بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 115

اسبان به دست سليمان را نادرست شمرده، كعب را در اين انتساب، دروغ‌گو معرّفى مى‌كند.[1]
3. در تفاسير شيعه و سنّى آمده كه چون سليمان از دنيا رفت، شيطان كلّيّات و اقسام سحر را در نامه‌اى جمع‌آورى كرده آن را پيچيد و در پشت آن نوشت: اين مكتوب، دربردارنده ذخاير گنجينه‌هاى علم است كه آصف‌بن‌برخيا براى سليمان‌بن‌داود قرار داد و آن نامه را زير تخت سليمان دفن كرد. وقتى مردم آن نامه را يافتند، عدّه‌اى گفتند: حكومت و غلبه سليمان بر ما با همين سحر بوده و خود به فراگيرى و تعليم سحر مشغول شدند[2]كه قرآن در سرزنش آنان مى‌فرمايد:«وَاتَّبَعوا ما تَتلُوا الشَّيطينُ عَلى‌ مُلكِ سليمن‌/ آن‌چه را كه شيطان‌ها در سلطنت سليمان خوانده بودند، پيروى كردند». (بقره/ 2، 102)
منابع‌
اثبات الوصيه؛ بحارالانوار؛ البرهان فى تفسيرالقرآن؛ التبيان فى تفسيرالقرآن؛ بحرالعلوم، سمرقندى؛ تفسير العياشى؛ تفسير القرآن العظيم، ابن كثير؛ تفسير نمونه؛ تفسير نورالثقلين؛ جامع‌البيان عن تأويل آى‌القرآن؛ الجامع لاحكام‌القرآن، قرطبى؛ روح‌المعانى فى تفسيرالقرآن العظيم؛ شرح‌فصوص‌الحكم؛ عرائس المجالس فى قصص‌الانبياء؛ عيون‌اخبارالرضا عليه السلام؛ قصص قرآن مجيد؛ الكافى؛ الكتاب المقدس؛ الكشاف؛ كشف‌الاسرار و عدةالابرار؛ مجمع‌البيان فى تفسيرالقرآن؛ المدخل الى عهدالقديم؛ مفحمات الاقران فى مبهمات القرآن؛ موسوعةالكتاب المقدس؛ الميزان فى تفسيرالقرآن؛ النور المبين فى قصص الانبياء و المرسلين.[1]. مجمع‌البيان، ج 8،ص 741
[2]. جامع‌البيان، مج1، ج 1، ص 625؛ تفسير عياشى، ج 1، ص 52


صفحه 116


آل‌ابراهيم‌
محمد خراسانى‌
آل‌ابراهيم: دودمان پاك و برگزيده ابراهيم، پيروان وى، شخص ابراهيم‌
اين واژه، دوبار در قرآن آمده است:«... فَقَد ءَاتينا ءَالَ ابرهيمَ الكِتبَ و الحِكمَةَ و ءَاتينهُم مُلكَاً عَظيماً/ در حقيقت، ما به خاندان ابراهيم، كتاب و حكمت داديم و به آنان، مُلكى بزرگ بخشيديم» (نساء/ 4، 54)،«انَّ اللّهَ اصطَفى‌ ءَادمَ وَ نوحاً وَ ءَالَ إِبرهيمَ و ءَال عمرن عَلى العلمين‌/ به يقين، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است». (آل‌عمران/ 3، 33)
آل‌ابراهيم چه كسانى‌اند؟
با توجّه به گوناگونى معانى «آل» مفسّران، آل‌ابراهيم را سه گونه تفسير كرده‌اند:
1. فرزندان پاك و برگزيده ابراهيم چون اسماعيل، اسحاق، يعقوب، داود، سليمان، يونس، زكريا، عيسى، محمد صلى الله عليه و آله و جانشينان آن حضرت از خاندان وى. اين تفسير، با واژه «اصطفاء» (برگزيدن) در آيه دوم مناسب‌تر مى‌نمايد؛ زيرا خداوند، كسانى را برمى‌گزيند كه از گناه منزّه باشند.[1]رواياتى كه امامان عليهم السلام را از آل‌ابراهيم شمرده نيز اين معنا را تأييد مى‌كند.[2]به نظر علّامه طباطبايى، از سياق آيه 54 نساء/ 4 كه درصدد سرزنش بنى‌اسرائيل (دودمان اسحاق) است، برمى‌آيد كه مقصود از آل ابراهيم، پاكان ذرّيه او از طريق اسماعيل است و شامل ذريه ابراهيم از طريق اسحاق نمى‌شود.[3]2. پيروان دين ابراهيم (اسلام).[4]مؤيّد اين معنا دو آيه ذيل است:«فَمَن تَبِعنى فَإِنّهُ مِنّى‌/ پس هركه ازمن‌[1]. مجمع‌البيان، ج 2،ص 735
[2]. تفسير عياشى، ج 1،ص 168؛ نورالثقلين، ج 2، ص 548
[3]. الميزان، ج 3، ص166
[4]. مجمع البيان، ج 2،ص 735


