بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 82

اگر از شام هجران خون بگرید دیده عاشق ولی صبح وصال از دولت دیدار می خندد]

عباسعلی بهرامیان

سرهنگ عباسعلی بهرامیان سیچانی [فرزند تقی] از شعرای معاصر اصفهان [در سال 1287ش] در محله سیچان اصفهان متولّد شد. [تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود گذراند و متوسطه را در دبیرستان نظام اصفهان به پایان رساند. دوره دانشکده افسری را در تهران طی کرد و پس از عمری خدمت صادقانه با درجه سرهنگی بازنشسته شد. در شعر طبعی روان داشت و «بهرام» تخلّص می کرد و در برخی انجمن ها از جمله انجمن ادبی صائب شرکت می نمود. اشعارش در برخی کتاب ها و مجلّات از جمله کتاب «دویست شاعر» به چاپ رسیده است.

سرهنگ بهرامیان در روز 4 مرداد 1354ش در اصفهان وفات نمود و در صحن تکیه بروجردی (درکوشکی) در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید.

از اوست:

تا که شمع رخ او محفل ما روشن کرد باکم از سوختن خویش چو پروانه نبود

چشم او گر ز ازل معنی مستی می گفت تا ابد هیچ سخن از می و میخانه نبود[1]]

حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی

حاج شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی فرزند حاج محمّدجعفر، عالم فاضل، ادیب

[1]بوستان فضیلت، صص 326-329؛ دانشنامه تخت فولاد، ج1، ص310؛ تذکره شعرای تخت فولاد، صص 122-124.


صفحه 83

شاعر، زاهد متّقی، از علماء و مجتهدین عالیقدر معاصر اصفهان

در روز [جمعه] 13 جمادی الاولی سال 1315ق در قریه حبیب آباد بُرخوار متولّد شده و مقدمات علوم و ادبیات را نزد شیخ محمّدعلی معلم حبیب آبادی تحصیل کرد. سپس به اصفهان آمد و سطوح و خارج فقه و اصول به همراه منطق و کلام و ادبیات را نزد میرزا احمد مدرس، آخوند ملاّ حسین فشارکی، شیخ محمّدرضا نجفی مسجدشاهی، میرزا محمّدصادق مدرس خاتون آبادی، آخوند ملاّ عبدالکریم گزی، سیّد عبدالحسین سیّدالعراقین، آقا سیّد مهدی درچه ای، حاج آقا نوراللّه نجفی و میرزا یحیی مدرس بیدآبادی تحصیل کرد. در حکمت نیز از شیخ محمّد حکیم خراسانی بهره برد. ریاضیات و هیأت را نیز با مطالعه و تحقیق فراگرفت. [برخی از اساتید ایشان همچون شیخ محمّدرضا نجفی و آخوند فشارکی و نیز حضرات آیات سیّد محمّد مدرس نجف آبادی، آقا سیّد مهدی درچه ای، سیّد محمّدحجت کوه کمری و میرزا محمّدرضا کلباسی به ایشان اجازه داده اند. اجازه اجتهاد صادره از سوی آخوند فشارکی توسط مرجع عالیقدر سیّد ابوالحسن اصفهانی تنفیذ شده است.]

سپس به تدریس در مدارس نیم آورد، ناصری، صدر، چهارباغ، جدّه بزرگ و مسجد ذوالفقار مشغول شد. او به فارسی و عربی نیکو شعر می گفته و سابقا «نادم» تخلّص می نموده و پس از آنکه نام خانوادگی خود را «ادیب» قرار داد این کلمه را نیز تخلّص خود گردانید. [در فقه، اصول، کلام، منطق، حکمت، ادبیات، ریاضیات و هیأت مهارت داشت.

او عالمی خوش محضر، خلیق و رئوف بود و به حال نیازمندان رسیدگی می نموده و در رفع حوائج مردم کوشا بود.] از آثار او احیاء و تجدید ساختمان مسجد مقابل مقبره صاحب بن عَبّاد در محله طوقچی اصفهان و اقامه جماعت و موعظه و ارشاد و هدایت مؤمنین در این مسجد، و احیاء نماز عیدین در مصلای تخت فولاد پس از وفات مرحوم


صفحه 84

شیخ محمّدباقر زندکرمانی بوده است.

وی سرانجام در چهارشنبه 2 ذیقعده الحرام 1412ق [مطابق با 14 خرداد 1371ش] وفات یافته و در مقبره صاحب بن عَبّاد مدفون شد. [استاد اعتمادی خوئی (برنا) در مادّه تاریخ وفات او گوید:

برای سال وفاتش نوشت خامه برنا «فقیه بود و منجم ادیب و افهم و فاضل»]

1412

این کتاب ها از تألیفات اوست:

