ای فلک آستان خاک دَرَت تارک آرای خلق ایام است
وی قمر پاسبان که گرد رهت توتیابخش چشم اجرام است[1]
شیخ عماد اِرفع تبریزی
شیخ عماد بن ابراهیم تبریزی، شاعر ادیب، [از سخنوران قرن یازدهم هجری.] در مسجد جامع عباس آباد اصفهان حجره داشته و عمر را به قناعت و درویشی به سر آورده و بر فقر و مسکنت خود صبر نموده است. شعر نیز می سروده و «اِرفع» تخلّص می کرده است. این رباعی از اوست:
خواهی که دلت محرم اسرار شود از جمله علم حق خبردار شود
از گریه بشو غبار آیینه دل مگذار ز گرد معصیت تار شود[2]
عماد حسینی
عماد بن حیدر حسینی، [از فضلاء قرن دوازدهم هجری.] مجموعه ای از چند رساله را در سال 1111ق در مدرسه باب القصر اصفهان به خط نستعلیق نوشته است. این مجموعه به شماره 1157 در کتابخانه مدرسه فیضیه قم موجود است. و شامل: 1. «رساله در جفر» 2. «حاشیه بر شرح الملحض» قاضی زاده رومی، از بیرجندی 3. «تشریح الافلاک» شیخ بهائی4. «شرح بر شرح چغمینی» می باشد.[3]
[1]تذکره مدایح الحسینیه: مخطوط، ص442.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص577؛ دانشمندان آذربایجان، ص37؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «ارفع»، ص1871 و ذیل «عماد تبریزی»، ص299؛ الذریعه، ج9، ص68.
[3]فهرست فیضیه، ج2، ص61؛ بیان المفاخر، ج2، صص 296 و 297.
عماد اصفهانی
عماد بن منجم اصفهانی، از فضلاء قرن نهم هجری. کتاب «شرح سی فصل» در تقویم، تألیف: خواجه نصیرالدّین طوسی (که شارح آن به عربی: بدرالدّین طبری است) را در 22 ربیع الثّانی 884ق کتابت کرده است. و نسخه آن نزد سیّد محمّدباقر یزدی در نجف اشرف موجود است.[1]
عمر سُریجانی اصفهانی
ابوطاهر عمر بن ابراهیم بن محمّد بن فاخر سُریجانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری]، در عراق از احمد بن سلیمان نجّاد و جعفر خالدی و از محدثان ری و همچنین از ابوجعفر هاشمی روایت نموده و ابونصر کسائی، ابوبکر باطرقانی، ابوالقاسم (پدر ابوعبداللّه دقاق) و ابوالقاسم ذکوانی از او روایت کرده اند.
او در روز هفتم صفر 405ق وفات یافت.[2]«سُریجان» قریه ای از قرای اصفهان [است.]
عمر جوزدانی
ابوحفص عمر بن ابراهیم بن محمّد جوزدانی معروف به «بوبه» اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه ضَبّی اصفهانی روایت می کند و ابوسعد سمعانی از او اجازه داشته است.[3]
[1]الذریعه، ج13، ص311.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص357؛ التحبیر، ج2، ص18.
[3]التّحبیر، ج1، ص514.
عمر سروشانی اصفهانی
ابوبکر عمر بن احمد بن عبداللّه سروشانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از: اسماعیل حافظ، ابومطیع محمّد بن عبدالواحد مصری صحّاف و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث کرده است.
در 14 رمضان سال 557ق وفات یافته است.[1]«سروشان» از قُرای اصفهان است.
عمر معدانی اصفهانی
ابوطاهر عمر بن حامد بن رجاء بن عمر بن محمّد بن علی بن مَعدان مَعدانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] تولد [او] در حدود سال 480ق [بوده و] از حافظ سلیمان بن ابراهیم و ابوالعباس بن اشته و غیر آنها حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او حدیث نوشته است.[2]
عمر اصفهانی نیشابوری
ابوحفص عمر بن حسین بن شاذی بن فرج اصفهانی نیشابوری، [از محدّثین عامّه در قرن ششم هجری] و از خاندان علم و حدیث بوده و برادر «ضاحک» است. از ابوالعباس فضل بن عبدالواحد تاجر حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی احادیث کمی از او استماع کرده است.[3]
[1]التّحبیر، ج1، ص514.
[2]التّحبیر، ج1، ص516.
[3]التّحبیر، ج1، ص516.
عمر اصفهانی*
عمر به خلیل بن محمّد بن محمّد اصفهانی، از ادباء و فضلاء اصفهان در قرن هفتم هجری است. او کتاب «الکشف عن مشکلات الکشّاف» تألیف: عمر بن عبدالرّحمان بهبهانی را در سال 763ق به خط نسخ کتابت کرده است. این نسخه به شماره 9369 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[1]
عمرو بجلی اصفهانی
عمرو بن مبارک بجلی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] در یهودیه ساکن بوده و تا سال 280ق در قید حیات بوده است. از قیس و عمر بن بشیر ابوهانی و اسرائیل و مَندل حدیث شنیده است.[2]
عمر اُسواری اصفهانی
ابوبکر عمر بن عبدالعزیز بن محمّد بن علی اُسواری اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از ابوالقاسم عبیداللّه بن عبداللّه و ابی زفر هذلی بن عبداللّه جیرانی ضبّی حدیث شنیده و محمّدبن علی جوزدانی از او روایت می کند.[3]
عمر ورّاق اصفهانی
ابواحمد عمر بن عبیداللّه بن ابراهیم وراق اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] امام مسجد جامع اصفهان بوده و در سال 368ق فوت شده است.
[1]فهرست مختصر مجلس، ص661.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص27.
[3]معجم البلدان، ج1، ص190.