صفحه 117

پيروى كند، بى‌گمان از من است» (ابراهيم/ 14، 36)،«إِنَّ أَولَى‌النَّاسِ بِإِبرهيمَ لَلَّذِينَ اتَّبعُوهُ وَ هذَا النَّبىُّ وَالَّذينَ ءَامَنوا .../ نزديك‌ترين مردم به ابراهيم، همان كسانى هستند كه از او پيروى كرده‌اند و نيز] اين پيامبر و كسانى كه به آيين او] ايمان آوردند». (آل‌عمران/ 3، 68)[1]3. شخص ابراهيم، همان گونه كه در آيه‌«وَ بَقيَّةٌ مِمّا تَركَ ءَالُ موسى‌ و ءَالُ هرون»(بقره/ 2، 248) آل، به معناى موسى‌و هارون است.[2]
ذرّيّه ابراهيم‌
واژه «ذرّيّه» (دودمان) بيش از ده بار درباره نسل ابراهيم به كار رفته كه به دليل نزديكى معناى ذرّيّه و آل، در همين مقاله به اين مورد مى‌پردازيم.
دعاهاى ابراهيم براى ذرّيّه‌اش‌
ابراهيم از خداوند ويژگى‌هايى را براى فرزندانش خواسته است:
1. مقام تسليم:«... و مِن ذُرّيَّتِنا أُمَّةً مُسلِمَةً لَك‌/ پروردگارا! و از نسل ما! امّتى كه تسليم فرمانت باشند، پديد آور]». (بقره/ 2، 128) علّامه طباطبايى، براساس روايت امام‌صادق عليه السلام ذرّيه را در اين آيه، اهل‌بيت معصوم عليهم السلام دانسته است.[3]
2. مقام رسالت:«رَبَّنا وَابعَث فِيهِم رَسولًا مِنهُم يَتلوا عَلَيهِم ءَايتِك .../ پروردگارا! در ميان آنان، فرستاده‌اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند ....» (بقره/ 2، 129) در روايتى آمده است كه پس از اين دعاى ابراهيم گفته شد: خدا در آخرالزمان‌دعاى تو را اجابت مى‌كند و محمد صلى الله عليه و آله را از نسل تو بر مى‌گزيند.[4]پيامبر نيز مى‌فرمود: من در خواست پدرم ابراهيم، و بشارت برادرم عيسى هستم.[5][1]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 194؛ تفسير قرطبى، ج 4، ص 41
[2]. تفسير قرطبى، ج 4،ص 41
[3]. الميزان، ج 1، ص296
[4]. الكشاف، ج 1، ص188
[5]. جامع‌البيان، مج1، ج 1، ص 773؛ مجمع‌البيان، ج 1، ص 395


