محمّدعلی روحی
محمّدعلی روحی، از شعرای اصفهان در قرن چهاردهم هجری. در حدود سال 1328ق در اصفهان متولّد شده و ضمن شغل روزانه اش که نقاشی بود به تحصیل علوم قدیمه اشتغال داشت و در مقدمات و سطح زحمت ها کشید و خصوصا ادبیّات عرب را به خوبی آموخت. چند سال آخر عمر خویش را در طهران ساکن بوده و در مدرسه مروی به تدریس «مغنی» و «مطوّل» و «شرح نظام» و غیره مشغول بوده و الحق نیکو از عهده بر می آمد.
او در سال 1372ق در طهران وفات یافته و در قم مدفون شد.[1]
از اوست:
یا سادتی و حبذا من ساده فحبّذا یا آل خیر من بعث قلبی الیکم نبذا
اتیتُکُم معترفا عن بحرکم مغترفا عن غیرکم منصرفا فانقذ و المستنقذا
میرزا محمّدعلی رفیقی تفرشی
میرزا محمّدعلی طباطبائی تفرشی متخلّص به «رفیقی»، شاعر و ادیب فاضل [در قرن سیزدهم هجری] و از نوادگان میرزا صادق تفرشی. سال ها در اصفهان تحصیل می نموده و در ریاضی مهارتی داشته و گاهی مبادرت به غزل گوئی می کرده است. این بیت از اوست:
کند دیوانه را زنجیر عاقل می ندانستم که از زنجیر زلف آن پری دیوانه خواهم شد[2]
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 424 و 425؛ تربت پاکان قم، ج3، صص 1716 و 1717.
[2]تذکره مجمع الفصحاء، ج4، ص321؛ تذکره دلگشا، ص639؛ تذکره مدایح الحسینیه: خطی، ص65؛ سفینه المحمود، ج2، ص470؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج1، ص689؛ الذریعه، ج9، ص381؛ سیری در جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان، ص243.
آقا محمّدعلی رهی اصفهانی
آقا محمّدعلی اصفهانی متلخص به «رهی»، شاعر ادیب [در قرن دوازدهم هجری.[ از نوجوانی به سرودن شعر پرداخته و در جوانی به هندوستان رفته است. این بیت از اوست:
تا کی بود به حسرت چشمم به راه ماهی یا رب مباد هرگز چشم کسی به راهی[1]
میرزا محمّدعلی سالم اصفهانی
میرزا محمّدعلی خلیفه سلطانی متخلّص به «سالم» شاعر ادیب از اعقاب سیّد علاءالدّین حسین خلیفه سلطان وزیر اعظم شاه عباس دوم و شاه صفی است. جوان مهربان و صاحب خرد و صاحب برخی کمالات بوده و در سال 1187ق در بغداد بر اثر ابتلا به طاعون وفات یافته است.[2]
محمّدعلی سائق جرقویه ای*
محمّدعلی ایروانی محمّدآبادی متخلّص به «سائق»، شاعر ادیب. در سال 1304ش در روستای محمّدآباد جرقویه متولّد شد. در نوجوانی قرآن و مقدمات (ادبیات فارسی
[1]تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص518؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص473؛ تذکره روز روشن، ص322؛ تذکره نگارستان دارا، صص 195 و 196؛ الذریعه، ج9، ص394.
[2]تذکره آتشکده، (نیمه دوم) ، ص519؛ گلشن مراد، ص411؛ الذریعه، ج9، ص420؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «سالم»، ص179.
و عربی) را نزد شیخ عطاءاللّه فقیهی محمّدآبادی فرا گرفت و سپس در دبستان جدید التأسیس زادگاه خود به تدریس پرداخت. پس از انحلال مدرسه نزد محمّدعلی مستوفی ادامه تحصیل داد. چندی بعد به دنبال به بازار آمدن خودروهای سنگین، در شمار یکی از پیمانکاران شرکت نفت درآمد. او در کنار شغل خود به نویسندگی نیز می پرداخت. کتاب های «جُنگ گلشن» و «تاریخ یادگار» از آثار اوست. این شعر از اوست:
بیا و ساقی مرا، شراب احمر بیار که سیزده را بِدَر، کنم برِ جویبار
تو مطرب خوش نوا، ز خمه بزن بر سه تار بزن از این نغمه ها، بَرَم دمی آشکار
ز شور و شهناز و ترک، ز چارگاه و حصار
بده تو ساقی شراب، به جمع یاران من پیاله را پر نما، بده در این انجمن
به من بده ساقیا، از این شراب کهن ز باده هجر و غم، تو می بنوشان به من
که تا کنی قلب من، لاله صفت داغدار
بلبل شیرین سخن، به نغمه پرداخته مست سرور و شعف، قمری و هم فاخته
درخت از برگ سبز، چادر خود ساخته برقع خود از زمین، ز سبزه انداخته
باغ حجازی شده، در این میان لاله زار
به بانگ نوش آفرین، به پای آب روان نشسته صاحبدلان، زده می ارغوان
طبق زده رویشان، چنان گل اکحوان شده است نیلی فقط، ز غم رخ ایروان
چرا که گردید دور، ز شهر و یار و دیار[1]
میرزا محمّدعلی ستوده چهارمحالی*
میرزا محمّدعلی چهارمحالی متخلّص به «ستوده»، عالم فاضل، خوشنویس و ادیب شاعر. از ادبای قرن یازدهم هجری.
