دکتر محمّدحسین مدرسی اسفه ای آموخت. آنگاه به قم رفته و نزد حضرات آیات: امام خمینی، گلپایگانی، سیّد محمّد محقّق داماد و حاج میرزا هاشم آملی کسب فیض نمود. در فلسفه نزد علاّمه طباطبائی در قم و حکیم فرزانه در شهرضا تحصیل کرد.
او از مدرسین خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم است و علاوه بر آن به بیان تفسیر قرآن می پردازد. وی در ایام تابستان در شهرضا به ایراد و وعظ و خطابه می پردازد و به حلّ مشکلات شرعی مردم اقدام می کند.
وی تألیفات بسیاری دارد که از آن جمله است:
1. «مجمع الافکار و مطرح الانظار» که یک دوره کامل اصول در 5 جلد است و چاپ شده است.2. «المعالم المأثوره» در طهارت به شیوه استدلالی که 5 جلد آن به طبع رسیده است.3. «هدایه المتّقین» که رساله عملیه ایشان است و به طبع رسیده است.
سایر تألیفات ایشان که هنوز چاپ نشده اند به شرح زیر است:
4. «کتاب القضاء فی ظل الجواهر»5. «نکاح»6. «صفاریه»7. «تعلیقه بر عروه الوثقی»8. «دقائق الافکار» (یک دوره کامل اصول) 9. «الاصول العالیه» (مبحث الفاظ) 10. «القول المختار فی احکام الخیار» 11. «کتاب البیع» 12. «تعلیقه بر شرح تجرید علاّمه» 13. «تعلیقه بر اسفار»[1]
شیخ محمّدعلی مدرس دزفولی
شیخ محمّدعلی فتحی دزفولی معروف به «مدرس دزفولی» فرزند [خواجه] نصراللّه بن [خواجه] ابوالحسن بن [حاج] لطفعلی بن حاج فتح اللّه بن میر کلب علی منکره ای، عالم
[1]تاریخ شهرضا، ج2، صص 334-336.
فاضل محقّق کامل [از علمای قرن چهاردهم هجری.] از اجلّه علماء و مدرّسین و بزرگان فقهاء و مجتهدین.
در سال 1271ق در دزفول متولّد گردید [و از سن 16 سالگی به تحصیل پرداخته و از 19 سالگی نزد آقا شیخ محمّدحسن معزی دزفولی و برادرش آقا شیخ محمّدطاهر معزّی به تحصیل و فقه و اصول و ادبیات عرب مشغول شده و اغلب کتب را با تلاش و مطالعه شخصی فراگرفت و همزمان به تدریس پرداخت. او به علّت بیماری به عراق (اراک) مهاجرت کرده و 4 سال در آنجا به تدریس مشغول بود[1]عاقبت به اصفهان آمد و برای همیشه در این شهر ساکن شد.]
در ادبیات عرب از نوادر به شمار می رفت. مقدمات علوم ادبیّت و کلیه مراحل منقول را در کمال استادی تدریس می نمود و سال ها در مدرسه جدّه به تدریس مشغول بود و در این اواخر مطابق تصدیق بزرگان دو کتاب «فرائد» و «متاجر» شیخ انصاری را کسی به خوبی او تدریس نمی کرد. [همچنین] در علوم غریبه و تسخیر جن مهارت و استادی داشت.
او در زهد و تقوی و اعراض از دنیا بی نظیر و در علم و عمل کم نظیر بود. در شب عرفه [سال] 1358ق وفات یافته در تکیه سیّد العراقین [در قبرستان تخت فولاد اصفهان] مدفون گردید.[2]
[مادّه تاریخ وفات او را عالم ربّانی و ادیب توانا سیّد حسن مدرس هاشمی چنین سروده است:
ز بهر تاریخ او کرد «مدرس» سؤال: ز پیشگاه خرد، گفت ز روی بیان
[1]نور الانوار (مؤخره) ، صص 10-19؛ شرح مجموعه گل، صص 154-164.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص688؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص223؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص145؛ نقباء البشر، ج4، ص1549.
اضافه کن چهارده به سال شمسی و گو «شدی محمّدعلی بسوی جنّت روان»[1]
و خوشنویس ادیب و شاعر فاضل شیخ غلامعلی بکائی گوید:
«بکاء» از بهر تاریخش به فکرت بود و ملهم شد ز روح القدس ملهم شد پی اهدای دزفولی
یکی آمد برون از جمع و گفت از بهر تاریخش «بهشت آمد مقام و مسکن آقای دزفولی»[2]
1358ق]
کتب زیر از تألیفات اوست:
1. رساله در «نور الانوار» در منطق که در 24 سالگی تألیف نموده و به طبع رسیده است.[3]2. «کشاف الغایه» در شرح «تهذیب منطق» تفتازانی است. [3. «الدُّرِر الفَتحیّه» که به ضمیمه «نور الانوار» به طبع رسیده است.] 4. «الکنوز الحسنیّه» در مباحث توحید و نبوّت و امامت، که به طبع رسیده است.5. «حاشیه بر فرائد الاصول» که مفقود شده و فقط برخی از اوراق آن به همراه حاشیه حاج آقا رضا همدانی به ضمیمه «فرائد الاصول» شیخ انصاری در سال 1374ق چاپ شده است.6. «غنیه الادیب» (تلخیص باب اوّل «مغنی اللّبیب»7. «حاشیه بر غنیه الادیب»8. «حاشیه بر شر لمعه»[4]
محمّدعلی شکیبائی
محمّدعلی پورشکیبائی متخلّص به «شکیبائی» فرزند حاجی نصراللّه، از شعرای معاصر. در سال 1287ش در کرمان متولّد گردیده و پس از تحصیل به استخدام ارتش
[1]مکارم الآثار، ج6، صص 1998 و 1999.
