نسخه به شماره 1282 در کتابخانه دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[1]
محمّدعلی بن فتحی
محمّدعلی بن حاجی فتحی [از فضلاء اصفهان در قرن یازدهم هجری.] در دوشنبه سوم جمادی الثّانیه 1067ق نسخه ای از کتاب «کافی» را به خط نسخ نوشته و ظاهرا در محضر علاّمه مجلسی قرائت نموده است. نسخه در حواشی تصحیح شده و علامت بلاغ به خط علاّمه مجلسی دارد. نسخه به شماره 857 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]
شیخ محمّدعلی فشارکی*
شیخ محمّدعلی بن فخرالدّین بن مهدی بن ملاّ محمّدباقر فشارکی، عالم فاضل محقّق، از علمای عالیقدر معاصر اصفهان. در سال 1303ش در اصفهان متولّد شد. در بیست سالگی تحصیل علوم دینیه را در حوزه علمیه اصفهان آغاز کرد.
مقدمات را نزد آقایان: ملاّ هاشم جنتی، ملاّ رمضانعلی املائی، شیخ ابوالقاسم فلاورجانی، سیّد محمّدجواد غروی فرا گرفت.
در نزد شیخ مرتضی اردکانی شرح شمسیه در منطق را خواند، و قسمتی از مطول و قوانین علاّمه حلّی و منظومه سبزواری در منطق را از حاج آقا صدر کوپائی بهره برد. قسمتی دیگر از قوانین را از درس سیّد علی اصغر برزانی استفاده کرد. معالم و شرح لمعه
[1]فهرست الهیات مشهد، ج2، ص422.
[2]فهرست مرعشی، ج3، ص48؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص64.
را بر حاج شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی حاضر شد. رسائل را از شهید ابوالحسن شمس آبادی فرا گرفت. قسمتی از کفایه را نیز در نزد حاج آقا باقر رجائی تلمّذ نمود.
خارج فقه و اصول را از آیه اللّه سیّد عبدالحسین طیب و آیه اللّه سیّد حسین خادمی بهره برد. وی مدت 27 سال در درس آیه اللّه خادمی حاضر می شد. و قسمتی از دروس فقتهی وی چون صلاه جمعه را تقریر نموده است. و از این دو استاد اخیرش (طیب و خادمی) مجاز در نقل روایت مشافهتا می باشد.
مدت تحصیل او جمعا 38 سال می باشد. زبان انگلیسی را نیز در نزد سیّد حسین مدرس آموخت. او 50 سال امامت مسجد الحبیب واقع در محلّه نو بیدآباد اصفهان را برعهده داشت. و از اوّل انقلاب به امر استادش آیه اللّه خادمی وارد قوه قضائیه شد و به قضاوت و حلّ و فصل دعاوی مردم اصفهان پرداخت. وی اکنون در منزل دوران کهولت و بازنشستگی خود را سپری می کند.[1]
میرزا محمّدعلی سروش
میرزا محمّدعلی بن قنبرعلی سِدِهی اصفهانی متلخص به «سروش» از شاعران معروف و ادبای مشهور قرن سیزدهم هجری.
[در سال 1228ق] در [محلّه فروشان] سِدِه ماربین اصفهان [خمینی شهر فعلی[ متولّد شده [پدرش از کسبه و دهقانان سِدِه بود. او در نوجوانی لب به سرودن اشعار باز کرده و بنا به دلائلی به اصفهان آمد و به واسطه قریحه و استعداد قابل توجّه او در شعر مورد عنایت و توجّه حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی، از مجتهدین و مراجع بزرگ اصفهان واقع شد و به مدح سیّد پرداخت و به تشویق او به تحصیل مشغول شد و
[1]مصاحبه آیه اللّه شیخ هادی نجفی با معظم له در نوروز 1388ش.
