرن یازدهم هجری و معروف ترین شاعر سبک اصفهانی (سبک هندی) ] در سال 1016ق در محلّه عباس آباد اصفهان متولّد گردیده و چون پدرش تبریزی بوده آنها را تبارزه (تبریزیان) می گفته اند.

[در اصفهان به تحصیل علم و ادب پرداخته و فنون شعر و ادب را از حکیم رکنای کاشانی و حکیم شفایی فراگرفت.] در سال 1034ق به قصد هندوستان از اصفهان مهاجرت کرده به هرات و کابل رفت [و مورد اکرام و احترام حاکم هرات ظفرخان احسن شاملو قرار گرفت] و در سال 1039ق وارد دکن شده و از آنجا به برهان پور رسیده و در دربار شاه جهان شهرت و اقتدار یافت و در آنجا به لقب مستعدخان و منصب ملک الکلامی مفتخر شد. در سال 1042ق به قصد زیارت پدر به ایران مراجعت نموده، مدّتی در تبریز، قم، قزوین، اردبیل و یزد ساکن بوده، سرانجام به اصفهان آمده و مورد عنایت شاه عباس ثانی واقع شده و منصب ملک الشعرائی یافت.

در اصفهان خانه او مجمع ارباب ادب و مرکز شعراء و ادباء بوده، در کمال صفا و

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 331-333؛ مدینه الادب، ج3، صص 233-246؛ ادبیات معاصر، ص70؛ سخنوران نامی معاصر ایران، ج4، صص 2478-2482؛ مؤلفین کتب چاپی، ج4، صص 317 و 318؛ تذکره سخنوران یزد، ج2، ص603؛ نقباء البشر، ج4، ص1466؛ الذریعه، ج9، ص705؛ ج19، ص245؛ ج20، ص251 و ج24، ص24؛ تذکره سخنوران نائین، صص 89 و 90؛ نائین بلده طیّبه، صص 125-127.


صفحه 808

گرمی از آنان پذیرایی می نموده و در حقیقت، انجمن ادبی شعراء بوده که هریک از آنان اشعار خود را جهت اصلاح بر او می خوانده اند و او آنها را اصلاح می نموده [است.]

در تاریخ فوت صائب در کتاب ها اختلاف است و از 1077 تا 1086ق نوشته اند. لکن مطابق تحقیق و یقین فوت او در سال 1081 واقع گردیده [است.] چنان که سعیدا اشرف در مادّه تاریخ فوت او و عبدالرشید دیلمی خواهرزاده میرعماد قطعه ای گفته و مادّه تاریخ این است:

روی با من کرد و گفت اشرف بگو تاریخ آن چون تو را بودند ایشان استاد و پیشوا

گفتم از ارشاد پیر عقل در تاریخ آن بود با هم مردن آقا رشید و صائبا

صائب در باغ مسکونی خود در کنار مادی نیاصرم در انتهای محلّه عباس آباد اصفهان به خاک رفته است. قبر او تا این اواخر نامعلوم بود. لکن در چند سال قبل ظاهر شده و اداره انجمن آثار ملّی جهت او مقبره ای زیبا بنا کرد. فعلاً در روزهای جمعه در کنار قبر او انجمن شعراء به نام او برقرار است.

[کلیات] اشعارش در حدود بیست هزار بیت [است] و هر قسمتی به نامی معروف است:

1. «آرایش نگار»2. «قندهارنامه»3. «محمود و ایاز»4. «مرآت الجمال»5. «میخانه»6. «واجب الحفظ»7. «بیاض اشعار» یا «سفینه صائب» [که اشعار خود و هشتصد تن از معاصرانش را در آن آورده است] که مرحوم وحید دستگردی قسمتی از آن را در مجلّه ارمغان به طبع رسانیده است.

منتخبات اشعاراو را مرحوم حیدرعلی کمالی انتخاب نموده و به طبع رسانیده [است[ منتخبات دیگری از او را شهید نورائی انتخاب نموده [است.]


صفحه 809

در مقبره صائب چندین قبر دیگر از خاندان اوست از جمله1. میرزا ابوالقاسم فرزند صائب فوت 13 ذیقعده الحرام 1140ق2. میرزا محمّدحسن (محمّدمحسنا) فرزند صائب. فوت 7 محرم الحرام 1149ق3. میرزا محمّدعلی بن محمّدرحیم صائب فوت در یکشنبه 8 جمادی الثّانیه 1141ق

[استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی متخلّص به «برنا» شاعر توانای اصفهان برای اینجانب (محقّق و مصحح کتاب حاضر) تعریف کردند که مزار صائب در باغی متعلق به یکی از اهالی محلّه لنبان به نام «خلدی نسب» بوده و نامبرده از آشکار شدن مزار صائب و باز کردن در باغ به روی علاقمندان خودداری می کرد. استاد برنا نامه ها و مکاتبات فراوانی با مقامات اداری و فرهنگی اصفهان و تهران داشت و با جمع آوری امضاء و حمایت برخی از فرهیختگان اصفهان بالاخره باغ مزبور از شخص مزبور گرفته شده و آرامگاهی بر سر مزار صائب ساخته شد و روز جمعه 5 مهر 1342 با حضور مقامات رسمی و شعراء و فضلای شهر افتتاح گردید.