علاوه بر مراتب علم و فضل و ادب خطوط نسخ و نستعلیق را در کمال استادی می نوشته است. این بیت از اوست:
حاسد همیشه در الم و ماتم است سوزد به آتش جگر خویش چون چنار[2]
میرزا محمّدعلی سینی
میرزا محمّدعلی سینی، از علماء و ائمه جماعت [در اواخر دوره قاجاریه] از سادات صحیح النسّب قریه «سین» از توابع بلوک بُرخوار اصفهان است.
در قریه «سین» متولّد شده و در اصفهان نزد جمعی از علماء از جمله حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی تحصیل کرد.[3]او سال ها در یکی از مساجد محله شهشهان
[1]گرکویه، سرزمینی ناشناخته بر کران کویر، ص396.
[2]شناخت سرزمین چهارمحال، ج2، ص113.
[3]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص324.
اصفهان اقامه جماعت می نمود.[1]تا اینکه در سال 1332ق وفات یافته و در بقعه سر قبر آقا در محله خوابجون اصفهان مدفون شد.[2]
مشارٌ الیه جدّ خاندان «بدری» از خانواده های علمی و روحانی اصفهان و از خدمتگزاران آستان حسینی علیه السلام است که چندین عالم، خطیب و پزشک از آن خاندان به خدمت به اسلام و مسلمین پرداخته اند.
بابا محمّدعلی شال فروش اصفهانی
بابا محمّدعلی شال فروش اصفهانی، در قیصریه اصفهان سکونت داشته و با حکیم شفائی دوستی و مصاحبت داشت. در نظم مثنوی ماهر بوده و دو سال قبل از تألیف تذکره نصرآبادی (سال 1083ق) وفات یافته است. وی را دیوان اشعاری است. شعرش این است:
صباحی دلگشا چون خنده یار که جوش گل شفق می زد به گلزار
به شوخی گل به شاخ از شعله سرکش در و ریحان چو روی دود آتش
طلا و نقره نرگس ز صافی به گلشن در پی زربفت بافی
شود تا چشم نرگس باز روشن از آن شد لاله را سرمه به هاون[3]
دکتر محمّدعلی شاهزمانیان*
دکتر محمّدعلی شاهزمانیان، از محقّقان و اساتید دانشگاه. در روز 23 تیر 1325ش در اصفهان متولّد شد و تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در اصفهان طی کرد. در سال
[1]مزارات اصفهان، ص52.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص116؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص116.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، ص611؛ الذریعه، ج9، ص118.
1344ش به تحصیل در رشته فیزیک در دانشگاه اصفهان پرداخت و لیسانس گرفت. مقطع فوق لیسانس فیزیک را در دانشگاه شیراز سپری نمود و جهت ادامه تحصیل به انگلستان رفت و در سال 1354ش در رشته فیزیک از دانشگاه «ساسکس» دکترا اخذ نمود. پس از آن به تدریس در دانشگاه اصفهان مشغول شد.
او از ابتدای تأسیس انجمن فیزیک ایران عضو آن بوده و همچنین از سال 1352ش تاکنون عضو انجمن فیزیک آمریکا و از سال 1371ش عضو فرهنگستان علوم پایه جمهوری اسلامی ایران بوده است.
از مسؤولیت های او ریاست دانشکده علوم، ریاست دانشگاه و معاون پژوهشی دانشگاه (همگی در دانشگاه اصفهان) را می توان نام برد.
دکتر شاهزمانیان مقالات علمی بسیاری به زبان فارسی و انگلیسی تألیف نموده که در مجلات معتبر علمی داخلی و خارجی به چاپ رسیده و یا در همایش های علمی عرضه شده است. او سال ها در دانشگاه اصفهان به تدریس و همچنین راهنمایی پایان نامه های دانشجویی لیسانس و فوق لیسانس مشغول بوده است.
