رفتی و رفت از کف من اختیار من باز آ که بی تو باز نیاید قرار من
ای سروناز گر به گلستان نظر کنی از لاله پرس حال دل داغدار من
بر روی خود اگر گره از زلف وا کنی چون موی خود سیاه کنی روزگار من
حاج سیّد محمّدعلی صفائی مبارکه ای
حاج سیّد محمّدعلی مبارکه ای متخلّص به «صفائی» فرزند سیّد علی امام جمعه بن محمّدعلی بن علی موسوی مبارکه ای، عالم فاضل و واعظ کامل، از مشاهیر اهل منبر اصفهان [نسب شریفش از طرف پدر به حمزه بن موسی کاظم علیه السلام می رسد.]
در روز 17 ذیحجه 1316ق در مبارکه از توابع بلوک لنجان اصفهان متولّد گردیده [و نزد پدر به تحصیل مقدمات پرداخت. آنگاه در اصفهان نزد حضرات آیات شیخ علی مدرس یزدی، شیخ علی فقیه فریدنی، میرزا محمّد اصفهانی، سیّد مهدی درچه ای، شیخ محمّدحکیم خراسانی، شیخ عبدالکریم گزی، میرزا محمّدصادق مدرس خاتون آبادی، سیّد محمّد مدرس نجف آبادی و میر سیّد علی مجتهد نجف آبادی ادامه تحصیل داد و درس خارج را نزد حضرات آیات سیّد محمّدباقر درچه ای، سیّد ابوالقاسم دهکردی و شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی خواند. آنگاه به قم رفته و نزد حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی تحصیل کرد و در عتبات عالیات از خدمت آیات عظام میرزا حسین نائینی و آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی کسب فیض نمود. در تهران هم از محضر درس شهید سیّد حسن مدرس اسفه ای بهره گرفت. چندی در اصفهان و خراسان به تبلیغ و وعظ و خطابه مشغول بود. پس از آن به افغانستان و هندوستان رفته و به سیاحت در بلاد آنجا و سپس چین و سنگاپور پرداخت و در بازگشت به سفر حج مشرّف شده و به هند رفت. همچنین به شام و مصر و ممالک عربی و آفریقا سفر نمود و با دانشمندان و علمای هر دیار دیدار و مذاکره نموده و حتّی الامکان کسب فیض نمود. او پس از بازگشت به اصفهان به ایراد
خطابه و موعظه مشغول شده و در اندک زمانی به جامعیت و گفتار خوش و بیان فصیح معروف شده و منبر و سخنرانی او طرفداران بسیار یافت. او در برخورد با مسائل اجتماعی روز فعّال بوده و به خاطر دفاع از دین و صراحت لهجه و افشاگری برنامه های ضدّ دینی حکومت رضاشاه، در سال 1358ق حدود 9 ماه را در زندان به سر برد. همچنین در پاسخ به شبهات مطرح شده توسط سیّد احمد کسروی، مقالاتی نوشت که در روزنامه های آن عهد از جمله روزنامه «نقش جهان» به چاپ رسید.] او در حسن بیان و طاقت لسان در بین معاصرین کم نظیر می نمود. قدرت حفظ عجیبی داشت. اهل مطالعه و تحقیق و تتبّع و تألیف بود و کتابخانه آبرومندی فراهم کرده بود.
سرانجام در قبل از ظهر روز جمعه 7 رجب 1365ق در منزل خود [واقع در یکی از کوچه های پشت آرامگاه مجلسی] بر اثر سکته وفات یافت و در میان مردم شایع شد که او را مسموم کرده اند. جنازه او با کمال احترام به سوی تخت فولاد تشییع شده و در بقعه مرحوم سیّد عبدالغفار تویسرکانی مدفون شد. [مادّه تاریخ وفاتش را شاعر معاصر استاد میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) چنین سروده است:
بشمسی ز «برنا» شنو سال فوتش «محمّدعلی سیّد واعظین بود»]
1325
او دانشمندی ادیب و شاعر بوده و در اشعار خود «صفائی» تخلّص می کرده است.
این کتاب ها از تألیفات اوست:
1. «اسرار حج»2. «اسرار و فلسفه احکام»3. «اسلام خالص»4. «انوار السّعاده» در فضیلت بنی هاشم5. «تاریخ اصفهان» (در 5 جلد) 6. «تاریخ امکنه و بلدان» که سفرنامه است.7. «تاریخ زندگی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله »8. «تحصیل الثمن»، در شرح حدیث حبّ الوطن9. «ثمرات العلوم»10. «جامع العلوم» (در 4 جلد) 11. «جنّه الاداء» در آداب 12. «دیوان اشعار» 13. «دانشوران اصفهان» (در 6 جلد) 14. «راهنمای
ریاضیات» 15. «سرادق دوشیزگان» در حجاب [مطبوع] 16. «سوانح غرب» 17. «سوانح العمر» 18. «صراط المستقیم»، در نماز، مطبوع 19. «کشف المهمّات فی سموم المهلکات» (در 4 مُجَلَّد) 20. «کشف الغیب» 21. «مرآت الغیب» 22. «منهج القویم» 23. «مثنوی سقراطیّه» در عرفان 24. «مواعظ» 25. «نور الانور» در اولاد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام مطبوع 26. «نور القدسی» در احوال علاّمه مجلسی و غیره.