جالب این که برخی اشخاصی که از امضای آن نامه ها و شکوائیه ها خودداری کرده و حاضر به همکاری نشده بودند، بعدها مدعی کشف و احیاء مزار صائب شده و در کتاب های خود آن را جزو افتخارات خود دانستند!]

صائب شاعری است بسیار توانا و در کلیه فنون شعری به ویژه در غزل سرائی و بدیهه گویی استاد [است.] وی پیرو سعدی و حافظ و مروّج سبک معروف هندی است. در نازک خیالی و اندیشه های باریک بی نظیر و برخی از ابیاتش جالب و جاذب است که در حکم امثال سائره قرار گرفته است.

این اشعار از اوست:

من از روییدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمی گردد از این بالانشینی ها


صفحه 810

* * *

دست طمع چو پیش خسان می کنی دراز پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

* * *

اظهار عجز پیش خسان ابلهی بود اشک کباب باعث طغیان آتش است

* * *

مرا به روز قیامت غمی که هست اینست که روی مردم دنیا دوباره باید دید[1]

استاد محمّدعلی مُقضی*

استاد محمّدعلی مقضی فرزند عبدالرّزاق، از هنرمندان معاصر در سال 1298ش. در محلّه دردشت اصفهان متولّد شد. در 8 سالگی نزد دائی های خود استاد احمد، استاد

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 707-710؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص217؛ مزارات اصفهان، صص 282 و 283؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص 634-637؛ الذریعه: مواضع متفرقه؛ ریحانه الادب، ج3، ص341؛ مجلّه مهر، سال 8، شماره 4، مقاله دکتر مهدی مجتهدی؛ تذکره نصرآبادی، ج1، ص316؛ قصص الخاقانی، ج2، صص 62-66؛ سفینه خوشگو (بخش دوم) ، صص 374-381؛ تذکره حسینی، صص 188-193؛ تذکره غنی، ص79؛ کلمات الشعراء، صص 62-65؛ تذکره ریاض الشعراء، ج2، صص 1206-1208؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، صص 44 و 45؛ دانشمندان آذربایجان، صص 217-225؛ تاریخ ادبیات (اته) ، صص 199 و 200؛ منتخب اللطایف، صص 399-401؛ تذکره شمع انجمن، صص 400 و 401؛ تاریخ ادبیات (شفق) ، صص 370-373؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج5، ص1271؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «صائب»، صص 1 و 2؛ اصفهان (کتاب جوانان) ، صص 239 و 240؛ دایره المعارف فارسی (مصاحب) ، ج2، ص1545؛ فرهنگ اعلام سخن، ج2، صص 1153 و 1154؛ با کاروان حله، صص 299-307؛ کارنامه بزرگان ایران، ص289؛ فهرست مشاهیر ایران، ج2، ص118؛ فرهنگ ادبیات فارسی، ص313؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص551؛ فرهنگ شاعران زبان فارسی، ج1، صص 334 و 335؛ نام نامه موسیقی ایران زمین، ج3، صص 331-333.


صفحه 811

عبدالغفار مصدق زاده به کاشی کاری پرداخت تا اینکه در انواع فنون کاشی سازی، کاشی تراشی، کاشی کاری و مرّمت کاشی به مهارت و استادی رسید و به همکاری با اداره باستان شناسی اصفهان و اداره اوقاف پرداخت و ده ها مسجد، بقعه متبرکه، مدرسه دینی و بناهای قدیمی را مرمّت نمود و به خاطر فعالیت هایی که در هنر کاشی کاری انجام داد. چندین تقدیرنامه از مقامات دولتی دریافت نمود.

این هنرمند ارزنده در 18 اسفند 1384ش چشم از جهان فروبست و پیکر او را در قطعه نام آوران واقع در باغ رضوان (قبرستان جدید اصفهان) به خاک سپردند.

تعمیر و مرمّت کاشی های مسجد شیخ لطف اللّه، مسجد جامع و مدرسه چهارباغ از آثار به جای مانده از اوست. او کاشی کاری مسجد سرهنگ زاهدی (مسجد الرضا فعلی) در خیابان خرم، دبیرستان هراتی، ساختمان یادبود علاّمه امینی (در باغ غدیر) را هم انجام داد و در شهرهای کرمان، یزد و اردبیل و... نیز به کاشی کاری و مرمّت پرداخت. مرمّت و کاشی کاری در حرم حضرت امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل در کربلا، حرم امام علی علیه السلام در نجف اشرف و حرم مقدس کاظمین علیه السلام در شهر کاظمین نیز از افتخارات او به شمار می رود.[1]

میرزا محمّدعلی شهشهانی

میرزا محمّدعلی بن میرزا عبدالصمّد شهشهانی بن سیّد محمّد بن ابراهیم حسنی حسینی خُرزوقی اصفهانی، عالم فاضل و عابد متّقی. [از علمای قرن سیزدهم هجری.]

در اصفهان نزد علمای عصر خود به تحصیل پرداخت. او عمر خویش را به عبادت و طاعت پروردگار سپری نموده و سرانجام در [دوّم جمادی الثّانی] سال 1265ق وفات

[1]گلشن نام آوران، صص 243-245.