صفحه 118

3. تعليم كتاب و حكمت و تزكيه: در آيه پيشين، ابراهيم از خداوند مى‌خواهد با فرستادن پيامبرى كه آياتش را براى مردم تلاوت مى‌كند، به آن‌ها كتاب و حكمت را بياموزد و تزكيه شان كند:«... يَتْلُوا عَلَيهِمْ ءَايتك و يُعلّمُهُم الكتبَ وَ الْحِكْمةَ و يُزَكّيهِم ...
/ ... تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد و پاكيزه‌شان كند ...».
(بقره/ 2، 129)
4. مقام امامت:«قالَ إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ اماماً قالَ و مِن ذُرّيَّتِى‌/ خدا] فرمود: من تو را «امام» قرار دادم. ابراهيم‌] گفت: واز دودمانم؟» (بقره/ 2، 124) از اين آيه استفاده شده كه ابراهيم، براى امامت ذرّيّه‌اش دعا كرده و خداوند در پرتو خواست او، اين مقام را به آنان داده است.[1]
5. برپايى نماز:«رَبّ اجعَلنِى مُقيمَ الصَّلوةِ ومِن ذُرّيَّتِى .../ پروردگارا! مرا برپادارنده‌نماز قرار ده، و از فرزندان من نيز ....» (ابراهيم/ 14، 40)
6. دورى از بت‌پرستى:«وَاجنُبنِى و بَنِىَّ أَن نَعبُدَ الأَصنام‌/ من و فرزندانم رااز پرستش بت‌هادورنگه‌دار.» (ابراهيم/ 14، 35)
7. گرايش دل‌ها به سوى آنان:رَبَّنا إِنّى أَسكَنتُ مِن ذُرّيَّتِى بِوادٍ غَيرِذِى زَرعٍ عِندَ بَيتِكَ المُحرَّمِ ... فَاجعَل أَفِدَةً مِنَ النّاسِ تَهوِى إِلَيهِم .../ پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‌آب و علف نزد خانه محترم تو سكونت دادم ...؛ پس تو دل‌هاى گروهى از مردم را به سوى آنان گرايش ده.» (ابراهيم/ 14، 37) بنابر ديدگاه بيش‌تر مفسّران، مقصود از«مِن ذُرّيَّتىِ»در اين آيه، اسماعيل و مادرش هاجر است؛[2]ولى عدّه‌اى، آن را شامل فرزندان اسماعيل نيز دانسته‌اند.[3]از امام محمدباقر عليه السلام نقل شده كه ما، باقى مانده آن ذرّيّه‌ايم و دعاى ابراهيم در اين آيه، مخصوص ما است.[4]حضرت با استناد به آيه پيش‌گفته فرمود: به مردم دستور داده شده كه پس از حجِ خانه خدا نزد ما آمده، ولايت و يارى شان را به ما اعلام كنند.[5]از دسته‌اى روايات در ذيل اين آيه برمى‌آيد كه مقصود ابراهيم، سكونت گروهى از مردم در كنار ذرّيّه‌اش بوده تا تنها نباشند؛[6]ولى دسته ديگرى‌[1]. تفسير موضوعى، ج6، ص 457
[2]. مجمع البيان، ج 6،ص 489؛ الدرالمنثور، ج 5، ص 47
[3]. التفسير الكبير، ج19، ص 136؛ الميزان، ج 12، ص 76
[4]. مجمع البيان، ج 6،ص 489
[5]. همان، ص 490
[6]. مجمع البيان، ج 6،ص 490


صفحه 119

دلالت دارد كه منظور ابراهيم، حج گزاردن گروهى از مردم بوده است.[1]علّامه طباطبايى، با توجّه به مجموعه آيات، معتقد است كه اين دعا در زمان سال‌خوردگى حضرت بوده؛ بنابراين نظر دوم را تقويت‌مى‌كند.[2]
8. روزى فراوان:«وَارزُقهُم مِنَ‌الثَّمرت‌/ و آنان را از محصولات مورد نيازشان روزى ده.» (ابراهيم/ 14، 37) براساس پاره‌اى احاديث، در آيه 57 قصص/ 28 پاسخ دعاى ابراهيم بيان شده:«أَوَ لَم‌نُمَكّن لَهُم حَرَماً ءَامِناً يُجبى‌ إِليهِ ثَمرتُ كُلّ شَى‌ءٍ رِزقاً مِن لَدُنّا .../ آيا آنان را در حرمى امن جاى نداديم كه محصولات هر چيزى كه رزقى از جانب ما است به سوى آن سرازير مى‌شود؟ ...» بسيارى از مفسّران، منشأ توسعه رزق اهل مكّه را تجارت دانسته‌اند.[3]
در عهد عتيق در پى بيان نگرانى ابراهيم از نداشتن فرزند و وارث، نقل شده كه خداوند شب هنگام به او فرمود: ستارگان آسمان را بنگر و ببين آيا مى‌توانى آن‌ها را بشمارى؟
نسل تو نيز چنين بى‌شمار خواهد بود.[4]
در جاى ديگر مى‌گويد: خداوند در خواب به ابراهيم فرمود: نسل تو مدّت 400 سال در مملكت بيگانه‌اى بندگى خواهند كرد و ستم خواهند شد؛ ولى سرانجام با دارايى فراوان از آن جا بيرون خواهند رفت.[5]
فضايل آل‌ابراهيم‌
همه پيامبران پس از ابراهيم از تبار او هستند و فضايل فراوانى در قرآن براى آنان شمرده شده است:
1. مقام تسليم: وقتى يعقوب عليه السلام هنگام مرگ، از فرزندانش پرسيد: پس از من چه را[1]. مجمع البيان، ج 6،ص 490؛ الدرالمنثور، ج 5، ص 47
[2]. الميزان، ج 12، ص76
[3]. مجمع البيان، ج 6،ص 490؛ الميزان، ج 12، ص 77
[4]. كتاب مقدس: پيدايش15: 4- 7
[5]. همان: 12- 15