از اشعار اوست:
مرا یاری است که نامش گفتنی نیست لب لعلش عقیق سفتنی نیست
بدو گفتم که شب آیی به خوابم بگفتا چشم عاشق خفتنی نیست[1]
محمّدعلی سلطانی نجف آبادی*
محمّدعلی سلطانی نجف آبادی فرزند علی، شاعر، ادیب نویسنده و محقّق معاصر. در سال 1322ش در نجف آباد متولّد شد و تحصیلاتش را تا اخذ فوق لیسانس ادبیات فارسی ادامه داد و به تدریس در دبیرستان ها و سپس دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد پرداخت و مدّتی مدیرگروه ادبیات آن دانشگاه بود. در شعر طبعی خوش و ذوقی پسندیده دارد و از انواع شعر به قطعه راغب تر است و آن را نیکو می سازد. ابتدا «سعد» تخلّص داشته و سپس به «سلطانی» تخلّص کرده است و در انجمن ادبی مولوی نجف آباد و سایر محافل ادبی شرکت می نماید.
این کتاب ها از آثار اوست که به چاپ رسیده است:
1. «تذکره شعرای نجف آباد»2. «ساده ترین راه فراگیری تجزیه و ترکیب»
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 36 و 37؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 313 و 314؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 840 و 841؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص100؛ مجموعه مقالات کنگره جهانی بزرگداشت اصفهان، صص 482-487.
3. «آداب و رسوم عشایر کهگیلویه و بویراحمد»
او این ابیات را در وصف نجف آباد سروده است:
محور عشق است خطّه نجف آباد روضه خُلد است یا بهشت خداداد
شهر من ای جایگاه بصیرت شهر من ای زادگاه مردم آزاد
خاک تو باشد کنام شوکت شیران نام تو هم نام شهر سرور اوتاد[1]
محمّدعلی مدرس زاده
محمّدعلی مدرس زاده فرزند شیخ علی مدرس یزدی، از خطاطین و خوشنویسان معروف اصفهان و از معلمین مدارس این شهر بوده و در روز سوم صفر 1403ق وفات یافته[2][و در تکیه گلزار در تخت فولاد مدفون شد. او خط نسخ را با مهارت می نوشت و به کتابت برخی از کتاب ها مشغول بود که به خط او به چاپ رسیده است از جمله: «ره آورد قانع» تألیف: محمّدحسین مدرسی اسفه ای در سال 1360ق، «قرآن مجید» در سال 1363ق و «کشف المراد» در سال 1352ق.[3]]
میرزا محمّدعلی علم
میرزا محمّدعلی علم فرزند آخوند ملاّ علی اکبر فشارکی، مردی فاضل و دانشمند بوده و در روزنامه جهاد اکبر [که در سال های 1325 تا 1327ق منتشر می شد] نویسندگی
[1]دیباچه دیار نون، صص 184 و 185؛ آئینه اهل قلم، ص119؛ زنده رود تا حیدربابا، صص 120 و 121؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص388.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص87.
[3]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
آن را برعهده داشت. او قبل از سال 1360ق در اصفهان وفات یافت.[1]
محمّدعلی قسیمی
محمّدعلی قسیمی فرزند علی اکبر [از شعرای قرن چهاردهم هجری.] در سال 1300ش در خمین متولّد شده و تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی پسران اصفهان به پایان رسانید و در اداره فرهنگ اصفهان به خدمت مشغول شد.
از اوست:
رخت بربست از جهان فصل بهار و شد خزان شد مسخّر در کف مسیر خزان یکسر جهان
هر طرف افتان و خیزان برگ های زرد بین کز درختان همچو زر ریزد فرو بر رایگان[2]
محمّدعلی اولیاء*
حاج محمّدعلی اولیاء فرزند علیرضا. مدیر روزنامه اولیاء، از نویسندگان و خدمتگزاران به مطبوعات در سال 1300ش. در اصفهان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه قدسیه و متوسطه را در دبیرستان گلبهار طی کرد. سپس در دانشسرا ادامه تحصیل داد و در کسوت معلّمی به تدریس و تعلیم و تربیت پرداخت.
او فعالیّت مطبوعاتی را با توزیع مطبوعات آغاز کرد در سال 1331ش امتیاز هفته نامه اولیاء را به نام پدرش اخذ نمود، امّا تمام توان خود را در اداره این هفته نامه
[1]تاریخ جراید و مجلات ایران، ج2، ص180؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص467.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 377 و 378.
گذاشت و تا آخرین روزهای حیات به فعالیّت مطبوعاتی ادامه داد تا اینکه در سال 1370ش درگذشت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد.