1. «احسن التقاویم» در اوقات شرعی اصفهان، طهران و کاشان، که قسمت اصفهان چندین بار به طبع رسیده است.2. «تطبیقیه» در تطبیق سال های قمری به شمسی و به عکس3. «دیوان اشعار فارسی و عربی»4. «ارث الشیعه» رساله مفصل در ارث به فارسی، مطبوع5. «رساله در توبه»6. «رساله در فضیلت علم»7. «زیارات مدینه طیّبه»، مفصّل، که به ضمیمه «مناسک حج» آیت اللّه حکیم به طبع رسیده است.8. «وظائف الشیعه» در شرح دعای ندبه، به فارسی، مطبوع9. «قبله البلدان» یا «معرفه القبله» در طرز تعیین قبله شهرهای ایران از روی آفتاب در طول سال10. «قطبیّه» در تعیین اوقات نقاط واقع در قطبین 11. «ملحقات کتاب قضاوت های امیرالمؤمنین علیه السلام » مطبوع 12. «هدیه العباد» در شرح حال صاحب بن عَبّاد، مفصل، به فارسی، مطبوع 13. «مناسک الشیعه» در مناسک حج.[1]

[این رباعی از اوست:

یا رب تو ز اخلاق بَدَم پاک نما جان طائر سیر کوی افلاک نما

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص29؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص 322-324؛ ادیب ماندگار: اغلب صفحات؛ علوم و عقاید، ص9؛ گنجینه دانشمندان، ج8، ص94؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج3، ص690؛ مصاحبه غلامرضا نصراللهی با آیت اللّه ادیب در 24 اردیبهشت 1368ش.


صفحه 85

در معرفت ذات و صفات و افعال یا رب تو دلم قابل ادراک نما]

عباسعلی برهانی پور*

حاج عباسعلی برهانی پور فرزند محمّدرضا، از دانشمندان و محقّقان معاصر اصفهان، در سال 1311ش در اصفهان متولّد شد.

او پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه و دانشسرا، به تهران رفت و در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و لیسانس گرفت. آنگاه در دبیرستان ها و مراکز آموزش عالی به تدریس مشغول شد تا اینکه به افتخار بازنشستگی نائل گردید.

وی از معلّمان انقلابی و متدیّن و دلسوز اصفهان بود که در عصر حکومت پهلوی برای ارشاد جوانان و مبارزه با رژیم روشنگری می نمود و مورد تعقیب مأموران امنیتی قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب نیز با سخنرانی و نوشتن مقاله و کتاب به بیان معارف اسلامی و هدایت نسل جوان پرداخت. فرزند برومند او محمّدرضا در جریان جنگ ایران و عراق در بهمن ماه 1365ش در جبهه شلمچه به شهادت رسید.

این آثار از تألیفات اوست:

1. «جامعه شناسی انقلاب»2. «خواسته های انسانی از پژوهش های کیهانی»3. «ژئوفیزیک قرآن»4. «محمّد صلی الله علیه و آله پیامبر کهکشان ها» که قسمتی از آن در سال های 1367 و 1368 در هفته نامه «نوید اصفهان» به چاپ رسیده است.[1]

میرزا عباسعلی محزون اصفهانی*

میرزا عباسعلی ادیب وخشوری متخلّص به «محزون» فرزند میرزا صادق طبابت خانی، شاعر و ادیب معاصر، در 27 رجب 1316ق متولّد شده و در 26 رمضان 1387 (مطابق

[1]مصاحبه غلامرضا نصراللهی با استاد عباسعلی برهانی پور در 18 اردیبهشت 1370ش.


صفحه 86

با 6 دی ماه 1346) وفات یافته و در تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

او از اهالی محلّه طوقچی بوده و کوچه ای در نزدیکی میدان طوقچی به نام «ادیب» و منسوب به اوست.[1]

عباسعلی ظریف خوانساری

حاج عباسعلی بن عبدالباقی خوانساری اصفهانی طهرانی، از تُجّار نیک نهاد معاصر شاعر ادیب متخلّص به «ظریف».

عباسعلی آرام اصفهانی

عباسعلی حافظ پرست فرزند علی شاعر ادیب معاصر متخلّص به «آرام» در سال 1293ش متولّد شده و از سال 1312ش در انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن کمال [و انجمن ادبی و هنری سعدی] شرکت داشته است. به قلمزنی مشغول بوده و در کنار آن به کتابفروشی می پرداخته است. سرانجام در شوال 1410ق [مطابق اردیبهشت 1369] وفات یافت و در قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.

از اشعار اوست:

خواهی که سمر شوی به نیکونامی باید که به دل تخم محبّت کاری

با اهل زمانه هیچ دانی چه کنی آن کن که به خویشتن روا می داری[2]

[1]مکارم الآثار، ج6، ص2067؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 9 و 10؛ مزارات اصفهان، ص129.


صفحه 87

شیخ عباسعلی معین الواعظین

حاج شیخ عباسعلی معین الواعظین معروف به «معین الحسینی» فرزند ملاّ علی محمّد گورتانی اصفهانی، عالم فاضل و محدّث، واعظ زاهد ادیب شاعر متخلّص به «ذاکر» [از وعاظ معروف اصفهان در قرن چهاردهم هجری] در سال 1287ق [در قریه «گورتان» از بلوک ماربین اصفهان که اکنون به شهر اصفهان پیوسته است] متولّد شده و در اصفهان و نجف نزد فضلای آنجا تحصیل نموده و سال ها در اصفهان به وعظ و خطابه مشغول بوده و پیوسته مستمعین خویش را با نقل احادیث صحیحه ارشاد می نمود.

