بهره گرفت. او از مشاغل دنیوی و مناصب دولتی احتراز کرده و عمر خود را به تحقیق و تألیف گذرانیده و به کتابت و تصحیح نسخ خطی مشغول بود و خط زیبائی داشت. او در حدود سال 1033ق متولّد و] در سال 1074ق وفات یافت. فرزندش دانشمند و تراجم نویس مشهور به میرزا عبداللّه افندی صاحب «ریاض العلماء» است. کتب زیر از اوست:
1. «تفسیر قرآن» 2. «رساله در وجوب عینی نماز جمعه»3. «رساله در طرز قسم دادن اهل کتاب»4. «رساله در حکم رؤیت هلال قبل از زوال»5. «شرح دروس» ناتمام [6. «حواشی بر کتب اربعه»[1]]
عیسی اصفهانی
ابوموسی عیسی بن عبدالسّلام اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن محمّد بن یزداد اصفهانی حدیث شنیده و هشام بن عبیداللّه از او روایت می کند.[2]
دکتر عیسی صدیق
دکتر عیسی صدیق ملقّب به «صدیق اعلم» فرزند میرزا عبداللّه صدیق التّجار اصفهانی، [نویسنده و دانشمند معاصر.] در سال 1273ش متولّد گردیده [و تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در طهران طی نمود. سپس به فرانسه رفت و در رشته ریاضی تحصیل کرد و به ایران بازگشت. مدّتی مدیر داخلی روزنامه «مرد آزاد» بود. در سال 1309ش به
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص296؛ ریاض العلماء، ج4، صص 306-308؛ الذریعه، ج7، ص103؛ ج11، ص309؛ ج13، ص244 و ج15، ص78؛ الروضه النّضره، ص423.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص146.
آمریکا رفت و در رشته فلسفه در دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد و دکترا گرفت و به ایران بازگشت و ریاست دانشسرای عالی را برعهده گرفت. او در تأسیس دانشگاه تهران هم نقش داشت. او در چندین کابینه وزیر فرهنگ بود و نمایندگی مجلس سنا از دیگر فعالیت های او بود.] وی سرانجام در سال 1398ق [مطابق با 16 آذر 1357ش] وفات یافت.
دکتر عیسی صدیق دارای تألیفات عدیده است:
1. «تاریخ فرهنگ ایران» 2. «تاریخ مختصر آموزش و پرورش» 3. «حقوق بین الملل»4. «روش نوین در تعلیم و تربیت»5. «سیر فرهنگ در ایران و مغرب زمین»6. «یادگار عمر» یا «خاطراتی از گذشته»7. «یکسال در آمریکا»[1]
عیسی اصفهانی
عیسی بن محمّدعلی اصفهانی، از فضلاء قرن 13 و مولف کتاب «سراج الانوار» به فارسی، در حکایات اخلاقی و مواعظ در بیست باب [است.] تاریخ تألیف 1215ق می باشد. نسخه در کتابخانه سیّد جلال الدّین محدّث ارموی موجود بوده است.[2]
عیسی مذکر اصفهانی
ابوعقیل عیسی بن محمّد بن عیسی مذکر اصفهانی، [از محدّثین عامّه اصفهان در قرن چهارم هجری.] از عبداللّه بن جعفر و جمعی دیگر روایت نموده است.[3]
[1]بیان المفاخر، ج2، ص201؛ نادره کاران، ص397؛ فرهنگ شاعران و نویسندگان معاصر سخن، ص368؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج4، ص650؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران، ج4، صص 200-205.
[2]الذریعه، ج12، ص156؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص847.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص146.
میرزا عیسی خان افتخار الحکماء
میرزا عیسی خان افتخار الحکماء فرزند میرزا موسی خان ناظم الاطبّاء طبیب حاذق، ادیب کامل و شاعر فاضل. [از اطباء اواخر دوره قاجاریه.] از خاندان علم و حکمت. در 20 ماه صفر سال 1320ق در طهران وفات یافته و در ایوان مقبره ناصرالدّین شاه [در شهرری] مدفون گردید.