این کتاب ها از تحقیقات و ترجمه های او در علم فیزیک به چاپ رسیده است:
1. «مکانیک کلاسیک» (ترجمه) ، تألیف: کیبل2. «فیزیک عملی» (ترجمه) ، تألیف: اسکواریز3. «مکانیک کلاسیک» (ترجمه) ، تألیف: «کیبل» و «برکشایر»[1]
میرزا محمّدعلی شکیب اصفهانی
میرزا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «شکیب»، از شعراء و ادبای قرن سیزدهم هجری. مدّتی در طهران و گاهی در شیراز بوده و چندی به سیاحت در کردستان و
[1]گنجینه های علمی دانشگاه اصفهان، صص 113-119.
هندوستان و عراق عرب و عراق عجم پرداخت. خط شکسته را بد نمی نوشت و در شعر طبعی متوسط داشت.
از اوست:
منعم از صورت زیبای بتان گر نکند چه کند زاهد بیچاره که صورت بین است[1]
محمّدعلی شیدای اصفهانی
آقا محمّدعلی اصفهانی متخلّص به «شیدا»، شاعر ادیب، از سخنوران قرن سیزدهم هجری. در اصفهان متولّد شده و در این شهر نزد فضلاء و ادباء از جمله سیّد احمد هاتف اصفهانی به تحصیل علم و ادب پرداخته و در جوانی در شیراز رفت. مردی عاشق پیشه و لاابالی بوده و دل به گلرخان و نکورویان سپرده بود. طبعی روان داشت و اوقات را با ادباء و شعرای شیراز سپری می نمود و به شغل آیینه سازی امرار معاش می کرد. سرانجام در سال 1214ق وفات یافته و در تکیه مشرقی واقع در خارج شیراز مدفون شد. دیوان اشعارش بالغ بر شش هزار بیت بوده است.
از اوست:
اسیر دام نشد تا دلم ندانستم شکسته بالی مرغان رشته بر پا را[2]
[1]تذکره مجمع الفصحاء، ج5، ص544؛ تذکره ریاض العارفین، (چ1344) ، ص442؛ تذکره انجمن خاقان، ص523؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص490؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، ص869؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «شکیب»، ص531؛ ریحانه الادب، ج3، ص233؛ الذریعه، ج9، ص536؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص553.
[2]تذکره اختر، ج1، ص101؛ تذکره دلگشا، صص 314-316؛ تذکره حدیقه الشعراء، ج2، صص 926-929؛ تذکره مجمع الفصحاء، ج5، صص 538 و 539؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «شیدا»، ص161؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص686؛ مجلّه ارمغان: سال هیجدهم، شماره 4، صص 175-180؛ تذکره سفینه المحمود، ج2، ص484.
میرزا محمّدعلی صباح تبریزی
میرزا محمّدعلی تبریزی متخلّص به «صباح»، از علماء و شعراء و ادباء (در قرن دوازدهم هجری) بوده و در سال 1169ق در اصفهان وفات یافته و در قبرستان آب بخشان مدفون شده است. اعقاب او در آذربایجان هستند و تذکره الشّعرایی هم دارد.[1]
شیخ محمّدعلی صفر نوراللهی*
شیخ محمّدعلی صفر نوراللهی نجف آبادی، از علمای معاصر نجف آباد. در سال 1310ش متولّد شد. او در نجف آباد و اصفهان نزد علمای عالیقدر شیخ احمد حججی، شیخ ابراهیم ریاضی، شیخ عباس ایزدی، بروجردی، منتظری، اردکانی، شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، خادمی و فیاض تحصیل کرد. سپس از طرف مرحوم حاج آقا حسین خادمی به فریدون شهر و شهرکرد رفت و در آن نواحی به تربیت طلاب و تبلیغ دین و حل و فصل مشکلات مردم مشغول شد و مصدر خدماتی به مردم محروم آنجا گردید و چندین مسجد، مدرسه، حمام و پل و حوزه علمیه را ساخت و یا تعمیر نمود.
او پس از پیروزی انقلاب یک سال رئیس بنیاد شهید مبارکه بود. با شروع جنگ ایران و عراق، به جبهه ها می رفت و با سخنرانی در جمع رزمندگان باعث دلگرمی آنان می شد. فرزندش علی هم در زمستان 1362 در جبهه عملیاتی خیبر به شهادت رسید.
او در اواخر عمر به امامت نمازجمعه فریدون شهر انتخاب شد و سرانجام در سال
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص146؛ مزارات اصفهان، ص28.