گرفت و سال ها از محضر عالم ربّانی شیخ محمّدباقر زند کرمانی بهره گرفت.
او پس از وفات پدرش در مسجد شیره پزها (در محلّه مسجد جامع اصفهان) به اقامه جماعت پرداخت و تا پایان عمر به وعظ و خطابه و ارشاد مردم مشغول بود، تا اینکه در روز 19 آذر 1381ش وفات نمود و در صحن امامزاده ابوالعباس خوراسکان مدفون شد.[1]
ملاّ عنایت اللّه قهپائی
مولی رکن الدّین عنایت اللّه بن شرف الدّین علی بن محمود بن شرف الدّین علی قهپائی اصفهانی نجفی، [از دانشمندان بزرگ علم رجال در قرن یازدهم هجری.] عالم فاضل محقّق، رجالی کبیر معروف به «زکی نجفی». از شاگردان مقدّس اردبیلی، ملاّ عبداللّه شوشتری و شیخ بهائی و جمعی دیگر بوده و در جمیع علوم متداوله بالاخص رجال و درایه تبحّر و بصیرتی داشته[2][است.]
کتب چندی تألیف نموده، از آن جمله است:
1. «ترتیب رجال شیخ طوسی» [که در سال 1016ق تألیف شده و نسخه ای از آن به شماره 2/15692 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[3]] 2. «ترتیب اختیار الرّجال» یا «ترتیب رجال کشّی» [که در دوشنبه 17 محرّم 1011ق به اتمام
[1]گلزار فضیلت، صص 285 و 286.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص845؛ ریاض العلماء، ج4، صص 302-304؛ روضات الجنّات، ج4، ص393؛ الکنی و الالقاب، ج3، صص 96 و 97؛ فوائد الرضویه، ج1، ص343؛ ریحانه الادب، ج4، صص 497 و 498؛ اعیان الشیعه، ج42، ص225؛ معجم المؤلفین، ج8، ص14؛ لغت نامه دهخدا: ذیل «قهپائی»، ص537؛ رجال اصفهان (دکتر کتابی) ، ج1، ص11؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص404؛ روضه النضره، صص 420 و 421؛ مصفی المقال، ص343.
[3]فهرست مختصر مجلس، ص154.
رسیده و نسخه هایی از آن در کتابخانه علاّمه مفضال آیت اللّه حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان موجود است.[1]همچنین نسخه ای از این کتاب در کتابخانه علاّمه بزرگوار سیّد حسن صدر کاظمی و نسخه دیگر در کتابخانه شیخ عبدالحسین تهرانی در کربلا موجود بوده است.[2]] 3. «ترتیب رجال نجاشی» که به خط مؤلف در تاریخ 11 محرم 1018ق و به شماره 9707 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی در تهران موجود است.[3]همچنین نسخه ای از آن در کتابخانه علاّمه سیّد حسن صدر و نسخه دیگر در کتابخانه محدّث نوری در نجف اشرف موجود بوده است.[4]نسخه ای هم به شماره 13749 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[5]] 4. «ترتیب فهرست شیخ طوسی» که نسخه ای از آن به خط مؤلف در کتابخانه ملک و نسخه عکسی آن در مرکز احیاء میراث اسلامی موجود است. نسخه دیگری هم به شماره 15401 در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.[6]5. «حاشیه بر نقد الرّجال» 6. «مجمع الرّجال» که به همت عالم محقّق مرحوم سیّد ضیاءالدّین علاّمه در 7 جلد در سال 1388ق به طبع رسیده و تاریخ تألیف آن سال 1016ق بوده است [و نسخه های خطی متعددی از آن موجود است.
فرزندان ملاّ عنایت اللّه (حسن، محمّدمؤمن، نعمت اللّه، عبدالغفور، عبدالحسین) از فضلای قرن یازدهم هجری بوده اند. هرچند در مقام و شهرت به پایه و مایه پدر نرسیدند.]
[1]فهرست کتب خطی اصفهان، ج1، صص 114-116.
[2]الذریعه، ج4، صص 66 و 67.
[3]فهرست مختصر مجلس، ص154.
[4]الذریعه، ج4، صص 70 و 71.
[5]فهرست مرعشی، ج33، ص737.
[6]فهرست عکسی احیاء، ج1، ص411؛ فهرست مختصر مجلس، ص154.