[2]شرح مجموعه گل، ص190.
[3]الذریعه، ج24، ص359.
[4]شرح مجموعه گل، صص 184-187.
درآمده و در اداره نظام وظیفه اصفهان به خدمت پرداخت. گاهی در انجمن ادبی کمال شرکت می کرد [و در منزلش از شعراء و هنرمندان پذیرایی می کرد و محفل شعر و ادب را در آنجا برپا می داشت. وی سرانجام در تیرماه 1367ش وفات یافت. مجموعه اشعار او با عنوان «تاب شکیبائی» در سال 1388ش چاپ شده است.[1]] از اوست:
نگارا بر من بیدل ز وصل خویش لطفی کن که می ترسم ز هجرانت کشد کارم به رسوائی[2]
میرزا محمّدعلی ملاّباشی
میرزا محمّدعلی ملاّباشی فرزند میرزا نصراللّه، عالم فاضل [از علمای اصفهان در قرن سیزدهم هجری.] در شنبه 25 شعبان 1287ق وفات یافته، در ایوانچه بالای حوض، در تکیه مادرشاهزاده مدفون شد. مادّه تاریخ وفاتش این است:
بنوشت «وحیدی» از پی تاریخش: «در کوی محمّد و علی گشت مکین»[3]
میرزا محمّدعلی نراقی*
میرزا محمّدعلی بن محمّدنصیر بن ملاّ احمد بن ملاّ مهدی نراقی کاشانی، عالم فاضل و فقیه متبحّر. در کاشان ساکن بود و پس از مدّتی تحصیل به اصفهان آمد و درس را ادامه داد و پس از رسیدن به مراتب عالی علم و فضل به تدریس در مدرسه جده بزرگ مشغول شد و شاگردانی تربیت کرد از جمله: شیخ اسماعیل معزی و شیخ محمّدعلی کرمانی. وی در سال 1321ق در اصفهان وفات یافته و در یکی از اطاق های جنوبی تکیه
[1]یادداشت های محقّق گرامی آقای محمّدرضا زادهوش.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 278 و 279.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص 841 و 842؛ گلشن اهل سلوک، (ویرایش دوم) ، ص500؛ مکارم الآثار، ج8، ص2820.
تویسرکانی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
کتاب «هدایه الاصول» از تألیفات اوست که در سال 1287ق نوشته شده ولی ناتمام است و در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[1]
محمّدعلی اردستانی*
محمّدعلی شریف بن محمّدنصیر بن محمّد اردستانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری است. به فلسفه علاقه داشته و در اصفهان به تحصیل مشغول بوده است.[2]او کتاب «شفا» ابن سینا را در 22 شعبان 1076ق در مدرسه شیخ لطف اللّه اصفهان کتابت کرده که به شماره 9403 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی در قم موجود است.[3]نسخه دیگری از «شفا» را در 26 ذیحجه 1072ق کتابت کرده که در کتابخانه دکتر مهدوی در تهران موجود بوده است.[4]
ملاّ محمّدعلی قدرتی اصفهانی*
ملاّ محمّدعلی قدرتی اصفهانی فرزند خواجه نصیرالدین، شاعر و ادیب قرن یازدهم هجری. در سال 1024ق در اصفهان متولّد شده و در این شهر تحصیل کرد. سپس برای تجارت به هند رفت امّا سرمایه چندانی به دست نیاورد و در اصفهان به بزّازی مشغول شد و چون در این شغل وقوف نداشت کاری از پیش نبرد. وفاتش قبل از سال 1080ق در اصفهان واقع شد.
او «دیوان شعر» با حدود بیست و پنج هزار بیت و یک مجموعه شامل شعر شاعران
[1]تراجم الرّجال، ج2، ص753؛ تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی؛ بزم قدسیان، صص 282-285؛ فهرست مرعشی، ج20، ص32.
[2]فهرست خوشنویسان و کاتبان اصفهان: خطی.
[3]فهرست مرعشی، ج24، ص179.
[4]نسخه های خطی، دفتر دوم، ص160.
عهد خویش را نوشته بود که اکنون از آنها اثری وجود ندارد.