مادّه تاریخ وفاتش این است:
پوشید سیه چه «شارق» اندر تاریخ: «سوسن ز عزای میرزا عیسی خان»[1]
استاد عیسی بهادری*
استاد عیسی بهادری، هنرمند توانای معاصر. در سال 1284ه.ش در یکی از بخش های تابعه اراک به نام «بزچللو» در مزرعه خانوادگی به نام «آقچه کهریز» متولّد شد و پس از تحصیلات معمول به تهران رفت و در مدرسه کمال الملک (مدرسه صنایع مستظرفه) به فراگیری نقاشی طبیعت پرداخت. او از روی عشق و علاقه به اصفهان می آمد و با دقت نقوش و تزئینات هنرمندانه کاشی کاری ها و گچبری های آثار تاریخی اصفهان را می نگریست و درباره آنان تحقیق می کرد.
او پس از اتمام تحصیل به استخدام اداره هنرستان هنرهای زیبای تهران درآمد و ضمن تدریس در آنجا به خلق نقشه های فرش مشغول شد. در سال 1315ش به اصفهان آمده و سرپرستی هنرستان هنرهای زیبای این شهر را به عهده گرفت و برای پی ریزی این هنرستان زحمات بسیار کشید.
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص847؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص232.
وی در خلق نقشه های ابتکاری فرش مهارتی استثنائی داشت و در نقاشی چیره دست بود. از ابتکارات قابل توجّه او استفاده هنرمندانه از گل و برگ و پرنده به جای اشکال هندسی بر روی میزهای خاتم است. او در طراحی نقوش منبّت، موزاییک کاشی، زری، قلمزنی و غیره مهارت داشت و تمامی آثارش ابتکاری و خلاقانه هستند. او در عمر خود به دریافت نشان های هنری متعددی از نمایشگاه های دنیا از جمله «دونور» و مدال طلا از نمایشگاه های «بروکسل» و نشان علم و هنر از فرانسه نائل شد.
استاد بهادری معلّمی هنرمند و دلسوز بود و آنچه را که می دانست در اختیار شاگردان خود می گذاشت و شاگردان ارزنده ای همچون رستم شیرازی، پورصفا و فرشچیان را تربیت کرد که اکنون شهرت آنان از مرزهای کشور به بیرون رفته است.
وی 30 سال عاشقانه و صادقانه در مقام ریاست هنرستان هنرهای زیبای اصفهان خدمت کرد و به اشاعه هنر و تربیت اساتید هنرمند اهتمام ورزید و آنگاه که از آنجا به عنوان مدیرکلی صنایع اصفهان منصوب شد دو سالی بیشتر در آن مقام نماند و بازنشسته شد.
او پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی به فرانسه رفته و در سال 1365ش درگذشت و در قبرستان «پرلاشز» پاریس به خاک سپرده شد.
آقای حسن صدر متخلّص به «سالک» مادّه تاریخ وفات او را طی مرثیه ای چنین گوید:
گذارد پای ادب را به پیش «سالک» و گفت: «در آسمان هنر زنده است و جاویدان»
1365=3+1362
از آثار هنرمندانه او طرح یک قالی با عنوان «بشریت» و تابلوهای نقاشی «مجلس
ابن سینا» (موجود در موزه «لوور» فرانسه) را می توان نام برد.[1]
عیسی شعاعی نائینی*
عیسی حسین خانی نائینی متخلّص به «شعاعی» فرزند محمود، از شعرای معاصر اصفهان. در سال 1307ش در نائین متولّد شد. در کودکی پدر را از دست داد و به این خاطر در 10 سالگی به اصفهان آمد و پس از طی تحصیلات ابتدائی، ابتدا در شهرداری نائین و سپس در شهرداری اصفهان به خدمت پرداخت. وی از سال 1337ش در اغلب انجمن های ادبی اصفهان از جمله انجمن های کمال، صائب و سعدی شرکت می کرده و اشعارش در برخی نشریات و مجموعه ها به چاپ رسیده است. مرحوم بقائی در کتاب خود، تخلّص او را «شجاعی» ذکر کرده است. این بیت از اوست:
ساقی بریز باده که آمد بهار گل می خور به یاد سرو قدی در کنار گل[2]
عیسی قلی سالم اصفهانی
عیسی قلی شیرانی بیدآبادی متخلّص به «سالم» فرزند نوروزعلی، شاعر ادیب معاصر. در سال 1300ش در محلّه بیدآباد اصفهان متولّد شده و پس از اندکی تحصیل به شغل بافندگی مشغول گردید. از نوجوانی طبع شعر داشته و در انجمن های ادبی همچون کمال و سعدی شرکت می نموده است. در سرودن انواع شعر به ویژه تضمین و اشعار انتقادی و اجتماعی توانایی داشت. [او در 30 مهر 1371ش وفات یافت و در قطعه 24 قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد. شاعر توانا میرزا فضل اللّه خان اعتمادی خوئی (برنا) در
[1]طراحان بزرگ فرش ایران، صص 220 و 223؛ تاریخ اصفهان (هنرمندان) ، ص350؛ دائره المعارف هنر، ص104؛ دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام، ص131.