صفحه 120

مى‌پرستيد؟ گفتند:«نَعبُدُ إِلهَكَ و إَلهَ ءَابائِكَ إبرهيمَ و إسمعيلَ و إسحقَ إِلهاً وحداً و نَحنُ لَهُ مُسلِمون‌/ معبود تو، و معبود پدرانت، ابراهيم و اسماعيل و اسحاق، معبودى يگانه را مى‌پرستيم و در برابر او تسليم هستيم». (بقره/ 2، 133)
2. دريافت رحمت و بركات الهى:«قَالوا أَتَعجَبينَ مِن أَمرِ اللّهِ رَحمَتُ اللّهِ و بَرَكتُهُ عَليكُم أَهلَ‌البَيتِ إِنَّهُ حَميدٌ مَجيد/ فرشتگان گفتند: آيا از كار خدا تعجّب مى‌كنى؟
رحمت خدا و بركات او بر شما خاندان باد. بى گمان او ستوده‌اى بزرگوار است».
(هود/ 11، 73) ممكن است اين آيه، دعاى فرشتگان باشد كه از خداوند خواستند اهل‌بيت ابراهيم را مشمول رحمت و بركات خود قرار دهد و ممكن است جمله خبرى باشد كه فرشتگان خبر مى‌دهند، خداوند شما اهل‌بيت را مشمول رحمت خود قرار داده است.[1]درآيه 113 صافات/ 37 نيز آمده:«وَ برَكنا عَليهِ و عَلى‌ إسحق‌/ و به او ابراهيم و اسحاق بركت داديم». در عهد عتيق نيز به دنبال اجابت دعاى ابراهيم از خداوند كه براى ساره فرزندى را خواسته بود، آمده است: مطمئن باش خود ساره براى تو پسرى خواهد آورد و تو وى را اسحاق خواهى ناميد. من عهد خود را با او و نسل وى تا ابد برقرار خواهم ساخت و اسماعيل را نيز بركت خواهم داد و نسل او را چنان زياد خواهم كرد كه از او قوم بزرگى پديد آيد.[2]
3. مقام عصمت: بعضى مفسّران از آيه‌«وَاجنُبنِى و بَنِىَّ أَن نَعبُدَ الأَصنام»(ابراهيم/ 14، 35) عصمت از گناه را برداشت كرده‌اند؛ از اين رو، فرزندان ابراهيم را در آيه، به معصومان خاندان وى (پيامبر اسلام و اهل‌بيت او) اختصاص داده‌اند.[3]
4. برگزيدگى:«إِنَّ اللّهَ اصطَفى‌ ءَادمَ و نوحاً و ءَالَ إبرهيمَ و ءَالَ‌عمرنَ عَلَى‌العلَمين‌/ به يقين، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است.» (آل‌عمران/ 3، 33) اين معنا، در آيه 87 انعام/ 6 و 58 مريم/ 19 با واژه‌«اجتَبا»نيز آمده و مقصود از «عالمين» در آيه، مردم زمان خودشان است.
5. شايستگى:«و زَكريّا و يَحيى‌ و عيسى‌ و إِلياسَ كُلٌّ مِنَ الصلِحِين‌و زكريّا و يحيى‌[1]. مجمع البيان، ج 5،ص 274
[2]. كتاب مقدس: پيدايش17: 18- 22
[3]. الميزان، ج 1، ص296