هفته نامه اولیاء، قدیمی ترین نشریه فعلی استان اصفهان هنوز تحت مدیریت دختر مرحوم اولیاء: خانم منیژه اولیاء انتشار می یابد.[1]
میرزا محمّدعلی شرف الواعظین
میرزا محمّدعلی عظیمی ملقب به «شرف الواعظین» فرزند میرزا علی محمّد شرف الواعظین بن ملاّ اسماعیل بن حاج ملاّ محمّدعلی بن حاج ملاّ عبدالعظیم بیدگلی زوّاره ای، واعظ کامل [از خطبای قرن چهاردهم هجری.] از محترمین اهل منبر که در محلّه باب الدّشت ساکن بوده و داماد آقا شیخ صفرعلی همدانی می باشد.
او در حدود 1365ق وفات یافته و در تکیه سیّد العراقین [در تخت فولاد اصفهان[ مدفون گردید.[2]
حاج میرزا محمّدعلی نحوی
حاج میرزا محمّدعلی نحوی فرزند علی محمّد هرندی، فاضل ادیب خطاط (از فضلای قرن چهاردهم هجری) در یکی از مساجد محلّه شهشهان (جنب کوچه بنّاها) امامت می نموده و در 21 ذیحجه الحرام 1381ق به سن قریب 75 سالگی وفات یافته و در تکیه گلزار واقع در تخت فولاد مدفون گردید. او خطوط مختلف خصوصا نستعلیق
[1]یادداشت های خانم منیژه اولیاء، مهرماه 1389.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص688؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص145؛ آتشکده اردستان، ج1، ص163.
را خوب و شیرین می نوشت.[1]
[او سال ها در محله شهشهان مکتب خانه ای تأسیس کرده و به تعلیم و تربیت اطفال مشغول بود.]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی بن محمّدعلی اصفهانی [از کاتبان قرن سیزدهم هجری] در پسین روز شنبه 28 رجب 1215ق کتاب «مفاتیح الشرایع» تألیف: فیض کاشانی را به خط نسخ نوشته است. نسخه به شماره 1563 در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[2]
محمّدعلی سینی بُرخواری
محمّدعلی بن محمّدعلی جزی سینی برخواری [کاتب فاضل در قرن یازدهم هجری[ که «غایه المراد فی شرح فلک الارشاد» را در سال 1041ق و «منشات و نامه های پادشاهان صفوی» را در دوشنبه 1 محرم 1087ق کتابت کرده و میکروفیلم آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران موجود است.[3]
سیّد محمّدعلی گلستانه موسوی
حاج سیّد محمّدعلی گلستانه موسوی [فرزند سیّد محمّدعلی] از علمای بزرگوار و دانشمندان و مؤلّفین اصفهان، ساکن مشهد مقدس [در قرن چهاردهم هجری] بوده که پس از تکمیل تحصیلات در اصفهان و نجف به مشهد مهاجرت نموده و به ترویج احکام
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص447؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص183.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص183.
[3]فهرست میکروفیلم های دانشگاه تهران، ص209.
و نشر عقاید و اقامه جماعت پرداخت.
[در سال 1277ق در کربلای معلاّ متولّد شده و در کربلا و نجف تحصیل کرده و از جمعی از علمای عالیقدر آنجا اجازه دریافت نموده است که از آن جمله است حاج میرزا حسین خلیلی. او اصلاً در اصفهان ساکن نبوده و تحصیلاتش در عتبات عالیات طی شده است. در مسجد کله واقع در کوچه پهنو مشهد مقدس به اقامه جماعت می پرداخته است و ده بار به سفر حج رفته است.]
سرانجام در 16 رمضان 1361ق وفات یافته و در ایوان طلا [واقع در صحن نو آستان مقدّس رضوی علیه السلام ] مدفون گردید.[1]کتب زیر از اوست:
1. «تحفه الامامیّه» [به فارسی و در اخبار که نسخه ای از آن به شماره 12495 که در سال 1340ق در چاپخانه نادری بمبئی چاپ سنگی شده است در کتابخانه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس موجود است. نسخه خطی این کتاب به شماره 347 در کتابخانه وزیری یزد وجود دارد.[2]] 2. «الوسائل فی اثبات الحق و ازهاق الباطل» [در اثبات امامت ائمه اثنی عشر، که در سال 1339ق تألیف نموده و در همان سال در بمبئی به طبع رسیده است.[3]
مرحوم گلستانه گاهی شعر می سرود. از اوست:
ببین چون گرفتند از ما کنار رفیقان پیرار و یاران پار
شب و روز بی ما بیاید بسی که از روز ما یاد نارد کسی
بسی دوستان بر زمین پا نهند که بی باک، پا بر سر ما نهند
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص359؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، ص322؛ تاریخ علمای خراسان، ص299؛ مکارم الآثار، ج6، صص 2185-2187.
[2]الذریعه، ج3، ص421؛ فهرست رضوی، ج5، ص244؛ فهرست وزیری، ج1، ص324.
[3]الذریعه، ج25، ص71.