[2]تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص430؛ تذکره سخنوران نائین، ص66.
ضمن مرثیه ای مادّه تاریخ او را چنین سروده است:
سال وفات وِرا، خامه «برنا» نوشت: «مکین مینو شود سالم اهل سخن»]
از اوست:
تا گشته ام بر آن بت لیلی صفت اسیر دیوانه وار کوه و بیابانم آرزوست
بی ماه عارض تو شده روز من چو شب نور رخت به کلبه ویرانم آرزوست
از بس که خار هجر خلیده به پای دل از باغ وصل تو گل و ریحانم آرزوست[1]
عیسی قلی خان بختیاری
عیسی قلی خان [بهادرزاده] متخلّص به «عیسی» [فرزند موسی خان بهادرالسّلطنه بختیاری] در سال 1330ق متولّد شده و در محل تولّد خویش به اندازه مقدور تحصیلات کرد و سپس به زراعت و شکار روزگار گذراند. گاهی شعر می سرود.[2][تحصیلات ابتدائی را در مدرسه بختیاری شهرکرد انجام داد. مدتی در اصفهان و تهران بود. زمانی هم در دوران قدرت خوانین در کرمان مصدر خدماتی گردید. اخیرا به کمک سلطان مراد بختیار در کارخانه قند اصفهان به کار مشغول شد.[3]وی سرانجام در روز 11 1365ش وفات یافته و در قطعه 6 قبرستان باغ رضوان اصفهان مدفون شد.[4]]
این بیت از اوست:
سخن از لبت شیرین چو بیاید به میان یادی از درد درون دل فرهاد کنید
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص 234 و 235؛ بزم ادب، ص196؛ راز دل نصیر، ص169؛ تذکره شعرای استان اصفهان، (ویرایش دوم) ، ص365.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص337.
[3]شناخت سرزمین بختیاری، ص526.
[4]سایت اینترنتی یادبود (آرامستان های اصفهان) .
عین القضات اصفهانی
عین القضات بن محمّد اصفهانی، خطاط نسخ نویس [در قرن دهم هجری.] از آثارش: کتابت «قواعد الاحکام» علاّمه حلّی که به خط نسخ در سال 909ق کتابت نموده و نسخه به شماره 11418 در کتابخانه وزیری یزد موجود است.[1]
[1]فهرست وزیری، ج1، ص409.
فهرست
پیشگفتار 5
مقدمه مصحح 7
گفت و گو با سیّد مصلح الدّین مهدوی (مؤلّف) 9
«ع»
میرعابد اردبیلی 25
عابد اصفهانی 25
عابد اصفهانی 25
عادل اردستانی 25
عارضی اصفهانی 26
عارف اصفهانی 26
عارف تبریزی 26
عاصم اصفهانی 27
عاصم اصفهانی 27
عاصم اصفهانی 27
عاقلی یزدی 28
عامر مؤذّن اصفهانی 28
عامر اصفهانی 28
عامر واضحی سنبلانی 29
عامر مشتلی اصفهانی 29
عامی اصفهانی 30
سیّد عَبّاد گلستانه 30
عَبّاد غازی اصفهانی 31
عَبّاد طالقانی 31
عباد تمیمی 32
عَبّاد جعفری اصفهانی 33
سیّد عباد گلستانه 33
دکتر عباس ادیب 33
عباس صوفی 34
استاد عباس شکوهی پور 35
شیخ عباس خوانساری 36
میرزا عباس خان شیدای دهکردی 36
عباس عشقی اصفهانی 39
عباس قمشه ای 40
عباس اصفهانی 40
عباس فریدنی 40
عباس کرباسیون 41
شیخ عباس مصباح دستگردی 42
میرزا عباس خان ذوالفنون 43
مرشد عباس زریری 45
عباس مافَرّوخی 46