صفحه 121

و عيسى و الياس را كه همگى از شايستگان بودند.» (انعام/ 6، 85)
6. دريافت وحى الهى:«... و أَوحَينا إِلَيهِم فِعلَ الخَيرتِ و إِقامَ الصَّلوةِ و إِيتاءَ الزَّكوةِ و كَانوا لَنا عبدِين‌... و به ايشان، كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و پرداخت زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند.» (انبياء/ 21، 73) بيش‌تر مفسّران، مقصود وحى را در آيه، وحى تشريعى دانسته‌اند؛[1]ولى علّامه طباطبايى آن را به معناى راهنمايى باطنى خداوند دانسته، در توضيح آن مى‌گويد: اضافه مصدر به معمولش (فعل‌الخيرات) بر تحقّق آن در خارج دلالت مى‌كند؛ بنابراين، وحى به عمل آنان تعلّق گرفته؛ يعنى انجام عمل از آنان، همزمان با وحى به آن كار است (دلالت باطنى) و اين، غير از وحى تشريعى است كه ابتدا كارى را تشريع مى‌كند؛ سپس كار براساس آن، انجام مى‌شود.[2]
7. مقام نبوّت:«... وَ جَعَلنا فِى ذُرّيَّتِهِما النُّبوَّة/ و در ميان فرزندانش نبوّت را قرار داديم.» (26 حديد/ 57) در آيات 54 و 163 نساء/ 4؛ 89 انعام/ 6؛ 73 انبياء/ 21 نيز به اين مطلب اشاره شده است.
8. مقام امامت و هدايت‌گرى:«و جَعَلنهُم أَئِمَّةً يَهدونَ بِأَمرِنا .../ و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‌كردند.» (انبياء/ 21، 73) به نظر علّامه طباطبايى، مقصود از هدايت در اين آيه، به دليل مقيّد شدن آن به «امر» هدايت باطنى و رهبرى تكوينى انسان‌ها در مسير كمال معنوى است، نه هدايت ظاهرى كه تبليغ دين و نشان دادن راه باشد.[3]بعضى، در ذيل آيه‌«قالَ إِنّى جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ و مِن ذُرّيَّتِى»(بقره/ 2، 124) گفته‌اند: ذرّيّه صالح ابراهيم، در پرتو دعاى وى به امامت رسيدند.[4]
9. دريافت كتاب:«فَقَد ءَاتَينا ءَالَ‌إِبرهيمَ الكِتب‌/ ما به خاندان ابراهيم كتاب داديم.» (نساء/ 4، 54) اين فضليت در آيه 163 نساء/ 4؛ 89 انعام/ 6؛ 58 مريم/ 19 و 27 عنكبوت/ 29 نيز آمده است. مفسّران، «كتاب» را به معناى كتاب‌هاى آسمانى (صحف‌[1]. مجمع‌البيان، ج 7،ص 89؛ التفسير الكبير، ج 22، ص 191؛ الميزان، ج 14، ص 305
[2]. الميزان، ج 14، ص305
[3]. الميزان، ج 14، ص304
[4]. تفسير موضوعى، ج6، ص 457


صفحه 122

ابراهيم و موسى، زبور داوود[1]تورات و انجيل‌[2]) و ظواهر شريعت‌[3]دانسته‌اند.
امام‌صادق عليه السلام كتاب را در روايتى به نبوت تفسير كرده است.[4]
10. حكمت:«فَقَد ءَاتَينا ءَالَ‌إبرهيمَ الكِتبَ والحِكمَة .../ ما به خاندان ابراهيم، كتاب و حكمت داديم.» (نساء/ 4، 54) «حكمت»، به نبوّت،[5]فهم و داورى،[6]اسرار حقيقت‌[7]و معارف و احكام الهى‌[8]تفسير شده است.
11. مُلك عظيم:«و ءَاتَينهُم مُلكاً عَظيماً/ ما به آنان خاندان ابراهيم مُلكى بزرگ بخشيديم.» (نساء/ 4، 54) مفسّران، «ملك» را به نبوت،[9]سلطنت سليمان،[10]تأييد ملائكه،[11]خلافت پس از نبوّت،[12]پيروى لازم،[13]امامان هدايت عليهم السلام،[14]كمال قدرت،[15]رهبرى دنيايى و دين،[16]و زنان بسيار[17]تفسير كرده‌اند. طبرى، با استناد به روايتى از ابن‌[1]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 194
[2]. مجمع البيان، ج 3،ص 95
[3]. التفسير الكبير، ج10، ص 133
[4]. تفسير قمى، ج 1، ص168
[5]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 195
[6]. تفسير قمى، ج 1، ص168؛ الكافى، ج 1، ص 206
[7]. التفسير الكبير، ج10، ص 133
[8]. مواهب الرحمن، ج8، ص 284
[9]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 194- 195
[10]. همان، ص 195؛مجمع البيان، ج 3، ص 95
[11]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 195
[12]. تفسير قمى، ج 1،ص 168
[13]. همان؛ مجمعالبيان، ج 3، ص 95
[14]. تفسير عياشى، ج1، ص 168
[15]. التفسير الكبير،ج 10، ص 133
[16]. مجمع البيان، ج3، ص 95
[17]. جامع البيان، مج4، ج 5، ص 95