بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 811

عبدالغفار مصدق زاده به کاشی کاری پرداخت تا اینکه در انواع فنون کاشی سازی، کاشی تراشی، کاشی کاری و مرّمت کاشی به مهارت و استادی رسید و به همکاری با اداره باستان شناسی اصفهان و اداره اوقاف پرداخت و ده ها مسجد، بقعه متبرکه، مدرسه دینی و بناهای قدیمی را مرمّت نمود و به خاطر فعالیت هایی که در هنر کاشی کاری انجام داد. چندین تقدیرنامه از مقامات دولتی دریافت نمود.

این هنرمند ارزنده در 18 اسفند 1384ش چشم از جهان فروبست و پیکر او را در قطعه نام آوران واقع در باغ رضوان (قبرستان جدید اصفهان) به خاک سپردند.

تعمیر و مرمّت کاشی های مسجد شیخ لطف اللّه، مسجد جامع و مدرسه چهارباغ از آثار به جای مانده از اوست. او کاشی کاری مسجد سرهنگ زاهدی (مسجد الرضا فعلی) در خیابان خرم، دبیرستان هراتی، ساختمان یادبود علاّمه امینی (در باغ غدیر) را هم انجام داد و در شهرهای کرمان، یزد و اردبیل و... نیز به کاشی کاری و مرمّت پرداخت. مرمّت و کاشی کاری در حرم حضرت امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل در کربلا، حرم امام علی علیه السلام در نجف اشرف و حرم مقدس کاظمین علیه السلام در شهر کاظمین نیز از افتخارات او به شمار می رود.[1]

میرزا محمّدعلی شهشهانی

میرزا محمّدعلی بن میرزا عبدالصمّد شهشهانی بن سیّد محمّد بن ابراهیم حسنی حسینی خُرزوقی اصفهانی، عالم فاضل و عابد متّقی. [از علمای قرن سیزدهم هجری.]

در اصفهان نزد علمای عصر خود به تحصیل پرداخت. او عمر خویش را به عبادت و طاعت پروردگار سپری نموده و سرانجام در [دوّم جمادی الثّانی] سال 1265ق وفات

[1]گلشن نام آوران، صص 243-245.


صفحه 812

یافته و در تخت فولاد جنب مزار فاضل هندی مدفون شد.

وی برادرِ مجتهد عالیقدر آقا سیّد محمّد شهشهانی است.[1]

[یادداشت تملک و مهر بیضوی او به تاریخ 1232ق بر نسخه ای از «من لا یحضره الفقیه» که در کتابخانه سیّد ضیاءالدّین علاّمه در اصفهان موجود است، وجود دارد.[2]]

محمّدعلی گلپایگانی*

محمّدعلی بن عبدالعظیم گلپایگانی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. وی در مدرسه یاقوتیه اصفهان به تحصیل علوم دینی مشغول بوده و نسخه ای از «تهذیب الاحکام» را در یک شنبه 22 ذیحجه 1105ق در این مدرسه کتابت کرده است. این کتاب به شماره 11879 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]

میرزا محمّدعلی طباطبائی

میرزا محمّدعلی طباطبائی اصفهانی بن عبدالکریم طبیب، مؤلف کتاب «راحه الانسان» در طب، به فارسی در ادویه مفرده و مرکبّه.[4]

[در کتابخانه آستانه حضرت شاهچراغ در شیراز نسخه ای از «راحه الانسان» و نسخه ای از «خواص الاشیاء» هر دو از تألیفات میرزا محمّدعلی به شماره 164 موجود است.[5]]

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 59 و 223؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص914؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص165.

[2]فهرست سه کتابخانه اصفهان، ص83.

[3]فهرست مرعشی، ج30، ص153.

[4]فهرست دانشکده پزشکی طهران، شماره 114؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص839.

[5]فهرست شاهچراغ، ج3، ص96.


صفحه 813

شیخ محمّدعلی اژه ای

شیخ محمّدعلی بن ملاّ عبداللّه بن ملاّ علی اکبر اژه ای، عالم فاضل جلیل [از علمای قرن سیزدهم هجری. که در اصفهان متولّد شده و در عتبات عالیات تحصیل کرده و به مقام شامخ اجتهاد نائل گردیده است. از جمله اساتید او فقیه محقّق شیخ محمّد کاشف الغطاء (فرزند شیخ علی بن شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی) بوده که در سال 1268ق به او اجازه اجتهاد داده است. این اجازه در مقدمه کتاب «زواهر الجواهر» به طبع رسیده است.[1]

سرانجام در سال 1289ق وفات یافته و در تخت فولاد جنب مزار پدر و جدّ خود مدفون شد.