نزد میرزا محمّدعلی وفای زواره ای کسب علم کرد. سروش به خاطر بدگوئی مخالفان مجبور به ترک اصفهان شده و به گلپایگان رفت و از آنجا راهی تهران شد و با سرودن «فتح نامه»ای مورد توجّه عباس میرزا (فرزند فتحعلی شاه) قرار گرفت و به دریافت صله مفتخر شد. آنگاه راهی آذربایجان شده و برای حکام آنجا (شاهزادگان قاجاری) همچون قهرمان میرزا، میرزا محمّدمحسن میرزا سلطانی و ابوالفتح فریدون میرزا و بهمن میرزا قاجار مدیحه سرود. او در سال 1259ق به امر بهمن میرزا (فرزند عباس میرزا) اشعار عربی کتاب «الف لیله و لیله» که میرزا عبداللطیف طسوجی به فارسی برگردانده بود را منظوم ساخت و این کتاب در سال 1261ق در تبریز چاپ سنگی شد.]
در آن زمان ناصرالدّین میرزا در تبریز ولیعهد بود. سروش به وسیله محسن میرزا میرآخور به دربار ناصرالدّین شاه راه یافته و چون ناصرالدّین شاه به سلطنت رسید با او به تهران آمده و معروف و مشهور گردید و به لقب «شمس الشّعراء» ملقّب شد.
وی در 1285ق در تهران وفات یافت [و جسدش به قم حمل شده و به خاک سپرده شد.]
این آثار از اوست:
1. «دیوان اشعار» شامل غزل، قصیده، مثنوی موسوم به «زینه المدایح» که نسخه ای از آن به شماره 12675 در کتابخانه آستان قدس رضوی. دیوان سروش در سال 1339ش در دو جلد به تصحیح و تحقیق دکتر محمّدجعفر محجوب چاپ شده است. نسخه هایی از این دیوان به خط میرزا ابراهیم مشتری خراسانی (شاگرد سروش) موجود است.2. «الهی نامه»3. «ساقی نامه»4. «اردیبهشت نامه» در سرگذشت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله5. «شمس المناقب» در مدح پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله6. «شصت بند از مرثیه عاشورا»7. «روضه الانوار» در مراثی امام حسین علیه السلام
[سروش از قصیده سرایان توانای دوره قاجاریه و جزو شعرای رده اوّل سبک
بازگشت در قرن سیزدهم هجری است و در اشعار خود اغلب از «فرخی سیستانی» تقلید کرده است.[1]
این غزل از اوست:
تا سر زلف عنبرین، حلقه به دوش می کنی سوی تو هر که بنگرد، حلقه به گوش می کنی
همره باد می کنی، نکهت زلف خویش را کوچه به کوچه باد را، مشک فروش می کنی
دوش اگر میان ما و تو رفت اگر حکایتی ما خجلیم و باز تو شِکوِه دوش می کنی
پند مده تو ناصحا، کز سر عشق او گذر چون که ندیده ای رُخش، عیب «سروش» می کنی]
ملاّ محمّدعلی مفرد تبریزی
ملاّ محمّدعلی بن محمّدقلی تبریزی، شاعر ادیب متخلّص به «مفرد» [از شعرای قرن یازدهم هجری] ساکن عباس آباد اصفهان و مردی درویش دردمند و محجوب بوده و
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص665؛ بیان المفاخر، ج2، صص 115 و 116؛ تذکره مآثر الباقریه، صص 199-215؛ حدیقه الشعراء، ج1، صص 767-773؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج4، صص 406 و 407؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران) ، ج1، ص276؛ مجلّه یادگار، (سال پنجم) ، شماره 1 و 2: شهریور و مهر 1327، ص102؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «سروش اصفهانی»، ص496؛ ریحانه الادب، ج3، ص20؛ مکارم الآثار، ج3، صص 756-758؛ فرهنگ معین، ج5، ص752؛ سیری در شعر فارسی، ص175؛ حماسه سرائی در ایران، ص387؛ تاریخ ادبیات ایران (شفق) ، صص 599-601؛ سبک شعر در عصر قاجاریه، صص 105-108؛ مقالات ادبی (استاد همایی) ، صص 443-466؛ دیوان سروش اصفهانی: مقدمه؛ الذریعه، ج9، ص343؛ ج11، ص288؛ ج14، ص227 و ج19، ص112.
