بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 910

محمّدعلی حزین لاهیجی که از خرمن حکمت و معرفت درس او خوشه ها چیده، ضمن شرح حال و ذکر اساتید خود می نویسد:

«در این زمان صیت دانش قدوه الحکماء شیخ عنایت اللّه گیلانی رحمه الله که در اصفهان به افاده مشغول بود و با والد مرحوم دوستی داشت مرا خواهان استفاده ساخت. در خدمت ایشان منطق «تجرید» که از نفایس کتب منطق است با کتاب «نجات» شیخ الرئیس شروع نموده، به انجام رسانیدم و تا آن حکیم دانشمند در اصفهان بود نسبت استفاده در میان بود. پس عازم گیلان شده، در قزوین رحلت کرد.»[1]

ملاّ صدرالدین گیلانی متخلّص به «بینا» نیز در اصفهان نزد او تحصیل کرده است. علیقلی واله داغستانی در ضمن شرح حال این ملاّ صدرالدین از ملاّ عنایت اللّه با القاب «علاّمه و نادره دوران» و «از اعاظم حکمای عصر یاد کرده است.»[2]]

در پشت نسخه ای از «الرّساله القشیریّه» به شماره 4233 در کتابخانه مجلس شورای ملّی یادداشتی است که در آنجا نویسنده گوید: شیخ عنایت اللّه گیلانی را در سال 1131ق در قهوه خانه چهارباغ اصفهان دیدار کردم.[3]

میرزا عوض بیگ اکسیر اصفهانی

میرزا عوض بیگ اصفهانی متخلّص به «اکسیر»، شاعر ادیب در قرن یازدهم هجری. در عصر سلطنت شاه جهان پادشاه هندوستان به دهلی رفت و در دارالانشاء شاهی ملازم گردید.

از اوست:

[1]تاریخ و سفرنامه حزین، ص169.

[2]تذکره ریاض الشعراء، ج1، ص421.

[3]فهرست مجلس، ج11، ص252.


صفحه 911

تمام عمر نگاهم به بام و در فرسود چو یار جلوه گر آمد نظر ز پا افتاد[1]

عوض بیگ بن صالح بیگ

عوض بیگ بن محمّدصالح بیگ، از اُمراء و بزرگان اواخر عهد صفویه و دوران نادرشاه شاعر ادیب متوفی به سال 1175ق مدفون در گورستان ستّی فاطمه جنب قبر علاّمه میر سیّد علی طباطبائی. صاحب «دیوان اشعار» و «سفینه الشعراء»[2]

حزین گوید: عوض خان حاکم لار، معدلت شعار و در کمال سنجیدگی و مردمی است. این شعر از اوست:

دلم را بس که چین جبهه زاهد غمین دارد نمی خواهم ببینم روی زلفی را که چین دارد[3]

عوض علی رضوانی باغبادرانی*

عوض علی رضوانی فرزند کربلائی فتح اللّه لای بیدی، از شعرای معاصر ناحیه لنجان اصفهان. در سال 1305ش در قریه «لای بید» میمه متولّد شد و پس از تحصیل در شهرهای اصفهان و تهران و روستاهای چهارمحال و بختیاری ساکن بود و علوم ادبی و قرآن را تدریس می کرد. شعر نیز می گفت و «رضوانی» تخلّص می کرد. اغلب اشعارش در مدح و مرثیه چهارده معصوم علیهم السلام است. رضوانی در جمعه 11 صفر 1400ق مطابق با 28 آذر 1359ش در «باغبادران» لنجان وفات یافته و در گلستان شهدای آنجا به خاک سپرده شد. اشعارش با عنوان در دیوان اشعار فرزندش غلامعلی رضوانی به چاپ رسیده

[1]تذکره روز روشن، ص72؛ الذریعه، ج9، ص89؛ کاروان هند، ج1، ص82.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص184؛ مزارات اصفهان، ص253.

[3]تذکره المعاصرین، ص184؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص846.


صفحه 912

است.

این رباعی از اوست:

دانی ز چه بی حجاب می خندد صبح افکنده ز رخ نقاب می خندد صبح

این غمکده چون مقام خندیدن نیست بر خنده آفتاب می خندد صبح

عیسی مترجم

عیسی، مترجم مخصوص ظل السّلطان، مترجم «تاریخ پرتغال» که آن را در ربیع الآخر 1302ق به خط نستعلیق نوشته و نسخه آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[1]

استاد عیسی اصفهانی

استاد عیسی اصفهانی، معمار و بنّا در قرن دهم هجری. [او] متصدی ساختمان تاج محل در هندوستان [است که] به دستور شاه جهان در قرن دهم هجری (1612م) [آن را ساخته است.]