سرانجام در چهارشنبه سوم ربیع الثّانی 1360ق وفات یافته و در صحن تکیه سیّدالعراقین واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید. برادران او نیز از اهل فضل و کمال و از منبریان اصفهان بوده اند.

وی کتب چندی تألیف نموده که از آن جمله است:

1. «تسلیه الفقراء [و تذکره الاغنیاء» که در سال 1353ق چاپ سنگی شده است.[2. «دیوان اشعار»3. «زاد العاصین»4. «علائم الظهور»5. «فوائد الصلوات» [که در سال 1353ق در اصفهان چاپ سنگی شده است.]6. «مجازاه النّسوان»7. «وقائع الظهور و علائمه» معروف ترین تألیف صاحب عنوان [که در یک مقدمه، 14 باب و یک خاتمه در نیمه شعبان 1346ق تألیف شده و ملاّ علی فنا بن اسماعیل اصفهانی به خط نسخ آن را کتابت نموده و چاپ سنگی شده است.]8. «هدیه الوالدین» [که به عنوان جلد دوم «وقایع الظهور» تألیف شده و به خط محمّدعلی مدرس زاده در اصفهان چاپ سنگی شده است.]

از اشعار اوست:

حبّ دنیا منشاء کل خطاست آنچه از حق می رسد لطف و عطاست


صفحه 88

کی شود مضطر کسی کو قانع است وانکه کارش جملگی با صانع است[1]

عباسعلی ملکی نجف آبادی*

عباسعلی ملکی نجف آبادی فرزند غلامحسین، از علمای معاصر نجف آباد در سال 1313ش متولّد شد. تحصیلات علوم دینی را در نجف آباد و اصفهان نزد شیخ ابراهیم ریاضی، شیخ غلامحسین منصور، سیّد محمود مدرس و شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی انجام داد و برای تکمیل آن به قم رفته و در درس حضرات آیات سلطانی، طباطبایی، محقّق داماد، بروجردی، امام خمینی، منتظری و علاّمه طباطبایی حاضر شد. او پس از آن به نجف آباد مراجعت کرده و به تدریس و تبلیغ و اقامه جماعت پرداخت.

او از فعالان و مبارزان علیه رژیم پهلوی بود و مورد تعقیب مأموران ساواک قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب یکی از فرزندانش مصطفی ملکی در جبهه های جنگ ایران و عراق به شهادت رسید.[2]

شیخ عباسعلی علویجه ای

شیخ عباسعلی علویجه ای فرزند غلامرضا، عالم فاضل و فقیه جامع در غرّه شعبان 1283ق در علویجه از بلوک عربستان اصفهان متولّد گردیده و در اصفهان مقدمات علوم را فرا گرفته و در سال 1308ق به نجف اشرف مهاجرت نمود و به درس حاج میرزا حسین خلیلی و جمعی دیگر حاضر شد و به آیت اللّه آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص230؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 755 و 756؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص200؛ مکارم الآثار، ج8، صص 2852 و 2853؛ مؤلفین کتب چاپی، ج3، صص 694 و 695؛ الذریعه، ج16، ص345 و ج25، صص 132 و 213؛ شرح مجموعه گل، صص 295-306؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص144.

[2]سیمای دانشوران، ص201.


صفحه 89

اختصاص یافت.

در حُسن خُلق و تقوی و زهد معروف بود. سرانجام در 7 شعبان 1355ق وفات یافته و در وادی السلام مدفون گردید.[1]

[در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم نسخه ای از «حقایق الأخبار» تألیف عباسعلی کرونی موجود است که در سال 1319ق تألیف شده که شاید همان شیخ عباسعلی علویجه ای باشد.[2]]

عباسعلی خرم لنبانی

میرزا عباسعلی خُرم لنبانی [فرزند کاظم از شعرای اواخر دوره قاجاریّه] در سال 1237ق متولّد شده [و از 15 سالگی به سرودن شعر پرداخته و «خرم» تخلّص نمود. مصحح کتاب دشت خرم سال تولّدش را با توجه به برخی اشعارش 1234ق تعیین کرده است. خرم ظاهرا در لنجان و اردستان دارای مناصب اداری و از جمله تحویلداری بوده است. او برخی از بزرگان روزگار خود مانند میرزا سلیمان خان رکن الملک، حاج آقانوراللّه نجفی و حسینقلی خان ایلخان بختیاری را مدح کرده است. همچنین اشعاری در مدح ناصرالدین شاه و ظلّ السلطان دارد.] دیوان اشعار او با نام «دشت خرم» در سال 1311ق چاپ سنگی شده [و بار دیگر با تصحیح آقای علیرضا لطفی (حامد اصفهانی) در سال 1387ش چاپ حروفی گردیده است.

خرم لُنبانی در سال 1324ق در اصفهان وفات یافته و در تکیه میرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.

[1]دیباچه دیار نون، ص209؛ سیمای دانشوران، ص139؛ نقباء البشر، ج3، ص1017؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 756 و 757.

[2]فهرست مختصر کتابخانه گلپایگانی، ص271.