مدارش به کتابت احادیث می گذشت. از اشعار اوست:
کسی پا در ره عشق تو کافرکیش بگذارد من آنجا سر نهادم تا کسی پا پیش نگذارد
چه حسرت ها که خرمن کرده ام از دانه خالت سلیمان قناعت مور را درویش نگذارد[1]
میرزا محمّدعلی الماسی
میرزا محمّدعلی بن میرزا محمّدکاظم الماسی بن ملاّ عزیزاللّه بن ملاّ محمّدتقی به ملاّ مقصودعلی مجلسی، عالم فاضل [از علمای قرن دوازدهم هجری [برادر میرزا محمّدتقی الماسی است. ظاهرا پس از وفات در حوالی بقعه مجلسی جنب مسجد جامع اصفهان مدفون شده است.[2]
در کتابخانه مرکزی دانشگاه طهران جُنگی به شماره 4333 حاوی یازده رساله می باشد که بیشتر آنها به خط صاحب عنوان است و یکی از رسائل منتخبی است از کتاب: «اربعین» تألیف: ملاّ محمّدشفیع بن ملاّ محمّدعلی استرآبادی. ظاهرا انتخاب کننده، صاحب عنوان است.[3]
ملاّ محمّدعلی هرندی
ملاّ محمّدعلی بن محمّدمحسن بن محمّدباقر بن محمّدمهدی هرندی اصفهانی [عالم فاضل در قرن سیزدهم هجری] در تاریخ 20 جمادی الثّانی 1214ق کتابت کتاب
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص555؛ دانشمندان آذربایجان، ص357؛ ریاض الشعراء، ج21، ص86.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص127؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص421؛ مزارات اصفهان، ص38.
[3]زندگینامه علاّمه مجلسی، ج2، ص343.
«ایادی سبا» از: محمّدجعفر بن محمّدطاهر خبوشانی [آخوند کرباسی] را به پایان رسانیده است. سایر کتب این مجموعه از تألیفات علاّمه مجلسی و دیگران به همراه «ایادی سبا» به شماره 602 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.
او در دوشنبه 18 ربیع الاولی 1228ق مجموعه ای شامل «بغیه الطالب» تألیف: شیخ جعفر و «تکمله بغیه الطالب» تألیف: شیخ حسن بن شیخ جعفر را در نجف اشرف مقابله نموده که به شماره 602 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[1]
شیخ محمّدعلی اشتری
آقا شیخ محمّدعلی اشتری فرزند حاج شیخ محمّد بن شیخ محمّدحسن یزدی، واعظ فاضل و زاهد متّقی، از موثّقین اهل منبر اصفهان [در قرن چهاردهم هجری] در شب جمعه 18 رجب سال 1375ق به سن متجاوز از 90 سال وفات یافته و در بقعه حاج محمّدجعفر آباده ای [در تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.[2]
سیّد محمّدعلی آقامجتهد
سیّد محمّدعلی آقامجتهد فرزند سیّد صدرالدّین محمّد موسوی عاملی، عالم فاضل، علاّمه فقیه، محقّق و ادیب شاعر [از علمای قرن سیزدهم هجری.]
در حدود سال 1239ق متولّد گردید. مادرش مخدّره «جان جان خاتون» دختر علاّمه فقیه شیخ جعفر کاشف الغطاء می باشد. او در اصفهان نزد پدر بزرگوار خود و حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی و جمعی دیگر از بزرگان تحصیل نموده و قبل از رسیدن به سن بلوغ به مرتبه اجتهاد نائل گردید. در همان سال ها امام جمعه حاج میرزا
[1]فهرست مرعشی، ج2، ص197.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص480؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص51؛ مکارم الآثار، ج8، ص2750.
حسن بن حاج میر محمّدحسین امام جمعه سؤالاتی از او نمود و چون سیّد محمّدعلی آنها را به بهترین صورت پاسخ گفت امام جمعه به او گفت: «آقا مجتهد» است و از آن به بعد به «آقامجتهد» معروف شد.