دکتر عیسی علاج

سرهنگ دکتر سیّد عیسی علاج فرزند بهاءالدین بن محمّدحسین طباطبائی زواره ای، از پزشکان معروف به حذاقت و استادی مشهور [در قرن چهاردهم هجری.] فوت شب سوّم شعبان 1360ق (مطابق 3 شهریور 1320ش) مدفون در اطاق حیاط کوچکی در جنوب تکیه سیّد العراقین در تخت فولاد.[2]

[1]فهرست عمومی اصفهان، ج1، ص22.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص145.


صفحه 913

[از سادات سیّد روح اللّه و از احفاد دختری میر محمّدمهدی حکیم الملک اردستانی بود. در حدود سال 1300ق در محلّه فهره اردستان متولّد شد. در اردستان و اصفهان و تهران به تحصیل پرداخت و در رشته طب در مدرسه دارالفنون به اخذ درجه دکترا نائل شد.

در جنگ جهانی اوّل به استخدام پلیس جنوب (که از طرف دولت انگلستان تأسیس شده بود) درآمد و مدّت ها به طبابت مشغول بود. او جرّاحی را از پزشکان انگلیسی آموخت و در این رشته مهارت یافت. او با انحلال پلیس جنوب، به بهداری ارتش منتقل شد و تا مدّت ها ریاست بهداری لشکر شیراز و اصفهان را عهده دار بود. وی بعدها با درجه سرهنگی بازنشسته شد و در اصفهان مطب دایر کرد.[1]

شاعر توانا استاد فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) ضمن مرثیه ای در مادّه تاریخ فوت او گوید:

کلک «بُرنا» از پس سال وفات او نوشت: «در علاج و در طبابت ماهری جو چون علاج»[2]]

عیسی بیگ جیرانی تبریزی

عیسی بیگ بن محمّدصالح بیگ جیرانی تبریزی اصفهانی، از علماء و فضلاء و محقّقین [در قرن یازدهم هجری و ساکن اصفهان] بوده و [در اصفهان از درس محمّد بن علی اصفهانی (شاگرد شیخ بهائی و میرداماد) میرزا علاءالدّین حسین خلیفه سلطان، مولی محمّدتقی مجلسی، مولی حسنعلی شوشتری، میرزا رفیعای نائینی، آقا حسین خوانساری، علاّمه ملا محمّدباقر مجلسی، علاءالدّین محمّد گلستانه و مولی محمّدصادق کرباسی

[1]اردستان نامه، ج1، ص594.

[2]شرح مجموعه گل، ص489.


صفحه 914

بهره گرفت. او از مشاغل دنیوی و مناصب دولتی احتراز کرده و عمر خود را به تحقیق و تألیف گذرانیده و به کتابت و تصحیح نسخ خطی مشغول بود و خط زیبائی داشت. او در حدود سال 1033ق متولّد و] در سال 1074ق وفات یافت. فرزندش دانشمند و تراجم نویس مشهور به میرزا عبداللّه افندی صاحب «ریاض العلماء» است. کتب زیر از اوست:

1. «تفسیر قرآن» 2. «رساله در وجوب عینی نماز جمعه»3. «رساله در طرز قسم دادن اهل کتاب»4. «رساله در حکم رؤیت هلال قبل از زوال»5. «شرح دروس» ناتمام [6. «حواشی بر کتب اربعه»[1]]

عیسی اصفهانی

ابوموسی عیسی بن عبدالسّلام اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن محمّد بن یزداد اصفهانی حدیث شنیده و هشام بن عبیداللّه از او روایت می کند.[2]

دکتر عیسی صدیق

دکتر عیسی صدیق ملقّب به «صدیق اعلم» فرزند میرزا عبداللّه صدیق التّجار اصفهانی، [نویسنده و دانشمند معاصر.] در سال 1273ش متولّد گردیده [و تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در طهران طی نمود. سپس به فرانسه رفت و در رشته ریاضی تحصیل کرد و به ایران بازگشت. مدّتی مدیر داخلی روزنامه «مرد آزاد» بود. در سال 1309ش به

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص296؛ ریاض العلماء، ج4، صص 306-308؛ الذریعه، ج7، ص103؛ ج11، ص309؛ ج13، ص244 و ج15، ص78؛ الروضه النّضره، ص423.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص146.


صفحه 915

آمریکا رفت و در رشته فلسفه در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و دکترا گرفت و به ایران بازگشت و ریاست دانشسرای عالی را برعهده گرفت. او در تأسیس دانشگاه تهران هم نقش داشت. او در چندین کابینه وزیر فرهنگ بود و نمایندگی مجلس سنا از دیگر فعالیت های او بود.] وی سرانجام در سال 1398ق [مطابق با 16 آذر 1357ش] وفات یافت.