او «وافیه الاصول» تألیف: ملاّ عبداللّه تونی را به خط نسخ در 12 ذیحجه 1261ق کتابت کرده و در آخر رساله خود را «محمّدعلی شریف بن عبداللّه» معرفی نموده است. این نسخه به شماره 1/53 در کتابخانه مرحوم سیّد ضیاءالدّین علاّمه در اصفهان وجود دارد.[2]]

میرزا محمّدعلی رهبان اصفهانی

میرزا محمّدعلی متخلّص به «رهبان» فرزند میرزا عبداللّه طبیب اصفهانی»، شاعر و ادیب فاضل. در قرن دوازدهم هجری در اصفهان متولّد شده و طب را نزد برادر خود میرزا محمّدنصیر طبیب اصفهانی فراگرفت و به طبابت مشغول شد. گاهی شعر می گفت.

[1]بزم معرفت، صص 135-137؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص52؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص824؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص66.

[2]فهرست سه کتابخانه اصفهان، ص133.


صفحه 814

این بیت از اوست:

صبح است و فصل گل، می و بارانم آرزوست دیدار یار و صحبت یارانم آرزوست[1]

محمّدعلی سدهی اصفهانی

محمّدعلی بن عبداللّه سدهی اصفهانی [از کاتبان اواخر دوره قاجاریه] در سال 1323ق نسخه ای از کتاب «فوائد السّمطین فی فضائل المرتضی و البتول و السّبطَین» تألیف: ابوعبداللّه ابراهیم بن محمّد حموئی را به خط نسخ به دستور عبدالکریم نوشته است. نسخه به شماره 2552 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی قم موجود است.[2]

میرزا محمّدعلی منجّم تفرشی

میرزا محمّدعلی منجّم فرزند سیّد عبداللّه حسینی تفرشی، از فضلاء و منجمین اصفهان [در قرن سیزدهم هجری] و همشیرزاده میر محمّدصادق خاتون آبادی منجّم است. در «المآثر و الآثار» گوید: در علم اخترشماری و ستاره شناسی از اعاجیب وقت بوده و در غالب علوم از فقه و نجوم استاد بود.

میرزا محمّدعلی منجّم از شیراز به اصفهان آمده و در [روز 4 جمادی الثّانی] 1282ق وفات یافته است و بعد از او [پسرش] میرزا محمّدحسن به منصب منجم باشی گری مفتخر شد.

مزار صاحب عنوان در فضای برون تکیه مادرشاهزاده در تخت فولاد اصفهان واقع

[1]تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص518؛ الذریعه، ج9، ص394؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص474.

[2]فهرست مرعشی، ج7، ص134.


صفحه 815

شده است.[1]

محمّدعلی پروانه اصفهانی

محمّدعلی پروانه [حقیقت متخلّص به «پروانه» فرزند عبدالوهاب] شاعر و ادیب معاصر [در سال 1275ش در اصفهان متولّد شده و در این شهر علم و ادب آموخته است] از شعراء و غزل سرایان اصفهان است. عشق و علاقه مفرط او به شعر و ادب، وی را بر آن داشته که با وجود مشکلات فراوان که در راه روزنامه نگاری و انجمن داری است دست از هر دو بر ندارد. او مدیر روزنامه «شمع حقیقت» و مؤسس انجمن ادبی پروانه است. اغلب اشعارش غزل های عاشقانه و اشعار اجتماعی است که در روزنامه خود و دیگر روزنامه های محلی اصفهان چاپ کرده است.[2][منزل او در نزدیکی امامزاده اسماعیل در محلّه گلبهار و محل انجمن در دروازه دولت، ساختمان سلطانی بوده است. دیوان اشعارش هنوز به چاپ نرسیده است. وی در روز پنجم مهرماه سال 1355ش وفات یافته و در تکیه مقدّس در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[3]استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ وفات وی را چنین سروده است:

گفت برنا «سوی نور حب یار بال زد پروانه با شوق وصال]

1396=553+843

از اوست:

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص219؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص285؛ مکارم الآثار، ج7، ص2437؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص97؛ الذریعه، ج8، ص223.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 108-110؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص227.

[3]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.


صفحه 816

ماه من تا از رُخ زیبا نقاب انداخته جلوه خورشیدم از چشم پر آب انداخته

شانه بر گیسوی پرچین تا زده آن ماهرو سایه بر مهر درخشان از سحاب انداخته

میرزا محمّدعلی مکرم حبیب آبادی

میرزا محمّدعلی مُکرَم حبیب آبادی فرزند علی خان بن صادق بن عبدالمطلب بن علی خان بن علی نقی. شاعر و ادیب روزنامه نگار معاصر در سال 1304ق در قریه «حبیب آباد» بُرخوار اصفهان متولّد شده مقدمات علوم را در مولد خویش بیاموخت. از 17 سالگی به اصفهان آمده مدتی در مدارس قدیمه [مانند مَدرَس امامزاده اسماعیل و مدرسه کاسه گران] به کسب علوم اشتغال جست.