عموم نویسندگان کتب تراجم رجال که نامی از او برده اند، وی را به علم و عمل و هوش و فطانت و استعداد و حسن قریحه و کثرت تحقیقات علمی و قدرت حافظه ستوده اند. وی پس از فوت پدر، به جای ایشان اقامه می نمود و پس از فراغت از نماز به منبر رفته و مردم را موعظه می نموده و مسائل مشکل توحید و سایر مسائل اعتقادی را به طوری ساده و روشن بیان می فرموده که حتی عوام النّاس نیز از منبر ایشان بهره علمی می یافته اند. در حوزه های درس، مسائل فقهی و اصولی را نیز به علّت کثرت علم و تعمّق در مسائل با حسن بیان تقریر می فرموده و جماعتی زیاد از فضلاء و علماء اصفهان به مجلس درس او حاضر می شده اند که از جمله آنها برادر بزرگوارش مرحوم حاج سیّد اسماعیل صدر یکی از مراجع بزرگ تقلید می باشد.
آقامجتهد در شب جمعه 18 ذیحجه (عید غدیر) سال 1274ق در اصفهان وفات یافته و به نجف اشرف حمل شد و در ایوان اطاقی که پدر بزرگوارش در آن مدفون بود در حرم حضرت علی علیه السلام مدفون شد.
کتاب ها و رسایل زیر از اوست:
1. «احیاء التّقوی» در شرح «دروس الشّرعیّه»2. «الفیه» در نحو، ناتمام3. «البلاغ المبین فی احکام الصُّبیان و المجانین و البالغین» و آن اوّلین تألیف ایشان است که در سن دوازده سالگی تألیف فرموده و به نظر مرحوم سیّد حجه الاسلام شفتی رسیده و مرحوم سیّد به نظر اعجاب و تحسین در او نگریسته و اجتهاد مؤلّفش را گواهی فرموده است.4. «دیوان اشعار» فارسی5. «العلائم» در شرح کتاب «المراسم العلویه فی الفقه»از تألیفات: ابوعلی حمزه بن عبدالعزیز دیلمی معروف به «سلار»6. «فرائد
الفوائد» در اصول فقه7. «منظومه ای در مواریث» ناتمام8. «منظومه ای در وقف»9. «نفائس الفرائد» که مختصر کتاب «فرائد الفوائد» است.
او علاوه بر کلیه فضایل و کمالات، شعر را نیز در کمال سلاست وجودت می سروده و «عارف» تخلّص می کرده است. از جمله این ابیات:
به استشاره رندان گسسته ام تسبیح بیار خوشه تاکی که استخاره کنم
* * *
خرمن حسن تو را روزی که می کردند جمع آفتاب از دامن یک خوشه چین افتاده بود
مرحوم آقامجتهد صبیه استادش سیّد حجه الاسلام (زینت بیگم) را به زوجیّت گرفته و آقا میرزا بهاءالدّین صدر از این مخدّره می باشد. فرزند دیگر او حاج سیّد محمّدجواد عاملی (معروف به «مسجدشاهی») از زوجه منقطعه می باشد.[1]
میر محمّدعلی شمس آبادی
میر محمّدعلی شمس آبادی بن سیّد محمّدبن عبداللّه بن اسماعیل بن حسین موسوی شاهاندشتی مازندرانی، علاّمه جلیل، فقیه زاهد. در حدود سال 1220ق در اصفهان متولّد گردیده و در این شهر در خدمت جمعی از بزرگان همچون حاج سیّد محمّدباقر حجه الاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی و دیگران تحصیل نموده تا به مقامات
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص 78 و 79؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 50 و 51؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص 236-243؛ بیان المفاخر، ج1، صص 360 و 361 و ج2، ص164؛ اعیان الشیعه، ج46، ص102؛ ریحانه الادب، ج1، ص57؛ مکارم الآثار، ج4، صص 1095-1097؛ زندگانی آیه اللّه چهارسوقی، ص216؛ الذریعه، ج1، ص308؛ ج3، ص141؛ ج15، ص308؛ ج16، ص141؛ ج23، صص 139 و 147 و ج24، ص141؛ تکمله امل الآمل، صص 385-387؛ معجم المؤلفین، ج11، ص50؛ شهداء الفضیله، ص319؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص554.