میرزا عنایت اللّه حکیم شهرضائی*
میرزا عنایت اللّه حکیم معروف به «نجم الاطباء» فرزند فتح اللّه، از اطبّاء حاذق شهرضا در قرن چهاردهم هجری. در سال 1286ق در شهرضا متولّد شد و تحصیلات مقدماتی را در آنجا سپری کرد. سپس به اصفهان رفت و نزد جهانگیرخان قشقایی و سایر علمای آن دیار تحصیل کرد. در طب نزد یک طبیب انگلیسی به نام پولاک نمساوی به فراگیری مشغول شد. سپس به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون به تحصیلات عالی مشغول شد. او پس از پایان تحصیل به شهرضا مراجعت نموده و به طبابت مشغول بود، تا اینکه در سه شنبه 23 ذی الحجه 1343ق وفات یافت و در مزار امامزاده شهرضا مدفون شد.[1]
دکتر عنایت اللّه بقراطیان*
دکتر عنایت اللّه بقراطیان فرزند میرزا محمّدکاظم حکیم باشی، طبیب حاذق و عارف سالک در قرن چهاردهم هجری. سال ها در اصفهان به مداوای بیماران مشغول بودو از مریدان مشایخ سلسله گنابادی در اصفهان به شمار می رفت و در روز 5 ذیقعده سال 1369ق وفات یافته و در تکیه ایزدگشسب (معروف به تکیه گنابادی ها) در تخت فولاد اصفهان مدفون شد.[2]وی نسخه ای از «مفرّح الرّوح و مفتّح الفتوح» تألیف: میر سیّد فتح اللّه بن محمّدرضا مرعشی شوشتری را در 4 رمضان 1328ق کتابت کرده که در کتابخانه علاّمه مفضال حاج سیّد محمّدعلی روضاتی در اصفهان وجود دارد.[3]
[1]تاریخ شهرضا، ج2، صص 406-410.
[2]تخت فولاد یادگار تاریخ: خطی.
[3]فهرست کتب خطی کتابخانه های اصفهان، ج1، صص 381 و 384.
اجداد او از دوره صفویه تاکنون به طبابت مشغول بوده اند.
میرزا عنایت اللّه اصفهانی
میرزا عنایت اللّه بن محمّدمؤمن بن محمّدباقر اصفهانی، عالم فاضل [از علمای قرن یازدهم هجری.]
مشارٌ الیه دائی صاحب ریاض العلماء (میرزا عبداللّه افندی اصفهانی) بوده و قبل از سال 1074ق یعنی سال وفات پدر صاحب ریاض وفات یافته است.
وی مردی عالم و دانشمند و از شاگردان خلیفه سلطان بوده است. خاندانش اهل دولت و مکنت بوده لکن وی دوستدار علم و دانش گردیده و خدمت جمعی از بزرگان علماء زمان تحصیل کرده و با میرزا عیسی بیگ پدر صاحب ریاض در نزد اساتید همدرس بوده، لکن در جوانی وفات یافته است. وی را کتاب های نفیس و نسخه های زیادی بوده و در کنار برخی از آنها حواشی نوشته است و از آن جمله است «حواشی بر شافیه» ابن حاجب در صرف و غیره.[1]
دکتر عنایت اللّه تابش
دکتر عنایت اللّه تابش فرزند حاج میرزا هدایت اللّه، از پزشکان حاذق و دانشمند معاصر. در سال 1310ش در اصفهان متولّد شده و پس از تحصیلات ابتدائی و متوسطه به دانشکده پزشکی اصفهان راه یافته و موفق به اخذ درجه دکترا شد. در سال 1336ش به آمریکا عزیمت نموده و در رشته قلب ادامه تحصیل داد. در سال 1342ش به ایران بازگشته و ضمن طبابت به تدریس در دانشکده پزشکی اصفهان مشغول شد. کتاب
[1]الذریعه، ج6، ص105؛ زندگینامه علاّمه مجلسی، ج1، صص 174 و 175.
«فشار خون در اثر ضایعات عروق کلیه» و چندین مقاله در مجلات معتبر علمی از آثار اوست.[1]
عنایت اللّه حسینی اصفهانی
عنایت اللّه حسینی اصفهانی [از کاتبان اصفهان در قرن یازدهم هجری.] در سال 1009ق کتابت نسخه ای از کتاب «توضیح التّذکره» تألیف: نظام الدّین حسن قمی نیشابوری را به خط نسخ به پایان رسانیده است. این نسخه با نسخه اصل به خط مؤلف مقابله شده است. در کتابخانه ملی ملک به شماره 5751 موجود است.[2]
عنایت اللّه طبعی اصفهانی
حکیم عنایت اللّه طبعی اصفهانی معروف به «حکیم خبّاز»، شاعر ادیب و طبیب حاذق. غزل می سروده و در سال 944ق وفات یافته است.[3][پسرش ابوعلی نیز از شعرای آن روزگار است.]
از اوست:
از آن نمی کنم اظهار درد پنهانی که عاشقی تو و احوال عشق می دانی
شیخ عنایت اللّه گیلانی
شیخ عنایت اللّه گیلانی، [عالم فاضل و حکیم ماهر از دانشمندان قرن دوازدهم هجری. جهت تحصیل به اصفهان آمده و در معقول و منقول تحصیل کرده و خصوصا در فلسفه و کلام متبحّر شده و به تدریس در مدارس دینی اصفهان مشغول شد. شیخ
[1]راهنمای دانشکده پزشکی و داروسازی اصفهان، ص105.
[2]فهرست ملک، ج1، ص180.
[3]تذکره تحفه سامی، ص86؛ تذکره روز روشن، ص498؛ تاریخ نظم و نثر، ص685.