مکرم در اوائل مشروطیت جزو آزادیخواهان وارد شده و با آنها همکاری می نمود. [او شعر خود را در خدمت به نهضت مشروطیت درآورده و پس از فتح اصفهان به دست بختیاری های مشروطه خواه در سال 1327ق مثنوی «فتح المجاهدین» را سرود. او با هدف مبارزه با خرافات و پیرایه ها به سرودن اشعاری در انتقاد و هجو از برخی اعتقادات دینی، خرافات و برخی رفتارهای روحانیون آن دوره پرداخته و از لباس روحانیت خارج شد و اشعار تند و تیزی سرود که باعث خشم برخی از روحانیون شد و تا تکفیر او پیش رفت.]

او در سال 1339ق روزنامه «صدای اصفهان» و در سال 1340ق مجله «سپاهان» را منتشر کرد. [پس از به سلطنت رسیدن سلسله پهلوی با جرأت و جسارت بیشتری به سرودن اشعار خود بر ضد روحانیت و عقاید مذهبی پرداخت که مطابق برخی اسناد مورد حمایت حکومت وقت نیز قرار گرفت. با این حال برخی اشعار ساده و همه فهم او


صفحه 817

در نقد عقاید و خرافات عامّه تأثیر زیادی در خرافه زدائی در میان مردم اصفهان داشت.]

او از جوانی به وکالت دادگستری پرداخت [همچنین نظارت و کنترل برنامه های رادیو اصفهان و ریاست کتابخانه شهرداری اصفهان را نیز برعهده داشت.]

مکرم مردی بذله گو، حاضرجواب، خوش مشرب و متلک گو بود به طوری که همه طالب معاشرت با او بودند. دیوان اشعارش به چاپ رسیده است. او در 24 ذیقعده 1384ق [مطابق با فروردین 1344ش] وفات یافته و در [تکیه آقا محمّدلطیف در[ تخت فولاد اصفهان مدفون شد. استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) مادّه تاریخ وفاتش را در دو مرثیه جداگانه چنین سروده است:

مصرعی گفت پی سال وفاتش «برنا» «خصم اوهام و ریا بوده بدنیا مکرم»

1384

طبع «برنا» گفت از بهر وفاتش مصرعی «لطف حق مکرم بدارد دشمن اوهام را»

1384

[استاد منوچهر قدسی نیز ضمن قطعه ای گوید:

از جمع یکی بیرون گردید به تاریخش: «قدسی» ز وفا گفتا: «مکرم بخدا پیوست»[1]]

از اوست:

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 464-467؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 924 و 925؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص183؛ تاریخ جراید و مجلات ایران، ج3، صص 24-28 و 117-119؛ دولت دیدار، صص 17 و 172-184؛ مشاهیر مطبوعاتی اصفهان، صص 179-190؛ نگرشی بر مشروطیت اصفهان، صص 206-210.


صفحه 818

رفتی و رفت از کف من اختیار من باز آ که بی تو باز نیاید قرار من

ای سروناز گر به گلستان نظر کنی از لاله پرس حال دل داغدار من

بر روی خود اگر گره از زلف وا کنی چون موی خود سیاه کنی روزگار من

حاج سیّد محمّدعلی صفائی مبارکه ای

حاج سیّد محمّدعلی مبارکه ای متخلّص به «صفائی» فرزند سیّد علی امام جمعه بن محمّدعلی بن علی موسوی مبارکه ای، عالم فاضل و واعظ کامل، از مشاهیر اهل منبر اصفهان [نسب شریفش از طرف پدر به حمزه بن موسی کاظم علیه السلام می رسد.]

در روز 17 ذیحجه 1316ق در مبارکه از توابع بلوک لنجان اصفهان متولّد گردیده [و نزد پدر به تحصیل مقدمات پرداخت. آنگاه در اصفهان نزد حضرات آیات شیخ علی مدرس یزدی، شیخ علی فقیه فریدنی، میرزا محمّد اصفهانی، سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّدحکیم خراسانی، شیخ عبدالکریم گزی، میرزا محمّدصادق مدرس خاتون آبادی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی و میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی ادامه تحصیل داد و درس خارج را نزد حضرات آیات سیّد محمّدباقر درچه ای، سیّد ابوالقاسم دهکردی و شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی خواند. آنگاه به قم رفته و نزد حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی تحصیل کرد و در عتبات عالیات از خدمت آیات عظام میرزا حسین نائینی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی کسب فیض نمود. در تهران هم از محضر درس شهید سیّد حسن مدرس اسفه ای بهره گرفت. چندی در اصفهان و خراسان به تبلیغ و وعظ و خطابه مشغول بود. پس از آن به افغانستان و هندوستان رفته و به سیاحت در بلاد آنجا و سپس چین و سنگاپور پرداخت و در بازگشت به سفر حج مشرّف شده و به هند رفت. همچنین به شام و مصر و ممالک عربی و آفریقا سفر نمود و با دانشمندان و علمای هر دیار دیدار و مذاکره نموده و حتّی الامکان کسب فیض نمود. او پس از بازگشت به اصفهان به ایراد