این شعر از اوست:
لبالب است ز معنی محیط سینه ما به روی آب گهر می رود سفینه ما[1]
میرزا محمّدعلی تویسرکانی
میرزا محمّدعلی تویسرکانی [فرزند میرزا محمّدنقی نایب الصّدر] عالم فاضل و فقیه زاهد. از شاگردان حاج شیخ محمّدباقر نجفی، [میرزا محمّدهاشم چهارسوقی، آخوند ملاّ محمّدباقر فشارکی و سیّد عبدالغفار تویسرکانی] بوده و در مدرسه نیم آورد تدریس می کرده است. او در سال 1329ق وفات یافته و در بقعه تکیه تویسرکانی در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.
[حضرات آیات: سیّد احمد خوانساری، ملاّ محمّدجواد صافی و میرزا محمّد طبیب زاده، سیّد محمّدباقر تویسرکانی، سیّد شمس الدین خادمی، سیّد محمود خوانساری، شیخ محمّدعلی مظاهری و شیخ اسداللّه ایزدگشسب از شاگردان او بوده اند. در خط نیز مهارت داشته و خوش می نوشته است.[2]
این کتاب ها از اوست:
1. «رساله در شبهات شیطان لعین» 2. «رساله کلام» که دو نسخه فوق در کتابخانه ابن مسکویه موجود است.3. «شرح دعای سمات» که نزد آیت اللّه حاج سیّد محمّدعلی روضاتی موجود است.4. «بصائر الفقه» که در کتابخانه دکتر حاج سیّد احمد تویسرکانی
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص603؛ قصص الخاقانی، ج2، ص101.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص352؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص99؛ مصاحبه غلامرضا نصراللهی با دکتر سیّد احمد تویسرکانی در مرداد 1386.
در اصفهان وجود دارد.[1]]
سیّد محمّدعلی حسینی اصفهانی
سیّد محمّدعلی بن سیّد ولی حسینی اصفهانی، از فضلاء [و دانشمندان] قرن یازدهم هجری و از شاگردان شیخ بهائی و میرداماد بوده و در مسجد جامع عتیق اصفهان امامت می نموده است.[2]همچنین در ربیع الاوّل 1015ق از سیّد میرزا محمّد بن علی بن ابراهیم حسینی استرآبادی ساکن مکّه معظّمه اجازه دریافت نموده است.[3][ظاهرا در اصفهان به تدریس مشغول بوده و جمعی از درس او مستفیض می شده اند که از آن جمله است:[ خواهرزاده اش امیرفیاض بن هدایه اللّه حسینی مؤلف کتاب «التّصوّف و العرفان»[4]
محمّدعلی اصفهانی
محمّدعلی بن محمّدهادی اصفهانی [از کاتبان قرن دوازدهم هجری] در 13 ذیقعده 1117ق نسخه ای از «شرح حکمه العین» میرزا سیّد والی را نوشته است. نسخه در کتابخانه فرهنگ مشهد موجود است.[5]
محمّدعلی امامی نائینی
محمّدعلی امامی نائینی [فرزند حاج میرزا محمّدهادی]، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1306ش در نائین متولّد شد. تحصیلات ابتدائی و متوسطّه را در مولد خود به
[1]بزم قدسیان، صص 73-91؛ دانشنامه تخت فولاد، ج1، ص411.
[2]الذریعه، ج6، ص182.
[3]الذریعه، ج1، ص241.
[4]الذریعه، ج4، ص199.
[5]فهرست فرهنگ مشهد، ص50.
پایان رسانیده و از سال 1324ش وارد خدمت فرهنگ شده و از آموزگاران خوب و باایمان اصفهان است. از اوست:
باز گل و سبزه به هم آمیختند سوسن و سنبل به هم آمیختند
نیلفر و سرو نگه کن که چون لیلی و مجنون به هم آمیختند
تا بن عشق کهن از نو نهند[1]
حاج میرزا محمّدعلی دولت آبادی
حاج میرزا محمّدعلی دولت آبادی فرزند حاج میرزا هادی بن سیّد عبدالکریم بن میر محمّدهادی حسینی، از آزادیخواهان و رجال سیاسی و علمی و ادبی زمان خود بوده [است.] در سال 1285ق متولّد شده و در طهران و اصفهان تحصیل نموده و در دوره چهارم به عنوان نماینده بروجرد و خرم آباد در مجلس شرکت نموده، در اواسط وکالت در قبل از ظهر هشتم شوّال سال 1341ق وفات یافته، و در آرامگاه خانوادگی دولت آبادی در مزار ابن بابویه واقع در شهرری مدفون گردید.
او کتابی درباره سرگذشت احوال خود و خاندان خود نوشته است.[2]
ملاّ محمّدعلی مظاهری کرونی*
ملاّ محمّدعلی بن ملاّ محمّدهادی مظاهری کرونی، عالم فاضل، از علمای قرن چهاردهم هجری. در سال 1287ق در «تیران» از بلوک کرون (به فتح کاف و واو) اصفهان متولّد شد. تحصیلات مقدّماتی را نزد پدر آغاز کرد. سپس به اصفهان رفته و در مدرسه میرزا حسین و سپس در مدرسه الماسیه ساکن شد و نزد حضرات آیات آخوند
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص62؛ تذکره سخنوران نائین، ص25.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1000؛ دیوان طرب، (مقدمه) ، ص208.