محمّدعلی حزین لاهیجی که از خرمن حکمت و معرفت درس او خوشه ها چیده، ضمن شرح حال و ذکر اساتید خود می نویسد:
«در این زمان صیت دانش قدوه الحکماء شیخ عنایت اللّه گیلانی رحمه الله که در اصفهان به افاده مشغول بود و با والد مرحوم دوستی داشت مرا خواهان استفاده ساخت. در خدمت ایشان منطق «تجرید» که از نفایس کتب منطق است با کتاب «نجات» شیخ الرئیس شروع نموده، به انجام رسانیدم و تا آن حکیم دانشمند در اصفهان بود نسبت استفاده در میان بود. پس عازم گیلان شده، در قزوین رحلت کرد.»[1]
ملاّ صدرالدین گیلانی متخلّص به «بینا» نیز در اصفهان نزد او تحصیل کرده است. علیقلی واله داغستانی در ضمن شرح حال این ملاّ صدرالدین از ملاّ عنایت اللّه با القاب «علاّمه و نادره دوران» و «از اعاظم حکمای عصر یاد کرده است.»[2]]
در پشت نسخه ای از «الرّساله القشیریّه» به شماره 4233 در کتابخانه مجلس شورای ملّی یادداشتی است که در آنجا نویسنده گوید: شیخ عنایت اللّه گیلانی را در سال 1131ق در قهوه خانه چهارباغ اصفهان دیدار کردم.[3]
میرزا عوض بیگ اکسیر اصفهانی
میرزا عوض بیگ اصفهانی متخلّص به «اکسیر»، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. در عصر سلطنت شاه جهان پادشاه هندوستان به دهلی رفت و در دارالانشاء شاهی ملازم گردید.
از اوست:
[1]تاریخ و سفرنامه حزین، ص169.
[2]تذکره ریاض الشعراء، ج1، ص421.
[3]فهرست مجلس، ج11، ص252.
تمام عمر نگاهم به بام و در فرسود چو یار جلوه گر آمد نظر ز پا افتاد[1]
عوض بیگ بن صالح بیگ
عوض بیگ بن محمّدصالح بیگ، از اُمراء و بزرگان اواخر عهد صفویه و دوران نادرشاه شاعر ادیب متوفی به سال 1175ق مدفون در گورستان ستّی فاطمه جنب قبر علاّمه میر سیّد علی طباطبائی. صاحب «دیوان اشعار» و «سفینه الشعراء»[2]
حزین گوید: عوض خان حاکم لار، معدلت شعار و در کمال سنجیدگی و مردمی است. این شعر از اوست:
دلم را بس که چین جبهه زاهد غمین دارد نمی خواهم ببینم روی زلفی را که چین دارد[3]
عوض علی رضوانی باغبادرانی*
عوض علی رضوانی فرزند کربلائی فتح اللّه لای بیدی، از شعرای معاصر ناحیه لنجان اصفهان. در سال 1305ش در قریه «لای بید» میمه متولّد شد و پس از تحصیل در شهرهای اصفهان و تهران و روستاهای چهارمحال و بختیاری ساکن بود و علوم ادبی و قرآن را تدریس می کرد. شعر نیز می گفت و «رضوانی» تخلّص می کرد. اغلب اشعارش در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهم السلام است. رضوانی در جمعه 11 صفر 1400ق مطابق با 28 آذر 1359ش در «باغبادران» لنجان وفات یافته و در گلستان شهدای آنجا به خاک سپرده شد. اشعارش با عنوان در دیوان اشعار فرزندش غلامعلی رضوانی به چاپ رسیده
[1]تذکره روز روشن، ص72؛ الذریعه، ج9، ص89؛ کاروان هند، ج1، ص82.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص184؛ مزارات اصفهان، ص253.
[3]تذکره المعاصرین، ص184؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص846.
است.
این رباعی از اوست:
دانی ز چه بی حجاب می خندد صبح افکنده ز رخ نقاب می خندد صبح
این غمکده چون مقام خندیدن نیست بر خنده آفتاب می خندد صبح
عیسی مترجم
عیسی، مترجم مخصوص ظل السّلطان، مترجم «تاریخ پرتغال» که آن را در ربیع الآخر 1302ق به خط نستعلیق نوشته و نسخه آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[1]
استاد عیسی اصفهانی
استاد عیسی اصفهانی، معمار و بنّا در قرن دهم هجری. [او] متصدی ساختمان تاج محل در هندوستان [است که] به دستور شاه جهان در قرن دهم هجری (1612م) [آن را ساخته است.]
دکتر عیسی علاج
سرهنگ دکتر سیّد عیسی علاج فرزند بهاءالدین بن محمّدحسین طباطبائی زواره ای، از پزشکان معروف به حذاقت و استادی مشهور [در قرن چهاردهم هجری.] فوت شب سوّم شعبان 1360ق (مطابق 3 شهریور 1320ش) مدفون در اطاق حیاط کوچکی در جنوب تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد.[2]
[1]فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص22.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص145.