دکتر عیسی صدیق دارای تألیفات عدیده است:

1. «تاریخ فرهنگ ایران» 2. «تاریخ مختصر آموزش و پرورش» 3. «حقوق بین الملل»4. «روش نوین در تعلیم و تربیت»5. «سیر فرهنگ در ایران و مغرب زمین»6. «یادگار عمر» یا «خاطراتی از گذشته»7. «یکسال در آمریکا»[1]

عیسی اصفهانی

عیسی بن محمّدعلی اصفهانی، از فضلاء قرن 13 و مولف کتاب «سراج الانوار» به فارسی، در حکایات اخلاقی و مواعظ در بیست باب [است.] تاریخ تألیف 1215ق می باشد. نسخه در کتابخانه سیّد جلال الدّین محدّث ارموی موجود بوده است.[2]

عیسی مذکر اصفهانی

ابوعقیل عیسی بن محمّد بن عیسی مذکر اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن جعفر و جمعی دیگر روایت نموده است.[3]

[1]بیان المفاخر، ج2، ص201؛ نادره کاران، ص397؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص368؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، ص650؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج4، صص 200-205.

[2]الذریعه، ج12، ص156؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص847.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص146.


صفحه 916

میرزا عیسی خان افتخار الحکماء

میرزا عیسی خان افتخار الحکماء فرزند میرزا موسی خان ناظم الاطبّاء طبیب حاذق، ادیب کامل و شاعر فاضل. [از اطباء اواخر دوره قاجاریه.] از خاندان علم و حکمت. در 20 ماه صفر سال 1320ق در طهران وفات یافته و در ایوان مقبره ناصرالدّین شاه [در شهرری] مدفون گردید.

مادّه تاریخ وفاتش این است:

پوشید سیه چه «شارق» اندر تاریخ: «سوسن ز عزای میرزا عیسی خان»[1]

استاد عیسی بهادری*

استاد عیسی بهادری، هنرمند توانای معاصر. در سال 1284ه.ش در یکی از بخش های تابعه اراک به نام «بزچللو» در مزرعه خانوادگی به نام «آقچه کهریز» متولّد شد و پس از تحصیلات معمول به تهران رفت و در مدرسه کمال الملک (مدرسه صنایع مستظرفه) به فراگیری نقاشی طبیعت پرداخت. او از روی عشق و علاقه به اصفهان می آمد و با دقت نقوش و تزئینات هنرمندانه کاشی کاری ها و گچبری های آثار تاریخی اصفهان را می نگریست و درباره آنان تحقیق می کرد.

او پس از اتمام تحصیل به استخدام اداره هنرستان هنرهای زیبای تهران درآمد و ضمن تدریس در آنجا به خلق نقشه های فرش مشغول شد. در سال 1315ش به اصفهان آمده و سرپرستی هنرستان هنرهای زیبای این شهر را به عهده گرفت و برای پی ریزی این هنرستان زحمات بسیار کشید.

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص847؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص232.


صفحه 917

وی در خلق نقشه های ابتکاری فرش مهارتی استثنائی داشت و در نقاشی چیره دست بود. از ابتکارات قابل توجّه او استفاده هنرمندانه از گل و برگ و پرنده به جای اشکال هندسی بر روی میزهای خاتم است. او در طراحی نقوش منبّت، موزاییک کاشی، زری، قلمزنی و غیره مهارت داشت و تمامی آثارش ابتکاری و خلاقانه هستند. او در عمر خود به دریافت نشان های هنری متعددی از نمایشگاه های دنیا از جمله «دونور» و مدال طلا از نمایشگاه های «بروکسل» و نشان علم و هنر از فرانسه نائل شد.

استاد بهادری معلّمی هنرمند و دلسوز بود و آنچه را که می دانست در اختیار شاگردان خود می گذاشت و شاگردان ارزنده ای همچون رستم شیرازی، پورصفا و فرشچیان را تربیت کرد که اکنون شهرت آنان از مرزهای کشور به بیرون رفته است.

وی 30 سال عاشقانه و صادقانه در مقام ریاست هنرستان هنرهای زیبای اصفهان خدمت کرد و به اشاعه هنر و تربیت اساتید هنرمند اهتمام ورزید و آنگاه که از آنجا به عنوان مدیرکلی صنایع اصفهان منصوب شد دو سالی بیشتر در آن مقام نماند و بازنشسته شد.

او پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به فرانسه رفته و در سال 1365ش درگذشت و در قبرستان «پرلاشز» پاریس به خاک سپرده شد.

آقای حسن صدر متخلّص به «سالک» مادّه تاریخ وفات او را طی مرثیه ای چنین گوید:

گذارد پای ادب را به پیش «سالک» و گفت: «در آسمان هنر زنده است و جاویدان»

1365=3+1362

از آثار هنرمندانه او طرح یک قالی با عنوان «بشریت» و تابلوهای نقاشی «مجلس