وی از عبداللّه بن محمّد بن عبدالعزیز روایت می کند و حافظ ابونعیم از وی روایت می نماید.[1]
عمر رُنانی اصفهانی
ابوحفص عمر بن محمّد بن احمد بن ابی الحسین رِنانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابوالعبّاس احمد بن عبدالغفّار بن علی بن اشته اصفهانی استماع حدیث کرده و جهت ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.[2]
عمر لفتوانی اصفهانی
ابونصر عمر بن محمّد بن شجاع بن ابوبکر بن ابراهیم بن علی لفتوانی اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] در عصر روز جمعه 3 ربیع الاوّل سال 500ق در خاندان محدّثین و حافظان حدیث در اصفهان متولّد شده و از ابوسعد محمّد بن محمّد بن عبداللّه مطرز، ابوسعد محمّد بن علی بن محمّد کاتب معروف به «سرفرنج» و ابومنصور محمّد بن عبداللّه بن مندویه و غیر آنان حدیث شنیده است.[3]
[«هفتون» و «لفتون» از دهاب بلوک قُهاب جی اصفهان بوده اند و اکنون به شهر پیوسته و از محلات شهر به شمار می آیند.]
عمر خرقی اصفهانی
ابوطاهر عمر بن محمّد بن علی بن عمر بن یوسف بن محمّد بن عمرو بن زاده خرقی دلال اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن پنجم هجری.] از ابوبکر بن مقری
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص357.
[2]التّحبیر، ج1، ص529.
[3]التحبیر، ج1، ص536.
حدیث شنیده است.[1]
مشارٌ الیه جدّ اعلای ابوطاهر عمر بن منصور بن محمّد بن عمر می باشد.
عمر معدانی اصفهانی*
ابوطاهر عمر بن محمّد بن علی بن معدان ادیب ورّاق اصفهانی معدانی، از محدّثین و ادبای قرن پنجم هجری. از ابوعبداللّه بن منده (محمّد بن اسحاق بن یحیی) و ابوعمرو عبدالوهاب بن محمّد بن اسحاق بن محمّد بن منده اصفهانی و دیگران حدیث شنیده و در حدود سال 450ق وفات یافته است.[2]
عمر خرقی اصفهانی
ابوطاهر عمر بن منصور بن محمّد بن عمر بن محمّد بن علی بن عمر بن یوسف بن محمّد بن عمرو بن زاده خرقی بزّاز اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از خاندان علم و حدیث بوده و از ابوالمظفّر محمود بن جعفر بن محمّد تمیمی دلال، ابوالخیر محمّد بن احمد بن رزاء و دیگران حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی در سال 530ق در اصفهان از وی حدیث استماع کرده است.[3]
عمر اصفهانی
عمر بن نُصیر اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن سوم هجری.] از ابومسعود [احمد بن فرات رازی] روایت می کند.[4]
[1]التّحبیر، ج1، ص542.
[2]اللّباب، ج3، ص232.
[3]التّحبیر، ج1، ص542.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص356.
عمر اصفهانی
عمر بن یحیی بن احمد بن عصام (اصفهانی) [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از جدّ خود احمد بن عصام روایت می کند و ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه مؤدب از وی روایت می نماید.[1]
عمر هرندی
عمر هرندی ادیب، [از ادباء و فضلای قرن هفتم هجری.] مؤلّف کتاب «الدّره و الصّدقه» متضمّن نظم و نثر اوست که جهت محبوب خود نوشته است. حافظ ابن نجّار از او روایت می کند.[2]
عمران بکری اصفهانی
شریف ابومحمّد عمران بن علی بن معروف بکری اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن ششم هجری.] از ابوحرب نمنام بن ملک بکری حدیث شنیده و ابوسعد سمعانی از او استماع حدیث نموده و در سال 545 عمران بکری جهت او اجازه نوشته است.[3]
عمرانی اصفهانی*
عمرانی اصفهانی، از شاعران پارسی گوی ایران در قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری است. او از یهودیان اصفهان است که از اصفهان به کاشان مهاجرت کرده است. عمرانی و
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص356.
[2]معجم البلدان، ج5، ص403.
[3]التّحبیر، ج1، ص611.
شاهین را از شاعران بزرگ پارسی گوی یهودی ایران دانسته اند. عمرانی در اشعارش از خیام، سعدی و حافظ تأثیر گرفته است. از او منظومه های و اشعار زیادی به جای مانده است که از آن جمله است:
1. «فتح نامه» 2. «حنوکانامه» 3. «انتخاب نخلستان»4. «ساقی نامه»5. «قصه هفت برادران»6. «مناجات نامه عمرانی»7. «گنج نامه» و غیره[1]
میرزا عنایت خوزانی
میرزا عنایت بن میرزا مؤمن خوزانی اصفهانی، ادیب شاعر [از شاعران قرن یازدهم هجری.] در هند متولّد شده و همراه پدرش به اصفهان آمده و پس از تحصیل در دفترخانه مستوفی موقوفات چهارده معصوم به محرری پرداخته است. علاوه بر شاعری در سیاق هم مهارت داشته است.
از اوست:
زاهدان را ناله مستانه ز هر قاتل است نعره شیر است تکبیر فنا روباه را[2]
عنایت اللّه اصفهانی
عنایت اللّه اصفهانی، خطاط [در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری.] نمونه خط نسخ او مورخ چهارشنبه 11 شعبان 1322ق کتاب «ترجمه تاریخ رشیدی» است که در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[3]
[1]متنخب اشعار فارسی از یهودیان ایران، صص 40-45.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، صص 159 و 160؛ خمینی شهر، شهری که از نو باید شناخت، ص365.
[3]فهرست عمومی اصفهان، ص30.